۱- در مورد ادعای آقای هاشمی مبنی بر حذف شعار «مرگ بر امریکا» و موافقت امام، باید گفت؛ این ادعا به یک شوخی نزدیک‌تر است، چرا که اولاً موضع امام در برابر شیطان بزرگ تا آن پایه ریشه‌ای، مبنایی و منطقی بود که نمی‌توان تصور کرد که امام در مقطعی در این موضع الهی ـ انقلابی خویش تجدید نظر کرده باشند.

۲- به فرض اگر امام مصلحت اسلام و ایران را در حذف شعار «مرگ بر امریکا» تشخیص می‌دادند، بی‌درنگ آن را اعلام می‌کردند و در اعلام آن کوچک‌ترین تردیدی به خود راه نمی‌دادند.

۳- امام(ره) پنج سال پس از آنچه در خاطره آقای هاشمی آمده است در قید حیات بودند. با نگاهی به سخنرانی‌ها، پیام‌ها و نوشته‌های امام می‌بینیم که نه تنها کوچک‌ترین نشانه‌ای از تغییر مشی امام نسبت به شیطان بزرگ پدید نیامد، بلکه استوارتر و پایدارتر از گذشته بر ضد آن شیطان جهانخوار موضع‌گیری داشتند و دیگران را به خطر امریکا متوجه می‌ساختند و هشدار می‌دادند.

۴- در خاطرات آقای هاشمی، تاریخ گفتگو با امام(ره) و جلب به اصطلاح موافقت ایشان بازگو نشده است. آقای هاشمی که خاطرات خود را به صورت روزانه و لحظه به لحظه یادداشت می‌کند، چگونه آن روز و ساعتی را که با امام پیرامون حذف شعار «مرگ بر امریکا» گفتگو کرده است یادداشت نکرده و در کتاب خاطرات نیاورده است؟

۵- ادعای موافقت امام با حذف شعار «مرگ بر امریکا» با آنچه در ۱۱ اسفند همان سال در خاطرات ایشان آمده که «نظر من این است که در صورت پیروزی در عملیات بدر، امام دستور بدهند شعار «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر شوروی» از موضع قدرت حذف شود» چگونه همخوانی دارد؟ آیا این خاطره نیز تأیید نمیکند که جریان حذف شعار مرگ بر امریکا نظر شخصی آقای هاشمی بوده و به امام ارتباطی نداشته است؟

رفقای گرمابه و گلستان حضرت امام خمینی(ره)

حجت الاسلام روحانی در ادامه ضمن اشاره به این موضوع که جریان‌های داخلی به ۲ دسته خلاصه می‌شوند گفت: یک دسته افرادی هستند که دنباله‌روی کاخ سفید هستند و تمام حرف‌هایی که از آنجا صادر می‌شود را تکرار می‌کنند و فکر می‌کنند اگر بتوانند امام را به زیر سؤال ببرند نان‌شان تو روغن است اما اینها صد در صد اشتباه می‌کنند، همان‌طور که مصدق اشتباه کرد. مصدق هم نسبت به آمریکا دید مثبت داشت اما آمریکا نسبت به او وفادار نبود. افرادی که الان دنباله‌روی سیاست آمریکا هستند فکر می‌کنند اگر روحانیت و نظام جمهوری اسلامی از بین رفت اینها در رأس قدرت قرار می‌گیرند! اما غافل از این مطلب که آمریکا تنها از این افراد به عنوان پیاده نظام استفاده می‌کند و تنها از قلم و جوسازی آنها در جهت اهداف خود بهره می‌گیرد. اما قدرت را به مزدوران خودفروخته‌ای می‌سپارد که در آستین دارد و پرورش داده است.

وی در ادامه افزود: دسته دوم افرادی هستند که خودشان را وابسته به امام(ره) می‌دانند و سعی می‌کنند از موقعیت امام به نفع خودشان سوء استفاده کنند. اگر به کتاب‌های خاطراتی که در حال حاضر منتشر می‌شود نگاه کنید، چیزی نمانده که بگویند ما با امام کشتی می‌گرفتیم! و به گونه‌ای صحبت می‌کنند که انگار یار گلخانه، گلستان امام بوده و شبانه روز با امام بوده‌اند. این از بدبختی این افراد است. این افراد در خاطرات و مصاحبه‌های خود به گونه‌ای از شخصیت و جایگاه امام هزینه می‌کنند که حتی اگر بتوانند اعلام می‌کنند که، رهبر ما بودیم و امام(ره) هم به عنوان یک مرجع نظر ما را اجرا می‌کرد. اینها به عقده‌های درونی این افراد بر می‌گردد که احساس می‌کنند پایگاه‌های مردمی‌شان متزلزل است یا موقعیت مردمی ندارند و از این طریق می‌خواهند برای خود پایگاه کسب کنند.