تاييد محکومیت جوانفکر به 6 ماه حبس

 
تاييد محکومیت جوانفکر به 6 ماه حبس

سخنگوی دستگاه در مورد پرونده علی اکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: در یکی از پرونده ها حکم صادر و قطعی شده است که بر اساس آن وی به 6 ماه حبس محکوم شده است.

به گزارش مهر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای عصر دوشنبه در بیست و ششمین نشست خبری خود در پاسخ به اینکه برخی از سایتهای وابسته به فتنه 88 خبری را مبنی بر راهپیمایی روز 25 بهمن را منتشر کرده اند گفت: هر فرد و گروهی بخواهد امنیت و آسایش مردم را برهم بزند قانون جلوی آنها می گیرد. مردم هم دیگر فریب نمی خورند.
 
وی افزود: دادستانهای کشور و دادستان تهران حواسشان جمع است و پیش بینیهای لازم را انجام می دهند. دادستان تهران هم اقداماتی را انجام داده است.
 
دادستان کل کشور در مورد پرونده علی اکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: حکم قطعی صادر و وی به 6 ماه حبس محکوم شده است.
 
حجت الاسلام محسنی اژه ای در مورد اینکه برخی از نمایندگان فعلی مجلس به دلیل دست داشتن در اختلاس اخیر رد صلاحیت شدند گفت: تشخیص صلاحیت بر عهده هیئتهای تشخیص است. حتی برخی از افراد ممکن است رد صلاحیت شوند ولی ارتباطی با محکومیت و پرونده داشتن آنها در دستگاه قضا ندارد. اینکه هر شخصی پرونده دارد باید رد صلاحیت شود صحیح نیست و باید دلیل رد صلاحیت را از شورای نگهبان سوال کرد.
 
سخنگوی دستگاه قضا در مورد ارسال گزارش کمیسیون اصل 90 به قوه قضائیه گفت: هنوز این گزارش ارسال نشده است.
 
وی همچنین در مورد پرونده خاوری گفت: هنوز اتفاق جدیدی نیفتاده است و اینترپل هنوز گزارشی نداده است.
 
محسنی اژه ای در مورد اصلاحات قانون مجازات اسلامی و حذف حکم سنگسار در این قانون گفت: این قانون اصل 85 است و تنها سه سال به صورت آزمایشی اجرا می شود. وقتی هم تصویب و ابلاغ شد باید به آن عمل کنیم.
 
محسنی اژه ای در خصوص اخلالگران در عرصه انتخابات گفت: امسال ستادهای ویژه ای در استانها و شهرستانها ایجاد شد که با هماهنگی وزارت کشور و شورای نگهبان در جهت جلوگیری از تخلفات انتخاباتی اقدام کنند. درحوزه آموزش و اطلاع رسانی هم اقدامات خوبی انجام شده است.
 
وی افزود: عده ای که قصد اخلال در روند انتخابات را داشتند شناسایی شدند ولی اینکه قصد قبلی داشتند باید بررسی شود.

اقدام انقلابی در شورای انقلاب فرهنگی.

 
ابلاغ حکم دانشجو از سوی رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در صورت امتناع هاشمی‌
 

در جلسه شورای انقلاب فرهنگی تبصره‌ای به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد که براساس آن اگر حکم رئیس جدید دانشگاه آزاد تا هفته آینده از سوی هاشمی‌رفسنجانی رئیس امضا و ابلاغ نشود، این حکم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ می‌شود.

 یک منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس، جزئیات جلسه روز سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه شورای عالی انقلاب فرهنگی راکه به ریاست محمود احمدی‌نژاد برگزار شد، تشریح کرد.
 
وی افزود: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تبصره‌ای به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد، که براساس آن اگر حکم فرهاد دانشجو رئیس جدید دانشگاه آزاد تا هفته آینده از سوی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد امضا و ابلاغ نشود، این حکم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ خواهد شد.
 
این منبع آگاه خاطرنشان کرد: در این جلسه پیشنهاد تشکیل مجدد جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد و اعلام برنامه از سوی کاندیداهای ریاست این دانشگاه از سوی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب نشد و اعضای این شورا بر مصوبه قبلی خود مبنی بر ریاست قانونی فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد تأکید کردند.
 
وی تصریح کرد: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد که حضور رئیس جدید دانشگاه آزاد برای ارائه برنامه‌های خود در جلسه هیئت امنای این دانشگاه مغایرتی با دو مصوبه‌ای که به تصویب رسیده، ندارد.

هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرده است.

 
كچوئيان:اساسنامه دانشگاه آزاد در جلسه فردای شورای انقلاب فرهنگی اصلاح می‌شود
 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از افزودن تبصره به اساسنامه دانشگاه آزاد به منظور صدور حکم ریاست دانشگاه در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد و گفت: هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرده است.

حسین کچوئیان در گفتگو با  مهر با تشریح جزئیات جلسه مذاکره روز گذشته با هاشمی افزود: آیت الله هاشمی رفسنجانی به شدت از موضع انکار و مخالفت صحبت و اعلام کرده که باید بار دیگر در جلسه هیأت امنا کاندیداها حاضر شوند و همه از جمله فرهاد دانشجو برنامه های خود را ارائه دهند تا پس از رای گیری، حکم ریاست فرهاد دانشجو امضا شود.
 
وی گفت: جلسه دیروز با رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی به بن بست خورد و فردا هم با رای گیری اعضای شورا، به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی تبصره ای اضافه می شود تا شورا حکم فرهاد دانشجو را امضا کند.
 
کچوئیان افزود: در جلسه دو هفته گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار بود به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی تبصره ای اضافه شود اما دکتر احمدی نژاد تاکید کرد که این اقدام مناسبی نیست و باید حرمت هاشمی رفسنجانی را نگه داشت و با وی مذاکره کرد.
 
وی با تأکید بر اینکه در طول این مدت شورای عالی انقلاب فرهنگی که یک نهاد قانونگذار به شمار می آید، معطل یک نفر شده است، گفت: از رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد تعجب می کنم که با آن شأنیت و موقعیت، در رفتارشان لجبازی دیده می شود و اعلام می کند که باید همانطور که وی می گوید روند امضای حکم ریاست فرهاد دانشجو پیش رود.
 
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه از همان جلسه پیشین شورا با مذاکره با هاشمی رفسنجانی مخالف بودم، اظهار داشت: چه معنا دارد قانونی که تصویب شده در آن چانه زنی صورت گیرد البته جلسه مذاکره با وی این حسن را داشت که مشخص شد رویه های غیرقانونی از کجا ناشی می شود.
 
کچوئیان تاکید کرد: در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنده و برخی از اعضای شورا خواهان اجرای قانون خواهیم شد لذا در اساسنامه اصلاحات لازم صورت می گیرد.
 
وی گفت: اینکه اعلام شده در جلسه دیروز تفاهم مشترک صورت گرفت، اصلاً چنین چیزی وجود نداشت زیرا با مواضع رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد جلسه به بن بست رسید و قرار هم نیست جلسه دیگری بر اساس آنچه که در صورت جلسه روز گذشته اعلام شده، برگزار شود. 
 
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: حجت الاسلام محمدیان - یکی از اعضای هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی- برای جلوگیری از بن بستی که پیش روی اعضای هیأت امنا قرار داده شده بود، به آیت الله هاشمی رفسنجانی پیشنهاد و اعلام کرد در جلسه 30 آذرماه تنها رای گیری برای انتخاب رئیس هیأت امنا برگزار و در جلسه بعدی تنها رئیس دانشگاه آزاد انتخاب شود.
 
کچوئیان تاکید کرد که با این پیشنهاد، رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی قول داد که در جلسه 21 دی ماه تنها و تنها رئیس دانشگاه آزاد مشخص شود. اما در جلسه بعدی هیأت امنا باز هم هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرد و حتی سید حسن خمینی سه بار به وی تاکید کرد که در این جلسه خلف وعده می شود اگر رئیس دانشگاه آزاد معلوم نشود

دانشجو: هاشمی حاضر به امضاي حکم من نیست

 
دانشجو: هاشمی حاضر به امضاي حکم من نیست!
 

براساس شنیده ها هاشمی رفسنجانی حاضر به امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد نیست.

فرهاد دانشجو رئیس پیشنهادی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: گویا شایعه مانع ایجاد کردن هاشمی رفسنجانی در امضا حكم من هم اکنون به واقعیت تبدیل شده است.

وی افزود: تیمی به شورای انقلاب فرهنگی فرستاده شد و گویا دکتر احمدی و مخبر دزفولی این ابلاغیه را امضا کردند اما هاشمی رفسنجانی امضا نکرده است و قرار است که دوباره تیمی برای راضی کردن آیت ا..هاشمی رفسنجانی برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد فرستاده شود.

** کاندیدای هاشمی رفسنجانی دکتر میرزاده است

وی در خصوص تشکیل جلسه برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد گفت: نهایتا تا قبل از روز سه شنبه جلسه ای مبنی بر امضای حکم ریاست دانشگاه آزاد تشکیل می شود اما با توجه به تاخیر ات صورت گرفته قرار بر این شده که این جلسه بعداز سه شنبه تشکیل و به نتیجه نهایی برسد.

وی خاطر نشان کرد: کاندیدای آیت الله هاشمی رفسنجانی دکتر میرزاده است که به همه خبرگزاری ها در این خصوص اطلاع رسانی صورت گرفته است.

 

 

اما....

"رییس جدید دانشگاه آزاد اسلامی"

طنز/ تاریخ انقلاب، آن‌طور که هاشمی، روحانی و جزایری دوست دارند!!!

 
 تاریخ انقلاب، آن‌طور که هاشمی، روحانی و جزایری دوست دارند
 
 
 
 
 

طنز- محمد رضا شهبازي: 

خاندان معظم هاشمی به مستند صراط اعتراض کرده اند. همچنین شهرام جزایری و حسن روحانی نیز به این برنامه معترض شده اند که لازم است تاکید کنیم این اعتراضات در نامه های جداگانه بوده که اگرچه موجب اسراف کاغذ است اما نشان می‌دهد که تلاقی این اعتراض‌ها کاملا اتفاقی بوده است. ما ضمن اینکه شما را با عملیات پیدا کردن پرتقال فروش تنها می‌گذاریم، یک طرح پیشنهادی را هم به مسئولین صدا و سیما تقدیم می‌کنیم تا از این پس این‌جوری مستند بسازند و تاریخ انقلاب را روایت کنند تا به کسی برنخورد:

1

یک خاندان بود که حدود 30 سال پیش تصمیم گرفت انقلاب کند و پدر پهلوی را در بیاورد اما از آنجا که خیلی مردم‌دار بود تصمیم گرفت مردم را هم در این کار بازی دهد تا آنها هم بعدها بتوانند در این ایام شادی کنند، سرود بخوانند، شیرینی بخورند و کلی به خودشان ببالند! همچنین این خاندان از آنجا که می‌دانست پول چرک کف دست است، در نظافت مردم و بهداشت عمومی جامعه کوشید و حتی چرخ‌هایی را از خارج وارد کرد که چرخ های توسعه نام داشت و مردم با رفتن زیر آن کلاً تر و تمیز می شدند!

بعدها یکی از پسران این خانواده که او هم به تمیزی خیلی اهمیت می داد، تصمیم گرفت مشکل را از ریشه حل کند و به‌جای تمیز کردن مردم، پول را تمیز کند تا هی کف دست مردم چرک نشود. او این‌کار را در جایی که قرار بود سوخت را به صورت بهینه ای بسازد، انجام داد و به "پول‌شویی" مشغول شد. اما واسه اینکه ریا نشود، اصلا راضی نبود که این خدمات رسانه ای شود، به‌خاطر همین، دوستانش گفتند: «چه دوره زمونه ای شده، برای اینکه اجر خدمات این بنده خدا را از بین ببرند، برداشتند سر یکی را کردند تو کاسه‎ي توالت فرنگی تا مجبور شود از طرف این پسر خانواده ریا کند.»

همین پسر خانواده چندی بعد وقتی خیالش از بهداشت عمومی راحت شد، به فکر سطح علمی مردم افتاده و برای سرکشی به شعبه های دانشگاه آزاد رفت خارج و حتی تق و لق بودن مدیریت این دانشگاه هم موجب نشده است تا او ذره ای در انجام وظیغه اش خلل وارد شود و کارش را ول کند و برگردد؛ هی سرکشی می‌کند، هی سرکشی می‌کند، الان دو سال است که دارد هی سرکشی می‌کند لامصب!

2

اتفاقا یکی از کسانی که با این خاندان ارتباط داشت و هنوز هم در دم و دستگاه آن‌ها دارد به صورت استراتژیکی تحقیق می‌کند، کسی است که یک زمانی مسئول امور هسته ای بود. از قضا این بنده خدا هم خیلی به فکر مردم بود و هر وقت میوه می‌خورد به این فکر می‌کرد که خدایا، تا کی باید هسته این میوه ها بره زیر دندون مردم و اونها رو اذیت کنه؟ همین هم موجب شد تا او همیشه دنبال راه حلی باشد تا مردم رو از این وضع نجات بدهد. تازه او خبر نداشت بعضی مردم حتی هسته میوه هایی مثل موز و خیار رو هم می‌خورند وگرنه خیلی بیشتر ناراحت می‌شد. همین هم موجب شد كه این مرد دلسوز به فکر از بین بردن هسته ها یبفتد و برای شروع به سراغ صنعت هسته ای برود. او به این فکر می‌کرد که وای به روزی که برق هم هسته داشته باشه و بره زیر دندون مردم! بنابراین صنعت هسته ای تعلیق شد. او این کار را کرد تا با تعلیق شدن برنامه های هسته ای بتونه از پشت بره سراغ برق و درست زمانی که اون تعلیقه، هسته اش رو در بیاره؛ آخه می‌دونید که برق اگر تعلیق نباشه، آدم رو می‌گیره و نمی‎شه هسته اش رو درآورد.

خلاصه اینکه این بنده خدا هم برای خدمت به مردم هر کاری کرد. حتی برای اینکه آیندگان رو هم از خطر هسته ها نجات بده، حاضر شد با سران استکبار بشینه سر یه میز و خودش رو جلوی اون‌ها کوچیک کنه و بر خلاف روحیه قاطعی که داشت، هی بگه "چشم، چشم". حتی یکی از زیر دست‌هاش نفوذ كرد تو تشکیلات اون‌ها اما از اونجا که خیلی نفوذ كرده بود، نتونست برش گردونه. از همین جا بود که مردم فهمیدن این افراد چقدر نفوذشون زیاده!

3

یکی دیگه از افرادی که متأسفانه مظلوم واقع شده و کلی درباره اش تاریخ رو تحریف کردند یه بستنی فروش خرده پاست. البته این خرده پا که میگم یعنی اینکه الان خرده پا شده وگرنه تو دوره زمونه خودش کلی برو بیا داشته ها. مثلا این بنده خدا با چرخ دستی بستنی فروشی‌اش می رفته تو مجلس و به شیخی که رییس مجلس بوده 300 میلیون تومان بستنی می‌داده؛ اون بنده خدا هم بستنی ها رو بر می‌داشته و بین مستمندان پخش می‌کرده. این شیخ آن‌قدر مشغول بستنی گرفتن و پخش کردن بوده که اصلا حواسش نمی‌شه که "دول الخلیج العربیة" یعنی چی و جلوی کلی آدم سوتی می‌ده. اما اینجا قرار بود تاریخ اون بستنی فروش رو بگیم  ولی چه کار کنیم که تاریخ اون شیخ خوشمزه تره! خلاصه بستنی فروش تاریخ ما بعد از مدتی کار و کاسبی‌اش کساد میشه و چرخش رو به جرم توزیع بستنی آلوده توقیف می‌کنند. روزگار بلایی به سر این بنده خدا میاره و کارش به جایی می‌رسه که تو زندان بهش میگن آفتابه دزد! آخه چند سال بعد خبر می‌رسه که یه یارو با «خاور» بستنی آلوده توزیع می‌کرده، یه چرخ ناقابل که چیزی نیست!

انتقاد از نمايش نامناسب روابط محرم و نامحرم و تبرج مجري‌هاي زن در صداوسيما

 گفت‌وگو با دكتر بتول نامجو؛
 
انتقاد از نمايش نامناسب روابط محرم و نامحرم و تبرج مجري‌هاي زن در صداوسيما/
 
 بعد 30سال حداقل در هر استان بايد يك بيمارستان‌بانوان باشد

دکتر بتول نامجو فرزند شهید حسین نامجو و خواهر سردار شهید ماشاءالله (مسعود) نامجو است. او که از اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، دکترای حرفه ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان دارد و دوره های مختلف آموزشی و نخصصی را پشت سر گذاشته است. دکتر نامجو که از اعضای بسیج جامعه پزشکی کشور است، سابقه عضویت در دوره دوم شورای اسلامی شهر کرمان را نيز دارد. وي هم‌اکنون دبیر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده کشور است. در ادامه گفت‌گوی خبرنگار رجانيوز با دکتر نامجو را می خوانید.

بحث را از سوابق اجرایی شما شروع کنیم.

سوابق كاري من از سال 78 شروع مي‌شود. فارغ‌التحصيل رشته علوم پزشكي دانشگاه كرمان در سال 77 هستم و فعاليتم را از سال 78 شروع كردم. ابتدا در دانشگاه علوم پزشكي در سمت‌هاي پزشک مسئول در سه درمانگاه مشغول به كار شدم و سه سال بعد مسئول ستاد شهرستان كرمان و سپس مسئول ستاد استان كرمان در قسمت سلامت و بهداشت خانواده شدم و بعد با توجه به شرايط كاري‌اي كه پيش آمد به وزارت بهداشت منتقل شدم. در وزارت بهداشت هم به عنوان كارشناس امور جمعيت در مركز توسعه شبكه مشغول به كار شدم و بعد از آن هم با توجه به مسئوليت‌هاي فرهنگي و سياسي‌اي كه در آن زمان داشتم و درخواستي كه رئيس شوراي فرهنگ اجتماعي زنان از من داشتند، به عنوان دبير شورا در آنجا مشغول به كار شدم. از سال 90 در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان كه در واقع زيرمجموعه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي است، هستم.

چه شد كه تصميم گرفتيد وارد عرصه انتخابات شويد؟

در دوره دوم شوراهاي شهر و روستا در كرمان به عنوان عضو شورا انتخاب شدم، دقيقاً مثل همين حالا بود كه انگيزه‌اي براي اين كار نداشتم و اصلاً نمي‌دانستم كه يك پزشك در شوراي شهر چه خدمتي مي‌تواند بكند، ولي وقتي وارد شدم، متوجه شدم که هر شغل و سمتي كه داشته باشیم، می‌توانیم در حوزه‌های مختلف از جمله مسایل بهداشتي، شهري، فرهنگي و اجتماعي فعالیت کنیم. در آن زمان هم كه در دوره دوم شوراي شهر بودم، در بحث مسائل بهداشتي و آموزش بهداشت و مسائل فرهنگی، فعاليت‌هاي زيادي شد، ولي به هر حال در دوره سوم در جريان يك‌سري تغييرات سياسي كه به وجود آمد، از ليست جدا شدم و رأي نياوردم و اين در نتيجه تغيير و تحولاتي بود كه در يك‌سري از جريان‌هاي اصول‌گرا پيش آمد و تا حالا هم ادامه دارد. حقيقت اين است كه آن موقع تمايل داشتم فعاليت در شوراي شهر را ادامه بدهم ولی ممکن نشد. در حال حاضر هم که وارد این عرصه شده ام فقط و فقط انجام تکلیفی است که بر دوشم گذاشته‌اند و برايم مهم نيست كه رأي بياورم يا نياورم.

شما در کرمان فعالیت‌های فرهنگی هم داشتید؟

یکی از بزرگ‌ترين هيئت‌های مذهبی و فرهنگی در كرمان به نام "شهداي بيت‌الله‌الحرام" است که همسرم پايه‌گذار آن بودند و بيشتر فعاليت‌هاي فرهنگي دارد، ولي در جاهايي كه ضرورت ايجاب كند، مواضع سياسي هم دارد و پاي كار هستند. این هیئت در ابتدا از چند دانش آموز بسیجی تشکیل شد و الان جمعیت آن گاهی تا حدود 12000 نفر هم می‌رسد كه برنامه‌هاي بسيار پربار معنوي در جهت رشد معنوی جوانان و مراسم‌های مختلف، سخنرانی‌های متعدد و...برگزار می‌کند.

در مورد پوشش بانوان در سطح جامعه و دانشگاه‌ها نکات گوناگوني مطرح است، از جمله بحث کاهش پایبندی به حجاب اسلامی در جامعه، به نظر شما آيا سطح و كيفيت حجاب در جامعه ما كاهش داشته يا افزايش؟

یکی از موضوعاتی که در شوراي زنان به‌طور جدی مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث عفاف وحجاب بود کهمعاونت محترم نيروي انتظامي تشريف آوردند و بحث حجاب را از ديدگاه خودشان اين‌طور مطرح كردند و گفتند طبق آماري كه به آنها داده شده، كلاً وضع حجاب بهتر شده، اما نظر شخصي من اين نيست، چون در سطح دانشگاه‌ها، بيمارستان، خيابان‌ها و كوچه‌ها را كه مي‌بينم، به نظرم اگر بدتر نشده باشد، بهتر هم نشده است. به نظر من اولاً اين يك بحث ملي است و بايد همه مشاركت داشته باشند. ثانياً يك بحث فرهنگي است و بايد زمينه‌سازي شود. الان در كل دنيا هر آموزشي كه مي‌خواهند بدهند و هر نوع فرهنگ‌سازي‌اي را از مهد كودك‌ها شروع مي‌كنند. اين نكته بسيار مهمي است. متأسفانه ما مهدكودك‌ها را فراموش كرده‌ايم. بسياري از مهدكودك‌ها در ترويج آموزش رقص و زبان با موسيقي‌هاي خاص كار مي‌كنند و هيچ نظارتي روي اين قضيه نيست و يا حتي دربعضی از مدارس دولتي - تا آنجا كه من مشاهده كرده‌ام- هيچ تأكيد و حساسيتي روي بحث عفاف و حجاب نيست و هيچ آموزشي داده نمي‌شود و لذا در زمينه فرهنگ‌سازي و آموزش آن باید بیش از اين كار بشود.

نباید قبل از مهدكودك، روي پدر و مادرها كار شود؟

من فكر مي‌كنم بحث آموزش در مهدكودك‌ها هم خيلي مهم است. ببينيد در مورد هواي پاك و تغذيه سالم چقدر تبليغات وسيعي مي‌شود و چقدر آموزش داده مي‌شود و اين بچه‌ همه اين آموزش‌ها را به خانه مي‌آورد. اگر در مهدكودك‌ها و در مدارس، در بحث رعايت احكام ديني و مذهبي، بچه‌ها توجيه شوند و اصل مسئله با زبان شیرین و کودکانه براي آنها تفهیم شود، مسلماً تأثيرگذار خواهد بود. چون در مدارس فرهنگ‌سازي‌هاي لازم و آموزش‌هاي لازم داده نمي‌شود و بستر مناسب براي آموزش احکام و مسایل دینی برخورد صحیح محرم و نامحرم فراهم نمي‌شود و وقتي وارد دانشگاه مي‌شوند، اين تداخل صورت مي‌گيرد و بچه‌ها دچار يك‌سري بحران‌هاي روحي‌‌- رواني مي‌شوند و متأسفانه حتي اصل دين را هم زير سئوال مي‌برند.مشكلي است كه بايد به شكل جدي به آن توجه كرد.

نكاتي كه مطرح كرديد، بحث فرهنگي در زمينه حجاب و عفاف بود، اما بدحجابي و بي‌حجابي به هر حال يك جرم است و طبق قانون با يك فرد بي‌حجاب به عنوان مجرم برخورد مي‌شود. برخورد با بي‌حجابي بايد چگونه باشد. برخوردهاي محكم و شديد با اين پديده را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

در مورد حجاب، بحث دين و مذهب و حكم الهي كه در قرآن هم آمده، امري جداست و در اينجا نمي‌خواهم بحث آن را مطرح كنم، اما ما اعتقاد داريم كه در هر كشوري بايد قانون رعايت شود. در كشورهاي ديگر قانون دارند، كه كسي نبايد حجاب داشته باشد و رعايت هم مي‌كنند. در كشورهاي ما چه كساني كه مذهبي هستند و چه آنهايي كه نيستند، ادعا مي‌كنند كه قانون بايد رعايت شود. پس چرا افرادی که قوانین مربوط به عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند، در مواقع اعمال قانون اعتراض مي‌كنند؟ اين نكته‌اي است كه بايد از آنها سئوال كرد. اتفاقاً اين عده از جمله كساني هستند كه مي‌گويند در كشور ما قانون رعايت نمي‌شود و از اين بابت شكايت دارند و خودشان مدعي رعايت قانون هستند.

نكته دوم اين است كه از پيامبراكرم صلی الله و علیه و آله نقل شده است كه اگر در جامعه‌اي امر به معروف و نهي از منكر ضعيف شود، مشکلاتی در آن جامعه پدید می آید که نمی‌توان حل کرد. من فكر مي‌كنم وقتي مسئله بدحجابي شروع شد، همه ما انتظار داشتيم كه جاي ديگري مثلاً نيروي انتظامي با آن برخورد كند. خود مردم حقيقتاً مشاركت خوبي نداشتند. مغازه‌دار، استاد، معلم همه و همه در راستای درست این فریضه مهم حرکت نکردیم.

عملكرد صدا و سيما درباره رواج فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی چگونه ارزیابی می‌کنید، آيا به بحث حجاب و عفاف نزديك شده و توانسته نقش خود را در مقابل تهاجم فرهنگي ایفا کند؟

اتفاقاً يكي از موضوعاتي است كه در شوراي زنان در باره آن خيلي بحث مي‌شود، انتقاد بر برخی از برنامه‌های صدا وسیما و نقد بعضی از فیلم هاست. مجريان زني كه با تبرج و خودنمایی و یا صحبت‌هایی که به صورت خیلی راحت و بعضا شوخی با كارشناسان مرد صورت می‌گیرد و یا نشان دادن راحت روابط دختر و پسر در فيلم‌ها و... اينها مسائلي هستند كه متأسفانه مشاهده مي‌شود. البته باید منصفانه قضاوت کرد چرا که این سازمان در جهت تولید برنامه‌های مذهبی و فرهنگی نیز اقدامات خوبی كرده است که باید تقویت شوند و در جهت رفع نواقص موجود تلاش شود.

در این زمینه یكي از انتقادهايي كه مقام معظم رهبری در سفر به قم در جمع طلاب داشتند، اين بود كه آنها از برنامه‌هاي فرهنگي فاصله گرفته‌اند و در برنامه‌هاي فرهنگي دولت، وزارت ارشاد و سازمان‌هاي ديگر مشارکت ندارند و فاصله گرفتن قشر مذهبي و حوزه‌هاي علميه از اين برنامه‌ها موجب شد كه شكاف عميقي بين اين دو حوزه ايجاد شود و آنها كار خودشان را به نحو ديگري بكنند و شرايط به‌گونه‌اي شد كه قشر مذهبي مي‌ترسيد وارد اين عرصه‌ها بشود. تا آنجا که اطلاع دارم پس از فرمایشات مقام معظم رهبری صدا و سيما در بحث مسائل مذهبي و كارگرداني و كارهاي هنري كه بايد با ظرافت‌هاي خاص انجام بشوند، ظاهراً تعاملاتي را با حوزه برقرار کرده است.

به نظر شما شاخصه‌هاي يك نماينده آرمان‌گرا چيست؟

صحنه انتخابات، يك ميدان انجام تكليف است. هم مردم بايد با ديد تكليف به اين قضيه نگاه كنند، هم كسي كه كانديدا‌ي نمايندگي مي‌شود، بايد با ديد تكليفي به اين ميدان نگاه كند. پيروزي و شكست به هيچ وجه نبايد برايش مهم باشد، چون بحث رضايت خدا و اداي تكليف در بين است. يك نماينده خوب بايد بلندگوي حق‌طلبي مردم در راستاي ولايت‌فقيه باشد. اين اولين اصل است. دوم اينكه منافع شخصي و مادي و منافع ديگري را كه اگر هست به هيچ عنوان نبايد در رأس كارهاي خود قرار بدهد. بايد رضايت خدا و ان‌شاء الله خدمت به خلق خدا را ‌ـ‌به دور از هر گونه تزوير و اينكه بخواهد كاري را بكند كه مردم به واسطه آن كار، او را بشناسند‌ـ مد نظر قرار بدهد. فقط در جهت رضاي خدا و اداي تكليف و اطاعت از امر ولي‌فقيه قدم بردارد.

در بحث آرمان‌گرايي نمايندگان، فتنه و ابتلائاتي كه دامن‌گير مي‌شود، چه نقشي در شناخت آنها دارد؟ خصوصاً در فتنه‌اي كه در سال 88 ايجاد شد.

فكر مي‌كنم شعور سياسي مردم آن‌قدر بالا رفته كه مي‌توانند اهل فتنه را از ديگران تشخيص بدهند. اما افرادي كه مرموزانه به اين افراد نزديك مي‌شوند، در مورد اينها مسئله حساس‌تر مي‌شود. ان‌شاء الله خداوند كمك كند و جبهه پايداري هم بتواند در شناساندن اين افراد به مردم كمك و اهداف خود را دنبال كند و ديگر اينكه از نحوه تبليغات و وعده‌هايي كه مي‌دهند و از نحوه عملکرد خود در این صحنه حساس که همان تقوای سیاسی است كه يك سياست‌مدار بايد داشته باشد، مي‌شود تشخيص داد، چون در صحنه سياست سخني كه حضرت امام آن‌قدر روي آن تأكيد داشتند كه سياست نبايد از ديانت جدا شود، يعني در صحنه سياست هم بايد تقوا داشت.

اگر شما رأي آورديد و به مجلس رفتيد، برنامه‌ي مشخص‌تان چيست؟

اول هر آنچه را كه در مسير امر ولايت‌فقيه باشد و دوم که ان‌شاء الله سعي می‌كنيم طرح‌ها و لوایحی را که بر زمین مانده ودر راستای تقویت نظام جمهوری اسلامی هستند، احیا و حمايت‌ کنیم و هر كاري كه از دست‌مان برمي‌آيد که در مسیر امر ولایت فقیه باشد، انجام دهيم.

بحث آرمان‌گرايي و شاخصه‌هاي آرمان‌گرايي يك نماينده و خواسته‌هاي آقا چه جايگاهي دارد؟

جايگاهش در قلب ماست و هر چه كه ايشان امر بفرمايند، مطمئناً اطاعت خواهيم كرد، همان‌طور كه تا به حال در هر زمينه‌اي كه امر فرموده‌اند، اگر كاري نتوانسته‌ايم بكنيم، بي‌تفاوت هم نبوده‌ايم. اولين و آخرين كار ما اطاعت از امر ولي‌فقيه است، چون هر چه داريم از ايشان داريم.

حضور بانوان را در عرصه‌های حاکمیتی مثل وزارت و مجلس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از آنجایی که براساس اندیشه‌های مترقی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، زنان می‌توانند و در موقعیت‌هایی باید از باب تکلیف در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی نقش ایفا كنند، به‌همین جهت هم وظیفه حکومت است تا به بهترین صورت و نوع امکان این حضور فراهم شود تا هرچه بهتر و مناسب‌تر در عین این نقش آفرینی امنیت اخلاقی در اجتماعی این قشر از اجتماع نیز فراهم شود.

با توجه به حوزه تخصصی‌تان چه کمبودهایی را در عرصه پزشکی خصوصاً برای زنان مشاهده می‌کنید؟

ببینید، امروزه ارائه خدمات درمانی و بهداشتی ویژه زنان ضرورت غیر قابل انکاری دارد. یکی از شاخص‌های مهم پیشرفت و توسعه جامعه در نیروی انسانی آن جامعه نهفته است و شاخصه‌ی سلامت در نیروی انسانی از نظر جسمی و روانی مهم‌ترین ویژگی در میدان داری این شاخصه در روند پیشرفت و توسعه. ارتباط تعمیم و بروز این سلامت هم با سلامت مادران انکار ناپذیر است. به یک معنا، نیروی انسانی سالم و باطراوت پروش پیدا می‌کند. به همین جهت است که ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب به دختران جامعه و پروش ایشان و رسیدگی تمام نیازمندی‌های مادران در دوران حاملگی و حتی پیش و بعد از آن و دوران شیردهی کودکان نقش اساسی و مهم را در سلامت نیروی انسانی جامعه و جلوگیری از هزینه‌های گزاف درمانی را فراهم خواهم کرد.

به همین جهت اقداماتی از جمله، پالایش و در نتیجه پیدایش نیازمندی‌های بهداشتی دختران و زنان جامعه؛ برنامه‌ریزی مناسب برای رفع این نیازمندی‌ها با رعایت تمام جوانب شرعی؛ آموزش مناسب و برنامه‌های تبلیغی در ترویج و تعمیم آن و تأسیس و ایجاد مراکز بهداشتی اختصاصی می‌تواند در وصول به این هدف مورد توجه مسئولین باشد. با این توضیح مجلس شورای اسلامی به عنوان قانون‌گذار در حوزه‌‌های مختلف و همچنین اعمال نظارت براساس وظیفه نظارتی خود، نقش اساسی و مؤثر در این ماجرا خواهد داشت. این امر آن‌قدر مهم است که کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به عنوان یک کمیسیون تخصصی، جایگاهی است تا با نظر کارشناسان مبرز و دردآشنای این حوزه به تدوین و تنظیم قوانین و بررسی عملکردها در این رابطه بپردازد تا زمینه آن را در قوه اجرایی کشور پدید آورد.

از جمله موارد مورد نیاز بانوان بیمارستان‌های مخصوص زنان است. رعایت حریم و حرمت ارتباط بین زنان و مردان، وجود پزشکان زن متعدد و زیاد در رشته‌های گوناگون در سطح کشور با دارا بودن تخصص‌های بسیار مفید و سطح بالا و کادر زن پیراپزشک، حجب و حیا زن ایرانی در مراجعه به پزشکان مرد و یا اقدام درمانی در بیمارستان‌هایی که مردان رفت و آمد دارند و کنار آمدن ایشان با بیماری و وجود دیگر امکانات مورد نیاز به علاوه نظر مثبت کارشناسان و متخصصین این حوزه ایجاب می‌كند که بعد از گذشت سی و چند سال از انقلاب اسلامی، بیمارستان‌های مخصوص در کشور ایجاد و حداقل در مرکز هر استان یک بیمارستان با این مختصات وجود داشته باشد. این موضوع امروز در دستور کار مراکز مرتبط با حوزه زنان است. همراهی مجلس از این رو قابل توجه است تا هرگونه گیر و منع قانونی در باب ایجاد این بیمارستان‌ها را مترفع کرد و به علاوه با نگاه جدی در برنامه‌های بودجه سالانه و پنج ساله امکان تحقق آن را به خوبی فراهم كنند.

امروز مسئله سلامت برای زنان حائز اهمیت است و باید توان و استعدادهای قانونی در تحقق آن به میدان آید. این‌گونه اقدامات در حوزه سلامت مربوط به زنان می‌تواند به ترویج عفاف و حجاب هم کمک شایان و مؤثری كند. به معنای دیگر علاوه بر اینکه بیمارستان‌های مخصوص زنان می‌تواند در حوزه‌ی سلامت تأثیرات قابل توجهی برای قشر زنان جامعه داشته باشد و در رعایت حرمت‌ها و حریم‌های بین زن و مرد و شکسته نشدن مرزهای محرم و ناحرم هم تأثیر دارد که همین ترویج عفاف و حجاب است.

احتمال طراحي دشمن براي نفوذ عناصرش به مجلس با لباس اصول‌گرايي

متن كامل سخنان آيت الله مصباح در ديدار اول با اعضاي جبهه پايداري؛
 
احتمال طراحي دشمن براي نفوذ عناصرش به مجلس با لباس اصول‌گرايي/
 
با خدا عهد ببنديم كه فقط براي انتخاب اصلح تلاش كنيم
 

رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در طي كمتر از يك ماه، دو بار درخواست ديدار شواري مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي را كه تحت نظارت و هدايت ايشان فعاليت مي‌كند، پذيرفت.
 
به گزارش رجانيوز، آيت الله مصباح در دومين ديدار با اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري كه در ششم بهمن ماه برگزار شد، طي سخناني اخلاقي بار ديگر خلوص و جهت الهي در كارها را مورد تأكيد قرار داد.
 
اين فقيه و فيلسوف نام آشنا در اين سخنان همچنين ضمن تقسيم جريان‌هاي سياسي فعال در انقلاب اسلامي به سه دسته و تبيين نگرش آنها، وظيفه‌ي سربازان جبهه‌ي حق را در برهه فعلي يادآور شد.
 
رجانيوز متن كامل سخنان آيت الله مصباح يزدي در ديدار دوم را در اينجا منتشر كرد.
 
رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در ديدار اول خود با اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري كه در چهارم دي‌ماه برگزار شد طي سخناني با يادآوري استقامت و پايداري رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالم‌گير شدن دين مبين اسلام در عصر كنوني، تأكيد كرد: "چنانچه هر كاري در مسير الهي و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آينده نيز اثراتي خواهد داشت كه شايد حتي بانيان آن حركت نيز نتوانند تصور آن را بكنند."
 
 
آيت الله مصباح با بيان خاطراتي شنيدني از روش و منش اخلاقي حضرت امام تصريح كرد: امام اهل مريد بازي به هيچ معنا نبود، وقتي شاگردانش از او سؤال درسي مي‌پرسيدند، مي‌ايستاد، جوابشان را مي‌داد و بعد مي‌گفت بفرماييد، حاضر نبود وقتي در خيابان راه مي‌رود کسي همراهش راه برود، شائبه اين‌که فکر رياستي باشد، کسي را دور خودش جمع کند و قدرتي به هم بزند، در وجود اين مرد نبود.
 
عضو مجلس خبرگان رهبري يكي از نشانه‌هاي تواضع امام را برگزار نكردن مجلس فاتحه براي آيت الله بروجردي عنوان كرد و افزود: امام حاضر نشد رساله بنويسد، چند نفر از شاگردانش رساله توضيح‌المسائل را با فتاواي ايشان در حاشيه عروه تطبيق دادند، مرحوم آقاي پسنديده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول براي اين كار نداد و بعد هم حاضر نمي‌شد که رساله‌اش را مجاني به کسي بدهد، مي‌گفت هر كس مي‌خواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.
 
وي با بيان اينكه شيوه زندگي امام يادآور زندگاني پيامبر اكرم و اميرالمومنين عليهم السلام در صدر اسلام است، گفت: روز دوازدهم محرم وقتي ايشان در مدرسه فيضيه صحبت کرد آدم به ياد روزي مي‌افتاد که اميرالمؤمنين ‌سلام الله عليه با پارچه پشمينه‌اي روي دوش و کفشي از ليف خرما بر پا و شمشيري در دستش ايستاده بود روي سنگي و سخنراني مي‌کرد؛ يعني امام از آن مکتب درس گرفته بود.
 
آيت الله مصباح در ادامه با اشاره به فضاي سياسي كشور تصريح كرد: ما چند نفر طلبه و غير طلبه براي مسأله‌اي نگران بعضي مسائل سياسي کشورمان هستيم. تا همين حد هم کار مقدسي است؛ شايد اگر کمي عينک آدم ريزبين باشد، بتواند بگويد اين نگراني واجب شرعي و واجب متعين است.
 
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم اظهار داشت: آدم بايد خيلي پست باشد که شرف انساني، روح شکرگزاري از نعمت‌هاي خدا، آبروي اهل‌‌بيت عليهم السلام، قدرداني از خون‌هاي شهدا که در طول تاريخ از صحراي کربلا تا کربلاهاي ايران ريخته شده، همه اين‌ها را بدهد در مقابل اين‌که چهار روز روي صندلي رياست بنشيند، يا چند تا صفر جلوي حساب بانكي‌اش اضافه بشود.
 
اين استاد برجسته حوزه در ادامه به موضوع وحدت و استدلال‌هايي كه براي آن مي‌شود اشاره كرد و گفت: آيا اين احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام براي اين‌که افراد خودشان را به مجلس بفرستند، كساني را در لباس اصول‌گرايي مطرح کنند؟ ما که همه را نمي‌شناسيم، کساني هستند که ممكن است با قيافه‌اي حق به‌جانب تظاهر به اصول‌گرايي کنند، از مقام معظم رهبري هم تعريف کنند و احيانا هم از حاميان واقعي خود بد بگويند، آيا درست است كه ما به‌عنوان حفظ وحدت و براي اين‌که ليست ما رأي بيش‌تري بياورد يا تعداد رأي دهندگان بيش‌تر شود، چنين كساني را بپذيريم؟ اگر چنين شد ما برنده‌ايم يا آن‌ها؟
 
آيت الله مصباح ادامه داد: نبايد بگذاريم كساني که احتمال مي‌دهيم نفوذي دشمنان هستند رأي بياورند، والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشيم و اجازه دهيم چند نفر هم از آن‌ها بيايند، عملا بخشي از قدرت مجلس را در دست مي‌گيرند؛ بالاخره يك دشمن هم زياد است.
 
وي با بيان اينكه در اين شرايط بايد بفهميم خدا چه كاري را دوست دارد و آن را عمل کنيم، نه آن‌چه دلمان مي‌خواهد و منافع‌مان اقتضا مي‌کند، يا بخواهيم روي حرفي که زده‌ايم پافشاري كنيم؛ اين‌ها همه حرف‌هاي شيطاني است، گفت: بايد واقعا به دنبال اين باشيم كه کسي که اصلح است به مجلس برود، يعني كسي كه بهتر براي اسلام و نظام خدمت مي‌کند از هر طايفه و تحت هر عنواني كه مي‌خواهد باشد.
  
متن كامل سخنان آيت الله مصباح يزدي در ادامه آمده است:
 
استادي كه با ديگران هم فرق داشت
 
يادم هست که در همين شهر قم بنده درس منظومه مرحوم آقاي فکور مي‌رفتم. مسجد کوچکي بود رو به روي مسجد فاطميه که امکانات چنداني نداشت. زيلوي پاره‌اي هم بود که فقط يک تکه از مسجد را مي‌پوشاند و بايد روي زمين مي‌نشستيم. از شدت سرما مي‌لرزيديم. وضع حوزه اين طور بود. هفته‌اي يک مرتبه غذاي پختني مي‌خورديم. غذاي پختني هم يک كاسه آبگوشت بود که چند دانه نخود و يک سيب زميني و شايد گاهي تکه دنبه‌اي هم در آن پيدا مي‌شد. با چنين شرايطي طلبه‌اي پيشرفت کرد و کم‌کم استاد شد، استادي كه با ديگران هم فرق داشت. به تدريج، طلبه‌هاي جوان به او علاقه‌مند شدند. در مسجد محمديه درس مي‌خواند، آن جايي که از سر و صداي ماشين نمي‌شد صدا را درست شنيد، ميکروفون هم نبود. اين آدم، با اين وضع، در چنين شرايطي، موقعيتش در جامعه به جايي رسيد که وقتي اسمش برده مي‌شد، رئيس‌جمهور آمريکا مي‌لرزيد. اين موقعيت نه از راه پول پيدا شد، نه به وسيله زور و نه از راه قدرت‌هاي ديگري که کمابيش با آن آشنا هستيم و نمونه‌هاي آن را در دنيا شاهد هستيم. حتي به‌عنوان يک گروه مذهبي يا عرفاني که گروهي مريد داشته باشد، هم نبود.
 
حاضر نبود در خيابان کسي همراهش راه برود/رساله‌اش را مجاني به کسي نمي‌داد
 
امام اصلا اهل مريد بازي به هيچ معنا نبود. وقتي شاگردانش از او سؤال درسي مي‌پرسيدند، مي‌ايستاد، جوابشان را مي‌داد و بعد مي‌گفت بفرماييد. حاضر نبود وقتي در خيابان راه مي‌رود کسي همراهش راه برود. شائبه اين‌که فکر رياستي باشد، کسي را دور خودش جمع کند و قدرتي به هم بزند، در وجود اين مرد نبود. ساده‌ترين کاري که يک استاد حوزه مي‌تواند بکند و همه از او توقع دارند، اين است که اگر مرجعي از دنيا رفت، به‌عنوان اين‌که استادش بوده مجلس فاتحه‌اي براي او بگيرد. مرحوم آيت‌الله بروجردي كه از دنيا رفتند، چهل روز همه حوزه‌ها تعطيل مطلق بود، شبانه روز، صبح و ظهر و عصر و شب مجلس فاتحه بود، هر چه به حضرت امام اصرار کردند كه آقا شما هم يک مجلس ختم بگير؛ حاضر نشد! تا اين‌که بعد از چهل روز شاگردانش گفتند آقا ما فردا به نام شما مجلس فاتحه مي‌گيريم، چه بخواهيد چه نخواهيد! بعد از همه اين‌ها، از او رساله عمليه خواستند، گفت حاشيه‌اي بر عروه دارم به آن مراجعه كنيد؛ حاضر نشد رساله بنويسد و بدهد چاپ کنند. چند نفر از شاگردانش رساله توضيح‌المسائل را با فتاواي ايشان در حاشيه عروه تطبيق دادند، مرحوم آقاي پسنديده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول براي اين كار نداد و بعد هم حاضر نمي‌شد که رساله‌اش را مجاني به کسي بدهد. مي‌گفت هر كس مي‌خواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.
 
اين شيوه زندگي ما را به ياد زندگي پيغمبر اکرم صلي الله و عليه و اله و اميرالمؤمنين عليه‌السلام در صدر اسلام مي‌انداخت. روز دوازدهم محرم وقتي ايشان در مدرسه فيضيه صحبت کرد آدم به ياد روزي مي‌افتاد که اميرالمؤمنين ‌سلام الله عليه با پارچه پشمينه‌اي روي دوش و کفشي از ليف خرما بر پا و شمشيري در دستش ايستاده بود روي سنگي و سخنراني مي‌کرد؛ يعني امام از آن مکتب درس گرفته بود؛ الگوي زندگي‌اش زندگي علي عليه‌السلام بود؛ قدم به قدم زندگي امام الگو گرفته از اميرالمؤمنين(ع) است؛ حتي از مبارزه آن حضرت با خوارج و... امام آدم محافظه کاري که فقط به تسبيح و ذکر و ورد و اين حرف‌ها اکتفا بکند، نبود؛ عبادت‌هايش، گريه‌هاي نيمه شبش، پيشاني‌اش بر سجده‌ بود؛ با شمشير بيانش هم مي‌گفت آمريکا هيچ غلطي نمي‌تواند بکند، شاه بايد برود و... البته ما با امام خيلي تفاوت داريم؛ اما به هر حال بايد شباهتي با ايشان داشته باشيم... بايد سعي کنيم زندگي ما رنگي از زندگي امام داشته باشد. بنده که خيلي کوچک‌تر از اين حرف‌ها هستم، بزرگترهاي من هم اميد ندارند که بتوانند مثل زندگي امام را داشته باشند. كساني که خيال مي‌کنند مي‌توانند مثل امام زندگي کنند، براي اين است که امام را نمي‌شناختند. کسي که بهتر از همه امام را شناخت مقام معظم رهبري بود. بارها صريح مي‌گفت من مريد امام بودم.
 
نگراني براي  بعضي مسائل سياسي واجب متعين است
 
ما چند نفر طلبه و غير طلبه براي مسأله‌اي نگران بعضي مسائل سياسي کشورمان هستيم. تا همين حد هم کار مقدسي است؛ شايد اگر کمي عينک آدم ريزبين باشد، بتواند بگويد اين نگراني واجب شرعي و واجب متعين است. اگر شما تأثير بعضي كارها را در روند امور کشور و بعد هم در معادلات جهاني و هم‌چنين در آينده جهان حساب کنيد، کار خيلي عظيمي است. مثل همان چهار تا عربي که همراه پيامبر بودند، نمازي مي‌خواندند، روزه‌اي مي‌گرفتند و حداكثر در کنار پيامبر مي‌جنگيدند؛ اما همين کارهاي ساده آن‌ها نتيجه را به اين‌جا رساند که سه ميليارد جمعيت عالم تحت تأثير همان حرکت‌ها، همان حرف‌ها و همان صحبت‌هاي ساده و همان لباس‌هاي پشمينه قرار گرفتند؛ همان اعراب ساده اسلام را به اين‌جا رساندند، انسان‌ها را هدايت کردند. جلوي فسادها را گرفتند، تا مي‌رسد به زمان سيدالشهدا عليه السلام و ساير ائمه اطهار صلوات‌الله عليهم‌اجمعين.
 
ما افتخار اين را داريم که خداي متعال نعمت تشيع، نعمت معرفت اهل‌بيت، نعمت وجود امام و پيروي از امام را به ما داد؛ بايد قدر اين نعمت‌ها را بدانيم و اهميت وظيفه‌اي که بر دوش‌مان است را بشناسيم. در نتيجه همه تلاش‌هايي که صد و بيست و چهار هزار پيغمبر و ائمه طاهرين کردند، به دست مبارک حضرت امام و به برکت خون‌هاي شهدا کار به اين‌جا رسيد که پرچم اسلام به‌عنوان يک کشور اسلامي و شيعي در دنيا بلند است و عالم روي آن حساب مي‌کند. امروز وقتي اسم آمريکا برده مي‌شود در مقابلش ايران مطرح مي‌شود، ايراني که زماني رئيسش نوکر دست چندم وزير خارجه آمريکا بود. اما امروز اين عزت را خدا داده است. در مقابل اين نعمت ما چه وظيفه‌اي داريم؟ خيلي کوتاه نظري است که كسي در اين شرايط به فکر خودش يا فکر بستگانش باشد؛ آدم بايد خيلي پست باشد که شرف انساني، روح شکرگزاري از نعمت‌هاي خدا، آبروي اهل‌بيت، قدرداني از خون‌هاي شهدا که در طول تاريخ از صحراي کربلا تا کربلاهاي ايران ريخته شده، همه اين‌ها را بدهد در مقابل اين‌که چهار روز روي صندلي رياست بنشيند، يا چند تا صفر جلوي حساب بانكي‌اش اضافه بشود.
 
 آدمي‌زاد هميشه بر سر دو راهي‌ و لغزشگاه قرار دارد، هيچ کس هم مصون نيست هر چه اولياي خدا مقامشان بالاتر بود ترسشان از سقوط بيش‌تر از ديگران بوده است. اين طور نيست که آدم وقتي مقامات معنويش بالاتر رفت خيالش راحت شود و خيال کند كه ديگر مصونيت پبدا مي‌کند. در سيره پيغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌ الله ‌عليهم‌اجمعين‌ با مقام عصمتي که داشتند، وضعيت چگونه است؟ همسر پيغمبر مي‌گويد نيمه‌ي شب پيغمبر آرام از بستر برخاست و مشغول عبادت شد، سر بر سجده گذاشت و شروع به گريستن کرد؛ ديدم در سجده مي‌گويد "الهي لا تکلني الي نفسي"؛ خدايا من را به خودم وامگذار! مي‌ترسيد که خدا يک لحظه او را وابگذارد. جايي که پيغمبر صلي الله و عليه و آله  اين طور باشد تکليف من و شما چيست؟ فرد ساده‌اي که نمي‌تواند نقشي در زندگي اجتماعي داشته باشد نگراني از اين مسائل ندارد؛ اما ما نمي‌توانيم انکار کنيم که هر کدام از ما قادريم سهمي در فعاليت‌هاي اجتماعي داشته باشيم؛ توان ما در اين جريان صفر نيست؛ پس براي ما اين مسأله مطرح است که نيروي خود را چگونه صرف کنيم تا در مقابل اين همه نعمتي که خدا به ما داده به‌عنوان شکر جزئي از اين نعمت‌ها تلقي بشود و روز حساب اولا در پيشگاه اولياي دين، پيغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات الله ‌عليهم‌اجمعين‌ سرافکنده نباشيم، ثانيا در مقابل شهدايي که در طول تاريخ، به خصوص در دوران انقلاب و دفاع مقدس به شهادت رسيده‌اند شرمگين و خجالت‌زده نباشيم. چه کنيم؟
 
اگر اين کار را نکنند يعني به دست خودشان قبر خود را کنده‌اند
 
 من صحبت بعضي از سياست‌مداران را عرض مي‌کنم؛ حاصل صحبت‌هايي که من در اين زمينه‌ها شنيده‌ام در چند جمله خلاصه مي‌شود: نکته اول اين‌که آمريکا و کشورهاي غربي و همه دشمنان خارجي اسلام مارهاي زخم‌خورده‌اي هستند که براي جلوگيري از استقرار و ثبات نظام ما هر چه بتوانند تلاش مي‌كنند تا بين ما ايجاد اختلاف، شکاف و تشنج بکنند. نکته دوم اين است که گروهک‌هاي داخلي که دلبستگي به اين نظام، اسلاميت نظام و ارزش‌هاي اسلامي، به خصوص ولايت‌فقيه ندارند، تصميم دارند هر چه بتوانند نيروهايشان را متراکم کنند؛ زمان انتخابات هم فرصت خوبي است که جاي پايي باز کنند. دشمنان داخلي اگر اين کار را نکنند يعني به دست خودشان قبر خود را کنده‌اند؛ تنها كاري که مي‌تواند موجب ادامه حيات اين‌ها بشود، همين است که با هم ائتلاف کنند و پشت پرده کاري کنند که نامي از آن‌ها در صحنه سياسي کشور باقي بماند.
 
از اين دو مقدمه نتيجه گرفته مي‌شود که ما، هم از جانب دشمنان خارجي در معرض تهديد هستيم و هم از طرف گروهک‌ها و دشمنان داخلي. در نتيجه بزرگ‌ترين وظيفه ما اين است که در مقابل همه اين‌ها به وحدتي برسيم كه بتوانيم برنده انتخابات بشويم. اگر بين خود ما اختلاف بيافتد حتما شکست مي‌خوريم. بنابراين واجب‌ترين کاري که بر عهده ماست، اين است که اختلافات را کنار بگذاريم. اين مقدمه و نتيجه آن خيلي منطقي به نظر مي‌رسد و گمان نمي‌کنم کسي در اين مقدمات ترديد کند؛ اما نتيجه عملي که از آن گرفته مي‌شود چيست؟ چه وحدتي، چگونه و با چه کساني اين مقصد را تأمين مي‌كند؟ يكي از آقايان که من با او صحبت مي‌کردم، مي‌گفت ما بايد کاري كنيم که اولا حضور مردم در انتخابات حداکثري باشد، کساني به بهانه‌هاي مختلف انتخابات را تحريم نکنند، کاري نکنيم که شرکت در انتخابات کم شود و درصد كمي از مردم شرکت کنند. بنابراين بايد در پذيرش افراد و کساني که نامزد انتخابات مي‌شوند کمي انعطاف وجود دااشته باشد و نهايتا هم سعي کرد که اصول‌گرايان ليست واحدي بدهند.
 
براي اصلاح طلبان فرقي نمي‌كند يک ليست يا دو ليست بدهيم/ آن‌ها کار خودشان را مي‌کنند
 
من به‌عنوان طلبه‌اي كه درس و بحثي داريم و اگر مسأله‌اي با دين و اسلام ارتباط پيدا کند، مي‌گوييم اين مسأله با اسلام مي‌سازد يا نمي‌سازد، در جواب اين آقا گفتم شما تصور مي‌کنيد ما مي‌توانيم کاري کنيم که مخالفان اصول‌گرايي در انتخابات شرکت نکنند؟ مثلا اگر ما ليست واحدي بدهيم آن‌ها در انتخابات شرکت نمي‌کنند؟ بر فرض که اين تصور صحيح باشد و بتوانيم اين کار را بکنيم، اما آيا اين صحيح است که ما انتخابات را آن چنان يک جانبه برگزار کنيم که در مجلس هيچ کسي از مخالفين اصولگرايان حضور نداشته باشد و همه يک دست باشند؟ اصلا اين کار نه شدني است و نه صحيح است؛ اصلاح‌طلبان در هر حال در انتخابات شركت مي‌كنند و ليست خودشان را مي‌دهند، طرفدارانشان هم به آن‌ها رأي خواهند داد، چه ما يك ليست سي نفري يا دو ليست بدهيم، يا نه. رفتار ما تأثيري در رأي دادن آن‌ها نخواهد گذاشت. آن‌ها تصميم دارند در انتخابات شرکت کنند و چند نفري هم برنده خواهند داشت؛ اين واقعيتي است كه هنوز هم كساني طرفدار آن‌ها هستند؛ صريحا هم حمايت مي‌كنند. اشخاص نسبتا موجهي هم دارند که مردم از آن‌ها چندان بدي نديده‌اند و اگر اصلاح طلبان آن‌ها را معرفي کنند رأي مي‌آورند. پس ما يک ليست يا دو ليست بدهيم براي آن‌ها فرقي نمي‌کند؛ آن‌ها کار خودشان را مي‌کنند.
 
آيا احتمال اينكه دشمنان براي فرستادن افرادشان به مجلس كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند، نيست؟
 
اما آيا اين احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام براي اين‌که افراد خودشان را به مجلس بفرستند كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند؟ ما که همه را نمي‌شناسيم، کساني هستند که ممكن است با قيافه‌اي حق به‌جانب تظاهر به اصول‌گرايي کنند، از مقام معظم رهبري هم تعريف کنند و احيانا هم از حاميان واقعي خود بد بگويند. آيا درست است كه ما به‌عنوان حفظ وحدت و براي اين‌که ليست ما رأي بيش‌تري بياورد يا تعداد رأي دهندگان بيش‌تر شود، چنين كساني را بپذيريم؟ اگر چنين شد ما برنده‌ايم يا آن‌ها؟ آن‌ها از موقعيت اصول‌گرايان و زحماتي که کشيده‌اند، اخلاصي که داشتند و آبرويي که در طول اين 30 سال کسب کردند، بهره‌برداري كنند، براي اين‌که افراد خودشان را وارد مجلس کنند، حالا ما برنده‌ايم يا آن‌ها؟ ما نمي‌توانيم کاري بکنيم که آن‌ها در انتخابات شرکت نکنند يا نامزدهاي‌شان را معرفي نکنند يا طرفداران‌شان به آن‌ها رأي ندهند؛ اين کار از ما بر نمي‌آيد. کاري که مي‌توانيم انجام دهيم اين است که نگذاريم كساني که احتمال مي‌دهيم نفوذي دشمنان هستند رأي بياورند. والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشيم و اجازه دهيم چند نفر هم از آن‌ها بيايند، عملا بخشي از قدرت مجلس را در دست مي‌گيرند؛ بالاخره يك دشمن هم زياد است.
 
ما اگر در مقابل خدا و اولياي خدا و شهداي‌مان وظيفه‌اي داشته باشيم اين است که نگذاريم افراد فاسد وارد مجلس شوند. طبعا از يک طرف بايد افراد صالحي را معرفي کنيم که براي مردم قابل قبول باشد، هم خود ما اطمينان داشته باشيم، هم مردم آن‌ها را بشناسند و به آن‌ها رأي بدهند و از سوي ديگر بايد مواظب باشيم دشمنان نظام و كساني که يقين يا ظن داريم که دلشان با آن‌هاست، نفوذ نکنند. اما آيا ما بايد به دنبال اين باشيم که اصلا هيچ کانديدايي از آن‌ها تأييد نشود؟ اين در اختيار شوراي نگهبان است ومباني و قواعدي براي اين كار وجود دارد. شايد کساني باشند که واقعا مشکل آن چناني ندارند، شوراي نگهبان نمي‌تواند چنين كساني را رد کند؛ بسياري از اين افراد آدم‌هاي خاکستري هستند، در گذشته هم خيانت بزرگي از آن‌ها ديده نشده، شوراي نگهبان نمي‌تواند اين افراد را رد کند، چون دليلي براي اين كار ندارد. بنا براين ممكن است دشمن از دو کانال وارد شود، هم از آراي طرفداران فتنه استفاده کند و هم از اين نيروهاي تقلبي که به‌عنوان اصول‌گرا معرفي کرده‌اند، در صورتي که واقعا اين طوري نبوده‌اند و ما به آن‌ها مجال داده‌ايم.
 
تمام تلاش‌مان اين باشد که افراد اصلح را شناسايي کنيم و به مردم معرفي کنيم و هر چه مي‌توانيم از ورود نفوذي‌ها جلوگيري کنيم
 
در اين شرايط ما بايد بفهميم خدا چه كاري را دوست دارد و آن را عمل کنيم، نه آن‌چه دل‌مان مي‌خواهد، نه آن‌چه منافع‌مان اقتضا مي‌کند، يا بخواهيم روي حرفي که زده‌ايم پافشاري كنيم؛ اين‌ها همه حرف‌هاي شيطاني است. بايد واقعا به دنبال اين باشيم كه کسي که اصلح است به مجلس برود، يعني كسي كه بهتر براي اسلام و نظام خدمت مي‌کند از هر طايفه و تحت هر عنواني كه مي‌خواهد باشد؛ با خدا عهد و پيمان ببنديم که در اين راه تلاش کنيم، نخواسته باشيم منافع و پرستيژ خودمان را حفظ کنيم؛ تمام تلاش‌مان اين باشد که افراد اصلح را شناسايي کنيم و به مردم معرفي کنيم و هر چه مي‌توانيم از ورود نفوذي‌ها جلوگيري کنيم.
 
اما اگر در بند اين باشيد که هفت و هشت بشود، يا نه و ده باشد، سرانجام زماني مي‌رسد كه سر بزنگاه نتوانيد کسي را معرفي کنيد، اين چه فايده دارد؟ بايد تلاش کرد و بهترين نامزدها را شناسايي کرد، كساني را كه بيننا و بين االله حجت داشته باشيم و در پيشگاه خدا و امام زمان(عج) بتوانيم اثبات کنيم که به نظر ما اصلح بوده‌اند. اما اگر ته دلمان بدانيم که شخص ديگري اصلح است، از هر طيف و گروهي كه باشد و غير از او را به مردم معرفي کنيم، در برابر خدا هيچ جوابي نداريم. پس اول بايد افراد اصلح را بشناسيم و بعد نيروهايمان را متمرکز کنيم که اين افراد به مردم شناسانده شوند و از سوي ديگر سعي کنيم که منحرفين وارد مجلس نشوند.

"10 دلیل براي اينکه جبهه پایداری باید لیست مستقل بدهد‎"

"10 دلیل براي اينکه جبهه پایداری باید لیست مستقل بدهد‎"

با نزدیک شدن زمان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی که در روز 12 اسفند برگزار می شود، تکاپوی جریان ها و گروه های سیاسی برای تعیین نحوه حضور و یا عدم حضورشان در انتخابات به صورت جدی تری دنبال می شود.

در این میان، جریان فتنه که سال گذشته با راهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک بن بست استراتژیک گرفتار شده بود، با منزوی شدن این‌دو، دوباره عنان کار را در اختیار محمد خاتمی قرار داد و او با مشورت موسوی خويینی‌ها، استراتژی کاهش مشارکت در انتخابات به مثابه کاهش مشروعیت نظام را در دستور کار قرار داد. این استراتژی موجب شد تا اعضای جریان تجدیدنظر طلب به صورت یک‎پارچه در روزهای ثبت نام در خانه بنشینند و ثبت نام نکنند.

از سوی دیگر، در جریان اصول‌گرا پس از آن که جبهه پایداری انقلاب اسلامی و گروه 7+8 شکل گرفت، یک جدال گفتمانی برای تعیین صلاحیت‎ها و نحوه حضور، وحدت، کثرت و خالص سازی رخ داد که همچنان ادامه دارد.

در این نوشتار قصد نداریم که به بررسی این مجادله بپردازیم و داعیه اصلی این یادداشت، اثبات این گزاره است که جبهه پایداری انقلاب اسلامی به عنوان یکی از جریان های اصول‌گرا و انقلابی باید در انتخابات پیش رو، حضوری فراگیر داشته و لیست انتخاباتی ارائه دهد. در بیان دلایل این گزاره می توان گفت:

1- اتفاق‌هاي سال جاری و نحوه شکل گیری زمینه حضور اصول‌گرایان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نشان داد که جریان های مختلف اصول‌گرایان قطعا با هم متفاوت بوده و دارای پیشینه، عقاید و عملکرد متفاوت هستند. افرادي مانند آقايان علی مطهری و عباسپور با دکتر آقاتهرانی و حجت الاسلام روح الله حسینیان متفاوت هستند. دیدگاه آن‌ها نسبت به کلیدی ترین مفاهیم متفاوت و متضاد بوده و نمایش آن در چند سال گذشته به‌ویژه پس از فتنه 88 این مسئله را در پیش چشم رأی دهندگان باورپذیر و عینی کرده است. حضور این افراد در یک لیست به نوعی گمراه کردن رأی دهندگان و خلاف شرط صداقت و انصاف است. این تفاوت ها، تفاوت سلیقه نیست مثلا تفاوت عقیده در مورد انتخاب اصلح یا انتخاب صالح مقبول و کنار گذاشتن اصلح یک تفاوت بنیادی است که تبعات سیاسی و اجتماعی گسترده ای در پی دارد.

2- حضور نداشتن چهره های جریان فتنه و کمبود نیروی انسانی جریان نفوذی در دولت و رد صلاحیت صحیح برخی ثبت نام کنندگان موجب شد تا امید دشمن برای غیررقابتی شدن انتخابات در شهر تهران پررنگ شود اما حضور یک لیست قوی از جبهه پایداری در کنار فهرست گروه موسوم به 7+8 به اضافه حضور تک چهره هایی که رأی قابل توجهی دارند، می تواند این استراتژی را نیز نقش بر آب کند.

3- حضور جبهه پایداری می تواند نمایش‌گر یک رقابت اخلاقی و درون چارچوب نظام باشد، بدون ترس از ساختارشکنی عده ای که امروز فتنه گر نامیده شوند. در 25 سال گذشته و در هر دور از انتخبات، این نگرانی وجود داشت که عده ای که التزامی به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه ندارند، با روش های تبلیغاتی غیر اسلامی بتوانند به مراکز حساس تصمیم‌گیری بروند و اخلالی در کار جمهوری اسلامی به وجود آورند، آن‎گونه که در مجلس ششم و دولت اصلاحات رفتار شد. همچنین رعایت بایسته های اخلاقی در رقابت های انتخاباتی آن گونه که در شأن آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی است، می‎تواند الگوی سالمی از رقابت را در جمهوری اسلامی پدید آورد.

4- حرکت مردمی بدون جنجال و هیاهو به سوی خالص سازی، رمز بقای جریان های سیاسی است. جبهه پایداری در ماه های پس از اعلام موجودیتش توانسته با پافشاری بر اصول و به جان خریدن هزاران فحش و ناسزا، گفتمان اصول‌گرایی ناب را بر مبنای ولایت مطلقه فقیه به جلو ببرد و تأثیرات این پافشاری جبهه پایداری حتی در نحوه رفتار و گفتمان رقبا نیز آشکار شده است، آنجا که برخی افراد که فتنه 88 را کدورت و یا دعوای شخصی می دانستند، به صف اول مبارزه با فتنه آمده اند و یا انتخاب اعضای ستاد انتخاباتی 7+8 خود به خوبی نمایش‌گر تأثیرات حرکت گفتمانی جبهه پایداری است. به هر حال، استقامت بر اصول آن هم در عرصه پر هیجان انتخابات می تواند تکمیل کننده حرکت به سمت خالص سازی حداکثری جریان اصول‌گرایی باشد.

5- آنچه در ایران 1388 گذشت، اگرچه يك بیماری سیاسی و امنیتی بود که با حضور مردم در 9 دی درمان یافت اما زخم‌ها و تجربیات این دوران هنوز تازه است. حضور جبهه پایداری در انتخابات می تواند مانع از فرموشی خیانت خائنان و سکوت ساکتان شود. کارنامه خوانی جریان های درگیر در فتنه 88 و بازخوانی مواضع افراد در این گیرودار، می تواند انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی را جدا از رقابت های سیاسی، به یوم الحساب برخی جریان ها تبدیل کند.

6- یکی از دلایل اعلام موجودیت جبهه پایداری، عملکرد نامناسب دکتر احمدی نژاد در حمایت و میان‌داری جریان نفوذی است که در ماجرای تأسف برانگیز خانه نشینی بروز یافت. اکنون نیز چشم خیل عظیم علاقه مندان آقاي احمدی نژاد که از سویی از عملکرد او و رئیس دفترش سرخورده شده و از سوی دیگر ارتباطي با کسانی ندارند که سال‎های گذشته را با لجن پراکنی و عقده گشایی علیه دولت مورد حمایت رهبری سپری کرده اند، به جبهه پایداری دوخته شده تا این خلأ را پر کند. آنها در دوران اصلاحات مشتی کفن پوش و قابلمه به دست خوانده شدند، کاندیداهای ریاست جمهوی اصول‌گرايان در سال 84 هم مدل تبلیغات بلری و مشعوف شدن از جایزه نوبل شیرین عبادی را به آنها ترجیح دادند و اکنون نیز جرین نفوذی در دولت دهم می گوید مگر شما چند نفرید؟! اکنون چشم امت حزب الله به جبهه پایداری دوخته شده است!

7- یکی از مهم‌ترین رسالت های جبهه پایداری جایگزینی تخصص به جای سهمیه بندی های معمول گروه های سیاسی است. به‎عنوان مثال در مجلس گذشته علی رغم مسائل متعدد سیاست خارجی، تعداد نمایندگانی که سابقه حضور در دستگاه دیپلماسی و اشراف بر پيچيدگي‌هاي اين حوزه را داشتند، به عدد 3 نمی رسید و همین مسئله، موجب ضعف مفرط کارشناسی در مجلس و اظهارات شتاب‎زده و مبتدیانه متعدد نمایندگان در حوزه سياست خارجی می‌شد. در حوزه اقتصاد نیز این مسئله مصداق داشت.

در اين ميان، جبهه پایداری باید با ارائه فهرستی از متخصصین توان‌مند مانند دکتر مرتضی آقا تهرانی، دکتر محمد سلیمانی، دکتر مسعود میرکاظمی، دکتر محمد هادی زاهدی وفا، دکتر زهره طبیب زاده، مهندس سید مهدی هاشمی، دکتر ناصر سقای بی ریا و... تخصص محوری آرمان‌خواهانه را به مجلس نهم هدیه بدهد.

8- یکی از مقدمات و الزامات وحدت آن است که طرف‌های درگیر، بنای‎شان بر تفاهم و وحدت باشد اما متأسفانه با رصد موضع گیری برخی از چهره‌ها و گروه های سیاسی، این مساله هم اکنون در میان اصول‌گرایان دیده نمی شود. این افراد و گروه ها که نفس حضورشان در جمع اصول‌گرایان با توجه به سابقه‎شان در فتنه 88 ناموجه می‎نماید، با سد کردن ملزومات وحدت مانند انتخاب هیئت داوری مورد اجماع، نگذاشتند تا وحدت حداکثری سیاسی شکل بگیرد.

از سوی دیگر، موج تخریب ها و بی انصافی هاي برخي از چهره‌های این گروه‌ها علیه جبهه پایداری که حتی پیش از اعلام موجودیت این جبهه آغاز شده بود و حتی این شائبه را ایجاد می کرد آنها جبهه پایداری را نه ظرفیتی از ظرفیت های اصول‌گرایان بلکه به عنوان گروهی می شناسند که جای‎شان را تنگ کرده است و به اين ترتيب، با شعار وحدت حداکثری، جمعي از خالص ترین و بهترین نیروهای کیفی جریان اصول‌گرا را دفع حداکثری کردند.

حضور مستقلانه جبهه پایداری می تواند حباب توهمی این گروه ها را بترکاند و محملی جذاب برای نشان دادن حقایق عریان این افراد و گروه ها باشد.

9- یکی دیگر از بایدهای ارائه لیست جبهه پایداری انقلاب اسلامی، نمایش خالصانه ارزش‎های مشترک ولایت‌مداران است. کسانی که نگاه‎شان به ولایت فقیه است، هرگز دچار قبیله گرایی سیاسی نمی شوند، حتی اگر کسی با سلیقه های آن‌ها اختلاف داشت، اما در نگاهش به اطاعت از ولایت فقیه حرف و حدیثی نبود، مانند دکتر حدادعادل در صدر فهرست جبهه پایداری انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت. فهرست جبهه پایداری نشان خواهد داد که امثال سردار ایثارگر محمد کوثری در صدر توجهات قرار خواهند داشت.

10- همه دلایل پیش‎گفته به کنار، اگر اعضای جبهه پایداری با احساس تکلیف و معامله با آن کسی که تجارت با او شیرین‎ترین تجارت است، به صحنه انتخابات وارد شوند، حتماً پیروز هستند. چه آنکه به پیروزی ظاهری برسند و چه آنکه در ظاهر ناکام بمانند. با انتخاب گزینه‎های اصلح، فردای انتخابات پیروزی و شکست ظاهری علی السویه است چرا که تکلیفی انجام شده و باری در جهت منافع انقلاب به مقصد رسیده است. "اگر در مسير امر و اراده‌ي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد" (آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار 6/11/90 با اعضاي جبهه پايداري)

پس از فتنه و خانه نشینی احمدی نژاد عیار اصولگرایی سنجیده شد...

پس از فتنه و خانه نشینی احمدی نژاد عیار اصولگرایی سنجیده شد.

افرادی بدتر از مشایی کنار خاتمی و هاشمی بودند.

 

 امیر حسین قاضی زاده، شاید نام این نماینده اصولگرایی مجلس هشتم کمتر در میان رسانه ها و مردم شناخته شده باشد ولی به جرات می توان گفت وی از خوش نام ترین نمایندگان این دوره مجلس است.

 نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی بارها در میانه گفت و گو در مواجهه با سوالات صریح ما پاسخ های صریح داد و البته در برخی مواقع نیز اشاره می کرد که " این قسمت را تلطیف کنید" و یا " تضعیف فلانی کار صحیحی نیست."

 برایم بسیار جالب بود که قاضی زاده یادش نرفت در ابتدای مصاحبه از همشهری خوبشان، امام رضا (ع) یادی نکند. پس از " السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا" وی گفت و گوی یک ساعت و نیمه ما آغاز شد.

 در ادامه متن این گفت و گو را مشاهده می کنید:

 رهبر انقلاب این دوره را دوره جهاد اکبر انقلاب معرفی کردند

 *برای ورود به بحث بفرمایید دورنما و ذهنیتی که از ابتدا نسبت به تشکیل مجلس هشتم به عنوان مجلس اصولگرا داشتید چه بود؟ و امروز که دراواخر این مجلس هستید به چه ذهنیتی رسیدید؟

 طبیعتا دیدگاه من نسبت به اوایل تغییراتی کرده است و این تغییر نگاه من نسبت به مجلس ماحصل دو مسئله است یکی اینکه بنده قبل ازاین به مجلس نیامده بودم لذا نگاه از بیرون به مجلس با نگاه از درون به مجلس متفاوت است

 کارکردهایی که من برای یک نماینده مجلس متصور بودم نسبت به آن چیزی که در عمل وجود دارد خیلی متفاوت است. البته نه اینکه انتزاعی فکر کنم، بلکه نگاه من مبتنی بر قانون اساسی بود. اما آنچه که اتفاق می افتد متفاوت است و زمانی که قوا در کنار هم قرار می‌گیرند با توجه به اقتضائات کشور، فرهنگ عمومی و ریل گذاری که قبلی‌ها کرده‌اند، وضعیت متفاوتی ایجاد می‌شود.

 اما بخشی از نگاه من درباره جریان اصولگرایی با تصوری که از جریان اصولگرایی داشتم متفاوت بود.

 بالاخره اتفاقاتی در این دوره مجلس هشتم رخ داد که بی سابقه بود. رهبر معظم انقلاب تعابیر خاصی درباره دوره‌های مختلف از انقلاب به کار برده‌اند و نام این دوره را جهاد اکبر انقلاب اسلامی قرار دادند. اتفاقاتی در این دوره رخ داد که عیار واقعی ایمان ها و میزان پایبندی به شعارها را روشن کرد.

 ساکتین و مردودین فتنه جزء کفار به انقلاب محسوب می شوند

 در طول انقلاب اسلامی فرقان‌هایی رخ داده است که مدعیان را از مؤمنان جدا و غربال کرده است. عرصه دفاع مقدس از جمله آن فرقان ها بود. چون این جنگ در مرزهای کشور بود بنابراین افراد مختار بودند که به جنگ بروند یا نروند. بنابراین آنها که با اختیار و میل به این جنگ می رفتند معلوم بود که از روی ایمان و اعتقاد به آن پا گذاشته‌اند.

 فرقان دیگر و بزرگی که در طول انقلاب اسلامی رخ داد فتنه بزرگ ۸۸ بود. این فتنه دارای آنچنان پیچیدگی و آزمونی بود که توانست عیار ادعاهای بسیاری را به وسیله آن مشخص کرد.

 اصولگرایی در دوره مجلس هشتم حسابی تکانده شد. عده‌ای در این آزمون موفق بودند و عده ای مردود شدند و این در تاریخ ثبت شد. این به مانند آن فراخوان حضرت علی (ع) بود که بعد از صقیفه انجام دادند و تنها ۷ نفر در صحنه‌ حاضر شدند، که ایشان فرمودند: « بعد از اسلام همه کافر شدند الی ۷ نفر» در فتنه و بعد از آن کسانیکه جزو ساکتین بودند جزو کفار محسوب می‌شوند. لذا این کفر در فتنه ۸۸ نسبت به نعمت انقلاب اسلامی و ولایت فقیه بود و ما این کفر را در این فتنه در برخی خواص و مدعیان دیدیم. ولی مردم به همراه بخشی از خواص در صحنه ماندند.

 بسیاری از خواص هم که حرف زدند، دیر حرف زدند و دیر موضع گرفتند. لذا آنها به وظیفه خود عمل نکردند. با تمام این اتفاقات مجلس هشتم نیز دارای نقشی بود و در برخی مقاطع نتوانست خوب عمل کرد. ما در تصور خود از اصولگرایی فهمیدیم که بر اساس تقوای جمعی و تقوای فردی است که باید به افراد و جریانها و نهادها امتیاز داد نه ادعاها.

 مجلس هشتم، مجلس اقلیت ها بود

 * باتوجه به اینکه مجلس هشتم بعداز یک مجلس اصولگرا بر سر کار آمد و انتظارات زیادی از آن می رفت چه برآورد و نمره‌ای به آن می دهید؟

 من دیگر به اصولگرایی به این شکل قائل نیستم. تعریف بنده تغییر کرده است. دیگرنمی‌توانیم بگوییم اصولگرایان. یک اتفاقی افتاده و یک فاصله‌هایی به وضوح مشاهده می‌شود و در واقع تفاوت گفتمان دیده می‌شود. تا این را نپذیریم نمی‌توانیم درباره روش همکاری با هم صحبت کنیم. یکی از دلایلی که وحدت شکل نمی‌گیرد این است که می‌خواهیم همه را تحت یک نام جمع کنیم. امروز نام ها، گفتمان ها و حرفها متفاوت است. اول باید این تفاوتها را به رسمیت شناخت و بعد بگوییم "ما این تفاوت نگاه را قبول داریم و حال می‌خواهیم با هم کار کنیم چرا که می‌خواهیم کشور را اداره کنیم" این دو چیز است.

 وقتی اصرار کنیم که همه اینها به یک شکل اصولگرا هستند و همه یک جور هستند در نتیجه افکار عمومی هم این را نمی پذیرد. امروز می بینیم کسانی اسم اصولگرایی دارند در عمل و منش به اصلاح طلبان نزدیکند. بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید اینها یکی هستند. امروز اینگونه نیست که بگوییم 200 نماینده اصولگرا در مجلس هست. به عقیده من مجلس هشتم ترکیبی از اقلیت ها بود، در واقع مجلس هشتم اکثریتی نداشت. چند اقلیت بودند که رفتارهای متناسب با خود نشان ارائه کردند. البته عده ای هم بودند که در این وسط مانده بودند که با کدام باشند. گاهی با این و گاهی با آن بودند.

 به دلیل تنگ نظری در مجلس ششم شکست خوردیم/ باید جبهه های جدید را بپذیریم

 * با این مطالبی که حضرتعالی بیان کردید، نگرانی‌هایی برای مجلس آینده پیش می‌آید، آیا به نظر شما با این ساختار و روند در بحث وحدت اصولگرایان؛ مجلس نهم به چه سرانجامی خواهد رسید؟ آیا به نظر شما مجلس نهم اصولگرا خواهد بود یا خیر؟ با توجه به این اوضاع تحرکات فتنه‌گران، و جریان انحرافی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 من دو پاسخ به این سؤال شما دارم. نکته اول اینکه در طول دوره انقلاب به جز مجلس سوم و ششم، مجلس اول، دوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم در دست طیف اصولگرا بود که البته با نام های مختلف بوده است. شکست‌هایی که دو مجلس سوم و ششم خورده‌ایم به ما نشان داد که ما دچار تنگ‌ نظری‌هایی شده‌ بودیم. ثانیا ًبه دلیل حضور در قدرت ادبیات و گفتمان مردم را به کنار گذاشته بودیم. بنابراین در بازبینی حرکت خود، معایب را اصلاح و دایره را گسترده‌تر و شعارها را یکی کردیم.

 مثلاً در قبل مجلس هفتم تک به تک شخصیت‌های متدین را پیدا کردیم و یک انبساط تشکیلاتی ایجاد و در دایره اصولگرایی گسترشی ایجادشد. اگر ما پذیرفتیم که گفتمان هایی در جامعه وجود دارد که حقند ولی ممکن است در دایره ما نباشند، می‌توانیم مجلس آینده را در چارچوب کلی اصولگرایان بدانیم. اما اگر اینرا نپذیریم، طبیعتاً با اتفاقاتی مانند مجلس سوم و ششم روبه‌رو خواهیم شد. به همین دلیل معتقدم باید این جبهه جدید را بپذیریم و تفاوت‌های آنها را محترم بدانیم، بعد روش‌های همکاری را بررسی کنیم. امروز جریانهای متفاوتی وجود دارد که مشترکات واحدی دارند لذا می‌توان به اتحاد امیدوار بود.

 پس از فتنه و خانه نشینی احمدی نژاد عیار اصولگرایی سنجیده شد

 * نظر شما راجع به جبهه پایداری چیست؟ این جبهه معتقد است که ظرفیت‌هایی دارد که می‌توانند تأثیرگذار باشد، تأثیر این جریانات را بر روند اتحاد اصولگرایی چه می‌دانید؟

 من فکر می‌کنم پاسخ این سؤال شما را در مطالب قبلی دادم، بالاخره تفاوت‌هایی میان جریانهای اصولگرا وجود دارد. این تفاوت‌ها در دوره قبل هم بود.

 این مجموعه‌ها در ائتلاف‌های قبلی هم بودند و امروز شرایط فرق کرده است. نکته اینجاست که در انتخابات گذشته این فاصله‌های امروز به دلیل فتنه ۸۸ و ماجرای آقای رئیس جمهور به وجود نیامده بود. اختلاف گفتمانی درونی وجود داشت ولی هنوز آشکار نشده بود. یعنی شلاقی نخورده بود که علنی شود. وقتی فتنه ۸۸ به وجود آمد و عیارها سنجیده شد، این فاصله‌ها علناً دیده شد. امروز دیگر نمی‌شود ازآنها چشم‌پوشی کرد.

 امروز اگر بپذیریم که گروه هایی هستند و نام های مختلف دارند و رقابت‌ اصولگرایی فعالیت می‌کنند و شرایط آنها را بفهمیم، می‌توان با طراحی یک ادبیات مشترک در میان آنها، نزدیکی و اتحاد را ایجاد کرد.

 فتنه در میان افراد به ظاهر انقلابی رخ داد

 * آقای قاضی‌زاده، چرا ماجرایی مانند فتنه۸۸ اینقدر مهم و بزرگ هست که باعث می‌شود این تفاوت هایی که اشاره کردید، عیان شود؟ عظمت و عمق این واقعه چیست که هنوز رهبر انقلاب بعد از بیش از ۲.۵ سال درباره فتنه سخنرانی می‌کنند؟

 در پاسخ به این سؤال باید به واقعه صدراسلام اشاره کنم. ما در آن زمان هم حکومت رسول‌الله را می‌بینیم و هم حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) را. دوره حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) در اصل دوره عمل به باطن دین بود.

 این ادبیات را حضرت آقا از زمانی شروع کرد که بحث دولت اسلامی را مطرح کردند، ما امروز دردوره دولت اسلامی هستیم. وقتی در این دوره قرار داریم، یعنی اینکه گفتمان باید از سطح شعار به سمت عمل مبتنی بر این شعار برود. بنابراین سیاست‌ها، برنامه‌ها، مجریان، قانونگذاران اخلافش باید از این جنس باشد. رهبر معظم انقلاب تذکر می‌دهند که دیگر نباید به حرف بسنده کرد. جنس تذکراتی که مقام معظم رهبری در دوره هشتم مجلس به ما نمایندگان دادند بیشتر از همین جنس است.

 داستان فتنه علاوه بر اینکه ماهیت گفتمانی دارد نشان می‌دهد که در عمل چه کسانی چه کردند. چون که باید دید جریان فتنه در میان چه کسانی رخ داد. این جریان در میان نیروهای به ظاهر انقلابی رخ داد.

 برخی گمان می‌کنند در جریان فتنه دعوا برسر قدرت بود، در حالیکه حضرت آقا خواستند بفهمانند که دعوا بر سر قدرت نبوده است. همانطورکه دعوای علی (ع) و معاویه لعنت‌الله علیه بر سر قدرت نبود. بلکه تقابل حق در مقابل باطل بود. کسی که در عمل حاضر نیست از گفتمان انقلاب اسلامی تابعیت کند غافل است.همانطور که نباید کسی فکر کند که دعوای علی (ع) با معاویه و حسین (ع) با یزید لعنت‌الله بر سر قدرت است.

 دعوت بر سر اهل اسلام و انقلاب اسلامی است، منتهی کسانی این تقابل را ایجاد کرده‌اند که خود اهل انقلاب هستند و یا بهتر بگوییم، بودند!

 ملاک اینجا آن است که باید دید که نتیجه عملکرد آنها به نفع انقلاب است یا به نفع دشمنان؟ اگر نتیجه به نفع دشمنان بود، آنها خود ضد انقلاب هستند. مگر چقدر باید به عده‌ای هشدار بدهند و صحبت کنند که هوشیار شود و در زمین دشمن بازی نکنید؟ چقدر باید فرصت داد که آنها بفهمند؟

 مهم ترین تهدید برای انقلاب هواپرستی است/ هر ضربه که می خوریم از درون کشور زده می شود

 * با توجه به اتفاقات اخیر و بروز جریان هایی مانند فتنه و انحرافی و چند پارچه شدن جریان اصولگرایی شما مهمترین تهدید و آسیب از نظر داخلی و خارجی در این دوره از انقلاب چه می‌دانید؟

 ریشه تمام معضلات و آفت‌ها هواپرستی است.این هواپرستی ممکن است فرد را در مقابل امامش قرار دهد و فرد فهم خود را از امامش بیشتر تصورکند. این هواپرستی دقیقاً در مقابل جهاد اکبر قراردارد که انسان را به بندگی شیطان می‌رساند و آن چیزی که زمینه‌ساز نفوذ دشمن است «تفرقه» است. ریشه تفرقه نیز همین هوا و هوس و هواپرستی است.

 در نقطه مقابل تفرقه، وحدت قرار دارد. اما معنی وحدت، سکوت در مقابل اضمحلال انقلاب نیست. سکوتی خوب است که در جهت اتحاد باشد. اتحاد به خودی خود اصالت ندارد بلکه اگر در جهت حفظ انقلاب باشد قابل پذیرش است، ولی اگر به اسم وحدت بخواهیم در مقابل کج‌روی‌ها و اشتباهات سکوت کنیم درست نیست، بلکه باید فریاد کشید.

 امروز به نظر خطر چندانی از بیرون ما را تهدید نمی‌کند، هر خطری که ما را تهدید می‌کند از درون است. از نفس‌های بیمار و هواپرستی ماست. البته تهدید خارجی همیشه بوده و هست. یک زمانی شیطان خارجی ایادی خود را به میدان می‌فرستاد و امروز خود آمریکا با ایادی اروپاییش به میدان آمده است. از طرف دیگر نیزقدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران بسیار بیشتر شده است. به عقیده من آنها جای نگرانی ندارد، اگر روزی قرارباشد ضربه‌ای بخوریم قطعا آن ضربه از درون است.

 اصلاحات مرد / فتنه دوران جان دادن اصلاح طلبان بود

 * در جریان حوادث بعد از انتخابات، جریان فتنه از دل جریان اصلاحات بیرون آمد و آتش فتنه ۸۸ را روشن کردند. آیا راه بازگشتی برای این طیف باید قائل بود؟ از طرفی می‌بینیم که درون اصلاحات صداهایی بلند می‌شود که برای نظام شرط‌گذاری می‌کند! ارزیابی شما از این مواضع چیست؟

 سخت‌ترین دوره لحظه زندگی انسان جان دادن اوست. فتتنه دوره جان دادن جریان اصلاح‌طلبی در ایران بود. به عقیده من اصلاح‌طلبی در فتنه ۸۸ مرد! اینها با تمام وجود در جریان فتنه ۸۸ دست‌وپا زدند و تمام عقبه و توان داخلی و خارجی خود را به صحنه آوردند.

 اینها سعی کردند که از مرگ خود جلوگیری کنند اما این جریان مرد. به این دلیل که این جریان حاضر نشد که در آزمون بزرگ فتنه ۸۸ صف خود را از دشمنان خارجی و داخلی این ملک و ملت جدا کنند. این که می‌گویم جریان اصلاح‌طلبی مرد منظورم ماهیت جریان اصلاحات است. حال ممکن است یکی دو نفر آدم چند صباحی فعالیت کنند، حتی نماینده بشوند ولی در نهایت این جریان به دست خود مردم از صحنه سیاسی کشورحذف خواهد شد.

 جنس حرف های این جریان از جنس حرف های رضاربع پهلوی در آنسوی آبهای ایران است. حال مشاهده کنید هر چقدر حرف های ان مردک اثرگذار است حرفهای این جریان مرده نیز به همان اندازه اثر دارد.

 باعث و بانی این وضعیت نیزخود این به اصطلاح اصلاح‌طلبان شدند. بنابراین معتقدم جریانی به نام اصلاح‌طلبی نداریم، حتی اگر در مجلس آینده چند نفری از اصلاح‌طلبان رأی بیاورند و تعدادشان از اصلاح‌طلبان مجلس فعلی بیشتر شود، باز هم معتقدم این جریان مرد.

 برخی که آتش تهیه فتنه را تهیه می کردند امروز به فکر مرزبندی افتاده اند

 * این عدم مرزبندی برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب را در این اواخر چگونه می‌بینید؟

 اگر امروز و در آستانه انتخابات مجلس نهم، اینها را نگویند پس چه بگویند؟ امروز کار به جایی رسیده است که حتی ساکنین فتنه و مردودین و مرددین هم با فتنه مرزبندی می‌کنند اینها در زمانی که باید حرف می‌زدند سکوت کردند و آتش تهیه و خوارک فتنه را مهیا کردند.

 *اخیراً هم خبرهایی داشتیم مبنی براینکه گروههای معاند فتنه گرو متصل به جریان اصلاحات در برخی نقاط کشورهای همسایه با عوامل جاسوسی آمریکا دیدارها برداشتند.

 لذا اینها قطعاً دو مطلب را پیگیری می‌کنند و دواستراتژی را در دستور کار دارند، یک ناکارآمد کردن انتخابات و دوم به تشنج کشیدن انتخابات.اینها می‌خواهند کارآمدی انتخابات را تبدیل به ضد خودش کنند و این همان کاری بود که در فتنه ۸۸ کردند. انتخاباتی پرشکوه با مشارکت ۸۵ درصدی را که نماد اقتدار و بالندگی نظام بود را تبدیل به چالش و ضد آن کردند. اینها قصد دارند همه فرصت‌های انقلاب اسلامی را تبدیل به تهدید کنند و از روشهای مختلف با تقسیم مأموریت اقدام می‌کنند.

 اما معتقدم جریان اصلاح‌طلبان در جریان‌سازی اجتماعی مرده است. اتفاقی که امروز دارد رخ می‌دهد این است که خرده جریان های داخل کشور به نام اصولگرایی در حال یارگیری از میان اصلاح طلبان، برای انتخابات هستند. این جریان به نوعی حتی ممکن است به نام اصلاح‌طلبی به صحنه نیاید بلکه در قالب نام های و آرم‌های دیگر به وارد انتخابات شوند.

 در انتخابات مجلس نهم نیز ماننده فتنه 88 عده ای از خواص ریزش می کنند

 *نظرتان راجع به تحرکات کارگزاران و اتصال آنها به جریان اصلاح‌طلبی در انتخابات چیست؟

 ببینید امروز ما برخی‌ها را می‌بینیم که چندین دوره‌ در مجلس حضور دارند، این‌ها توانسته‌اند با گروههای مختلف سیاسی همراه شده و کار کنند همین‌طور می‌بینیم افرادی در دولت‌های مختلف از اول تا به امروز حضوردارند و حتی ممکن است در دولت بعد هم باشند، این‌ها یک عده آدم یقه سفید و تکنوکرات‌هستند.

 اینها توانستند در برهه‌های مختلف روابطی را با جریان حاکم بر قدرت برقرار کنند و امروز زمان اتصال آنها به مجلس نهم است. اینها همان کارگزاران هستند.

 هرچند ممکن عده‌‌ای این طیف در مقاطعی حذف شوند ولی با یک چرخش و پوست‌اندازی دوباره بعد از مدتی دوباره در صحنه باز می‌گردند.اصلاً اعتراض ما به همین ماجراست. اینکه می‌گوییم باید به گفتمان توجه شود نه به افراد،برای همین است. اینجا همانجاست که می‌گوییم دوره جهاداکبر انقلاب اسلامی است.

 * آیا به نظر شما اصولگرایان این دوره جهاداکبر را به سلامت می‌گذرانند؟

 اینجا دیگر آدمها مطرح هستند نه جریانها،نمی‌توانیم بگوییم جریان رد ‌خواهد شد. آدم هایی می‌توانند و آدم هایی نمی‌توانند به سلامت عبور کنند.

 *یعنی باید هاشمی را در طیف اصلاح طلبان تعریف کنیم؟

 همانطور که تعدادی از شیعیان به لشکر امام حسین (ع) رفتند و عده‌ای دیگر از شیعیان به لشکر یزید رفتند. لذا به عقیده من در انتخابات بعد، بزرگانی از خواص مجدداً همچون فتنه ۸۸ ریزش خواهند کرد. همین کافی است!

 برخی می خواهند امثال هاشمی رفسنجانی را برگردانند

 * وقتی رهبر انقلاب هشدار می‌دهد که مراقب باشید انتخابات را به چالش امنیتی تبدیل نکنند، به نظر کسانی که قبلاً فتنه به پا کردند دیگر نمی‌توانند آن تحرک را داشته باشند و کسانی ممکن است فتنه جدیدی به پا کنند،تحلیل شما چیست؟

 فتنه جدید را قدرت‌طلبان به ‌پا خواهند کرد.اصل فتنه از قدرت‌طلبی است تا این حسن قدرت‌طلبی در درون افراد باشد و به هر قیمتی حاضر باشد آن را به دست آوردند، فتنه‌ها شکل می‌گیرد و هرچه این جریان به دایره نظام نزدیک‌تر باشد ریزش عمیق‌تری در پی خواهد داشت.

 به نظر من شاید موضوع دیگر خود هاشمی نباشد،زیرا همه او را شناخته‌اند، موضوع کسانی هستند که می‌خواهند امثال هاشمی را برگردانند و یا جایگاه او را همچنان حفظ کنند.

 امروز موضوع دیگر مساله اصلاح‌طلب و اصولگرا بودن هاشمی نیست و جریانهای جدیدی در حال شکل‌گیری است. بعد از فتنه ۸۸ آرایش‌های جدیدی شکل گرفته است ولی هنوز گفتمان‌های خود را شفاف نکرده‌اند.

 اینها همه می‌خواهند به قدرت دست پیدا کنندو هنوز در این فاز هستند. روند حرکت همیشه اینگونه بود که یک طیف برای کسب قدرت مجبور بودکه گفتمان‌سازی کند و ایدئولوژی ایجاد می‌کرد. اول انحراف در کسب قدرت ایجاد شد و بعد انحراف اخلاقی و بعد انحراف ایدئولوژیک ایجاد شد و برای اینکه بتواند خود را در قدرت حفظ کند ناچار بود یک نظریه درست کند. جریان‌های انحرافی از اینها مشکل می‌گیرد.

 من معتقد نیستم که یک جریان انحرافی وجود دارد بلکه جریان انحرافی مختلفی را می‌بینیم که در راه هستند، زیرا منشأ همه آنها رسیدن به قدرت است. برای همین این روند را طراحی و مرحله به مرحله اجرا می‌کنند.

 این جریانها با نزدیکی به کانون‌های ثروت وقدرت و با ضرب و زور رسانه به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند به همین دلیل این خطرات رامی‌بینیم که به دنبال ایجاد شبکه رسانه‌ای برای خود هستند تا با ایجاد شبکه، جامعه را در اختیار بگیرند.

 برای همین میبینیم که این افراد به دنبال در اختیار گرفتن سرپل ها هستند و به سمت هیات ها و روحانیون می روند، تا به وسیله آنها سمپات سازی کرده و جامعه را بگیرند.

 جریان ها برای تسویه حساب همدیگر را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می کنند!

 * شما گفتید چند جریان انحرافی به اینکه شاهد هستیم طیف‌هایی با پرداختن به جریان انحرافی، جریان‌ فتنه ۸۸ را به فراموشی سپردند را باعث شدند اصلاح‌طلبان مجدداً توانستند خود را مطرح کنند؟

 اینکه انحراف وجود دارد یا خیر؟ بله جواب این است که انحراف وجود دارد و نکته دیگری هم اینکه طیف‌هایی از وجود جریان انحرافی استفاده ابزاری می‌کنند یا نه؟ که البته این موضوع جدیدی نیست.

 در طول انقلاب همیشه کسانی که می‌خواستند یارگیری کنند به دنبال دوقطبی فضا بودند تا با ندیده شدن تفاوت‌ها بتوانند اوضاع را هدایت کنند، هدف این است. زمانی خط ۱ و ۳ را راه‌ انداختند، زمانی مسئله راست و چپ را مطرح کردند و بعداً اصولگرا واصلاح‌طلب را مطرح کردند. زمانی که اعتراض می‌کردیم که چرا را این بزرگ اصولگرا دارای خانه‌های بزرگ و اموال و چنین و چنان است، عده‌ای در مقام پاسخ می‌گفتند؛ " آقا دشمن در راه است، اصلاح‌طلبان در راهند، اگر بخواهید این سؤالها را بکنید وحدت‌شکنی می‌شوید و ضد انقلاب روی کار می‌آید."

 لذا همه به یاد داریم که کودتای ۲۸ مرداد باشعار سرکوب کردن کمونیسیم سرکار آمد. می‌گفتند برای اینکه کمونیست‌ها سرکار نیاید این کارها لازم است. لذا این استفاده ابزاری برای خارج کردن رقیب از میدان است.

 البته یک عده هستند که می‌خواهند هشداردهند که ای مردم آگاه باشید این انحراف‌ها دیده می‌شود و تا اینجا درست است که باید گفته و تبیین شود و اما عده‌ای دیگر هستند و از این اهرم می‌خواهند استفاده کنند و رقیب را از میدان به در کنند.

 به نوعی هر کس با هرکس و هر جریان با جریان دیگر تسویه حساب دارد، دیگری را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می‌کند! ضمن اینکه خطر را در آن طرف نباید دست کم گرفت. زیرا تاریخ نشان می‌دهد که جریان نفوذی تمدن‌ها را از هم پاشانده است، پس باید مراقب جریان نفوذی باشیم.

 برخی اطرافیان دولت برای انقلاب هزینه تراشی می کنند

 تعریف شما از جریان انحرافی چیست؟

 هر چیزی که در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی قرار بگیرد و در کنار آن دکان جدیدی باز کند و بخواهد توجه را به سمت دیگری جلب کند و ما را از اصول غافل کند، جریان انحرافی نام می‌گیرد. اصول ما اصل اسلام، انقلاب وولایت فقیه، استکبارستیزی و صهیونیزم ستیزی است.

 به عنوان مثال کسی که می‌گوید به جای مبارزه با رژیم صهونیستی باید با برادران اهل سنت مبارزه کرد این یک جریان انحرافی است.

 * مصداق و ملاک تشخیص انحراف چیست؟

 ملاک امام امت است. در نظام ولایت فقیه جایگاه امام، جایگاهی الهی است، حکم امام نیز حکم خداست لذا اگر کسی توجهات را از احکام الهی معطوف به چیز‌دیگرکند، جریان انحرافی نام می‌گیرد. این جریان و در هر کس و هر جریانی می‌خواهد باشد،در هر لباسی و مقامی می‌خواهد باشد، ولو اینکه مرجع تقلید باشد.

 * آیا افرادی که امروز در کنار دولت قراردارند، مصداق این جریان انحرافی محسوب می‌شوید؟

 چون افکار مؤمنین و مسلمین و انرژی نظام جمهوری اسلامی معطوف به چیز دیگری کرده و در مسیر انقلاب هزینه‌تراشی می کند، بله. اینکه به جای حرکت در مسیر پرشتاب رشد و الهام‌بخشی، استکبارستیزی و عدالت‌طلبی باشیم مرتباً به خودمان بپردازیم، این انحراف است. البته ما باید تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسیم، ولی دعوای بی نتیجه نباید به راه بیندازیم.

 جریان انحرافی درون دولت است نه در کنار آن

 * پس این جریان را در کنار دولت به رسمیت می‌شناسید؟

 نه، این در کنار دولت نیست بلکه در درون دولت است، چرا تعارف می کنید! کما اینکه جریان انحرافی فقط در دولت نیست، بلکه در جاهای دیگر نظیر مجلس نیز این جریان وجود دارد.

 هیچ‌کس حق ندارد در برابر امام جامعه عرض اندام کند، زیرا، امام جامعه دارای جایگاه الهی است. در جامعه اسلامی هیچ‌کس در برابر ولی و امام نباید دیده شود. رابطه در جامعه اسلامی رابطه امام و امت است.

 * شما چندبار با آقای احمدی‌نژاد دیدار داشتید، استراتژی و مبانی فکری ایشان را چگونه می‌دانید؟ آیا این استراتژی فکری وی ارتباطی با جریان انحرافی درون دولت دارد؟

 صحبت‌های من با آقای دکتر احمدی‌نژاد، درحوزه کاری و مشکلات حوزه نمایندگی بوده است. بنابراین قضاوت من براساس صحبت‌های مستقیم با او نیست بلکه تحلیل من نسبت به ایشان با توجه به سخنرانی‌ها و حرفهایی است که از او شنیده‌ام.از ابتدای انقلاب دیده ایم که وقتی فردی خودش خوب است و اطرافیانش بد هستند گاهی فرزندانش را دم تیغ می گذارد. حال سوال این است که احمدی نژاد چرا اطرافیانش را دور نمی اندازد؟ باید این نکته را توجه کرد که شما حرف انقلاب را بزنید و در عمل به آن پایبند باشید.

 تحلیل قاضی زاده از خانه نشینی احمدی نژاد

 * ارزیابی شما از قهر ۱۱ روزه آقای احمدی‌نژاد چیست؟ نقش جریان انحرافی را در آن چگونه می‌بینید؟ این در حالی است که آقای احمدی‌نژاد همواره تأکید دارند که فردی ولایتمدار هستند.

 من در درون آقای احمدی‌نژاد نیستم ولی حرف های انقلابی و دینی بسیاری از وی شنیده ام. البته فکرخوانی خوبی ندارم لذا من تحلیل می‌کنم بالاخره این عمل از آقای احمدی‌نژاد سرزده است شایعه نیست و اتفاق افتاده است.

 این ممکن است به هر دلیل رخ داده باشد. ممکن است خسته شده باشد، شاید می‌خواست حرفش شنیده شود، شاید می‌خواسته پیام برساند، شاید سناریو بود، شاید نیاز به استراحت داشته است. شاید می‌خواست حوادث را بازبینی کند. دلایل می‌تواند مختلف باشد. در کل این عمل اصلاً مورد قبول نیست و در مسیر ولایت‌مداری نبوده است.

 احمدی نژاد به اردوگاه دشمن نرفته است

 * آیا شما راه بازگشتی برای آقای احمدی‌نژاد متصور هستید؟

 راه بازگشت به روی هیچ کس بسته نیست، البته ما نمی‌گوییم که آقای احمدی‌نژاد به اردوگاه دشمن رفته است، آقای احمدی‌نژاد به دلیل عملکرد‌های خوبش و به دلیل مبارزه علیه صهیونیزم جهانی، مورد غضب همیشگی دشمن است.

 جریان شیطان هیچ‌گاه احمدی‌نژاد را نخواهد بخشید و دشمنی آنها با وی سرجای خودش هست. نباید طوری حرف بزنیم که کسی گمان کند که احمدی نژاد به اردوگاه دشمن رفته است. احمدی‌نژاد در میان ملت ایران است. احمدی‌نژاد روزی نان دل و صداقتش را می‌خورد و امروز اگر می‌خواهد برگردد باید مجدداً نان دل و صداقتش را بخورد.

 ما صحبت‌های احمدی‌نژاد درباره ولایت‌پذیری‌ را قبول می‌کنیم منتهی این سخن ها باید در دلش هم صاف شده باشد. اگر صاف شد از آنجا که خداوند همه چیز را می بیند، قلوب مؤمنین که در دستان خداوند است،‌مجدداً به سمت او برمی گردد. همه ما و شما قبلاً احمدی‌نژاد را طور دیگری دوست داشتیم ولی امروز شاید ‌آنطور نیست، برای اینکه دل بچه مسلمانها در دستان خداست. این رابطه با ولایت میان او و خدا باید حل شود.

 *نقش جریان انحرافی را در جدا شدن برخی عناصر مومن از دولت چه می دانید؟

 هر کسی آدم هایی از جنس خودش را دور خود جمع می کند. در دولت نهم احمدی نژاد یکجور بود، پس آدم های دور او نیز آنطور شدند. در دولت دهم نیز جنس او فرق کرد و آدم های نیز تغییر کرد؛ نوع آدم هایی که در کنار دولت هستند نشان دهنده درون آن خواهند بود. اگر خوب هستند پس خوب است و اگر بد که بد هستند. من پیش بینی نمی کنم.

 حرف های احمدی نژاد حرف خودش است/ افرادی صد برابر بدتر از مشایی کنار خاتمی و هاشمی بودند

 * قدرت این جریان انحرافی را چه میزان می‌دانید؛تأثیر آن را بر روی آرای آقای احمدی‌نژاد چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مثلاً مطرح کردن مواردی مانند بیداری انسانی مکتب ایران و.... را چگونه تحلیل می‌کنید.

 ببینید من معتقدم این تأثیر جریانی نیست یعنی جریانی وجود ندارد که به این معنا زمینه‌سازی کند و اثرگذاری کند. نه اینکه جریان انحراف وجود ندارد ولی اینگونه که اثرگذار باشد را نمی‌پذیریم. آقای احمدی‌نژاد مجموعه مشاورینی دارد که مرتباً با آنها در حال گفت‌وگو است و مرتباً کلماتی را از هر کدام می‌شوند. لذا کسی که انتخاب می‌کند و آن را بیان می‌کند خود آقای احمدی‌نژاد است. کسی که انتخابات می‌کند خودش است.

 آقای دکتر احمدی‌نژاد شخصیت فهیم و باهوشی است. لذا تحت القا کسی قرار نمی‌گیرد، هرچه بیان می‌کند باور و فکر خودش است. خودش هم اصرار دارد که بگویدکه تفکرات برای خودش است. بنابراین پس چرا باید با اصرار بگوییم که سخنان فرد دیگری است؟

 .««« دیگران که ضرر های بزرگتری به ما زدند. خدماتی که احمدی نژاد به ما کرد در طول دوران انقلاب بی نظیر است. ما از خاتمی چنین انتظاری نداشتیم، وگرنه چندین نفر بدتر از مشایی اطراف او بودند.»»»»

 ببینید نکته‌ای را اینجا تأکید کنم احمدی نژاد چوب دین های بزرگی که به گردنش هست را می خورد.قبل از آقای احمدی‌نژاد کسانی بودند و هستند که کارهای بسیاری بدتری از احمدی‌نژاد مرتکب شوند، خدمات مختلفی که احمدی‌نژاد از اول انقلاب تا امروز کرده بی‌نظیر است.

 حال چرا برخی اشتباهات احمدی‌نژاد به ما برمی‌خورد و ما را ناراحت می‌کند. زیرا احمدی‌نژادمورد آرزوی تمام آرمان‌های ما بود ما هیچ‌گاه از امثال خاتمی و هاشمی این انتظارات را نداشتیم. صدها همچون مشایی و بدتر از او در اطرافشان بود اینکه ما قلب ما از احمدی‌نژاد می‌گیرد برای دین سنگینی است که به گردن احمدی‌نژاد قرار دارد. احمدی‌نژاد با نذر مادران شهدا و مظلومین مستضعفین بر سر کار آمده است.

 به احمدی نژاد گفتم نیروی کارآمد نداری/ هنر احمدی نژاد جهانی کردن آرمان های انقلاب بود

 * ما شاهد هستیم بعد از ۶ سال از دولت نهم ودهم، برخی آرمان‌ها لطمه می‌بینید، برخی آرمانها اوج می‌گیرد و برخی دیگر مسکوت می‌ماند،در بحث سیاست خارجی خوب عمل شد! در رسیدگی به طبقات مردم خوب عمل شد، اما بحث اختلاس هم مشاهده شد. بعد از این همه سال چه مقدار شعارهای آقای احمدی‌نژاد را تحقق یافته می‌بینید؟

 زمانیکه آقای احمدی‌نژاد برای انتخابات سال ۸۴ آماده می‌شد من در مشهد صحبتی را با وی داشتم. گفتم من دو نگرانی برای شعارهای شما دارم اول اینکه بدنه جامعه هنوز برای شعارهای شما آماده نیست. دولت‌های قبل افراد را با توجه به نگاه خود بار آورده‌اند، دوم اینکه نیروی کار تربیت شده برای اداره صحیح امور در اختیارندارید. البته ایشان گفتند که ما به اندازه ستاره‌های آسمان جوانان متدین داریم که می‌توانند مسئولیت‌ها را به دوش بکشند.

 دولت احمدی‌نژاد در به ویژه دوره نهم توانست در حوزه اجرا مسیر انقلاب را به ریل خودش برگرداند و آرمانهای الهی امام را عمومی کرده و حتی جهانی کند. یعنی مطالبات انقلاب اسلامی را جهانی کرد، که قطعاً جهانی‌سازی انقلاباسلامی از هنرهای آقای احمدی‌نژاد بود. اما به دلیل همین دو دلیل که گفتم، به علاوه صرف انرژی در برخی امور غلط، نتوانست شعارها را تا حد مطلوب محقق کند. در حوزه اقتصاد و سیاست حرکات خوبی شد ولی در حوزه فرهنگ آسیب‌هایی داشتیم.

 ساکت کردن دیگران با لفظ "شعبان بی مخ" خودش "شعبان بی مخی" است

 * اخیراً یک نماینده تعبیری خاص و شاید زشت را درباره نمایندگان مجلس به کار برد...

 به نظر من این یک نوع شانتاژ کردن برای بستن دهان ها است در مجلس هر کس تربیونی دارد و می‌تواند طبق قانون اساسی نظرات خود را آزادانه بیان کند. به کار بردن این تعابیر و مشابه آن برای خفه کردن صدای مخالف است و خود این روش برعکس گفته آن آقا روش شعبان بی‌معنی است. از هر طرف و از هر شخص می‌خواهد باشد. می‌خواهد مطهری بگوید یا رسایی یا کواکبیان یا قاضی‌زاده.

 این کار به معنای ساکت کردن افراد است، تا فضا را طوری کنند که افراد را هو شوند، آقای مطهری می‌تواند حرفش را بزند، البته عربده‌کشی کار غلطی است و می‌تواند منطقی حرفهایش را بزند و کسی هم جلویش را نگرفته است.

 * به عنوان آخرین سؤال، نظر شما درباره اقدام اخیر مجلس در کاهش روابط با انگلیس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ حرکت دانشجویان را نیز چطور می بینید؟

 کاهش رابطه خوب ولی دیر بود. حرکت دانشجویان نیز هرچند غیرقانونی بود ولی دلم را خنک کرد! نمی‌شود از رفتار غیرقانونی دفاع کرد. هرچند کارنامه انگلیسی در مقابل ملت ایران، طوری است که نفرت ملت ایران را در پی داشته است.

 به نظرم انگلیس به مراتب خطرناک تر از آمریکایی هاست. همین الان هم وقتی جریان ها را نگاه می کنید پشت صحنه صهیونیست ها دست انگلیسی ها را می بینید. حالا که بیرونشان کردیم باید مراقب دیپلماسی زیگزاگی خود باشیم که آنها برنگردند.

 

کی گفته من بابا ندارم...؟؟؟

"حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد"

 

"صحبت ولی امر مسلمین جهان با فرزند چهار ساله ی شهید احمدی روشن"

 

 

"تفقد ولی امر مسلمین از فرزند شهید رضایی نژاد"

حجت الاسلام روانبخش: امروز برخي با اسم امام (ره) مقابل ولايت مي ايستند.

 
حجت الاسلام روانبخش: در زمان پيامبر(ص) عده اي با اسم پيامبر؛ مقابل علي(ع) ايستادند ؛ امروز هم برخي با اسم امام (ره) مقابل ولايت مي ايستند
تاريخ  :  1390/11/03
 عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي با اشاره به اين كه ؛ امام(ره) در مورد كساني كه در زمان حيات خود از آنها تعريف كرده يا حكمي به آن ها داده بود، فرمود كه" آن ها را با ولي فقيه زمان بسنجيد" ؛ تصريح كرد: دشمنان منتظر بودند كه امام (ره) سرش را بر زمين بگذارد تا فتنه ها برپا كنند، اما به فضل الهي از سر سفره امام (ره) ، مردي همانند خود امام(ره) برخواست.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام و المسلمين قاسم روانبخش عضو جبهه پايداري و از شاگردان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي كه در مسجد علي‌ بن موسي‌الرضا (ع) منطقه 18 سخن مي‌گفت، پس از مرور اجمالي دوران پيامبر اكرم (ص) و تاكيد بر اهميت واقعه غدير اظهارداشت: يكي از نگراني‌هاي پيامبر (ص) اين بود كه بعد از خودشان چه كسي هدايت مردم را عهده‌دار خواهد بود، لذا حضرت علي (ع) را به عنوان جانشين برگزيدند و غدير بحث ولايت و جانشيني بود.
وي در ادامه با اشاره به حوادث بعد از رحلت پيامبر(ص) تصريح كرد: خواصي كه مسائل را مي‌فهميدند، حقيقت را براي مردم روشن نكردند، برخي پول و پست گرفته و برخي هم ترسيدند و سكوت كردند هرچند شايد؛ اگر مي‌دانستند كه نتيجه كارشان شهادت فرزند رسول‌ خدا (ص) در كربلا خواهد بود، سكوت نمي‌كردند.

روانبخش ادامه داد‌: امام (ره) كه زحمات بسياري براي انقلاب كشيد، همانند پيامبر خدا نگران بعد از خود بود، دشمنان منتظر بودند كه امام (ره) سرش را بر زمين بگذارد تا فتنه‌ها برپا كنند، اما به فضل الهي از سر سفره امام (ره) ، مردي همانند خود امام(ره) برخواست. 

وي با بيان اين‌كه ما هنوز به خوبی حضور مقام معظم رهبري را نشناخته‌ و حق ایشان را ادا نکرده ایم ؛ تاکید کرد: ما كه هيچ،‌ آيت‌الله مصباح فرمودند "بايد اعتراف كنم كه نه امام(ره) را شناخته‌ام و نه ابعاد وجودي حضرت آقا را".

وي تصريح كرد: امام (ره) براي پس از خود يك كد مهم ارائه كرد و آن اين بود كه مردم اگر مي‌خواهيد به مملكت شما آسيبي نرسد، پشتيبان ولايت فقيه باشيد و در مورد كساني كه در زمان حيات خود از‌آنها تعريف كرده بود يا حكمي به آن‌ها داده بود، نيز فرمود كه آن‌ها را با ولي فقيه زمان بسنجيد.

وي ادامه داد: شيخ مهدي كروبي ادعا مي‌كرد كه "من 18 حكم از امام (ره) در جيبم دارم"، اما بايد پرسيد كه الان چه كردي؟

حجت الاسلام والمسلمین روانبخش افزود: در زمان پيامبر(ص) عده‌اي با اسم پيامبر(ص) مقابل حضرت علي(ع) ايستادند و امروز هم عده‌اي با اسم امام (ره) مقابل ولي فقيه مي‌ايستند.

وي تصريح كرد: ‌به لطف خدا مردم ما با مردم زمان پيامبر(ص) فرق دارند و اشاره امام خود را گرفتند و در فتنه 88 كه بسياري از خواص سكوت كردند مردم از ولي فقيه پشتيباني كردند و ملت ايران نشان داد كه اگر در كربلا بود امام(ع) را ياري مي‌كردند؛ چرا كه 9 دي را قبل از‌ آنكه اما‌م‌شان به شهادت برسد آفريدند.

وي با بيان اين‌كه ايران امروز به يك قطب تبديل شده است، گفت: اگر زماني شوروي و آمريكا دو قطب در جهان محسوب مي‌شدند، امروز مي‌گويند كه همه قدرت‌هاي بزرگ در يك طرف قرار دارند و ايران در طرف مقابل.

وي با اشاره به بيداري اسلامي منطقه ادامه داد: كسي در خواب هم نمي‌ديد كه مصر، تونس، ليبي و ... اينگونه متحول شوند، راشد الغنوشي مبارز تونسي گفته بود كه بهترين الگوي مردم سالاري الگوي ايران است، عبد‌الجليل رئيس شوراي انتقالي ليبي مي‌گويد كه ما هم در مسير ايران دائما در حال رفت و آمدند؛ ايران امروز به امام مسلمين تبديل شده است. 

روانبخش با بيان اين‌كه نسبت كشور آلمان به ساير كشورهاي اروپايي همانند نسبت قم به ساير شهرها در ايران است، گفت: آلمان در بين كشور‌هاي اروپايي بسيار تاثيرگذار است، رشد ‌اسلام خواهي در اين كشور بسيار فوق‌العاده است و مسجد هامبورگ امروز به يكي از مراكز بزرگ‌ تبديل شده به طوري كه هر روز يك نفر در اين كشور شيعه مي‌شود و پيش بيني كرده‌اند كه تا چند سال ديگر جمعيت مسلمانان با غير مسلمانان در اين كشور برابر خواهد بود. 

ایشان با اشاره به تحریم ها بر علیه ملت ایران ؛ افزود: تحريم‌هايي كه نسبت به كشور ما اعمال مي‌شود بي‌نظيرترين تحريم‌هايي است كه مي‌توان به يك كشور اعمال كرد، اين فشار‌ها براي اين است كه مردم ما را دچار تنگناي اقتصادي كنند و با ايجاد نارضايتي از ايران انتقام بگيرند.

اين عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامی؛ با اشاره به نزديكي به انتخابات مجلس نهم گفت: نوكران داخلي دشمنان اعم از اصلاح‌طلبان و كساني كه فتنه 88 را رقم زدند، انتخابات را تحريم كرده‌اند و از طرف ديگر با اعمال فشارهايي اقتصادي تلاش دارند كه با ايجاد نارضايتي مشاركت را كم كنند و از آن نتيجه بگيرند كه هر رأي كه نيامد متعلق به ما بوده؛ خاتمي گفت كه اگر مشاركت را به زير 30 درصد برسانيم پيروزيم ولو اينكه نماينده‌اي در مجلس نداشته باشيم. اما همانگونه كه رهبري فرمودند به رغم خواست دشمنان مردم انتخاباتي دشمن‌شكن برگزار خواهند كرد. 
وي ادامه داد: ملت ايران ثابت كرده است كه زير بار تحميل نمي‌رود و تحريم‌ها موجب پيشرفت بيشتر ما مي‌شوند، ملت ايران بيدار است، در روز رأي‌گيري وضو بگيريد و خالصانه حضور پيدا كنيد قطعا اگر مشاركت بيشتر شود دشمن شكست را احساس خواهد كرد، به كساني كه به مراكز قدرت و ثروت متصل نبوده و وامدار اين و آن نباشد رأي دهيد.
روانبخش در توضيح چگونگي شكل‌گيري جبهه پايداري انقلاب اسلامی نيز گفت: انقلاب با فراز و نشيب‌هاي مختلفي همواره بوده است اما چون در رأسش ولي فقيه قرار دارد، خط اصيل انقلاب حفظ شده است. در اين فراز و نشيب‌ها جريان حزب‌الهي متدين با فعاليت‌ بسيج، سپاه، حوزه و روحانيت نتيجه داد و شعار آقاي احمدي‌نژاد كه شعارهاي انقلاب بود مورد قبول واقع شد و مردم هم به آن راي دادند.

وي افزود: آيت‌الله مصباح تابلويي بلند كرد به اسم جبهه پايداري كه دو مرز بندي دارد يكي با فتنه و يكي جريان انحرافي و حركتش در مسير اسلام ناب محمدي زير نظر ولايت فقيه است، شعار هم نيست، شعور است.

روانبخش با بيان اين‌كه "آقاي باقري لنكراني يك دسته گل است" گفت:‌ كساني مثل آقاي باقري لنكراني و دكتر بي‌ريا كه كنار گذاشته شدند به خاطر اين بود كه مقابل انحراف ايستادند.

وي خاطر نشان كرد: تشكيل جبهه پايداري تنها يك حركت انتخاباتي نيست و ادامه دارد، جبهه پايداري انقلاب اسلامی حزب نيست و هر كسي تفكر آن را قبول دارد، عضو آن است، پول هم نداريم كه دفتر بزنيم و عضو بگيريم.

روانبخش كه سردبيري پرتو سخن را نيز بر عهده‌دارد در پاسخ به سوال ديگري در مورد ترور دانشمندان هسته‌ اي كشورمان گفت: يكي از راه حل‌ها در اين مورد همان است كه آقاي شريعت‌مداري پيشنهاد داد و آن مقابله به مثل است يعني اگر شما دانشمندان ما را ترور مي‌كنيد، ما هم حق داريم كه دانشمندان شما را ترور كنيم و از روزي كه تهديد به مقابله به مثل كرده‌ايم، آمريكا و اسراييل دائما مي‌گويند كه ترور‌ها كار ما نبوده است. 
وي خاطر نشان كرد: اكنون وقت اين نيست كه كسي دولت را بزند، اما حمايت از جايگاه حقوقي دولت به معناي چشم بستن بر برخي مسايل نيست.

وي در پاسخ به سوال ديگري نيز گفت: اصلاح طلبان انتخابات راتحريم كرده‌اند، اما به طور فردي مي‌آيند، اگر مهره‌هاي سفيد آن‌ها بيايند و آقاي خاتمي و آقاي هاشمي از آنها حمايت كنند اين مهره‌ها ديگر سفيد نيستند، سياه مي‌شوند. براساس قرارداد با آمريكا در بگرام به آنها گفته‌اند كه در انتخابات حضور پيدا نكنند تا تنور انتخابات گرم نشود.

وي در اين باره كه آيا رقابت بين اصولگرايان در انتخابات پيش‌رو تظاهر به تكثر است يا نه؛ ضمن بیان این که بحث های کلی با جبهه متحد وجود دارد ؛گفت: لذا اين به معناي صوري بودن رقابت نيست، ما اهل معامله برسر اصول انقلاب نيستيم. 

اين عضو جبهه پايداري در مورد اين‌كه آيا باقري لنكراني سخنگوي جبهه پايداري مي‌شود يا نه گفت: نه رد مي‌كنم و نه تاييد، سخنگو كه انتخاب شد، خود به طور رسمي اعلام مي‌كند. 
وي در مورد ليست جبهه پايداري انقلاب اسلامی براي انتخابات نيز پاسخ داد:‌ جبهه پايداري در نشست‌هاي خود در مورد ليست نامزد‌ها در استان‌ها و شهرستان‌هاي مختلف رايزني مي‌كند.

واگویه ای با حضرت خورشید....

اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده.



سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.

 مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!

این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.

امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.

بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.
 

تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم. 

 آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!

بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.

فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم.

اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!



دكتر باقري لنكراني : شباهت كارمنافقان درماجراي خيبر با مرعوب كردن امروز ملت

 
دكتر باقري لنكراني : شباهت كارمنافقان درماجراي خيبر با مرعوب كردن امروز ملت/
 
 
آقا فرمودند خود را وامدار كانون قدرت و ثروت نكنيد؛
 
هركس وامدارانه به مجلس برود تصميمات وامدارانه هم مي گيرد
تاريخ  :  1390/11/01
 يك عده اي در بين امت حزب الله هستند كه در تلاش هستند دل هاي مومنين را خالي كنند. مدام مي گويند چطور مي خواهد شود، واي تحريم شده است، اتفاقات عجيب و غريبي دارد مي افتد، بازار ديگر قابل كنترل نيست، ارز بالا رفته، گراني بي داد مي كند. نه اينكه اينها نيست، اما دليل نمي شود كه ما از اعتمادمان و از باورهاي‎مان دست بردايم / هر دو نفري كه اين هفته يك صحبت هاي خلاف موازيني كرده اند، هر دو از كساني بوند كه در جريان فتنه ابتدا همراهي كردند و بعد هم ديدند كه مسير، مسيري است كه موافق خط مردم نيست، سكوت كردند / امروز هم اگر قرار است ما صحنه خيبري بيافرينيم كه به فضل خدا خواهيم آفريد، بايد متاسي به اميرالمومنين عليه السلام باشيم از خودمان و براي خودمان حيثيتي قائل نباشيم و هرچه داريم را فداي باورها و اعتقادات مان و فداي اين حبل متصل به ولايت الهي‎مان كنيم / يادت نرود كه آن خيبري كه مولاي مان در 1400 سال پيش براي شما رقم زد، ان شاء الله باز هم رقم مي زنيم، بايد همان طور علوي و حيدري عمل كنيم. هم در شجاعت و هم در اطاعت علوي و حيدري عمل كنيم / رهبر معظم انقلاب امسال را، سال جهاد اقتصادي اعلام كردند ،رهبري عزيز مي ديدند كه دشمن دارد صحنه اقتصاد را به صحنه فشار آوردن به كشور تبديل مي كند، توقع از مجلس و دولت محترم اين بوده كه آماده شرايط شوند. اين فضا مي تواند خيلي بهتر از اين مديريت شود / آقا به نمايندگان كه فرمودند كه خودتان را وام دار كانون هاي قدرت و ثروت نكنيد. چرا اين هشدار را مي دهند؟ چون كسي كه وام دارانه به مجلس مي رود، تصميماتش را هم وامدارانه مي گيرد / مردمي كه در فتنه سال 88، فتنه اي كه 20 سال دشمن براي آن برنامه ريزي كرده بود، سربلند بيرون آمدند، معلوم است كه مقاله 19 دي 90 را زير پا مي گذارند، معلوم است كه به هر كسي كه حاشيه و انحرافي بخواهد درست كند، محل نمي گذارند. معلوم است كه به كساني كه با توسل به كانون قدرت و ثروت و وامدار شدن به آنها مي خواهند به مجلس بروند محل نمي گذارند / هيچ آدم منحرفي در طول تاريخ پيدا نمي كنيد كه از اول گفته باشد من منحرف هستم. هر كسي يك توجيهي بافته است. اشكال به اين شكل پيش مي آيد كه برخي حرف هاي درست را با حرف هاي باطل مخلوط مي كنند و هم خودشان گمراه مي شوند و هم ديگران را گمراه مي كنند / ما احدي از دوستان را متهم به اصولگرا نبودن نمي كنيم. اعتقاد داريم كه هر كس مي گويد من اصولگرايم حرفش درست است. منتها يك مشكل داريم و آن اين است كه صرف ادعاي اصولگرايي باعث اطمينان نمي شود، بايد نگاه به عملكرد كنيم


موضوعاتی از جمله؛ تحلیل تاریخی غزوه خیبر و تطبیق مصداقی آن با شرایط روز، واکنش به اظهارات علایی و افروغ، لزوم مقابله به مثل عاملان شهادت دانشمندان کشورمان و عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب نسبت به مجازات مرتکبان این ترور، واکاوی دلایل درخواست اوباما از ایران برای مذاکره با کشورمان که در نامه به مقام معظم رهبری مطرح کرد، انتقاد از حاشیه‌سازی دوباره در دولت به جای خدمت‌گذاری، تاکید بر بهتر شدن وضع اداره کشور در مقتضیات و زمان کنونی با پیروی از اوامر ولایت، چرایی لزوم جلوگیری از ورود وابستگان و وام‌داران کانون‌های قدرت و ثروت به مجلس و توانایی بالای انقلاب نسبت به تحمل ریزش‌های بزرگ به دلیل رویش‌های بزرگ" از جمله محورهای سخنان عضو موسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی در هفتمین نشست این جبهه در شیراز بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، دكتر كامران باقري لنكراني اگرچه علي رغم اصرارهاي نخبگان، كانديداي انتخابات مجلس نشد، اما هر هفته به يك مسجد در شيراز مي‌رود و نشست‌هاي هفتگي جبهه پايداري انقلاب اسلامی را در اين شهر، فعال‌تر از همه مناطق كشور جلو مي‌برد. متن سخنرانی وي در مسجد امام حسن به همراه پرسش و پاسخ‌ها در ادامه آمده است:

به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه نوشته

دكتر لنكراني:روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت براي خودشان منيتي مي بينند

 

 

دكتر لنكراني:روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت براي خودشان منيتي مي بينند / امروز برگرديم به سال 88 ؛ دوباره همان مسير را مي رويم
تاريخ  :  1390/10/25
 بايد دقت كنيم كه نسبت كسي كه مي خواهيم وكيل كنيم با رهبري چگونه است / فرمودند كساني كه كانديدا مي شوند، اگر ولخرجي و پرخرجي مي كند، حتي از غير بيت المال چون از شبه بيت المال كه خيلي جرمش سنگين است / حضور منافقين ، ترديدها و ابهام هايي ايجاد مي كند و باعث مي شود كه تزلزلي در صفوف پيش بيايد / شهيد احمدي روشن چه جرمي داشت؟ اينها مي آيند كه شهيد كنند تا ترديد درست كرده وحشت ايجاد كنند، يك عده اي دانشگاهي و غير دانشگاهي بترسند كه نكند ما كه داريم از انقلاب دفاع مي كنيم، جان مان به خطر بيفتد / روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت فقيه براي خودشان منيتي مي بينند / امروز برگرديم به سال 88 و همان صحنه ها پيش بيايد، با اينكه ما اين وقايع سال 90 را هم ديده ايم، تلخي سال 90 را هم داشتيم، ترديد نداريم كه دو مرتبه همان مسير سال 88 را مي رويم. دوباره هم برگرديم به اوائل امسال در اين موضعي كه در برابر حلقه انحرافي گرفتيم، خط اصلي براي مان ولايت است و ما هيچ چيزي را با ولايت عوض نمي كنيم / مصداق بصيرت، عمل به موقع در فتنه هاست، نه وقتي آب از آسياب افتاد، بگويند ما هستيم


به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه نوشته

حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري.

نمي شود ولي فقيه لبيك بخواهند و برخي بگويند بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود /
 
 كانديداها بايد پاسدار اعتماد مردم باشند
تاريخ  :  1390/10/01
 حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.


دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي، با بيان اينكه فتنه و انحراف در حاكميت ولايت نبايد بتواند رشد داشته باشد، تاكيد كردند: اصلاً سكوت در برابر فتنه معنا ندارد ساكتين فتنه اگر امروز هم بيايند فردا هم مثل ديروز عمل مي كنند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني جبهه پايداري ؛ حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.

حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه عدالت، عقلانيت و معنويت بر محور ولايت راه مقابله با انحرافات است، اظهار داشت: گاهي به ديگران مي گوييم منحرف در حالي كه از خودمان غافل هستيم چرا كه اگر كارمان را درست و دقيق انجام ندهيم و به عقلانيت، معنويت و عدالت، توجه نكنيم منحرف خواهيم شد.

ايشان با اشاره به نقش حضرت زينب(س) در روشنگري بعد از حادثه كربلا، افزود: حضرت زينب(س) حتي يك اشتباه كوچك هم در مقابله با دشمن نكرد، ايشان همانند مادرشان حضرت زهرا (س) قاطعانه عمل مي كردند.

حجت السلام والمسملين آقاتهراني با بيان اينكه ما بايد بر ولايتمداري خود پايدار بمانيم و ولايت را درك كرده و پاي آن بايستيم، ضمن تاكيد بر آنكه نقل به مضمون مي كنند ، به حوادث سال 1342 اشاره كرده و افزودند: حضرت آيت الله مصباح مي فرمودند وقتي امام را تبعيد كردند، همه مانده بودند چكار كنيم، طلبه ها مانده بودند، خانم ها كارد آشپزخانه به دست گرفته و در صحنه حاضر شدند و گفتند مردها بروند خانه، ما مي رويم و امام را آزاد مي كنيم.

دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي با بيان اينكه فتنه و انحراف در حاكميت ولايت نبايد جاي رشد داشته باشد، افزود: اصلاً سكوت در برابر فتنه معنا ندارد ساكتين فتنه اگر امروز هم بيايند فردا هم مثل ديروز عمل مي كنند؛ ما بايد ولايت را طراز قرار دهيم حتي اگر رئيس جمهور، رئيس مجلس، رئيس قوه قضاييه و يا نماينده مجلس باشيم.

ايشان به ولايتمداري حضرت امام سجاد (ع) اشاره كرده و تصريح كردند: وقتي حضرت زينب(سلام الله عليها) خطبه مي خواند، امام سجاد(ع) مي فرمود عمه جان ادامه نده ؛ لذا ما شور خالي نمي خواهيم ، شور ما بايد همراه با شعور و ولايتمداري باشد.

حجت الاسلام و المسلمين آقاتهراني خاطرنشان ساخت: برخي ها مي گويند ولي فقيه درست مي گويند اما، تنها اين ولايتمداري نيست، اينكه ولي فقيه را دوست داشته باشيم اما همراهي نكنيم، نمي شود ولايتمداري. مردم كوفه امام حسين(ع) را دوست داشتند اما با او همراهي نكردند، اگر ما هم ولي فقيه را دوست داشته باشيم ولي؛ اما و اگر بياوريم مثل مردم كوفه هستيم.

دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.

ايشان همچنين تصريح كردند: عمل بر محور ولايت لازمه كار همه ماست و خدا مي داند اگر بدانيم نظر حضرت آقا چيز ديگري است همانگونه عمل مي كنيم، من قسم جلاله نمي خورم ؛ اما به والله قسم اگر بدانيم نظر حضرت آقا چيز ديگري است، همانگونه عمل خواهيم كرد.

حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني ضمن تاكيد بر اينكه ولي زمان ولي فقيه است، با بيان اينكه ما به هيچ عنوان اهل بي ادبي و اهانت به هيچ كسي نيستيم، تأكيد كردند: ما به همه احترام مي گذاريم اما اين را هم مي گويم كه هيچ كسي جز حضرت آقا واجب الاطاعه نيست چرا كه اين دستور امام زمان(عج) است كه در زمان غيبت ولي فقيه زمام امور را به دست مي گيرد.

دبيرجبهه پايداري انقلاب اسلامي با بيان اينكه جبهه پايداري برپايه گفتمان امام و رهبري حركت كرده و از اين مسير كوتاه نخواهد آمد، گفت: برخي كه ولايتي ها به آنها رأي مي دهند، پاي اسلام نمي ايستند و مي گويند نمي شود و نمي توانيم خوب ما مي گوييم كساني كه به شما رأي دادند، ولايي بودند و از شما مي خواهند كه پاي ولايت بايستيد.

حجت الاسلام والمسلمين آقا تهراني، با بيان اينكه مردم به نمايندگان اعتماد مي كنند و به آنها رأي مي دهند، افزود: كساني كه از مردم رأي مي گيرند بايد بدانند كه مورد اعتماد مردم قرار گرفته اند و بايد پاسدار اين اعتماد باشند.

مفهوم وحدت از منظر علامه مصباح يزدي

مفهوم وحدت از منظر علامه مصباح يزدي
تاريخ  :  1390/09/19
 از آن جايي كه ايشان مطلبي را از علامه مصباح نقل كرده اند كه در جايي ثبت نشده است بلكه به عكس مطالبي كه از قول حضرت علامه مصباح يزدي در سايت خودشان و در نشريه پرتوي سخن آمده است با مطلب نقل شده توسط حضرت آيت الله مهدوي كني كاملا تعارض دارد...


 

به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه نوشته

علامه مصباح يزدي: ليدرهمه ما رهبر معظم انقلاب است

علامه مصباح يزدي: ليدرهمه ما رهبر معظم انقلاب است/

 

 اطاعت ازرهبري، مبارزه با فتنه و خط انحرافي مورد تاكيد ماست.

تاريخ  :  1390/10/03

منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي

 بنده هيچ وقت نگفتم كه با جبهه پايداري كاري ندارم؛ چيزي كه گفتم اين بود كه من ليدر اينها نيستم بلكه ليدر همه ما رهبر معظم انقلاب است / مسئله اين است كه حالا كه پشيمان شد و توبه كرد توبه اش هم قبول شد، معنايش اين است كه ما او را مثل آن كسي كه بصيرت داشت و فتنه را شناخت و فرياد زد و به كمك رهبري آمد، حساب كنيم و آن اعتمادي كه به او داشتيم، به اين فرد هم داشته باشيم، يا نه؟ پس نمي توانيم همان جايگاه قبل را به او بدهيم تا مطمئن شويم كه واقعا همه چيزش تغيير كرده تا هر وقت تشخيص داديم و واقعا ثابت شد كه تصميم دارد جبران كند/اول اطاعت مطلقه از رهبري، دوم مبارزه با فتنه جويان، سوم مبارزه با خط انحرافي كه در كنار دولت تشكيل شده؛ اين موارد، مورد تاكيد ماست، شايد مقام معظم رهبري براي دوره دوم رياست آقاي احمدي نژاد وقتي متوجه شدند كه مي تواند اين فرد (مشايي) يك منشأ خطري شود، خواستند جلوي آن را بگيرند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ؛ حضرت آیت الله مصباح یزدی این هفته در مصاحبه ای مشروح با هفته نامه 9دی درباره مسائل جاری روز، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه متحد ،فتنه، نقش خواص و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ...بیاناتی داشته اند که در همین راستا؛ متن کامل آن باستحضار خوانندگان می رسد:

خیلی متشکریم که حضرتعالی لطف کردید و اختیار هفته نامه 9 دی قرار دادید تا در خصوص موضوعات مهم روز و از جمله در خصوص روز با ارزش 9 دی که به سالگردش نزدیک هستیم با شما به سخن بنشینیم و از رهنمودهای حضرتعالی بهره ببریم. البته ما سال گذشته هم این توفیق را داشتیم که در سالگرد 9 دی خدمت شما باشیم و برای هفته نامه 9 دی این یک افتخار و ارزش است که یکی از چند رسانه ای است که چنین فرصتی را پیدا می کند تا در خدمت یکی از یاران بابصیرت و شجاع مقام معظم رهبری باشد. امیدواریم که ما لایق این توجه شما باشیم و بتوانیم تا آن روزی که این هفته نامه منتشر می شود، رسالت های 9دی را که خیلی مورد توجه مقام معظم رهبری هم هست، پیگیری و خط درستی را دنبال کنیم و البته نیاز به توجه و تذکر بزرگانی مثل حضرتعالی هم داریم که به آن دل هم بسته ایم.

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین؛ انشاءالله که در این مسیر موفق باشید. البته برداشت ها و قضاوت های دیگران درباره اشخاصی مطرح هست که شاید قضاوت آدم از خودش همیشه با قضاوت های دیگران وفق نداشته باشد؛ این عناوین اعم از حوزوی و غیر حوزوی و بسیاری از امور دیگری که گفته می شود، هیچکدام از اینها بنده لایقش نیستم. بنده خودم را یک طلبه ساده ای می دانم که از سال های دور دغدغه دینی و فرهنگی دارد، همین.بنده بیشتر از این چیزی ندارم.

*به هر حال ما از شما متشکریم. اگر اجازه دهید ما اولین سئوال را از اینجا شروع کنیم که خیلی ها آیت الله مصباح را با وجهه علمی و شأن علمی شان می شناختند. هر چند ما که کتاب زندگانی حضرتعالی را در دفتر جریان شناسی چاپ کرده ایم، اطلاع داریم که این شخصیت هم قبل و هم بعد از انقلاب در بزنگاه های مختلف به ویژه در حوزه فرهنگ، حضور داشتید و مؤثر بوده. اما دوره اصلاحات یک ویژگی خاصی داشت؛ که شما خیلی صریح تر وارد میدان شدید و با حضور در شهرها برخی از انحرافات موجود شخصیت های آن روز را تبیین کردید؛ من می خواهم درباره همین مورد سئوال کنم که واقعا چه شد و چه ضرورتی آن روز حس شد؟

همانطور که گفتم بنده خودم را لایق این عناوین نمی دانم. ما یک طلبه ای بودیم درس می خواندیم و در سال 31، 32 هم به قم آمدیم. یکی از نعمت های بزرگی که خدا نصیبمان کرد، حضور در درس حضرت امام، آشنایی با افکار و منش و شخصیت ایشان و البته در کنارش هم آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی و بعضی از بزرگان دیگر بود.

از همان وقت یاد گرفتیم که باید نسبت به مسائلی که به نحوی ارتباطی با دین دارد و ممکن است لطمه ای به دین بزند حساس باشیم. حالا شاید با توجه به یک سری عوامل فرهنگی، تربیتی، فرهنگی، خانوادگی زمینه اش فراهم شده بود؛ خود طلبگی هم که به عنوان خدمتگذاری مقدس حضرت ولی عصر ارواحنافداه هست، 

یک چنین مسئولیتی را ایجاب می کند که انسان نسبت به خطرهایی که متوجه دین می شود، حساس باشد. این بود که ما هر وقت احساس می کردیم که در بین مسائل اجتماعی سیاسی فرهنگی کشور چیزی در معرض این هست که خطری را متوجه دین کند، حساسیت خاصی پیدا می کردیم؛ تحلیل روانشناختی این را الان درست نمی توانم بگویم که چه عواملی موجب شده بنده این طور بشوم ولی این یک واقعیتی است. 

بالاخره طولی نکشید که در سال 40 به بعد، خود حضرت امام وارد میدان سیاست شد. زمان مرحوم آیت الله بروجردی شاید ایشان صلاح نمی دانستند یا شرایط طور دیگری بود که خود ایشان مستقلا و مستقیما وارد عرصه سیاست نمی شدند اما بعد از رحلت حضرت آیت الله بروجردی، حضرت امام وارد عرصه سیاست شدند و محوریت پیدا کردند. یکی از نتایج حرکت ایشان این بود که یک عده از فضلای جوان به فکر این افتادند که برای حمایت از دین و اسلام، باید فعالیت جمعی کرد، با کارهای فردی و نوشتن یک مقاله و یک سخنرانی، این مشکل حل نمی شود، مخصوصا با اوامری که امام می فرمودند. این بود که بالاخره یک عده ای تصمیم گرفتند یک جمعیتی از فضلای آن روز را تشکیل دهند. از شانس خوب ما و خواست خدا یا از سوء انتخاب آقایان، به هر حال ما هم جزء این جمعیت انتخاب شدیم و یک گروه 11 نفری تشکیل شد که چند تن از آنها مرحوم شدند.

به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه نوشته