تبليغاتX
"جهاد فرهنگی ، فرهنگ جهادی"
هر كس كه در راه روشنگری فكر مردم، تلاشی بكند، تلاشش جهاد ناميده می‌شود."امام خامنه ای"
 
آقای قالیباف! چرا وانت‌های شهرداری برای 7+8 تبلیغ می‌کنند؟
 
 
 

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای به محمدباقر قالیباف، خواستار پاسخ‌گویی شهرداری تهران در مورد  استفاده تبلیغاتی برای گروه 7+8 از اموال بیت‌المال این نهاد عمومی شد.

به گزارش رجانیوز، متن کامل این نامه به شرح زیر است: 

"این نماینده به درد مردم نمی‌خورد... کسی که بیاید از پول بیت‌المال مصرف کند، برای اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اینها را باید مردم مراقب باشند." «مقام معظم رهبری  19/10/90 »
 
شهردار محترم تهران بزرگ

جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف
 
در طلیعه‌ی سی و چهارمین سال از انقلاب اسلامی ایران که شاهد تبدیل شدن نهال انقلاب اسلامی‌مان به درختی تنومند هستیم و ثمره‌ی این شجره طیبه امروز در کشورهای منطقه و جهان به بار نشسته است، بسیج دانشجویی که به ید با برکت حضرت امام خمینی (ره) برای پی‌گیری مطالبات حقه ی دانشجویان بسیجی بنا نهاده شده است، محضر جناب‌عالی چند نکته را ذکر می کند:

در هفته های اخیر شاهد وقوع دو مورد در شهر تهران بودیم که خدمت‌تان عرض می‌كنیم:

1- کمتر کسی وجود دارد كه این روزها از معابر سطح شهر تهران عبور کند و نماد و عبارت و جملات در باب کلید واژه "وحدت" را مشاهده نکند، در ابتدا سعی کردیم این مدل از تبلیغات را به حساب ایام‌الله دهه‌ی فجر و هفته ی وحدت بگذاریم. بازهم سوال اینجاست چرا در سال‌های قبل این گونه وسیع، ذهن‌ها با این واژه‌ها پر نمی‌شد.

بی شک همگان می‌دانند بعضی از کلید واژه‌ها چون اتحاد، ساکتین فتنه، اعتدال، عدالت و... در حال و هوای انتخابات آن نقش و عملکرد همیشگی خود را ندارد و بیشتر نمادی هستند برای شناسایی احزاب و گفتمان‌های آنها.

نکته اینجاست اگر دوستان‌مان در شهرداری آن‌قدر از فضای سیاسی کشور دور هستند که سهواً این‌چنین خطایی را مرتکب شده‌اند، ما دانشجویان حاضریم در مقاطع زمانی انتخابات‌های بعدی همچون انتخاب ریاست جمهوری یازدهم، به کمک شهرداری تهران بیاییم، تا دچار این چنین اشتباهاتی نشود.

2- مورد دومی که به عرض‎تان می‌رسانیم که موجب شد بحث سهوی بودن این خطا به کل به کنار گذاشته شود و می توان گفت علت اصلی مجاب شدن ما به نگارش این نامه به جناب‌عالی نیز همین است، این بود که با کمال تأسف و به گواهی اسناد تصویری که به دست ما رسیده است، در روز بیست و دوم بهمن ماه،‌ وانت‌هایی با آرم شهرداری و به همراه مأمورین شهرداری اقدام به پخش تابلوهایی با موضوع بیست و دوم بهمن و به انضمام نماد جبهه‌ی از جبهه های شرکت کننده در انتخابات مجلس نهم کرده‌اند که این مصداق بارز دست اندازی به بیت‌المال و استفاده از آن برای منابع پوچ حزبی و سیاسی است، جریان دانشجویی در مقابل چنین اقداماتی سکوت نخواهد کرد.

بسیج دانشجویی  منتظر دریافت توضیحات  شفاف شهرداری تهران پیرامون موضوعات ذکر شده می ماند. در انتها آرزو می‌کنیم همه‌ی سیاسیون با درس عبرت گرفتن از انتخابات‌های گذشته به این درک برسند که تبلیغات و هزینه های گزاف که چشم ها را تسخیر می کند، جایی در دل های  مردم ایران ندارد.

والسلام علی من التبع الهدی

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/28درساعت  1:46  توسط افسر کوچک  | 

 
تاييد محکومیت جوانفکر به 6 ماه حبس

سخنگوی دستگاه در مورد پرونده علی اکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: در یکی از پرونده ها حکم صادر و قطعی شده است که بر اساس آن وی به 6 ماه حبس محکوم شده است.

به گزارش مهر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای عصر دوشنبه در بیست و ششمین نشست خبری خود در پاسخ به اینکه برخی از سایتهای وابسته به فتنه 88 خبری را مبنی بر راهپیمایی روز 25 بهمن را منتشر کرده اند گفت: هر فرد و گروهی بخواهد امنیت و آسایش مردم را برهم بزند قانون جلوی آنها می گیرد. مردم هم دیگر فریب نمی خورند.
 
وی افزود: دادستانهای کشور و دادستان تهران حواسشان جمع است و پیش بینیهای لازم را انجام می دهند. دادستان تهران هم اقداماتی را انجام داده است.
 
دادستان کل کشور در مورد پرونده علی اکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: حکم قطعی صادر و وی به 6 ماه حبس محکوم شده است.
 
حجت الاسلام محسنی اژه ای در مورد اینکه برخی از نمایندگان فعلی مجلس به دلیل دست داشتن در اختلاس اخیر رد صلاحیت شدند گفت: تشخیص صلاحیت بر عهده هیئتهای تشخیص است. حتی برخی از افراد ممکن است رد صلاحیت شوند ولی ارتباطی با محکومیت و پرونده داشتن آنها در دستگاه قضا ندارد. اینکه هر شخصی پرونده دارد باید رد صلاحیت شود صحیح نیست و باید دلیل رد صلاحیت را از شورای نگهبان سوال کرد.
 
سخنگوی دستگاه قضا در مورد ارسال گزارش کمیسیون اصل 90 به قوه قضائیه گفت: هنوز این گزارش ارسال نشده است.
 
وی همچنین در مورد پرونده خاوری گفت: هنوز اتفاق جدیدی نیفتاده است و اینترپل هنوز گزارشی نداده است.
 
محسنی اژه ای در مورد اصلاحات قانون مجازات اسلامی و حذف حکم سنگسار در این قانون گفت: این قانون اصل 85 است و تنها سه سال به صورت آزمایشی اجرا می شود. وقتی هم تصویب و ابلاغ شد باید به آن عمل کنیم.
 
محسنی اژه ای در خصوص اخلالگران در عرصه انتخابات گفت: امسال ستادهای ویژه ای در استانها و شهرستانها ایجاد شد که با هماهنگی وزارت کشور و شورای نگهبان در جهت جلوگیری از تخلفات انتخاباتی اقدام کنند. درحوزه آموزش و اطلاع رسانی هم اقدامات خوبی انجام شده است.
 
وی افزود: عده ای که قصد اخلال در روند انتخابات را داشتند شناسایی شدند ولی اینکه قصد قبلی داشتند باید بررسی شود.
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/28درساعت  1:41  توسط افسر کوچک  | 

 
ابلاغ حکم دانشجو از سوی رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در صورت امتناع هاشمی‌
 

در جلسه شورای انقلاب فرهنگی تبصره‌ای به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد که براساس آن اگر حکم رئیس جدید دانشگاه آزاد تا هفته آینده از سوی هاشمی‌رفسنجانی رئیس امضا و ابلاغ نشود، این حکم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ می‌شود.

 یک منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس، جزئیات جلسه روز سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه شورای عالی انقلاب فرهنگی راکه به ریاست محمود احمدی‌نژاد برگزار شد، تشریح کرد.
 
وی افزود: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تبصره‌ای به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد، که براساس آن اگر حکم فرهاد دانشجو رئیس جدید دانشگاه آزاد تا هفته آینده از سوی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد امضا و ابلاغ نشود، این حکم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ خواهد شد.
 
این منبع آگاه خاطرنشان کرد: در این جلسه پیشنهاد تشکیل مجدد جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد و اعلام برنامه از سوی کاندیداهای ریاست این دانشگاه از سوی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب نشد و اعضای این شورا بر مصوبه قبلی خود مبنی بر ریاست قانونی فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد تأکید کردند.
 
وی تصریح کرد: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد که حضور رئیس جدید دانشگاه آزاد برای ارائه برنامه‌های خود در جلسه هیئت امنای این دانشگاه مغایرتی با دو مصوبه‌ای که به تصویب رسیده، ندارد.
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/28درساعت  1:21  توسط افسر کوچک  | 

 
كچوئيان:اساسنامه دانشگاه آزاد در جلسه فردای شورای انقلاب فرهنگی اصلاح می‌شود
 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از افزودن تبصره به اساسنامه دانشگاه آزاد به منظور صدور حکم ریاست دانشگاه در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد و گفت: هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرده است.

حسین کچوئیان در گفتگو با  مهر با تشریح جزئیات جلسه مذاکره روز گذشته با هاشمی افزود: آیت الله هاشمی رفسنجانی به شدت از موضع انکار و مخالفت صحبت و اعلام کرده که باید بار دیگر در جلسه هیأت امنا کاندیداها حاضر شوند و همه از جمله فرهاد دانشجو برنامه های خود را ارائه دهند تا پس از رای گیری، حکم ریاست فرهاد دانشجو امضا شود.
 
وی گفت: جلسه دیروز با رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی به بن بست خورد و فردا هم با رای گیری اعضای شورا، به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی تبصره ای اضافه می شود تا شورا حکم فرهاد دانشجو را امضا کند.
 
کچوئیان افزود: در جلسه دو هفته گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار بود به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی تبصره ای اضافه شود اما دکتر احمدی نژاد تاکید کرد که این اقدام مناسبی نیست و باید حرمت هاشمی رفسنجانی را نگه داشت و با وی مذاکره کرد.
 
وی با تأکید بر اینکه در طول این مدت شورای عالی انقلاب فرهنگی که یک نهاد قانونگذار به شمار می آید، معطل یک نفر شده است، گفت: از رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد تعجب می کنم که با آن شأنیت و موقعیت، در رفتارشان لجبازی دیده می شود و اعلام می کند که باید همانطور که وی می گوید روند امضای حکم ریاست فرهاد دانشجو پیش رود.
 
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه از همان جلسه پیشین شورا با مذاکره با هاشمی رفسنجانی مخالف بودم، اظهار داشت: چه معنا دارد قانونی که تصویب شده در آن چانه زنی صورت گیرد البته جلسه مذاکره با وی این حسن را داشت که مشخص شد رویه های غیرقانونی از کجا ناشی می شود.
 
کچوئیان تاکید کرد: در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنده و برخی از اعضای شورا خواهان اجرای قانون خواهیم شد لذا در اساسنامه اصلاحات لازم صورت می گیرد.
 
وی گفت: اینکه اعلام شده در جلسه دیروز تفاهم مشترک صورت گرفت، اصلاً چنین چیزی وجود نداشت زیرا با مواضع رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد جلسه به بن بست رسید و قرار هم نیست جلسه دیگری بر اساس آنچه که در صورت جلسه روز گذشته اعلام شده، برگزار شود. 
 
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: حجت الاسلام محمدیان - یکی از اعضای هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی- برای جلوگیری از بن بستی که پیش روی اعضای هیأت امنا قرار داده شده بود، به آیت الله هاشمی رفسنجانی پیشنهاد و اعلام کرد در جلسه 30 آذرماه تنها رای گیری برای انتخاب رئیس هیأت امنا برگزار و در جلسه بعدی تنها رئیس دانشگاه آزاد انتخاب شود.
 
کچوئیان تاکید کرد که با این پیشنهاد، رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی قول داد که در جلسه 21 دی ماه تنها و تنها رئیس دانشگاه آزاد مشخص شود. اما در جلسه بعدی هیأت امنا باز هم هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرد و حتی سید حسن خمینی سه بار به وی تاکید کرد که در این جلسه خلف وعده می شود اگر رئیس دانشگاه آزاد معلوم نشود
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/28درساعت  1:8  توسط افسر کوچک  | 

 
دانشجو: هاشمی حاضر به امضاي حکم من نیست!
 

براساس شنیده ها هاشمی رفسنجانی حاضر به امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد نیست.

فرهاد دانشجو رئیس پیشنهادی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: گویا شایعه مانع ایجاد کردن هاشمی رفسنجانی در امضا حكم من هم اکنون به واقعیت تبدیل شده است.

وی افزود: تیمی به شورای انقلاب فرهنگی فرستاده شد و گویا دکتر احمدی و مخبر دزفولی این ابلاغیه را امضا کردند اما هاشمی رفسنجانی امضا نکرده است و قرار است که دوباره تیمی برای راضی کردن آیت ا..هاشمی رفسنجانی برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد فرستاده شود.

** کاندیدای هاشمی رفسنجانی دکتر میرزاده است

وی در خصوص تشکیل جلسه برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد گفت: نهایتا تا قبل از روز سه شنبه جلسه ای مبنی بر امضای حکم ریاست دانشگاه آزاد تشکیل می شود اما با توجه به تاخیر ات صورت گرفته قرار بر این شده که این جلسه بعداز سه شنبه تشکیل و به نتیجه نهایی برسد.

وی خاطر نشان کرد: کاندیدای آیت الله هاشمی رفسنجانی دکتر میرزاده است که به همه خبرگزاری ها در این خصوص اطلاع رسانی صورت گرفته است.

 

 

اما....

"رییس جدید دانشگاه آزاد اسلامی"

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/17درساعت  22:47  توسط افسر کوچک  | 

 
 تاریخ انقلاب، آن‌طور که هاشمی، روحانی و جزایری دوست دارند
 
 
 
 
 

طنز- محمد رضا شهبازي: 

خاندان معظم هاشمی به مستند صراط اعتراض کرده اند. همچنین شهرام جزایری و حسن روحانی نیز به این برنامه معترض شده اند که لازم است تاکید کنیم این اعتراضات در نامه های جداگانه بوده که اگرچه موجب اسراف کاغذ است اما نشان می‌دهد که تلاقی این اعتراض‌ها کاملا اتفاقی بوده است. ما ضمن اینکه شما را با عملیات پیدا کردن پرتقال فروش تنها می‌گذاریم، یک طرح پیشنهادی را هم به مسئولین صدا و سیما تقدیم می‌کنیم تا از این پس این‌جوری مستند بسازند و تاریخ انقلاب را روایت کنند تا به کسی برنخورد:

1

یک خاندان بود که حدود 30 سال پیش تصمیم گرفت انقلاب کند و پدر پهلوی را در بیاورد اما از آنجا که خیلی مردم‌دار بود تصمیم گرفت مردم را هم در این کار بازی دهد تا آنها هم بعدها بتوانند در این ایام شادی کنند، سرود بخوانند، شیرینی بخورند و کلی به خودشان ببالند! همچنین این خاندان از آنجا که می‌دانست پول چرک کف دست است، در نظافت مردم و بهداشت عمومی جامعه کوشید و حتی چرخ‌هایی را از خارج وارد کرد که چرخ های توسعه نام داشت و مردم با رفتن زیر آن کلاً تر و تمیز می شدند!

بعدها یکی از پسران این خانواده که او هم به تمیزی خیلی اهمیت می داد، تصمیم گرفت مشکل را از ریشه حل کند و به‌جای تمیز کردن مردم، پول را تمیز کند تا هی کف دست مردم چرک نشود. او این‌کار را در جایی که قرار بود سوخت را به صورت بهینه ای بسازد، انجام داد و به "پول‌شویی" مشغول شد. اما واسه اینکه ریا نشود، اصلا راضی نبود که این خدمات رسانه ای شود، به‌خاطر همین، دوستانش گفتند: «چه دوره زمونه ای شده، برای اینکه اجر خدمات این بنده خدا را از بین ببرند، برداشتند سر یکی را کردند تو کاسه‎ي توالت فرنگی تا مجبور شود از طرف این پسر خانواده ریا کند.»

همین پسر خانواده چندی بعد وقتی خیالش از بهداشت عمومی راحت شد، به فکر سطح علمی مردم افتاده و برای سرکشی به شعبه های دانشگاه آزاد رفت خارج و حتی تق و لق بودن مدیریت این دانشگاه هم موجب نشده است تا او ذره ای در انجام وظیغه اش خلل وارد شود و کارش را ول کند و برگردد؛ هی سرکشی می‌کند، هی سرکشی می‌کند، الان دو سال است که دارد هی سرکشی می‌کند لامصب!

2

اتفاقا یکی از کسانی که با این خاندان ارتباط داشت و هنوز هم در دم و دستگاه آن‌ها دارد به صورت استراتژیکی تحقیق می‌کند، کسی است که یک زمانی مسئول امور هسته ای بود. از قضا این بنده خدا هم خیلی به فکر مردم بود و هر وقت میوه می‌خورد به این فکر می‌کرد که خدایا، تا کی باید هسته این میوه ها بره زیر دندون مردم و اونها رو اذیت کنه؟ همین هم موجب شد تا او همیشه دنبال راه حلی باشد تا مردم رو از این وضع نجات بدهد. تازه او خبر نداشت بعضی مردم حتی هسته میوه هایی مثل موز و خیار رو هم می‌خورند وگرنه خیلی بیشتر ناراحت می‌شد. همین هم موجب شد كه این مرد دلسوز به فکر از بین بردن هسته ها یبفتد و برای شروع به سراغ صنعت هسته ای برود. او به این فکر می‌کرد که وای به روزی که برق هم هسته داشته باشه و بره زیر دندون مردم! بنابراین صنعت هسته ای تعلیق شد. او این کار را کرد تا با تعلیق شدن برنامه های هسته ای بتونه از پشت بره سراغ برق و درست زمانی که اون تعلیقه، هسته اش رو در بیاره؛ آخه می‌دونید که برق اگر تعلیق نباشه، آدم رو می‌گیره و نمی‎شه هسته اش رو درآورد.

خلاصه اینکه این بنده خدا هم برای خدمت به مردم هر کاری کرد. حتی برای اینکه آیندگان رو هم از خطر هسته ها نجات بده، حاضر شد با سران استکبار بشینه سر یه میز و خودش رو جلوی اون‌ها کوچیک کنه و بر خلاف روحیه قاطعی که داشت، هی بگه "چشم، چشم". حتی یکی از زیر دست‌هاش نفوذ كرد تو تشکیلات اون‌ها اما از اونجا که خیلی نفوذ كرده بود، نتونست برش گردونه. از همین جا بود که مردم فهمیدن این افراد چقدر نفوذشون زیاده!

3

یکی دیگه از افرادی که متأسفانه مظلوم واقع شده و کلی درباره اش تاریخ رو تحریف کردند یه بستنی فروش خرده پاست. البته این خرده پا که میگم یعنی اینکه الان خرده پا شده وگرنه تو دوره زمونه خودش کلی برو بیا داشته ها. مثلا این بنده خدا با چرخ دستی بستنی فروشی‌اش می رفته تو مجلس و به شیخی که رییس مجلس بوده 300 میلیون تومان بستنی می‌داده؛ اون بنده خدا هم بستنی ها رو بر می‌داشته و بین مستمندان پخش می‌کرده. این شیخ آن‌قدر مشغول بستنی گرفتن و پخش کردن بوده که اصلا حواسش نمی‌شه که "دول الخلیج العربیة" یعنی چی و جلوی کلی آدم سوتی می‌ده. اما اینجا قرار بود تاریخ اون بستنی فروش رو بگیم  ولی چه کار کنیم که تاریخ اون شیخ خوشمزه تره! خلاصه بستنی فروش تاریخ ما بعد از مدتی کار و کاسبی‌اش کساد میشه و چرخش رو به جرم توزیع بستنی آلوده توقیف می‌کنند. روزگار بلایی به سر این بنده خدا میاره و کارش به جایی می‌رسه که تو زندان بهش میگن آفتابه دزد! آخه چند سال بعد خبر می‌رسه که یه یارو با «خاور» بستنی آلوده توزیع می‌کرده، یه چرخ ناقابل که چیزی نیست!

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/17درساعت  22:41  توسط افسر کوچک  | 

 گفت‌وگو با دكتر بتول نامجو؛
 
انتقاد از نمايش نامناسب روابط محرم و نامحرم و تبرج مجري‌هاي زن در صداوسيما/
 
 بعد 30سال حداقل در هر استان بايد يك بيمارستان‌بانوان باشد

دکتر بتول نامجو فرزند شهید حسین نامجو و خواهر سردار شهید ماشاءالله (مسعود) نامجو است. او که از اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، دکترای حرفه ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان دارد و دوره های مختلف آموزشی و نخصصی را پشت سر گذاشته است. دکتر نامجو که از اعضای بسیج جامعه پزشکی کشور است، سابقه عضویت در دوره دوم شورای اسلامی شهر کرمان را نيز دارد. وي هم‌اکنون دبیر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده کشور است. در ادامه گفت‌گوی خبرنگار رجانيوز با دکتر نامجو را می خوانید.

بحث را از سوابق اجرایی شما شروع کنیم.

سوابق كاري من از سال 78 شروع مي‌شود. فارغ‌التحصيل رشته علوم پزشكي دانشگاه كرمان در سال 77 هستم و فعاليتم را از سال 78 شروع كردم. ابتدا در دانشگاه علوم پزشكي در سمت‌هاي پزشک مسئول در سه درمانگاه مشغول به كار شدم و سه سال بعد مسئول ستاد شهرستان كرمان و سپس مسئول ستاد استان كرمان در قسمت سلامت و بهداشت خانواده شدم و بعد با توجه به شرايط كاري‌اي كه پيش آمد به وزارت بهداشت منتقل شدم. در وزارت بهداشت هم به عنوان كارشناس امور جمعيت در مركز توسعه شبكه مشغول به كار شدم و بعد از آن هم با توجه به مسئوليت‌هاي فرهنگي و سياسي‌اي كه در آن زمان داشتم و درخواستي كه رئيس شوراي فرهنگ اجتماعي زنان از من داشتند، به عنوان دبير شورا در آنجا مشغول به كار شدم. از سال 90 در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان كه در واقع زيرمجموعه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي است، هستم.

چه شد كه تصميم گرفتيد وارد عرصه انتخابات شويد؟

در دوره دوم شوراهاي شهر و روستا در كرمان به عنوان عضو شورا انتخاب شدم، دقيقاً مثل همين حالا بود كه انگيزه‌اي براي اين كار نداشتم و اصلاً نمي‌دانستم كه يك پزشك در شوراي شهر چه خدمتي مي‌تواند بكند، ولي وقتي وارد شدم، متوجه شدم که هر شغل و سمتي كه داشته باشیم، می‌توانیم در حوزه‌های مختلف از جمله مسایل بهداشتي، شهري، فرهنگي و اجتماعي فعالیت کنیم. در آن زمان هم كه در دوره دوم شوراي شهر بودم، در بحث مسائل بهداشتي و آموزش بهداشت و مسائل فرهنگی، فعاليت‌هاي زيادي شد، ولي به هر حال در دوره سوم در جريان يك‌سري تغييرات سياسي كه به وجود آمد، از ليست جدا شدم و رأي نياوردم و اين در نتيجه تغيير و تحولاتي بود كه در يك‌سري از جريان‌هاي اصول‌گرا پيش آمد و تا حالا هم ادامه دارد. حقيقت اين است كه آن موقع تمايل داشتم فعاليت در شوراي شهر را ادامه بدهم ولی ممکن نشد. در حال حاضر هم که وارد این عرصه شده ام فقط و فقط انجام تکلیفی است که بر دوشم گذاشته‌اند و برايم مهم نيست كه رأي بياورم يا نياورم.

شما در کرمان فعالیت‌های فرهنگی هم داشتید؟

یکی از بزرگ‌ترين هيئت‌های مذهبی و فرهنگی در كرمان به نام "شهداي بيت‌الله‌الحرام" است که همسرم پايه‌گذار آن بودند و بيشتر فعاليت‌هاي فرهنگي دارد، ولي در جاهايي كه ضرورت ايجاب كند، مواضع سياسي هم دارد و پاي كار هستند. این هیئت در ابتدا از چند دانش آموز بسیجی تشکیل شد و الان جمعیت آن گاهی تا حدود 12000 نفر هم می‌رسد كه برنامه‌هاي بسيار پربار معنوي در جهت رشد معنوی جوانان و مراسم‌های مختلف، سخنرانی‌های متعدد و...برگزار می‌کند.

در مورد پوشش بانوان در سطح جامعه و دانشگاه‌ها نکات گوناگوني مطرح است، از جمله بحث کاهش پایبندی به حجاب اسلامی در جامعه، به نظر شما آيا سطح و كيفيت حجاب در جامعه ما كاهش داشته يا افزايش؟

یکی از موضوعاتی که در شوراي زنان به‌طور جدی مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث عفاف وحجاب بود کهمعاونت محترم نيروي انتظامي تشريف آوردند و بحث حجاب را از ديدگاه خودشان اين‌طور مطرح كردند و گفتند طبق آماري كه به آنها داده شده، كلاً وضع حجاب بهتر شده، اما نظر شخصي من اين نيست، چون در سطح دانشگاه‌ها، بيمارستان، خيابان‌ها و كوچه‌ها را كه مي‌بينم، به نظرم اگر بدتر نشده باشد، بهتر هم نشده است. به نظر من اولاً اين يك بحث ملي است و بايد همه مشاركت داشته باشند. ثانياً يك بحث فرهنگي است و بايد زمينه‌سازي شود. الان در كل دنيا هر آموزشي كه مي‌خواهند بدهند و هر نوع فرهنگ‌سازي‌اي را از مهد كودك‌ها شروع مي‌كنند. اين نكته بسيار مهمي است. متأسفانه ما مهدكودك‌ها را فراموش كرده‌ايم. بسياري از مهدكودك‌ها در ترويج آموزش رقص و زبان با موسيقي‌هاي خاص كار مي‌كنند و هيچ نظارتي روي اين قضيه نيست و يا حتي دربعضی از مدارس دولتي - تا آنجا كه من مشاهده كرده‌ام- هيچ تأكيد و حساسيتي روي بحث عفاف و حجاب نيست و هيچ آموزشي داده نمي‌شود و لذا در زمينه فرهنگ‌سازي و آموزش آن باید بیش از اين كار بشود.

نباید قبل از مهدكودك، روي پدر و مادرها كار شود؟

من فكر مي‌كنم بحث آموزش در مهدكودك‌ها هم خيلي مهم است. ببينيد در مورد هواي پاك و تغذيه سالم چقدر تبليغات وسيعي مي‌شود و چقدر آموزش داده مي‌شود و اين بچه‌ همه اين آموزش‌ها را به خانه مي‌آورد. اگر در مهدكودك‌ها و در مدارس، در بحث رعايت احكام ديني و مذهبي، بچه‌ها توجيه شوند و اصل مسئله با زبان شیرین و کودکانه براي آنها تفهیم شود، مسلماً تأثيرگذار خواهد بود. چون در مدارس فرهنگ‌سازي‌هاي لازم و آموزش‌هاي لازم داده نمي‌شود و بستر مناسب براي آموزش احکام و مسایل دینی برخورد صحیح محرم و نامحرم فراهم نمي‌شود و وقتي وارد دانشگاه مي‌شوند، اين تداخل صورت مي‌گيرد و بچه‌ها دچار يك‌سري بحران‌هاي روحي‌‌- رواني مي‌شوند و متأسفانه حتي اصل دين را هم زير سئوال مي‌برند.مشكلي است كه بايد به شكل جدي به آن توجه كرد.

نكاتي كه مطرح كرديد، بحث فرهنگي در زمينه حجاب و عفاف بود، اما بدحجابي و بي‌حجابي به هر حال يك جرم است و طبق قانون با يك فرد بي‌حجاب به عنوان مجرم برخورد مي‌شود. برخورد با بي‌حجابي بايد چگونه باشد. برخوردهاي محكم و شديد با اين پديده را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

در مورد حجاب، بحث دين و مذهب و حكم الهي كه در قرآن هم آمده، امري جداست و در اينجا نمي‌خواهم بحث آن را مطرح كنم، اما ما اعتقاد داريم كه در هر كشوري بايد قانون رعايت شود. در كشورهاي ديگر قانون دارند، كه كسي نبايد حجاب داشته باشد و رعايت هم مي‌كنند. در كشورهاي ما چه كساني كه مذهبي هستند و چه آنهايي كه نيستند، ادعا مي‌كنند كه قانون بايد رعايت شود. پس چرا افرادی که قوانین مربوط به عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند، در مواقع اعمال قانون اعتراض مي‌كنند؟ اين نكته‌اي است كه بايد از آنها سئوال كرد. اتفاقاً اين عده از جمله كساني هستند كه مي‌گويند در كشور ما قانون رعايت نمي‌شود و از اين بابت شكايت دارند و خودشان مدعي رعايت قانون هستند.

نكته دوم اين است كه از پيامبراكرم صلی الله و علیه و آله نقل شده است كه اگر در جامعه‌اي امر به معروف و نهي از منكر ضعيف شود، مشکلاتی در آن جامعه پدید می آید که نمی‌توان حل کرد. من فكر مي‌كنم وقتي مسئله بدحجابي شروع شد، همه ما انتظار داشتيم كه جاي ديگري مثلاً نيروي انتظامي با آن برخورد كند. خود مردم حقيقتاً مشاركت خوبي نداشتند. مغازه‌دار، استاد، معلم همه و همه در راستای درست این فریضه مهم حرکت نکردیم.

عملكرد صدا و سيما درباره رواج فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی چگونه ارزیابی می‌کنید، آيا به بحث حجاب و عفاف نزديك شده و توانسته نقش خود را در مقابل تهاجم فرهنگي ایفا کند؟

اتفاقاً يكي از موضوعاتي است كه در شوراي زنان در باره آن خيلي بحث مي‌شود، انتقاد بر برخی از برنامه‌های صدا وسیما و نقد بعضی از فیلم هاست. مجريان زني كه با تبرج و خودنمایی و یا صحبت‌هایی که به صورت خیلی راحت و بعضا شوخی با كارشناسان مرد صورت می‌گیرد و یا نشان دادن راحت روابط دختر و پسر در فيلم‌ها و... اينها مسائلي هستند كه متأسفانه مشاهده مي‌شود. البته باید منصفانه قضاوت کرد چرا که این سازمان در جهت تولید برنامه‌های مذهبی و فرهنگی نیز اقدامات خوبی كرده است که باید تقویت شوند و در جهت رفع نواقص موجود تلاش شود.

در این زمینه یكي از انتقادهايي كه مقام معظم رهبری در سفر به قم در جمع طلاب داشتند، اين بود كه آنها از برنامه‌هاي فرهنگي فاصله گرفته‌اند و در برنامه‌هاي فرهنگي دولت، وزارت ارشاد و سازمان‌هاي ديگر مشارکت ندارند و فاصله گرفتن قشر مذهبي و حوزه‌هاي علميه از اين برنامه‌ها موجب شد كه شكاف عميقي بين اين دو حوزه ايجاد شود و آنها كار خودشان را به نحو ديگري بكنند و شرايط به‌گونه‌اي شد كه قشر مذهبي مي‌ترسيد وارد اين عرصه‌ها بشود. تا آنجا که اطلاع دارم پس از فرمایشات مقام معظم رهبری صدا و سيما در بحث مسائل مذهبي و كارگرداني و كارهاي هنري كه بايد با ظرافت‌هاي خاص انجام بشوند، ظاهراً تعاملاتي را با حوزه برقرار کرده است.

به نظر شما شاخصه‌هاي يك نماينده آرمان‌گرا چيست؟

صحنه انتخابات، يك ميدان انجام تكليف است. هم مردم بايد با ديد تكليف به اين قضيه نگاه كنند، هم كسي كه كانديدا‌ي نمايندگي مي‌شود، بايد با ديد تكليفي به اين ميدان نگاه كند. پيروزي و شكست به هيچ وجه نبايد برايش مهم باشد، چون بحث رضايت خدا و اداي تكليف در بين است. يك نماينده خوب بايد بلندگوي حق‌طلبي مردم در راستاي ولايت‌فقيه باشد. اين اولين اصل است. دوم اينكه منافع شخصي و مادي و منافع ديگري را كه اگر هست به هيچ عنوان نبايد در رأس كارهاي خود قرار بدهد. بايد رضايت خدا و ان‌شاء الله خدمت به خلق خدا را ‌ـ‌به دور از هر گونه تزوير و اينكه بخواهد كاري را بكند كه مردم به واسطه آن كار، او را بشناسند‌ـ مد نظر قرار بدهد. فقط در جهت رضاي خدا و اداي تكليف و اطاعت از امر ولي‌فقيه قدم بردارد.

در بحث آرمان‌گرايي نمايندگان، فتنه و ابتلائاتي كه دامن‌گير مي‌شود، چه نقشي در شناخت آنها دارد؟ خصوصاً در فتنه‌اي كه در سال 88 ايجاد شد.

فكر مي‌كنم شعور سياسي مردم آن‌قدر بالا رفته كه مي‌توانند اهل فتنه را از ديگران تشخيص بدهند. اما افرادي كه مرموزانه به اين افراد نزديك مي‌شوند، در مورد اينها مسئله حساس‌تر مي‌شود. ان‌شاء الله خداوند كمك كند و جبهه پايداري هم بتواند در شناساندن اين افراد به مردم كمك و اهداف خود را دنبال كند و ديگر اينكه از نحوه تبليغات و وعده‌هايي كه مي‌دهند و از نحوه عملکرد خود در این صحنه حساس که همان تقوای سیاسی است كه يك سياست‌مدار بايد داشته باشد، مي‌شود تشخيص داد، چون در صحنه سياست سخني كه حضرت امام آن‌قدر روي آن تأكيد داشتند كه سياست نبايد از ديانت جدا شود، يعني در صحنه سياست هم بايد تقوا داشت.

اگر شما رأي آورديد و به مجلس رفتيد، برنامه‌ي مشخص‌تان چيست؟

اول هر آنچه را كه در مسير امر ولايت‌فقيه باشد و دوم که ان‌شاء الله سعي می‌كنيم طرح‌ها و لوایحی را که بر زمین مانده ودر راستای تقویت نظام جمهوری اسلامی هستند، احیا و حمايت‌ کنیم و هر كاري كه از دست‌مان برمي‌آيد که در مسیر امر ولایت فقیه باشد، انجام دهيم.

بحث آرمان‌گرايي و شاخصه‌هاي آرمان‌گرايي يك نماينده و خواسته‌هاي آقا چه جايگاهي دارد؟

جايگاهش در قلب ماست و هر چه كه ايشان امر بفرمايند، مطمئناً اطاعت خواهيم كرد، همان‌طور كه تا به حال در هر زمينه‌اي كه امر فرموده‌اند، اگر كاري نتوانسته‌ايم بكنيم، بي‌تفاوت هم نبوده‌ايم. اولين و آخرين كار ما اطاعت از امر ولي‌فقيه است، چون هر چه داريم از ايشان داريم.

حضور بانوان را در عرصه‌های حاکمیتی مثل وزارت و مجلس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از آنجایی که براساس اندیشه‌های مترقی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، زنان می‌توانند و در موقعیت‌هایی باید از باب تکلیف در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی نقش ایفا كنند، به‌همین جهت هم وظیفه حکومت است تا به بهترین صورت و نوع امکان این حضور فراهم شود تا هرچه بهتر و مناسب‌تر در عین این نقش آفرینی امنیت اخلاقی در اجتماعی این قشر از اجتماع نیز فراهم شود.

با توجه به حوزه تخصصی‌تان چه کمبودهایی را در عرصه پزشکی خصوصاً برای زنان مشاهده می‌کنید؟

ببینید، امروزه ارائه خدمات درمانی و بهداشتی ویژه زنان ضرورت غیر قابل انکاری دارد. یکی از شاخص‌های مهم پیشرفت و توسعه جامعه در نیروی انسانی آن جامعه نهفته است و شاخصه‌ی سلامت در نیروی انسانی از نظر جسمی و روانی مهم‌ترین ویژگی در میدان داری این شاخصه در روند پیشرفت و توسعه. ارتباط تعمیم و بروز این سلامت هم با سلامت مادران انکار ناپذیر است. به یک معنا، نیروی انسانی سالم و باطراوت پروش پیدا می‌کند. به همین جهت است که ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب به دختران جامعه و پروش ایشان و رسیدگی تمام نیازمندی‌های مادران در دوران حاملگی و حتی پیش و بعد از آن و دوران شیردهی کودکان نقش اساسی و مهم را در سلامت نیروی انسانی جامعه و جلوگیری از هزینه‌های گزاف درمانی را فراهم خواهم کرد.

به همین جهت اقداماتی از جمله، پالایش و در نتیجه پیدایش نیازمندی‌های بهداشتی دختران و زنان جامعه؛ برنامه‌ریزی مناسب برای رفع این نیازمندی‌ها با رعایت تمام جوانب شرعی؛ آموزش مناسب و برنامه‌های تبلیغی در ترویج و تعمیم آن و تأسیس و ایجاد مراکز بهداشتی اختصاصی می‌تواند در وصول به این هدف مورد توجه مسئولین باشد. با این توضیح مجلس شورای اسلامی به عنوان قانون‌گذار در حوزه‌‌های مختلف و همچنین اعمال نظارت براساس وظیفه نظارتی خود، نقش اساسی و مؤثر در این ماجرا خواهد داشت. این امر آن‌قدر مهم است که کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به عنوان یک کمیسیون تخصصی، جایگاهی است تا با نظر کارشناسان مبرز و دردآشنای این حوزه به تدوین و تنظیم قوانین و بررسی عملکردها در این رابطه بپردازد تا زمینه آن را در قوه اجرایی کشور پدید آورد.

از جمله موارد مورد نیاز بانوان بیمارستان‌های مخصوص زنان است. رعایت حریم و حرمت ارتباط بین زنان و مردان، وجود پزشکان زن متعدد و زیاد در رشته‌های گوناگون در سطح کشور با دارا بودن تخصص‌های بسیار مفید و سطح بالا و کادر زن پیراپزشک، حجب و حیا زن ایرانی در مراجعه به پزشکان مرد و یا اقدام درمانی در بیمارستان‌هایی که مردان رفت و آمد دارند و کنار آمدن ایشان با بیماری و وجود دیگر امکانات مورد نیاز به علاوه نظر مثبت کارشناسان و متخصصین این حوزه ایجاب می‌كند که بعد از گذشت سی و چند سال از انقلاب اسلامی، بیمارستان‌های مخصوص در کشور ایجاد و حداقل در مرکز هر استان یک بیمارستان با این مختصات وجود داشته باشد. این موضوع امروز در دستور کار مراکز مرتبط با حوزه زنان است. همراهی مجلس از این رو قابل توجه است تا هرگونه گیر و منع قانونی در باب ایجاد این بیمارستان‌ها را مترفع کرد و به علاوه با نگاه جدی در برنامه‌های بودجه سالانه و پنج ساله امکان تحقق آن را به خوبی فراهم كنند.

امروز مسئله سلامت برای زنان حائز اهمیت است و باید توان و استعدادهای قانونی در تحقق آن به میدان آید. این‌گونه اقدامات در حوزه سلامت مربوط به زنان می‌تواند به ترویج عفاف و حجاب هم کمک شایان و مؤثری كند. به معنای دیگر علاوه بر اینکه بیمارستان‌های مخصوص زنان می‌تواند در حوزه‌ی سلامت تأثیرات قابل توجهی برای قشر زنان جامعه داشته باشد و در رعایت حرمت‌ها و حریم‌های بین زن و مرد و شکسته نشدن مرزهای محرم و ناحرم هم تأثیر دارد که همین ترویج عفاف و حجاب است.

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/17درساعت  22:38  توسط افسر کوچک  | 

متن كامل سخنان آيت الله مصباح در ديدار اول با اعضاي جبهه پايداري؛
 
احتمال طراحي دشمن براي نفوذ عناصرش به مجلس با لباس اصول‌گرايي/
 
با خدا عهد ببنديم كه فقط براي انتخاب اصلح تلاش كنيم
 

رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در طي كمتر از يك ماه، دو بار درخواست ديدار شواري مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي را كه تحت نظارت و هدايت ايشان فعاليت مي‌كند، پذيرفت.
 
به گزارش رجانيوز، آيت الله مصباح در دومين ديدار با اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري كه در ششم بهمن ماه برگزار شد، طي سخناني اخلاقي بار ديگر خلوص و جهت الهي در كارها را مورد تأكيد قرار داد.
 
اين فقيه و فيلسوف نام آشنا در اين سخنان همچنين ضمن تقسيم جريان‌هاي سياسي فعال در انقلاب اسلامي به سه دسته و تبيين نگرش آنها، وظيفه‌ي سربازان جبهه‌ي حق را در برهه فعلي يادآور شد.
 
رجانيوز متن كامل سخنان آيت الله مصباح يزدي در ديدار دوم را در اينجا منتشر كرد.
 
رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در ديدار اول خود با اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري كه در چهارم دي‌ماه برگزار شد طي سخناني با يادآوري استقامت و پايداري رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالم‌گير شدن دين مبين اسلام در عصر كنوني، تأكيد كرد: "چنانچه هر كاري در مسير الهي و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آينده نيز اثراتي خواهد داشت كه شايد حتي بانيان آن حركت نيز نتوانند تصور آن را بكنند."
 
 
آيت الله مصباح با بيان خاطراتي شنيدني از روش و منش اخلاقي حضرت امام تصريح كرد: امام اهل مريد بازي به هيچ معنا نبود، وقتي شاگردانش از او سؤال درسي مي‌پرسيدند، مي‌ايستاد، جوابشان را مي‌داد و بعد مي‌گفت بفرماييد، حاضر نبود وقتي در خيابان راه مي‌رود کسي همراهش راه برود، شائبه اين‌که فکر رياستي باشد، کسي را دور خودش جمع کند و قدرتي به هم بزند، در وجود اين مرد نبود.
 
عضو مجلس خبرگان رهبري يكي از نشانه‌هاي تواضع امام را برگزار نكردن مجلس فاتحه براي آيت الله بروجردي عنوان كرد و افزود: امام حاضر نشد رساله بنويسد، چند نفر از شاگردانش رساله توضيح‌المسائل را با فتاواي ايشان در حاشيه عروه تطبيق دادند، مرحوم آقاي پسنديده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول براي اين كار نداد و بعد هم حاضر نمي‌شد که رساله‌اش را مجاني به کسي بدهد، مي‌گفت هر كس مي‌خواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.
 
وي با بيان اينكه شيوه زندگي امام يادآور زندگاني پيامبر اكرم و اميرالمومنين عليهم السلام در صدر اسلام است، گفت: روز دوازدهم محرم وقتي ايشان در مدرسه فيضيه صحبت کرد آدم به ياد روزي مي‌افتاد که اميرالمؤمنين ‌سلام الله عليه با پارچه پشمينه‌اي روي دوش و کفشي از ليف خرما بر پا و شمشيري در دستش ايستاده بود روي سنگي و سخنراني مي‌کرد؛ يعني امام از آن مکتب درس گرفته بود.
 
آيت الله مصباح در ادامه با اشاره به فضاي سياسي كشور تصريح كرد: ما چند نفر طلبه و غير طلبه براي مسأله‌اي نگران بعضي مسائل سياسي کشورمان هستيم. تا همين حد هم کار مقدسي است؛ شايد اگر کمي عينک آدم ريزبين باشد، بتواند بگويد اين نگراني واجب شرعي و واجب متعين است.
 
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم اظهار داشت: آدم بايد خيلي پست باشد که شرف انساني، روح شکرگزاري از نعمت‌هاي خدا، آبروي اهل‌‌بيت عليهم السلام، قدرداني از خون‌هاي شهدا که در طول تاريخ از صحراي کربلا تا کربلاهاي ايران ريخته شده، همه اين‌ها را بدهد در مقابل اين‌که چهار روز روي صندلي رياست بنشيند، يا چند تا صفر جلوي حساب بانكي‌اش اضافه بشود.
 
اين استاد برجسته حوزه در ادامه به موضوع وحدت و استدلال‌هايي كه براي آن مي‌شود اشاره كرد و گفت: آيا اين احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام براي اين‌که افراد خودشان را به مجلس بفرستند، كساني را در لباس اصول‌گرايي مطرح کنند؟ ما که همه را نمي‌شناسيم، کساني هستند که ممكن است با قيافه‌اي حق به‌جانب تظاهر به اصول‌گرايي کنند، از مقام معظم رهبري هم تعريف کنند و احيانا هم از حاميان واقعي خود بد بگويند، آيا درست است كه ما به‌عنوان حفظ وحدت و براي اين‌که ليست ما رأي بيش‌تري بياورد يا تعداد رأي دهندگان بيش‌تر شود، چنين كساني را بپذيريم؟ اگر چنين شد ما برنده‌ايم يا آن‌ها؟
 
آيت الله مصباح ادامه داد: نبايد بگذاريم كساني که احتمال مي‌دهيم نفوذي دشمنان هستند رأي بياورند، والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشيم و اجازه دهيم چند نفر هم از آن‌ها بيايند، عملا بخشي از قدرت مجلس را در دست مي‌گيرند؛ بالاخره يك دشمن هم زياد است.
 
وي با بيان اينكه در اين شرايط بايد بفهميم خدا چه كاري را دوست دارد و آن را عمل کنيم، نه آن‌چه دلمان مي‌خواهد و منافع‌مان اقتضا مي‌کند، يا بخواهيم روي حرفي که زده‌ايم پافشاري كنيم؛ اين‌ها همه حرف‌هاي شيطاني است، گفت: بايد واقعا به دنبال اين باشيم كه کسي که اصلح است به مجلس برود، يعني كسي كه بهتر براي اسلام و نظام خدمت مي‌کند از هر طايفه و تحت هر عنواني كه مي‌خواهد باشد.
  
متن كامل سخنان آيت الله مصباح يزدي در ادامه آمده است:
 
استادي كه با ديگران هم فرق داشت
 
يادم هست که در همين شهر قم بنده درس منظومه مرحوم آقاي فکور مي‌رفتم. مسجد کوچکي بود رو به روي مسجد فاطميه که امکانات چنداني نداشت. زيلوي پاره‌اي هم بود که فقط يک تکه از مسجد را مي‌پوشاند و بايد روي زمين مي‌نشستيم. از شدت سرما مي‌لرزيديم. وضع حوزه اين طور بود. هفته‌اي يک مرتبه غذاي پختني مي‌خورديم. غذاي پختني هم يک كاسه آبگوشت بود که چند دانه نخود و يک سيب زميني و شايد گاهي تکه دنبه‌اي هم در آن پيدا مي‌شد. با چنين شرايطي طلبه‌اي پيشرفت کرد و کم‌کم استاد شد، استادي كه با ديگران هم فرق داشت. به تدريج، طلبه‌هاي جوان به او علاقه‌مند شدند. در مسجد محمديه درس مي‌خواند، آن جايي که از سر و صداي ماشين نمي‌شد صدا را درست شنيد، ميکروفون هم نبود. اين آدم، با اين وضع، در چنين شرايطي، موقعيتش در جامعه به جايي رسيد که وقتي اسمش برده مي‌شد، رئيس‌جمهور آمريکا مي‌لرزيد. اين موقعيت نه از راه پول پيدا شد، نه به وسيله زور و نه از راه قدرت‌هاي ديگري که کمابيش با آن آشنا هستيم و نمونه‌هاي آن را در دنيا شاهد هستيم. حتي به‌عنوان يک گروه مذهبي يا عرفاني که گروهي مريد داشته باشد، هم نبود.
 
حاضر نبود در خيابان کسي همراهش راه برود/رساله‌اش را مجاني به کسي نمي‌داد
 
امام اصلا اهل مريد بازي به هيچ معنا نبود. وقتي شاگردانش از او سؤال درسي مي‌پرسيدند، مي‌ايستاد، جوابشان را مي‌داد و بعد مي‌گفت بفرماييد. حاضر نبود وقتي در خيابان راه مي‌رود کسي همراهش راه برود. شائبه اين‌که فکر رياستي باشد، کسي را دور خودش جمع کند و قدرتي به هم بزند، در وجود اين مرد نبود. ساده‌ترين کاري که يک استاد حوزه مي‌تواند بکند و همه از او توقع دارند، اين است که اگر مرجعي از دنيا رفت، به‌عنوان اين‌که استادش بوده مجلس فاتحه‌اي براي او بگيرد. مرحوم آيت‌الله بروجردي كه از دنيا رفتند، چهل روز همه حوزه‌ها تعطيل مطلق بود، شبانه روز، صبح و ظهر و عصر و شب مجلس فاتحه بود، هر چه به حضرت امام اصرار کردند كه آقا شما هم يک مجلس ختم بگير؛ حاضر نشد! تا اين‌که بعد از چهل روز شاگردانش گفتند آقا ما فردا به نام شما مجلس فاتحه مي‌گيريم، چه بخواهيد چه نخواهيد! بعد از همه اين‌ها، از او رساله عمليه خواستند، گفت حاشيه‌اي بر عروه دارم به آن مراجعه كنيد؛ حاضر نشد رساله بنويسد و بدهد چاپ کنند. چند نفر از شاگردانش رساله توضيح‌المسائل را با فتاواي ايشان در حاشيه عروه تطبيق دادند، مرحوم آقاي پسنديده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول براي اين كار نداد و بعد هم حاضر نمي‌شد که رساله‌اش را مجاني به کسي بدهد. مي‌گفت هر كس مي‌خواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.
 
اين شيوه زندگي ما را به ياد زندگي پيغمبر اکرم صلي الله و عليه و اله و اميرالمؤمنين عليه‌السلام در صدر اسلام مي‌انداخت. روز دوازدهم محرم وقتي ايشان در مدرسه فيضيه صحبت کرد آدم به ياد روزي مي‌افتاد که اميرالمؤمنين ‌سلام الله عليه با پارچه پشمينه‌اي روي دوش و کفشي از ليف خرما بر پا و شمشيري در دستش ايستاده بود روي سنگي و سخنراني مي‌کرد؛ يعني امام از آن مکتب درس گرفته بود؛ الگوي زندگي‌اش زندگي علي عليه‌السلام بود؛ قدم به قدم زندگي امام الگو گرفته از اميرالمؤمنين(ع) است؛ حتي از مبارزه آن حضرت با خوارج و... امام آدم محافظه کاري که فقط به تسبيح و ذکر و ورد و اين حرف‌ها اکتفا بکند، نبود؛ عبادت‌هايش، گريه‌هاي نيمه شبش، پيشاني‌اش بر سجده‌ بود؛ با شمشير بيانش هم مي‌گفت آمريکا هيچ غلطي نمي‌تواند بکند، شاه بايد برود و... البته ما با امام خيلي تفاوت داريم؛ اما به هر حال بايد شباهتي با ايشان داشته باشيم... بايد سعي کنيم زندگي ما رنگي از زندگي امام داشته باشد. بنده که خيلي کوچک‌تر از اين حرف‌ها هستم، بزرگترهاي من هم اميد ندارند که بتوانند مثل زندگي امام را داشته باشند. كساني که خيال مي‌کنند مي‌توانند مثل امام زندگي کنند، براي اين است که امام را نمي‌شناختند. کسي که بهتر از همه امام را شناخت مقام معظم رهبري بود. بارها صريح مي‌گفت من مريد امام بودم.
 
نگراني براي  بعضي مسائل سياسي واجب متعين است
 
ما چند نفر طلبه و غير طلبه براي مسأله‌اي نگران بعضي مسائل سياسي کشورمان هستيم. تا همين حد هم کار مقدسي است؛ شايد اگر کمي عينک آدم ريزبين باشد، بتواند بگويد اين نگراني واجب شرعي و واجب متعين است. اگر شما تأثير بعضي كارها را در روند امور کشور و بعد هم در معادلات جهاني و هم‌چنين در آينده جهان حساب کنيد، کار خيلي عظيمي است. مثل همان چهار تا عربي که همراه پيامبر بودند، نمازي مي‌خواندند، روزه‌اي مي‌گرفتند و حداكثر در کنار پيامبر مي‌جنگيدند؛ اما همين کارهاي ساده آن‌ها نتيجه را به اين‌جا رساند که سه ميليارد جمعيت عالم تحت تأثير همان حرکت‌ها، همان حرف‌ها و همان صحبت‌هاي ساده و همان لباس‌هاي پشمينه قرار گرفتند؛ همان اعراب ساده اسلام را به اين‌جا رساندند، انسان‌ها را هدايت کردند. جلوي فسادها را گرفتند، تا مي‌رسد به زمان سيدالشهدا عليه السلام و ساير ائمه اطهار صلوات‌الله عليهم‌اجمعين.
 
ما افتخار اين را داريم که خداي متعال نعمت تشيع، نعمت معرفت اهل‌بيت، نعمت وجود امام و پيروي از امام را به ما داد؛ بايد قدر اين نعمت‌ها را بدانيم و اهميت وظيفه‌اي که بر دوش‌مان است را بشناسيم. در نتيجه همه تلاش‌هايي که صد و بيست و چهار هزار پيغمبر و ائمه طاهرين کردند، به دست مبارک حضرت امام و به برکت خون‌هاي شهدا کار به اين‌جا رسيد که پرچم اسلام به‌عنوان يک کشور اسلامي و شيعي در دنيا بلند است و عالم روي آن حساب مي‌کند. امروز وقتي اسم آمريکا برده مي‌شود در مقابلش ايران مطرح مي‌شود، ايراني که زماني رئيسش نوکر دست چندم وزير خارجه آمريکا بود. اما امروز اين عزت را خدا داده است. در مقابل اين نعمت ما چه وظيفه‌اي داريم؟ خيلي کوتاه نظري است که كسي در اين شرايط به فکر خودش يا فکر بستگانش باشد؛ آدم بايد خيلي پست باشد که شرف انساني، روح شکرگزاري از نعمت‌هاي خدا، آبروي اهل‌بيت، قدرداني از خون‌هاي شهدا که در طول تاريخ از صحراي کربلا تا کربلاهاي ايران ريخته شده، همه اين‌ها را بدهد در مقابل اين‌که چهار روز روي صندلي رياست بنشيند، يا چند تا صفر جلوي حساب بانكي‌اش اضافه بشود.
 
 آدمي‌زاد هميشه بر سر دو راهي‌ و لغزشگاه قرار دارد، هيچ کس هم مصون نيست هر چه اولياي خدا مقامشان بالاتر بود ترسشان از سقوط بيش‌تر از ديگران بوده است. اين طور نيست که آدم وقتي مقامات معنويش بالاتر رفت خيالش راحت شود و خيال کند كه ديگر مصونيت پبدا مي‌کند. در سيره پيغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌ الله ‌عليهم‌اجمعين‌ با مقام عصمتي که داشتند، وضعيت چگونه است؟ همسر پيغمبر مي‌گويد نيمه‌ي شب پيغمبر آرام از بستر برخاست و مشغول عبادت شد، سر بر سجده گذاشت و شروع به گريستن کرد؛ ديدم در سجده مي‌گويد "الهي لا تکلني الي نفسي"؛ خدايا من را به خودم وامگذار! مي‌ترسيد که خدا يک لحظه او را وابگذارد. جايي که پيغمبر صلي الله و عليه و آله  اين طور باشد تکليف من و شما چيست؟ فرد ساده‌اي که نمي‌تواند نقشي در زندگي اجتماعي داشته باشد نگراني از اين مسائل ندارد؛ اما ما نمي‌توانيم انکار کنيم که هر کدام از ما قادريم سهمي در فعاليت‌هاي اجتماعي داشته باشيم؛ توان ما در اين جريان صفر نيست؛ پس براي ما اين مسأله مطرح است که نيروي خود را چگونه صرف کنيم تا در مقابل اين همه نعمتي که خدا به ما داده به‌عنوان شکر جزئي از اين نعمت‌ها تلقي بشود و روز حساب اولا در پيشگاه اولياي دين، پيغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات الله ‌عليهم‌اجمعين‌ سرافکنده نباشيم، ثانيا در مقابل شهدايي که در طول تاريخ، به خصوص در دوران انقلاب و دفاع مقدس به شهادت رسيده‌اند شرمگين و خجالت‌زده نباشيم. چه کنيم؟
 
اگر اين کار را نکنند يعني به دست خودشان قبر خود را کنده‌اند
 
 من صحبت بعضي از سياست‌مداران را عرض مي‌کنم؛ حاصل صحبت‌هايي که من در اين زمينه‌ها شنيده‌ام در چند جمله خلاصه مي‌شود: نکته اول اين‌که آمريکا و کشورهاي غربي و همه دشمنان خارجي اسلام مارهاي زخم‌خورده‌اي هستند که براي جلوگيري از استقرار و ثبات نظام ما هر چه بتوانند تلاش مي‌كنند تا بين ما ايجاد اختلاف، شکاف و تشنج بکنند. نکته دوم اين است که گروهک‌هاي داخلي که دلبستگي به اين نظام، اسلاميت نظام و ارزش‌هاي اسلامي، به خصوص ولايت‌فقيه ندارند، تصميم دارند هر چه بتوانند نيروهايشان را متراکم کنند؛ زمان انتخابات هم فرصت خوبي است که جاي پايي باز کنند. دشمنان داخلي اگر اين کار را نکنند يعني به دست خودشان قبر خود را کنده‌اند؛ تنها كاري که مي‌تواند موجب ادامه حيات اين‌ها بشود، همين است که با هم ائتلاف کنند و پشت پرده کاري کنند که نامي از آن‌ها در صحنه سياسي کشور باقي بماند.
 
از اين دو مقدمه نتيجه گرفته مي‌شود که ما، هم از جانب دشمنان خارجي در معرض تهديد هستيم و هم از طرف گروهک‌ها و دشمنان داخلي. در نتيجه بزرگ‌ترين وظيفه ما اين است که در مقابل همه اين‌ها به وحدتي برسيم كه بتوانيم برنده انتخابات بشويم. اگر بين خود ما اختلاف بيافتد حتما شکست مي‌خوريم. بنابراين واجب‌ترين کاري که بر عهده ماست، اين است که اختلافات را کنار بگذاريم. اين مقدمه و نتيجه آن خيلي منطقي به نظر مي‌رسد و گمان نمي‌کنم کسي در اين مقدمات ترديد کند؛ اما نتيجه عملي که از آن گرفته مي‌شود چيست؟ چه وحدتي، چگونه و با چه کساني اين مقصد را تأمين مي‌كند؟ يكي از آقايان که من با او صحبت مي‌کردم، مي‌گفت ما بايد کاري كنيم که اولا حضور مردم در انتخابات حداکثري باشد، کساني به بهانه‌هاي مختلف انتخابات را تحريم نکنند، کاري نکنيم که شرکت در انتخابات کم شود و درصد كمي از مردم شرکت کنند. بنابراين بايد در پذيرش افراد و کساني که نامزد انتخابات مي‌شوند کمي انعطاف وجود دااشته باشد و نهايتا هم سعي کرد که اصول‌گرايان ليست واحدي بدهند.
 
براي اصلاح طلبان فرقي نمي‌كند يک ليست يا دو ليست بدهيم/ آن‌ها کار خودشان را مي‌کنند
 
من به‌عنوان طلبه‌اي كه درس و بحثي داريم و اگر مسأله‌اي با دين و اسلام ارتباط پيدا کند، مي‌گوييم اين مسأله با اسلام مي‌سازد يا نمي‌سازد، در جواب اين آقا گفتم شما تصور مي‌کنيد ما مي‌توانيم کاري کنيم که مخالفان اصول‌گرايي در انتخابات شرکت نکنند؟ مثلا اگر ما ليست واحدي بدهيم آن‌ها در انتخابات شرکت نمي‌کنند؟ بر فرض که اين تصور صحيح باشد و بتوانيم اين کار را بکنيم، اما آيا اين صحيح است که ما انتخابات را آن چنان يک جانبه برگزار کنيم که در مجلس هيچ کسي از مخالفين اصولگرايان حضور نداشته باشد و همه يک دست باشند؟ اصلا اين کار نه شدني است و نه صحيح است؛ اصلاح‌طلبان در هر حال در انتخابات شركت مي‌كنند و ليست خودشان را مي‌دهند، طرفدارانشان هم به آن‌ها رأي خواهند داد، چه ما يك ليست سي نفري يا دو ليست بدهيم، يا نه. رفتار ما تأثيري در رأي دادن آن‌ها نخواهد گذاشت. آن‌ها تصميم دارند در انتخابات شرکت کنند و چند نفري هم برنده خواهند داشت؛ اين واقعيتي است كه هنوز هم كساني طرفدار آن‌ها هستند؛ صريحا هم حمايت مي‌كنند. اشخاص نسبتا موجهي هم دارند که مردم از آن‌ها چندان بدي نديده‌اند و اگر اصلاح طلبان آن‌ها را معرفي کنند رأي مي‌آورند. پس ما يک ليست يا دو ليست بدهيم براي آن‌ها فرقي نمي‌کند؛ آن‌ها کار خودشان را مي‌کنند.
 
آيا احتمال اينكه دشمنان براي فرستادن افرادشان به مجلس كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند، نيست؟
 
اما آيا اين احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام براي اين‌که افراد خودشان را به مجلس بفرستند كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند؟ ما که همه را نمي‌شناسيم، کساني هستند که ممكن است با قيافه‌اي حق به‌جانب تظاهر به اصول‌گرايي کنند، از مقام معظم رهبري هم تعريف کنند و احيانا هم از حاميان واقعي خود بد بگويند. آيا درست است كه ما به‌عنوان حفظ وحدت و براي اين‌که ليست ما رأي بيش‌تري بياورد يا تعداد رأي دهندگان بيش‌تر شود، چنين كساني را بپذيريم؟ اگر چنين شد ما برنده‌ايم يا آن‌ها؟ آن‌ها از موقعيت اصول‌گرايان و زحماتي که کشيده‌اند، اخلاصي که داشتند و آبرويي که در طول اين 30 سال کسب کردند، بهره‌برداري كنند، براي اين‌که افراد خودشان را وارد مجلس کنند، حالا ما برنده‌ايم يا آن‌ها؟ ما نمي‌توانيم کاري بکنيم که آن‌ها در انتخابات شرکت نکنند يا نامزدهاي‌شان را معرفي نکنند يا طرفداران‌شان به آن‌ها رأي ندهند؛ اين کار از ما بر نمي‌آيد. کاري که مي‌توانيم انجام دهيم اين است که نگذاريم كساني که احتمال مي‌دهيم نفوذي دشمنان هستند رأي بياورند. والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشيم و اجازه دهيم چند نفر هم از آن‌ها بيايند، عملا بخشي از قدرت مجلس را در دست مي‌گيرند؛ بالاخره يك دشمن هم زياد است.
 
ما اگر در مقابل خدا و اولياي خدا و شهداي‌مان وظيفه‌اي داشته باشيم اين است که نگذاريم افراد فاسد وارد مجلس شوند. طبعا از يک طرف بايد افراد صالحي را معرفي کنيم که براي مردم قابل قبول باشد، هم خود ما اطمينان داشته باشيم، هم مردم آن‌ها را بشناسند و به آن‌ها رأي بدهند و از سوي ديگر بايد مواظب باشيم دشمنان نظام و كساني که يقين يا ظن داريم که دلشان با آن‌هاست، نفوذ نکنند. اما آيا ما بايد به دنبال اين باشيم که اصلا هيچ کانديدايي از آن‌ها تأييد نشود؟ اين در اختيار شوراي نگهبان است ومباني و قواعدي براي اين كار وجود دارد. شايد کساني باشند که واقعا مشکل آن چناني ندارند، شوراي نگهبان نمي‌تواند چنين كساني را رد کند؛ بسياري از اين افراد آدم‌هاي خاکستري هستند، در گذشته هم خيانت بزرگي از آن‌ها ديده نشده، شوراي نگهبان نمي‌تواند اين افراد را رد کند، چون دليلي براي اين كار ندارد. بنا براين ممكن است دشمن از دو کانال وارد شود، هم از آراي طرفداران فتنه استفاده کند و هم از اين نيروهاي تقلبي که به‌عنوان اصول‌گرا معرفي کرده‌اند، در صورتي که واقعا اين طوري نبوده‌اند و ما به آن‌ها مجال داده‌ايم.
 
تمام تلاش‌مان اين باشد که افراد اصلح را شناسايي کنيم و به مردم معرفي کنيم و هر چه مي‌توانيم از ورود نفوذي‌ها جلوگيري کنيم
 
در اين شرايط ما بايد بفهميم خدا چه كاري را دوست دارد و آن را عمل کنيم، نه آن‌چه دل‌مان مي‌خواهد، نه آن‌چه منافع‌مان اقتضا مي‌کند، يا بخواهيم روي حرفي که زده‌ايم پافشاري كنيم؛ اين‌ها همه حرف‌هاي شيطاني است. بايد واقعا به دنبال اين باشيم كه کسي که اصلح است به مجلس برود، يعني كسي كه بهتر براي اسلام و نظام خدمت مي‌کند از هر طايفه و تحت هر عنواني كه مي‌خواهد باشد؛ با خدا عهد و پيمان ببنديم که در اين راه تلاش کنيم، نخواسته باشيم منافع و پرستيژ خودمان را حفظ کنيم؛ تمام تلاش‌مان اين باشد که افراد اصلح را شناسايي کنيم و به مردم معرفي کنيم و هر چه مي‌توانيم از ورود نفوذي‌ها جلوگيري کنيم.
 
اما اگر در بند اين باشيد که هفت و هشت بشود، يا نه و ده باشد، سرانجام زماني مي‌رسد كه سر بزنگاه نتوانيد کسي را معرفي کنيد، اين چه فايده دارد؟ بايد تلاش کرد و بهترين نامزدها را شناسايي کرد، كساني را كه بيننا و بين االله حجت داشته باشيم و در پيشگاه خدا و امام زمان(عج) بتوانيم اثبات کنيم که به نظر ما اصلح بوده‌اند. اما اگر ته دلمان بدانيم که شخص ديگري اصلح است، از هر طيف و گروهي كه باشد و غير از او را به مردم معرفي کنيم، در برابر خدا هيچ جوابي نداريم. پس اول بايد افراد اصلح را بشناسيم و بعد نيروهايمان را متمرکز کنيم که اين افراد به مردم شناسانده شوند و از سوي ديگر سعي کنيم که منحرفين وارد مجلس نشوند.
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/17درساعت  22:33  توسط افسر کوچک  | 

"10 دلیل براي اينکه جبهه پایداری باید لیست مستقل بدهد‎"

با نزدیک شدن زمان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی که در روز 12 اسفند برگزار می شود، تکاپوی جریان ها و گروه های سیاسی برای تعیین نحوه حضور و یا عدم حضورشان در انتخابات به صورت جدی تری دنبال می شود.

در این میان، جریان فتنه که سال گذشته با راهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک بن بست استراتژیک گرفتار شده بود، با منزوی شدن این‌دو، دوباره عنان کار را در اختیار محمد خاتمی قرار داد و او با مشورت موسوی خويینی‌ها، استراتژی کاهش مشارکت در انتخابات به مثابه کاهش مشروعیت نظام را در دستور کار قرار داد. این استراتژی موجب شد تا اعضای جریان تجدیدنظر طلب به صورت یک‎پارچه در روزهای ثبت نام در خانه بنشینند و ثبت نام نکنند.

از سوی دیگر، در جریان اصول‌گرا پس از آن که جبهه پایداری انقلاب اسلامی و گروه 7+8 شکل گرفت، یک جدال گفتمانی برای تعیین صلاحیت‎ها و نحوه حضور، وحدت، کثرت و خالص سازی رخ داد که همچنان ادامه دارد.

در این نوشتار قصد نداریم که به بررسی این مجادله بپردازیم و داعیه اصلی این یادداشت، اثبات این گزاره است که جبهه پایداری انقلاب اسلامی به عنوان یکی از جریان های اصول‌گرا و انقلابی باید در انتخابات پیش رو، حضوری فراگیر داشته و لیست انتخاباتی ارائه دهد. در بیان دلایل این گزاره می توان گفت:

1- اتفاق‌هاي سال جاری و نحوه شکل گیری زمینه حضور اصول‌گرایان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نشان داد که جریان های مختلف اصول‌گرایان قطعا با هم متفاوت بوده و دارای پیشینه، عقاید و عملکرد متفاوت هستند. افرادي مانند آقايان علی مطهری و عباسپور با دکتر آقاتهرانی و حجت الاسلام روح الله حسینیان متفاوت هستند. دیدگاه آن‌ها نسبت به کلیدی ترین مفاهیم متفاوت و متضاد بوده و نمایش آن در چند سال گذشته به‌ویژه پس از فتنه 88 این مسئله را در پیش چشم رأی دهندگان باورپذیر و عینی کرده است. حضور این افراد در یک لیست به نوعی گمراه کردن رأی دهندگان و خلاف شرط صداقت و انصاف است. این تفاوت ها، تفاوت سلیقه نیست مثلا تفاوت عقیده در مورد انتخاب اصلح یا انتخاب صالح مقبول و کنار گذاشتن اصلح یک تفاوت بنیادی است که تبعات سیاسی و اجتماعی گسترده ای در پی دارد.

2- حضور نداشتن چهره های جریان فتنه و کمبود نیروی انسانی جریان نفوذی در دولت و رد صلاحیت صحیح برخی ثبت نام کنندگان موجب شد تا امید دشمن برای غیررقابتی شدن انتخابات در شهر تهران پررنگ شود اما حضور یک لیست قوی از جبهه پایداری در کنار فهرست گروه موسوم به 7+8 به اضافه حضور تک چهره هایی که رأی قابل توجهی دارند، می تواند این استراتژی را نیز نقش بر آب کند.

3- حضور جبهه پایداری می تواند نمایش‌گر یک رقابت اخلاقی و درون چارچوب نظام باشد، بدون ترس از ساختارشکنی عده ای که امروز فتنه گر نامیده شوند. در 25 سال گذشته و در هر دور از انتخبات، این نگرانی وجود داشت که عده ای که التزامی به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه ندارند، با روش های تبلیغاتی غیر اسلامی بتوانند به مراکز حساس تصمیم‌گیری بروند و اخلالی در کار جمهوری اسلامی به وجود آورند، آن‎گونه که در مجلس ششم و دولت اصلاحات رفتار شد. همچنین رعایت بایسته های اخلاقی در رقابت های انتخاباتی آن گونه که در شأن آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی است، می‎تواند الگوی سالمی از رقابت را در جمهوری اسلامی پدید آورد.

4- حرکت مردمی بدون جنجال و هیاهو به سوی خالص سازی، رمز بقای جریان های سیاسی است. جبهه پایداری در ماه های پس از اعلام موجودیتش توانسته با پافشاری بر اصول و به جان خریدن هزاران فحش و ناسزا، گفتمان اصول‌گرایی ناب را بر مبنای ولایت مطلقه فقیه به جلو ببرد و تأثیرات این پافشاری جبهه پایداری حتی در نحوه رفتار و گفتمان رقبا نیز آشکار شده است، آنجا که برخی افراد که فتنه 88 را کدورت و یا دعوای شخصی می دانستند، به صف اول مبارزه با فتنه آمده اند و یا انتخاب اعضای ستاد انتخاباتی 7+8 خود به خوبی نمایش‌گر تأثیرات حرکت گفتمانی جبهه پایداری است. به هر حال، استقامت بر اصول آن هم در عرصه پر هیجان انتخابات می تواند تکمیل کننده حرکت به سمت خالص سازی حداکثری جریان اصول‌گرایی باشد.

5- آنچه در ایران 1388 گذشت، اگرچه يك بیماری سیاسی و امنیتی بود که با حضور مردم در 9 دی درمان یافت اما زخم‌ها و تجربیات این دوران هنوز تازه است. حضور جبهه پایداری در انتخابات می تواند مانع از فرموشی خیانت خائنان و سکوت ساکتان شود. کارنامه خوانی جریان های درگیر در فتنه 88 و بازخوانی مواضع افراد در این گیرودار، می تواند انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی را جدا از رقابت های سیاسی، به یوم الحساب برخی جریان ها تبدیل کند.

6- یکی از دلایل اعلام موجودیت جبهه پایداری، عملکرد نامناسب دکتر احمدی نژاد در حمایت و میان‌داری جریان نفوذی است که در ماجرای تأسف برانگیز خانه نشینی بروز یافت. اکنون نیز چشم خیل عظیم علاقه مندان آقاي احمدی نژاد که از سویی از عملکرد او و رئیس دفترش سرخورده شده و از سوی دیگر ارتباطي با کسانی ندارند که سال‎های گذشته را با لجن پراکنی و عقده گشایی علیه دولت مورد حمایت رهبری سپری کرده اند، به جبهه پایداری دوخته شده تا این خلأ را پر کند. آنها در دوران اصلاحات مشتی کفن پوش و قابلمه به دست خوانده شدند، کاندیداهای ریاست جمهوی اصول‌گرايان در سال 84 هم مدل تبلیغات بلری و مشعوف شدن از جایزه نوبل شیرین عبادی را به آنها ترجیح دادند و اکنون نیز جرین نفوذی در دولت دهم می گوید مگر شما چند نفرید؟! اکنون چشم امت حزب الله به جبهه پایداری دوخته شده است!

7- یکی از مهم‌ترین رسالت های جبهه پایداری جایگزینی تخصص به جای سهمیه بندی های معمول گروه های سیاسی است. به‎عنوان مثال در مجلس گذشته علی رغم مسائل متعدد سیاست خارجی، تعداد نمایندگانی که سابقه حضور در دستگاه دیپلماسی و اشراف بر پيچيدگي‌هاي اين حوزه را داشتند، به عدد 3 نمی رسید و همین مسئله، موجب ضعف مفرط کارشناسی در مجلس و اظهارات شتاب‎زده و مبتدیانه متعدد نمایندگان در حوزه سياست خارجی می‌شد. در حوزه اقتصاد نیز این مسئله مصداق داشت.

در اين ميان، جبهه پایداری باید با ارائه فهرستی از متخصصین توان‌مند مانند دکتر مرتضی آقا تهرانی، دکتر محمد سلیمانی، دکتر مسعود میرکاظمی، دکتر محمد هادی زاهدی وفا، دکتر زهره طبیب زاده، مهندس سید مهدی هاشمی، دکتر ناصر سقای بی ریا و... تخصص محوری آرمان‌خواهانه را به مجلس نهم هدیه بدهد.

8- یکی از مقدمات و الزامات وحدت آن است که طرف‌های درگیر، بنای‎شان بر تفاهم و وحدت باشد اما متأسفانه با رصد موضع گیری برخی از چهره‌ها و گروه های سیاسی، این مساله هم اکنون در میان اصول‌گرایان دیده نمی شود. این افراد و گروه ها که نفس حضورشان در جمع اصول‌گرایان با توجه به سابقه‎شان در فتنه 88 ناموجه می‎نماید، با سد کردن ملزومات وحدت مانند انتخاب هیئت داوری مورد اجماع، نگذاشتند تا وحدت حداکثری سیاسی شکل بگیرد.

از سوی دیگر، موج تخریب ها و بی انصافی هاي برخي از چهره‌های این گروه‌ها علیه جبهه پایداری که حتی پیش از اعلام موجودیت این جبهه آغاز شده بود و حتی این شائبه را ایجاد می کرد آنها جبهه پایداری را نه ظرفیتی از ظرفیت های اصول‌گرایان بلکه به عنوان گروهی می شناسند که جای‎شان را تنگ کرده است و به اين ترتيب، با شعار وحدت حداکثری، جمعي از خالص ترین و بهترین نیروهای کیفی جریان اصول‌گرا را دفع حداکثری کردند.

حضور مستقلانه جبهه پایداری می تواند حباب توهمی این گروه ها را بترکاند و محملی جذاب برای نشان دادن حقایق عریان این افراد و گروه ها باشد.

9- یکی دیگر از بایدهای ارائه لیست جبهه پایداری انقلاب اسلامی، نمایش خالصانه ارزش‎های مشترک ولایت‌مداران است. کسانی که نگاه‎شان به ولایت فقیه است، هرگز دچار قبیله گرایی سیاسی نمی شوند، حتی اگر کسی با سلیقه های آن‌ها اختلاف داشت، اما در نگاهش به اطاعت از ولایت فقیه حرف و حدیثی نبود، مانند دکتر حدادعادل در صدر فهرست جبهه پایداری انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت. فهرست جبهه پایداری نشان خواهد داد که امثال سردار ایثارگر محمد کوثری در صدر توجهات قرار خواهند داشت.

10- همه دلایل پیش‎گفته به کنار، اگر اعضای جبهه پایداری با احساس تکلیف و معامله با آن کسی که تجارت با او شیرین‎ترین تجارت است، به صحنه انتخابات وارد شوند، حتماً پیروز هستند. چه آنکه به پیروزی ظاهری برسند و چه آنکه در ظاهر ناکام بمانند. با انتخاب گزینه‎های اصلح، فردای انتخابات پیروزی و شکست ظاهری علی السویه است چرا که تکلیفی انجام شده و باری در جهت منافع انقلاب به مقصد رسیده است. "اگر در مسير امر و اراده‌ي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد" (آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار 6/11/90 با اعضاي جبهه پايداري)

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/11درساعت  20:38  توسط افسر کوچک  | 

پس از فتنه و خانه نشینی احمدی نژاد عیار اصولگرایی سنجیده شد.

افرادی بدتر از مشایی کنار خاتمی و هاشمی بودند.

 

 امیر حسین قاضی زاده، شاید نام این نماینده اصولگرایی مجلس هشتم کمتر در میان رسانه ها و مردم شناخته شده باشد ولی به جرات می توان گفت وی از خوش نام ترین نمایندگان این دوره مجلس است.

 نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی بارها در میانه گفت و گو در مواجهه با سوالات صریح ما پاسخ های صریح داد و البته در برخی مواقع نیز اشاره می کرد که " این قسمت را تلطیف کنید" و یا " تضعیف فلانی کار صحیحی نیست."

 برایم بسیار جالب بود که قاضی زاده یادش نرفت در ابتدای مصاحبه از همشهری خوبشان، امام رضا (ع) یادی نکند. پس از " السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا" وی گفت و گوی یک ساعت و نیمه ما آغاز شد.

 در ادامه متن این گفت و گو را مشاهده می کنید:

 رهبر انقلاب این دوره را دوره جهاد اکبر انقلاب معرفی کردند

 *برای ورود به بحث بفرمایید دورنما و ذهنیتی که از ابتدا نسبت به تشکیل مجلس هشتم به عنوان مجلس اصولگرا داشتید چه بود؟ و امروز که دراواخر این مجلس هستید به چه ذهنیتی رسیدید؟

 طبیعتا دیدگاه من نسبت به اوایل تغییراتی کرده است و این تغییر نگاه من نسبت به مجلس ماحصل دو مسئله است یکی اینکه بنده قبل ازاین به مجلس نیامده بودم لذا نگاه از بیرون به مجلس با نگاه از درون به مجلس متفاوت است

 کارکردهایی که من برای یک نماینده مجلس متصور بودم نسبت به آن چیزی که در عمل وجود دارد خیلی متفاوت است. البته نه اینکه انتزاعی فکر کنم، بلکه نگاه من مبتنی بر قانون اساسی بود. اما آنچه که اتفاق می افتد متفاوت است و زمانی که قوا در کنار هم قرار می‌گیرند با توجه به اقتضائات کشور، فرهنگ عمومی و ریل گذاری که قبلی‌ها کرده‌اند، وضعیت متفاوتی ایجاد می‌شود.

 اما بخشی از نگاه من درباره جریان اصولگرایی با تصوری که از جریان اصولگرایی داشتم متفاوت بود.

 بالاخره اتفاقاتی در این دوره مجلس هشتم رخ داد که بی سابقه بود. رهبر معظم انقلاب تعابیر خاصی درباره دوره‌های مختلف از انقلاب به کار برده‌اند و نام این دوره را جهاد اکبر انقلاب اسلامی قرار دادند. اتفاقاتی در این دوره رخ داد که عیار واقعی ایمان ها و میزان پایبندی به شعارها را روشن کرد.

 ساکتین و مردودین فتنه جزء کفار به انقلاب محسوب می شوند

 در طول انقلاب اسلامی فرقان‌هایی رخ داده است که مدعیان را از مؤمنان جدا و غربال کرده است. عرصه دفاع مقدس از جمله آن فرقان ها بود. چون این جنگ در مرزهای کشور بود بنابراین افراد مختار بودند که به جنگ بروند یا نروند. بنابراین آنها که با اختیار و میل به این جنگ می رفتند معلوم بود که از روی ایمان و اعتقاد به آن پا گذاشته‌اند.

 فرقان دیگر و بزرگی که در طول انقلاب اسلامی رخ داد فتنه بزرگ ۸۸ بود. این فتنه دارای آنچنان پیچیدگی و آزمونی بود که توانست عیار ادعاهای بسیاری را به وسیله آن مشخص کرد.

 اصولگرایی در دوره مجلس هشتم حسابی تکانده شد. عده‌ای در این آزمون موفق بودند و عده ای مردود شدند و این در تاریخ ثبت شد. این به مانند آن فراخوان حضرت علی (ع) بود که بعد از صقیفه انجام دادند و تنها ۷ نفر در صحنه‌ حاضر شدند، که ایشان فرمودند: « بعد از اسلام همه کافر شدند الی ۷ نفر» در فتنه و بعد از آن کسانیکه جزو ساکتین بودند جزو کفار محسوب می‌شوند. لذا این کفر در فتنه ۸۸ نسبت به نعمت انقلاب اسلامی و ولایت فقیه بود و ما این کفر را در این فتنه در برخی خواص و مدعیان دیدیم. ولی مردم به همراه بخشی از خواص در صحنه ماندند.

 بسیاری از خواص هم که حرف زدند، دیر حرف زدند و دیر موضع گرفتند. لذا آنها به وظیفه خود عمل نکردند. با تمام این اتفاقات مجلس هشتم نیز دارای نقشی بود و در برخی مقاطع نتوانست خوب عمل کرد. ما در تصور خود از اصولگرایی فهمیدیم که بر اساس تقوای جمعی و تقوای فردی است که باید به افراد و جریانها و نهادها امتیاز داد نه ادعاها.

 مجلس هشتم، مجلس اقلیت ها بود

 * باتوجه به اینکه مجلس هشتم بعداز یک مجلس اصولگرا بر سر کار آمد و انتظارات زیادی از آن می رفت چه برآورد و نمره‌ای به آن می دهید؟

 من دیگر به اصولگرایی به این شکل قائل نیستم. تعریف بنده تغییر کرده است. دیگرنمی‌توانیم بگوییم اصولگرایان. یک اتفاقی افتاده و یک فاصله‌هایی به وضوح مشاهده می‌شود و در واقع تفاوت گفتمان دیده می‌شود. تا این را نپذیریم نمی‌توانیم درباره روش همکاری با هم صحبت کنیم. یکی از دلایلی که وحدت شکل نمی‌گیرد این است که می‌خواهیم همه را تحت یک نام جمع کنیم. امروز نام ها، گفتمان ها و حرفها متفاوت است. اول باید این تفاوتها را به رسمیت شناخت و بعد بگوییم "ما این تفاوت نگاه را قبول داریم و حال می‌خواهیم با هم کار کنیم چرا که می‌خواهیم کشور را اداره کنیم" این دو چیز است.

 وقتی اصرار کنیم که همه اینها به یک شکل اصولگرا هستند و همه یک جور هستند در نتیجه افکار عمومی هم این را نمی پذیرد. امروز می بینیم کسانی اسم اصولگرایی دارند در عمل و منش به اصلاح طلبان نزدیکند. بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید اینها یکی هستند. امروز اینگونه نیست که بگوییم 200 نماینده اصولگرا در مجلس هست. به عقیده من مجلس هشتم ترکیبی از اقلیت ها بود، در واقع مجلس هشتم اکثریتی نداشت. چند اقلیت بودند که رفتارهای متناسب با خود نشان ارائه کردند. البته عده ای هم بودند که در این وسط مانده بودند که با کدام باشند. گاهی با این و گاهی با آن بودند.

 به دلیل تنگ نظری در مجلس ششم شکست خوردیم/ باید جبهه های جدید را بپذیریم

 * با این مطالبی که حضرتعالی بیان کردید، نگرانی‌هایی برای مجلس آینده پیش می‌آید، آیا به نظر شما با این ساختار و روند در بحث وحدت اصولگرایان؛ مجلس نهم به چه سرانجامی خواهد رسید؟ آیا به نظر شما مجلس نهم اصولگرا خواهد بود یا خیر؟ با توجه به این اوضاع تحرکات فتنه‌گران، و جریان انحرافی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 من دو پاسخ به این سؤال شما دارم. نکته اول اینکه در طول دوره انقلاب به جز مجلس سوم و ششم، مجلس اول، دوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم در دست طیف اصولگرا بود که البته با نام های مختلف بوده است. شکست‌هایی که دو مجلس سوم و ششم خورده‌ایم به ما نشان داد که ما دچار تنگ‌ نظری‌هایی شده‌ بودیم. ثانیا ًبه دلیل حضور در قدرت ادبیات و گفتمان مردم را به کنار گذاشته بودیم. بنابراین در بازبینی حرکت خود، معایب را اصلاح و دایره را گسترده‌تر و شعارها را یکی کردیم.

 مثلاً در قبل مجلس هفتم تک به تک شخصیت‌های متدین را پیدا کردیم و یک انبساط تشکیلاتی ایجاد و در دایره اصولگرایی گسترشی ایجادشد. اگر ما پذیرفتیم که گفتمان هایی در جامعه وجود دارد که حقند ولی ممکن است در دایره ما نباشند، می‌توانیم مجلس آینده را در چارچوب کلی اصولگرایان بدانیم. اما اگر اینرا نپذیریم، طبیعتاً با اتفاقاتی مانند مجلس سوم و ششم روبه‌رو خواهیم شد. به همین دلیل معتقدم باید این جبهه جدید را بپذیریم و تفاوت‌های آنها را محترم بدانیم، بعد روش‌های همکاری را بررسی کنیم. امروز جریانهای متفاوتی وجود دارد که مشترکات واحدی دارند لذا می‌توان به اتحاد امیدوار بود.

 پس از فتنه و خانه نشینی احمدی نژاد عیار اصولگرایی سنجیده شد

 * نظر شما راجع به جبهه پایداری چیست؟ این جبهه معتقد است که ظرفیت‌هایی دارد که می‌توانند تأثیرگذار باشد، تأثیر این جریانات را بر روند اتحاد اصولگرایی چه می‌دانید؟

 من فکر می‌کنم پاسخ این سؤال شما را در مطالب قبلی دادم، بالاخره تفاوت‌هایی میان جریانهای اصولگرا وجود دارد. این تفاوت‌ها در دوره قبل هم بود.

 این مجموعه‌ها در ائتلاف‌های قبلی هم بودند و امروز شرایط فرق کرده است. نکته اینجاست که در انتخابات گذشته این فاصله‌های امروز به دلیل فتنه ۸۸ و ماجرای آقای رئیس جمهور به وجود نیامده بود. اختلاف گفتمانی درونی وجود داشت ولی هنوز آشکار نشده بود. یعنی شلاقی نخورده بود که علنی شود. وقتی فتنه ۸۸ به وجود آمد و عیارها سنجیده شد، این فاصله‌ها علناً دیده شد. امروز دیگر نمی‌شود ازآنها چشم‌پوشی کرد.

 امروز اگر بپذیریم که گروه هایی هستند و نام های مختلف دارند و رقابت‌ اصولگرایی فعالیت می‌کنند و شرایط آنها را بفهمیم، می‌توان با طراحی یک ادبیات مشترک در میان آنها، نزدیکی و اتحاد را ایجاد کرد.

 فتنه در میان افراد به ظاهر انقلابی رخ داد

 * آقای قاضی‌زاده، چرا ماجرایی مانند فتنه۸۸ اینقدر مهم و بزرگ هست که باعث می‌شود این تفاوت هایی که اشاره کردید، عیان شود؟ عظمت و عمق این واقعه چیست که هنوز رهبر انقلاب بعد از بیش از ۲.۵ سال درباره فتنه سخنرانی می‌کنند؟

 در پاسخ به این سؤال باید به واقعه صدراسلام اشاره کنم. ما در آن زمان هم حکومت رسول‌الله را می‌بینیم و هم حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) را. دوره حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) در اصل دوره عمل به باطن دین بود.

 این ادبیات را حضرت آقا از زمانی شروع کرد که بحث دولت اسلامی را مطرح کردند، ما امروز دردوره دولت اسلامی هستیم. وقتی در این دوره قرار داریم، یعنی اینکه گفتمان باید از سطح شعار به سمت عمل مبتنی بر این شعار برود. بنابراین سیاست‌ها، برنامه‌ها، مجریان، قانونگذاران اخلافش باید از این جنس باشد. رهبر معظم انقلاب تذکر می‌دهند که دیگر نباید به حرف بسنده کرد. جنس تذکراتی که مقام معظم رهبری در دوره هشتم مجلس به ما نمایندگان دادند بیشتر از همین جنس است.

 داستان فتنه علاوه بر اینکه ماهیت گفتمانی دارد نشان می‌دهد که در عمل چه کسانی چه کردند. چون که باید دید جریان فتنه در میان چه کسانی رخ داد. این جریان در میان نیروهای به ظاهر انقلابی رخ داد.

 برخی گمان می‌کنند در جریان فتنه دعوا برسر قدرت بود، در حالیکه حضرت آقا خواستند بفهمانند که دعوا بر سر قدرت نبوده است. همانطورکه دعوای علی (ع) و معاویه لعنت‌الله علیه بر سر قدرت نبود. بلکه تقابل حق در مقابل باطل بود. کسی که در عمل حاضر نیست از گفتمان انقلاب اسلامی تابعیت کند غافل است.همانطور که نباید کسی فکر کند که دعوای علی (ع) با معاویه و حسین (ع) با یزید لعنت‌الله بر سر قدرت است.

 دعوت بر سر اهل اسلام و انقلاب اسلامی است، منتهی کسانی این تقابل را ایجاد کرده‌اند که خود اهل انقلاب هستند و یا بهتر بگوییم، بودند!

 ملاک اینجا آن است که باید دید که نتیجه عملکرد آنها به نفع انقلاب است یا به نفع دشمنان؟ اگر نتیجه به نفع دشمنان بود، آنها خود ضد انقلاب هستند. مگر چقدر باید به عده‌ای هشدار بدهند و صحبت کنند که هوشیار شود و در زمین دشمن بازی نکنید؟ چقدر باید فرصت داد که آنها بفهمند؟

 مهم ترین تهدید برای انقلاب هواپرستی است/ هر ضربه که می خوریم از درون کشور زده می شود

 * با توجه به اتفاقات اخیر و بروز جریان هایی مانند فتنه و انحرافی و چند پارچه شدن جریان اصولگرایی شما مهمترین تهدید و آسیب از نظر داخلی و خارجی در این دوره از انقلاب چه می‌دانید؟

 ریشه تمام معضلات و آفت‌ها هواپرستی است.این هواپرستی ممکن است فرد را در مقابل امامش قرار دهد و فرد فهم خود را از امامش بیشتر تصورکند. این هواپرستی دقیقاً در مقابل جهاد اکبر قراردارد که انسان را به بندگی شیطان می‌رساند و آن چیزی که زمینه‌ساز نفوذ دشمن است «تفرقه» است. ریشه تفرقه نیز همین هوا و هوس و هواپرستی است.

 در نقطه مقابل تفرقه، وحدت قرار دارد. اما معنی وحدت، سکوت در مقابل اضمحلال انقلاب نیست. سکوتی خوب است که در جهت اتحاد باشد. اتحاد به خودی خود اصالت ندارد بلکه اگر در جهت حفظ انقلاب باشد قابل پذیرش است، ولی اگر به اسم وحدت بخواهیم در مقابل کج‌روی‌ها و اشتباهات سکوت کنیم درست نیست، بلکه باید فریاد کشید.

 امروز به نظر خطر چندانی از بیرون ما را تهدید نمی‌کند، هر خطری که ما را تهدید می‌کند از درون است. از نفس‌های بیمار و هواپرستی ماست. البته تهدید خارجی همیشه بوده و هست. یک زمانی شیطان خارجی ایادی خود را به میدان می‌فرستاد و امروز خود آمریکا با ایادی اروپاییش به میدان آمده است. از طرف دیگر نیزقدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران بسیار بیشتر شده است. به عقیده من آنها جای نگرانی ندارد، اگر روزی قرارباشد ضربه‌ای بخوریم قطعا آن ضربه از درون است.

 اصلاحات مرد / فتنه دوران جان دادن اصلاح طلبان بود

 * در جریان حوادث بعد از انتخابات، جریان فتنه از دل جریان اصلاحات بیرون آمد و آتش فتنه ۸۸ را روشن کردند. آیا راه بازگشتی برای این طیف باید قائل بود؟ از طرفی می‌بینیم که درون اصلاحات صداهایی بلند می‌شود که برای نظام شرط‌گذاری می‌کند! ارزیابی شما از این مواضع چیست؟

 سخت‌ترین دوره لحظه زندگی انسان جان دادن اوست. فتتنه دوره جان دادن جریان اصلاح‌طلبی در ایران بود. به عقیده من اصلاح‌طلبی در فتنه ۸۸ مرد! اینها با تمام وجود در جریان فتنه ۸۸ دست‌وپا زدند و تمام عقبه و توان داخلی و خارجی خود را به صحنه آوردند.

 اینها سعی کردند که از مرگ خود جلوگیری کنند اما این جریان مرد. به این دلیل که این جریان حاضر نشد که در آزمون بزرگ فتنه ۸۸ صف خود را از دشمنان خارجی و داخلی این ملک و ملت جدا کنند. این که می‌گویم جریان اصلاح‌طلبی مرد منظورم ماهیت جریان اصلاحات است. حال ممکن است یکی دو نفر آدم چند صباحی فعالیت کنند، حتی نماینده بشوند ولی در نهایت این جریان به دست خود مردم از صحنه سیاسی کشورحذف خواهد شد.

 جنس حرف های این جریان از جنس حرف های رضاربع پهلوی در آنسوی آبهای ایران است. حال مشاهده کنید هر چقدر حرف های ان مردک اثرگذار است حرفهای این جریان مرده نیز به همان اندازه اثر دارد.

 باعث و بانی این وضعیت نیزخود این به اصطلاح اصلاح‌طلبان شدند. بنابراین معتقدم جریانی به نام اصلاح‌طلبی نداریم، حتی اگر در مجلس آینده چند نفری از اصلاح‌طلبان رأی بیاورند و تعدادشان از اصلاح‌طلبان مجلس فعلی بیشتر شود، باز هم معتقدم این جریان مرد.

 برخی که آتش تهیه فتنه را تهیه می کردند امروز به فکر مرزبندی افتاده اند

 * این عدم مرزبندی برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب را در این اواخر چگونه می‌بینید؟

 اگر امروز و در آستانه انتخابات مجلس نهم، اینها را نگویند پس چه بگویند؟ امروز کار به جایی رسیده است که حتی ساکنین فتنه و مردودین و مرددین هم با فتنه مرزبندی می‌کنند اینها در زمانی که باید حرف می‌زدند سکوت کردند و آتش تهیه و خوارک فتنه را مهیا کردند.

 *اخیراً هم خبرهایی داشتیم مبنی براینکه گروههای معاند فتنه گرو متصل به جریان اصلاحات در برخی نقاط کشورهای همسایه با عوامل جاسوسی آمریکا دیدارها برداشتند.

 لذا اینها قطعاً دو مطلب را پیگیری می‌کنند و دواستراتژی را در دستور کار دارند، یک ناکارآمد کردن انتخابات و دوم به تشنج کشیدن انتخابات.اینها می‌خواهند کارآمدی انتخابات را تبدیل به ضد خودش کنند و این همان کاری بود که در فتنه ۸۸ کردند. انتخاباتی پرشکوه با مشارکت ۸۵ درصدی را که نماد اقتدار و بالندگی نظام بود را تبدیل به چالش و ضد آن کردند. اینها قصد دارند همه فرصت‌های انقلاب اسلامی را تبدیل به تهدید کنند و از روشهای مختلف با تقسیم مأموریت اقدام می‌کنند.

 اما معتقدم جریان اصلاح‌طلبان در جریان‌سازی اجتماعی مرده است. اتفاقی که امروز دارد رخ می‌دهد این است که خرده جریان های داخل کشور به نام اصولگرایی در حال یارگیری از میان اصلاح طلبان، برای انتخابات هستند. این جریان به نوعی حتی ممکن است به نام اصلاح‌طلبی به صحنه نیاید بلکه در قالب نام های و آرم‌های دیگر به وارد انتخابات شوند.

 در انتخابات مجلس نهم نیز ماننده فتنه 88 عده ای از خواص ریزش می کنند

 *نظرتان راجع به تحرکات کارگزاران و اتصال آنها به جریان اصلاح‌طلبی در انتخابات چیست؟

 ببینید امروز ما برخی‌ها را می‌بینیم که چندین دوره‌ در مجلس حضور دارند، این‌ها توانسته‌اند با گروههای مختلف سیاسی همراه شده و کار کنند همین‌طور می‌بینیم افرادی در دولت‌های مختلف از اول تا به امروز حضوردارند و حتی ممکن است در دولت بعد هم باشند، این‌ها یک عده آدم یقه سفید و تکنوکرات‌هستند.

 اینها توانستند در برهه‌های مختلف روابطی را با جریان حاکم بر قدرت برقرار کنند و امروز زمان اتصال آنها به مجلس نهم است. اینها همان کارگزاران هستند.

 هرچند ممکن عده‌‌ای این طیف در مقاطعی حذف شوند ولی با یک چرخش و پوست‌اندازی دوباره بعد از مدتی دوباره در صحنه باز می‌گردند.اصلاً اعتراض ما به همین ماجراست. اینکه می‌گوییم باید به گفتمان توجه شود نه به افراد،برای همین است. اینجا همانجاست که می‌گوییم دوره جهاداکبر انقلاب اسلامی است.

 * آیا به نظر شما اصولگرایان این دوره جهاداکبر را به سلامت می‌گذرانند؟

 اینجا دیگر آدمها مطرح هستند نه جریانها،نمی‌توانیم بگوییم جریان رد ‌خواهد شد. آدم هایی می‌توانند و آدم هایی نمی‌توانند به سلامت عبور کنند.

 *یعنی باید هاشمی را در طیف اصلاح طلبان تعریف کنیم؟

 همانطور که تعدادی از شیعیان به لشکر امام حسین (ع) رفتند و عده‌ای دیگر از شیعیان به لشکر یزید رفتند. لذا به عقیده من در انتخابات بعد، بزرگانی از خواص مجدداً همچون فتنه ۸۸ ریزش خواهند کرد. همین کافی است!

 برخی می خواهند امثال هاشمی رفسنجانی را برگردانند

 * وقتی رهبر انقلاب هشدار می‌دهد که مراقب باشید انتخابات را به چالش امنیتی تبدیل نکنند، به نظر کسانی که قبلاً فتنه به پا کردند دیگر نمی‌توانند آن تحرک را داشته باشند و کسانی ممکن است فتنه جدیدی به پا کنند،تحلیل شما چیست؟

 فتنه جدید را قدرت‌طلبان به ‌پا خواهند کرد.اصل فتنه از قدرت‌طلبی است تا این حسن قدرت‌طلبی در درون افراد باشد و به هر قیمتی حاضر باشد آن را به دست آوردند، فتنه‌ها شکل می‌گیرد و هرچه این جریان به دایره نظام نزدیک‌تر باشد ریزش عمیق‌تری در پی خواهد داشت.

 به نظر من شاید موضوع دیگر خود هاشمی نباشد،زیرا همه او را شناخته‌اند، موضوع کسانی هستند که می‌خواهند امثال هاشمی را برگردانند و یا جایگاه او را همچنان حفظ کنند.

 امروز موضوع دیگر مساله اصلاح‌طلب و اصولگرا بودن هاشمی نیست و جریانهای جدیدی در حال شکل‌گیری است. بعد از فتنه ۸۸ آرایش‌های جدیدی شکل گرفته است ولی هنوز گفتمان‌های خود را شفاف نکرده‌اند.

 اینها همه می‌خواهند به قدرت دست پیدا کنندو هنوز در این فاز هستند. روند حرکت همیشه اینگونه بود که یک طیف برای کسب قدرت مجبور بودکه گفتمان‌سازی کند و ایدئولوژی ایجاد می‌کرد. اول انحراف در کسب قدرت ایجاد شد و بعد انحراف اخلاقی و بعد انحراف ایدئولوژیک ایجاد شد و برای اینکه بتواند خود را در قدرت حفظ کند ناچار بود یک نظریه درست کند. جریان‌های انحرافی از اینها مشکل می‌گیرد.

 من معتقد نیستم که یک جریان انحرافی وجود دارد بلکه جریان انحرافی مختلفی را می‌بینیم که در راه هستند، زیرا منشأ همه آنها رسیدن به قدرت است. برای همین این روند را طراحی و مرحله به مرحله اجرا می‌کنند.

 این جریانها با نزدیکی به کانون‌های ثروت وقدرت و با ضرب و زور رسانه به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند به همین دلیل این خطرات رامی‌بینیم که به دنبال ایجاد شبکه رسانه‌ای برای خود هستند تا با ایجاد شبکه، جامعه را در اختیار بگیرند.

 برای همین میبینیم که این افراد به دنبال در اختیار گرفتن سرپل ها هستند و به سمت هیات ها و روحانیون می روند، تا به وسیله آنها سمپات سازی کرده و جامعه را بگیرند.

 جریان ها برای تسویه حساب همدیگر را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می کنند!

 * شما گفتید چند جریان انحرافی به اینکه شاهد هستیم طیف‌هایی با پرداختن به جریان انحرافی، جریان‌ فتنه ۸۸ را به فراموشی سپردند را باعث شدند اصلاح‌طلبان مجدداً توانستند خود را مطرح کنند؟

 اینکه انحراف وجود دارد یا خیر؟ بله جواب این است که انحراف وجود دارد و نکته دیگری هم اینکه طیف‌هایی از وجود جریان انحرافی استفاده ابزاری می‌کنند یا نه؟ که البته این موضوع جدیدی نیست.

 در طول انقلاب همیشه کسانی که می‌خواستند یارگیری کنند به دنبال دوقطبی فضا بودند تا با ندیده شدن تفاوت‌ها بتوانند اوضاع را هدایت کنند، هدف این است. زمانی خط ۱ و ۳ را راه‌ انداختند، زمانی مسئله راست و چپ را مطرح کردند و بعداً اصولگرا واصلاح‌طلب را مطرح کردند. زمانی که اعتراض می‌کردیم که چرا را این بزرگ اصولگرا دارای خانه‌های بزرگ و اموال و چنین و چنان است، عده‌ای در مقام پاسخ می‌گفتند؛ " آقا دشمن در راه است، اصلاح‌طلبان در راهند، اگر بخواهید این سؤالها را بکنید وحدت‌شکنی می‌شوید و ضد انقلاب روی کار می‌آید."

 لذا همه به یاد داریم که کودتای ۲۸ مرداد باشعار سرکوب کردن کمونیسیم سرکار آمد. می‌گفتند برای اینکه کمونیست‌ها سرکار نیاید این کارها لازم است. لذا این استفاده ابزاری برای خارج کردن رقیب از میدان است.

 البته یک عده هستند که می‌خواهند هشداردهند که ای مردم آگاه باشید این انحراف‌ها دیده می‌شود و تا اینجا درست است که باید گفته و تبیین شود و اما عده‌ای دیگر هستند و از این اهرم می‌خواهند استفاده کنند و رقیب را از میدان به در کنند.

 به نوعی هر کس با هرکس و هر جریان با جریان دیگر تسویه حساب دارد، دیگری را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می‌کند! ضمن اینکه خطر را در آن طرف نباید دست کم گرفت. زیرا تاریخ نشان می‌دهد که جریان نفوذی تمدن‌ها را از هم پاشانده است، پس باید مراقب جریان نفوذی باشیم.

 برخی اطرافیان دولت برای انقلاب هزینه تراشی می کنند

 تعریف شما از جریان انحرافی چیست؟

 هر چیزی که در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی قرار بگیرد و در کنار آن دکان جدیدی باز کند و بخواهد توجه را به سمت دیگری جلب کند و ما را از اصول غافل کند، جریان انحرافی نام می‌گیرد. اصول ما اصل اسلام، انقلاب وولایت فقیه، استکبارستیزی و صهیونیزم ستیزی است.

 به عنوان مثال کسی که می‌گوید به جای مبارزه با رژیم صهونیستی باید با برادران اهل سنت مبارزه کرد این یک جریان انحرافی است.

 * مصداق و ملاک تشخیص انحراف چیست؟

 ملاک امام امت است. در نظام ولایت فقیه جایگاه امام، جایگاهی الهی است، حکم امام نیز حکم خداست لذا اگر کسی توجهات را از احکام الهی معطوف به چیز‌دیگرکند، جریان انحرافی نام می‌گیرد. این جریان و در هر کس و هر جریانی می‌خواهد باشد،در هر لباسی و مقامی می‌خواهد باشد، ولو اینکه مرجع تقلید باشد.

 * آیا افرادی که امروز در کنار دولت قراردارند، مصداق این جریان انحرافی محسوب می‌شوید؟

 چون افکار مؤمنین و مسلمین و انرژی نظام جمهوری اسلامی معطوف به چیز دیگری کرده و در مسیر انقلاب هزینه‌تراشی می کند، بله. اینکه به جای حرکت در مسیر پرشتاب رشد و الهام‌بخشی، استکبارستیزی و عدالت‌طلبی باشیم مرتباً به خودمان بپردازیم، این انحراف است. البته ما باید تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسیم، ولی دعوای بی نتیجه نباید به راه بیندازیم.

 جریان انحرافی درون دولت است نه در کنار آن

 * پس این جریان را در کنار دولت به رسمیت می‌شناسید؟

 نه، این در کنار دولت نیست بلکه در درون دولت است، چرا تعارف می کنید! کما اینکه جریان انحرافی فقط در دولت نیست، بلکه در جاهای دیگر نظیر مجلس نیز این جریان وجود دارد.

 هیچ‌کس حق ندارد در برابر امام جامعه عرض اندام کند، زیرا، امام جامعه دارای جایگاه الهی است. در جامعه اسلامی هیچ‌کس در برابر ولی و امام نباید دیده شود. رابطه در جامعه اسلامی رابطه امام و امت است.

 * شما چندبار با آقای احمدی‌نژاد دیدار داشتید، استراتژی و مبانی فکری ایشان را چگونه می‌دانید؟ آیا این استراتژی فکری وی ارتباطی با جریان انحرافی درون دولت دارد؟

 صحبت‌های من با آقای دکتر احمدی‌نژاد، درحوزه کاری و مشکلات حوزه نمایندگی بوده است. بنابراین قضاوت من براساس صحبت‌های مستقیم با او نیست بلکه تحلیل من نسبت به ایشان با توجه به سخنرانی‌ها و حرفهایی است که از او شنیده‌ام.از ابتدای انقلاب دیده ایم که وقتی فردی خودش خوب است و اطرافیانش بد هستند گاهی فرزندانش را دم تیغ می گذارد. حال سوال این است که احمدی نژاد چرا اطرافیانش را دور نمی اندازد؟ باید این نکته را توجه کرد که شما حرف انقلاب را بزنید و در عمل به آن پایبند باشید.

 تحلیل قاضی زاده از خانه نشینی احمدی نژاد

 * ارزیابی شما از قهر ۱۱ روزه آقای احمدی‌نژاد چیست؟ نقش جریان انحرافی را در آن چگونه می‌بینید؟ این در حالی است که آقای احمدی‌نژاد همواره تأکید دارند که فردی ولایتمدار هستند.

 من در درون آقای احمدی‌نژاد نیستم ولی حرف های انقلابی و دینی بسیاری از وی شنیده ام. البته فکرخوانی خوبی ندارم لذا من تحلیل می‌کنم بالاخره این عمل از آقای احمدی‌نژاد سرزده است شایعه نیست و اتفاق افتاده است.

 این ممکن است به هر دلیل رخ داده باشد. ممکن است خسته شده باشد، شاید می‌خواست حرفش شنیده شود، شاید می‌خواسته پیام برساند، شاید سناریو بود، شاید نیاز به استراحت داشته است. شاید می‌خواست حوادث را بازبینی کند. دلایل می‌تواند مختلف باشد. در کل این عمل اصلاً مورد قبول نیست و در مسیر ولایت‌مداری نبوده است.

 احمدی نژاد به اردوگاه دشمن نرفته است

 * آیا شما راه بازگشتی برای آقای احمدی‌نژاد متصور هستید؟

 راه بازگشت به روی هیچ کس بسته نیست، البته ما نمی‌گوییم که آقای احمدی‌نژاد به اردوگاه دشمن رفته است، آقای احمدی‌نژاد به دلیل عملکرد‌های خوبش و به دلیل مبارزه علیه صهیونیزم جهانی، مورد غضب همیشگی دشمن است.

 جریان شیطان هیچ‌گاه احمدی‌نژاد را نخواهد بخشید و دشمنی آنها با وی سرجای خودش هست. نباید طوری حرف بزنیم که کسی گمان کند که احمدی نژاد به اردوگاه دشمن رفته است. احمدی‌نژاد در میان ملت ایران است. احمدی‌نژاد روزی نان دل و صداقتش را می‌خورد و امروز اگر می‌خواهد برگردد باید مجدداً نان دل و صداقتش را بخورد.

 ما صحبت‌های احمدی‌نژاد درباره ولایت‌پذیری‌ را قبول می‌کنیم منتهی این سخن ها باید در دلش هم صاف شده باشد. اگر صاف شد از آنجا که خداوند همه چیز را می بیند، قلوب مؤمنین که در دستان خداوند است،‌مجدداً به سمت او برمی گردد. همه ما و شما قبلاً احمدی‌نژاد را طور دیگری دوست داشتیم ولی امروز شاید ‌آنطور نیست، برای اینکه دل بچه مسلمانها در دستان خداست. این رابطه با ولایت میان او و خدا باید حل شود.

 *نقش جریان انحرافی را در جدا شدن برخی عناصر مومن از دولت چه می دانید؟

 هر کسی آدم هایی از جنس خودش را دور خود جمع می کند. در دولت نهم احمدی نژاد یکجور بود، پس آدم های دور او نیز آنطور شدند. در دولت دهم نیز جنس او فرق کرد و آدم های نیز تغییر کرد؛ نوع آدم هایی که در کنار دولت هستند نشان دهنده درون آن خواهند بود. اگر خوب هستند پس خوب است و اگر بد که بد هستند. من پیش بینی نمی کنم.

 حرف های احمدی نژاد حرف خودش است/ افرادی صد برابر بدتر از مشایی کنار خاتمی و هاشمی بودند

 * قدرت این جریان انحرافی را چه میزان می‌دانید؛تأثیر آن را بر روی آرای آقای احمدی‌نژاد چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مثلاً مطرح کردن مواردی مانند بیداری انسانی مکتب ایران و.... را چگونه تحلیل می‌کنید.

 ببینید من معتقدم این تأثیر جریانی نیست یعنی جریانی وجود ندارد که به این معنا زمینه‌سازی کند و اثرگذاری کند. نه اینکه جریان انحراف وجود ندارد ولی اینگونه که اثرگذار باشد را نمی‌پذیریم. آقای احمدی‌نژاد مجموعه مشاورینی دارد که مرتباً با آنها در حال گفت‌وگو است و مرتباً کلماتی را از هر کدام می‌شوند. لذا کسی که انتخاب می‌کند و آن را بیان می‌کند خود آقای احمدی‌نژاد است. کسی که انتخابات می‌کند خودش است.

 آقای دکتر احمدی‌نژاد شخصیت فهیم و باهوشی است. لذا تحت القا کسی قرار نمی‌گیرد، هرچه بیان می‌کند باور و فکر خودش است. خودش هم اصرار دارد که بگویدکه تفکرات برای خودش است. بنابراین پس چرا باید با اصرار بگوییم که سخنان فرد دیگری است؟

 .««« دیگران که ضرر های بزرگتری به ما زدند. خدماتی که احمدی نژاد به ما کرد در طول دوران انقلاب بی نظیر است. ما از خاتمی چنین انتظاری نداشتیم، وگرنه چندین نفر بدتر از مشایی اطراف او بودند.»»»»

 ببینید نکته‌ای را اینجا تأکید کنم احمدی نژاد چوب دین های بزرگی که به گردنش هست را می خورد.قبل از آقای احمدی‌نژاد کسانی بودند و هستند که کارهای بسیاری بدتری از احمدی‌نژاد مرتکب شوند، خدمات مختلفی که احمدی‌نژاد از اول انقلاب تا امروز کرده بی‌نظیر است.

 حال چرا برخی اشتباهات احمدی‌نژاد به ما برمی‌خورد و ما را ناراحت می‌کند. زیرا احمدی‌نژادمورد آرزوی تمام آرمان‌های ما بود ما هیچ‌گاه از امثال خاتمی و هاشمی این انتظارات را نداشتیم. صدها همچون مشایی و بدتر از او در اطرافشان بود اینکه ما قلب ما از احمدی‌نژاد می‌گیرد برای دین سنگینی است که به گردن احمدی‌نژاد قرار دارد. احمدی‌نژاد با نذر مادران شهدا و مظلومین مستضعفین بر سر کار آمده است.

 به احمدی نژاد گفتم نیروی کارآمد نداری/ هنر احمدی نژاد جهانی کردن آرمان های انقلاب بود

 * ما شاهد هستیم بعد از ۶ سال از دولت نهم ودهم، برخی آرمان‌ها لطمه می‌بینید، برخی آرمانها اوج می‌گیرد و برخی دیگر مسکوت می‌ماند،در بحث سیاست خارجی خوب عمل شد! در رسیدگی به طبقات مردم خوب عمل شد، اما بحث اختلاس هم مشاهده شد. بعد از این همه سال چه مقدار شعارهای آقای احمدی‌نژاد را تحقق یافته می‌بینید؟

 زمانیکه آقای احمدی‌نژاد برای انتخابات سال ۸۴ آماده می‌شد من در مشهد صحبتی را با وی داشتم. گفتم من دو نگرانی برای شعارهای شما دارم اول اینکه بدنه جامعه هنوز برای شعارهای شما آماده نیست. دولت‌های قبل افراد را با توجه به نگاه خود بار آورده‌اند، دوم اینکه نیروی کار تربیت شده برای اداره صحیح امور در اختیارندارید. البته ایشان گفتند که ما به اندازه ستاره‌های آسمان جوانان متدین داریم که می‌توانند مسئولیت‌ها را به دوش بکشند.

 دولت احمدی‌نژاد در به ویژه دوره نهم توانست در حوزه اجرا مسیر انقلاب را به ریل خودش برگرداند و آرمانهای الهی امام را عمومی کرده و حتی جهانی کند. یعنی مطالبات انقلاب اسلامی را جهانی کرد، که قطعاً جهانی‌سازی انقلاباسلامی از هنرهای آقای احمدی‌نژاد بود. اما به دلیل همین دو دلیل که گفتم، به علاوه صرف انرژی در برخی امور غلط، نتوانست شعارها را تا حد مطلوب محقق کند. در حوزه اقتصاد و سیاست حرکات خوبی شد ولی در حوزه فرهنگ آسیب‌هایی داشتیم.

 ساکت کردن دیگران با لفظ "شعبان بی مخ" خودش "شعبان بی مخی" است

 * اخیراً یک نماینده تعبیری خاص و شاید زشت را درباره نمایندگان مجلس به کار برد...

 به نظر من این یک نوع شانتاژ کردن برای بستن دهان ها است در مجلس هر کس تربیونی دارد و می‌تواند طبق قانون اساسی نظرات خود را آزادانه بیان کند. به کار بردن این تعابیر و مشابه آن برای خفه کردن صدای مخالف است و خود این روش برعکس گفته آن آقا روش شعبان بی‌معنی است. از هر طرف و از هر شخص می‌خواهد باشد. می‌خواهد مطهری بگوید یا رسایی یا کواکبیان یا قاضی‌زاده.

 این کار به معنای ساکت کردن افراد است، تا فضا را طوری کنند که افراد را هو شوند، آقای مطهری می‌تواند حرفش را بزند، البته عربده‌کشی کار غلطی است و می‌تواند منطقی حرفهایش را بزند و کسی هم جلویش را نگرفته است.

 * به عنوان آخرین سؤال، نظر شما درباره اقدام اخیر مجلس در کاهش روابط با انگلیس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ حرکت دانشجویان را نیز چطور می بینید؟

 کاهش رابطه خوب ولی دیر بود. حرکت دانشجویان نیز هرچند غیرقانونی بود ولی دلم را خنک کرد! نمی‌شود از رفتار غیرقانونی دفاع کرد. هرچند کارنامه انگلیسی در مقابل ملت ایران، طوری است که نفرت ملت ایران را در پی داشته است.

 به نظرم انگلیس به مراتب خطرناک تر از آمریکایی هاست. همین الان هم وقتی جریان ها را نگاه می کنید پشت صحنه صهیونیست ها دست انگلیسی ها را می بینید. حالا که بیرونشان کردیم باید مراقب دیپلماسی زیگزاگی خود باشیم که آنها برنگردند.

 

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/09درساعت  23:16  توسط افسر کوچک  | 

"حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد"

 

"صحبت ولی امر مسلمین جهان با فرزند چهار ساله ی شهید احمدی روشن"

 

 

"تفقد ولی امر مسلمین از فرزند شهید رضایی نژاد"

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  18:57  توسط افسر کوچک  | 

 
حجت الاسلام روانبخش: در زمان پيامبر(ص) عده اي با اسم پيامبر؛ مقابل علي(ع) ايستادند ؛ امروز هم برخي با اسم امام (ره) مقابل ولايت مي ايستند
تاريخ  :  1390/11/03
 عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي با اشاره به اين كه ؛ امام(ره) در مورد كساني كه در زمان حيات خود از آنها تعريف كرده يا حكمي به آن ها داده بود، فرمود كه" آن ها را با ولي فقيه زمان بسنجيد" ؛ تصريح كرد: دشمنان منتظر بودند كه امام (ره) سرش را بر زمين بگذارد تا فتنه ها برپا كنند، اما به فضل الهي از سر سفره امام (ره) ، مردي همانند خود امام(ره) برخواست.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام و المسلمين قاسم روانبخش عضو جبهه پايداري و از شاگردان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي كه در مسجد علي‌ بن موسي‌الرضا (ع) منطقه 18 سخن مي‌گفت، پس از مرور اجمالي دوران پيامبر اكرم (ص) و تاكيد بر اهميت واقعه غدير اظهارداشت: يكي از نگراني‌هاي پيامبر (ص) اين بود كه بعد از خودشان چه كسي هدايت مردم را عهده‌دار خواهد بود، لذا حضرت علي (ع) را به عنوان جانشين برگزيدند و غدير بحث ولايت و جانشيني بود.
وي در ادامه با اشاره به حوادث بعد از رحلت پيامبر(ص) تصريح كرد: خواصي كه مسائل را مي‌فهميدند، حقيقت را براي مردم روشن نكردند، برخي پول و پست گرفته و برخي هم ترسيدند و سكوت كردند هرچند شايد؛ اگر مي‌دانستند كه نتيجه كارشان شهادت فرزند رسول‌ خدا (ص) در كربلا خواهد بود، سكوت نمي‌كردند.

روانبخش ادامه داد‌: امام (ره) كه زحمات بسياري براي انقلاب كشيد، همانند پيامبر خدا نگران بعد از خود بود، دشمنان منتظر بودند كه امام (ره) سرش را بر زمين بگذارد تا فتنه‌ها برپا كنند، اما به فضل الهي از سر سفره امام (ره) ، مردي همانند خود امام(ره) برخواست. 

وي با بيان اين‌كه ما هنوز به خوبی حضور مقام معظم رهبري را نشناخته‌ و حق ایشان را ادا نکرده ایم ؛ تاکید کرد: ما كه هيچ،‌ آيت‌الله مصباح فرمودند "بايد اعتراف كنم كه نه امام(ره) را شناخته‌ام و نه ابعاد وجودي حضرت آقا را".

وي تصريح كرد: امام (ره) براي پس از خود يك كد مهم ارائه كرد و آن اين بود كه مردم اگر مي‌خواهيد به مملكت شما آسيبي نرسد، پشتيبان ولايت فقيه باشيد و در مورد كساني كه در زمان حيات خود از‌آنها تعريف كرده بود يا حكمي به آن‌ها داده بود، نيز فرمود كه آن‌ها را با ولي فقيه زمان بسنجيد.

وي ادامه داد: شيخ مهدي كروبي ادعا مي‌كرد كه "من 18 حكم از امام (ره) در جيبم دارم"، اما بايد پرسيد كه الان چه كردي؟

حجت الاسلام والمسلمین روانبخش افزود: در زمان پيامبر(ص) عده‌اي با اسم پيامبر(ص) مقابل حضرت علي(ع) ايستادند و امروز هم عده‌اي با اسم امام (ره) مقابل ولي فقيه مي‌ايستند.

وي تصريح كرد: ‌به لطف خدا مردم ما با مردم زمان پيامبر(ص) فرق دارند و اشاره امام خود را گرفتند و در فتنه 88 كه بسياري از خواص سكوت كردند مردم از ولي فقيه پشتيباني كردند و ملت ايران نشان داد كه اگر در كربلا بود امام(ع) را ياري مي‌كردند؛ چرا كه 9 دي را قبل از‌ آنكه اما‌م‌شان به شهادت برسد آفريدند.

وي با بيان اين‌كه ايران امروز به يك قطب تبديل شده است، گفت: اگر زماني شوروي و آمريكا دو قطب در جهان محسوب مي‌شدند، امروز مي‌گويند كه همه قدرت‌هاي بزرگ در يك طرف قرار دارند و ايران در طرف مقابل.

وي با اشاره به بيداري اسلامي منطقه ادامه داد: كسي در خواب هم نمي‌ديد كه مصر، تونس، ليبي و ... اينگونه متحول شوند، راشد الغنوشي مبارز تونسي گفته بود كه بهترين الگوي مردم سالاري الگوي ايران است، عبد‌الجليل رئيس شوراي انتقالي ليبي مي‌گويد كه ما هم در مسير ايران دائما در حال رفت و آمدند؛ ايران امروز به امام مسلمين تبديل شده است. 

روانبخش با بيان اين‌كه نسبت كشور آلمان به ساير كشورهاي اروپايي همانند نسبت قم به ساير شهرها در ايران است، گفت: آلمان در بين كشور‌هاي اروپايي بسيار تاثيرگذار است، رشد ‌اسلام خواهي در اين كشور بسيار فوق‌العاده است و مسجد هامبورگ امروز به يكي از مراكز بزرگ‌ تبديل شده به طوري كه هر روز يك نفر در اين كشور شيعه مي‌شود و پيش بيني كرده‌اند كه تا چند سال ديگر جمعيت مسلمانان با غير مسلمانان در اين كشور برابر خواهد بود. 

ایشان با اشاره به تحریم ها بر علیه ملت ایران ؛ افزود: تحريم‌هايي كه نسبت به كشور ما اعمال مي‌شود بي‌نظيرترين تحريم‌هايي است كه مي‌توان به يك كشور اعمال كرد، اين فشار‌ها براي اين است كه مردم ما را دچار تنگناي اقتصادي كنند و با ايجاد نارضايتي از ايران انتقام بگيرند.

اين عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامی؛ با اشاره به نزديكي به انتخابات مجلس نهم گفت: نوكران داخلي دشمنان اعم از اصلاح‌طلبان و كساني كه فتنه 88 را رقم زدند، انتخابات را تحريم كرده‌اند و از طرف ديگر با اعمال فشارهايي اقتصادي تلاش دارند كه با ايجاد نارضايتي مشاركت را كم كنند و از آن نتيجه بگيرند كه هر رأي كه نيامد متعلق به ما بوده؛ خاتمي گفت كه اگر مشاركت را به زير 30 درصد برسانيم پيروزيم ولو اينكه نماينده‌اي در مجلس نداشته باشيم. اما همانگونه كه رهبري فرمودند به رغم خواست دشمنان مردم انتخاباتي دشمن‌شكن برگزار خواهند كرد. 
وي ادامه داد: ملت ايران ثابت كرده است كه زير بار تحميل نمي‌رود و تحريم‌ها موجب پيشرفت بيشتر ما مي‌شوند، ملت ايران بيدار است، در روز رأي‌گيري وضو بگيريد و خالصانه حضور پيدا كنيد قطعا اگر مشاركت بيشتر شود دشمن شكست را احساس خواهد كرد، به كساني كه به مراكز قدرت و ثروت متصل نبوده و وامدار اين و آن نباشد رأي دهيد.
روانبخش در توضيح چگونگي شكل‌گيري جبهه پايداري انقلاب اسلامی نيز گفت: انقلاب با فراز و نشيب‌هاي مختلفي همواره بوده است اما چون در رأسش ولي فقيه قرار دارد، خط اصيل انقلاب حفظ شده است. در اين فراز و نشيب‌ها جريان حزب‌الهي متدين با فعاليت‌ بسيج، سپاه، حوزه و روحانيت نتيجه داد و شعار آقاي احمدي‌نژاد كه شعارهاي انقلاب بود مورد قبول واقع شد و مردم هم به آن راي دادند.

وي افزود: آيت‌الله مصباح تابلويي بلند كرد به اسم جبهه پايداري كه دو مرز بندي دارد يكي با فتنه و يكي جريان انحرافي و حركتش در مسير اسلام ناب محمدي زير نظر ولايت فقيه است، شعار هم نيست، شعور است.

روانبخش با بيان اين‌كه "آقاي باقري لنكراني يك دسته گل است" گفت:‌ كساني مثل آقاي باقري لنكراني و دكتر بي‌ريا كه كنار گذاشته شدند به خاطر اين بود كه مقابل انحراف ايستادند.

وي خاطر نشان كرد: تشكيل جبهه پايداري تنها يك حركت انتخاباتي نيست و ادامه دارد، جبهه پايداري انقلاب اسلامی حزب نيست و هر كسي تفكر آن را قبول دارد، عضو آن است، پول هم نداريم كه دفتر بزنيم و عضو بگيريم.

روانبخش كه سردبيري پرتو سخن را نيز بر عهده‌دارد در پاسخ به سوال ديگري در مورد ترور دانشمندان هسته‌ اي كشورمان گفت: يكي از راه حل‌ها در اين مورد همان است كه آقاي شريعت‌مداري پيشنهاد داد و آن مقابله به مثل است يعني اگر شما دانشمندان ما را ترور مي‌كنيد، ما هم حق داريم كه دانشمندان شما را ترور كنيم و از روزي كه تهديد به مقابله به مثل كرده‌ايم، آمريكا و اسراييل دائما مي‌گويند كه ترور‌ها كار ما نبوده است. 
وي خاطر نشان كرد: اكنون وقت اين نيست كه كسي دولت را بزند، اما حمايت از جايگاه حقوقي دولت به معناي چشم بستن بر برخي مسايل نيست.

وي در پاسخ به سوال ديگري نيز گفت: اصلاح طلبان انتخابات راتحريم كرده‌اند، اما به طور فردي مي‌آيند، اگر مهره‌هاي سفيد آن‌ها بيايند و آقاي خاتمي و آقاي هاشمي از آنها حمايت كنند اين مهره‌ها ديگر سفيد نيستند، سياه مي‌شوند. براساس قرارداد با آمريكا در بگرام به آنها گفته‌اند كه در انتخابات حضور پيدا نكنند تا تنور انتخابات گرم نشود.

وي در اين باره كه آيا رقابت بين اصولگرايان در انتخابات پيش‌رو تظاهر به تكثر است يا نه؛ ضمن بیان این که بحث های کلی با جبهه متحد وجود دارد ؛گفت: لذا اين به معناي صوري بودن رقابت نيست، ما اهل معامله برسر اصول انقلاب نيستيم. 

اين عضو جبهه پايداري در مورد اين‌كه آيا باقري لنكراني سخنگوي جبهه پايداري مي‌شود يا نه گفت: نه رد مي‌كنم و نه تاييد، سخنگو كه انتخاب شد، خود به طور رسمي اعلام مي‌كند. 
وي در مورد ليست جبهه پايداري انقلاب اسلامی براي انتخابات نيز پاسخ داد:‌ جبهه پايداري در نشست‌هاي خود در مورد ليست نامزد‌ها در استان‌ها و شهرستان‌هاي مختلف رايزني مي‌كند.

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  18:50  توسط افسر کوچک  | 

اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده.



سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.

 مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!

این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.

امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.

بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.
 

تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم. 

 آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!

بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.

فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم.

اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!



+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  18:21  توسط افسر کوچک  | 

 
دكتر باقري لنكراني : شباهت كارمنافقان درماجراي خيبر با مرعوب كردن امروز ملت/
 
 
آقا فرمودند خود را وامدار كانون قدرت و ثروت نكنيد؛
 
هركس وامدارانه به مجلس برود تصميمات وامدارانه هم مي گيرد
تاريخ  :  1390/11/01
 يك عده اي در بين امت حزب الله هستند كه در تلاش هستند دل هاي مومنين را خالي كنند. مدام مي گويند چطور مي خواهد شود، واي تحريم شده است، اتفاقات عجيب و غريبي دارد مي افتد، بازار ديگر قابل كنترل نيست، ارز بالا رفته، گراني بي داد مي كند. نه اينكه اينها نيست، اما دليل نمي شود كه ما از اعتمادمان و از باورهاي‎مان دست بردايم / هر دو نفري كه اين هفته يك صحبت هاي خلاف موازيني كرده اند، هر دو از كساني بوند كه در جريان فتنه ابتدا همراهي كردند و بعد هم ديدند كه مسير، مسيري است كه موافق خط مردم نيست، سكوت كردند / امروز هم اگر قرار است ما صحنه خيبري بيافرينيم كه به فضل خدا خواهيم آفريد، بايد متاسي به اميرالمومنين عليه السلام باشيم از خودمان و براي خودمان حيثيتي قائل نباشيم و هرچه داريم را فداي باورها و اعتقادات مان و فداي اين حبل متصل به ولايت الهي‎مان كنيم / يادت نرود كه آن خيبري كه مولاي مان در 1400 سال پيش براي شما رقم زد، ان شاء الله باز هم رقم مي زنيم، بايد همان طور علوي و حيدري عمل كنيم. هم در شجاعت و هم در اطاعت علوي و حيدري عمل كنيم / رهبر معظم انقلاب امسال را، سال جهاد اقتصادي اعلام كردند ،رهبري عزيز مي ديدند كه دشمن دارد صحنه اقتصاد را به صحنه فشار آوردن به كشور تبديل مي كند، توقع از مجلس و دولت محترم اين بوده كه آماده شرايط شوند. اين فضا مي تواند خيلي بهتر از اين مديريت شود / آقا به نمايندگان كه فرمودند كه خودتان را وام دار كانون هاي قدرت و ثروت نكنيد. چرا اين هشدار را مي دهند؟ چون كسي كه وام دارانه به مجلس مي رود، تصميماتش را هم وامدارانه مي گيرد / مردمي كه در فتنه سال 88، فتنه اي كه 20 سال دشمن براي آن برنامه ريزي كرده بود، سربلند بيرون آمدند، معلوم است كه مقاله 19 دي 90 را زير پا مي گذارند، معلوم است كه به هر كسي كه حاشيه و انحرافي بخواهد درست كند، محل نمي گذارند. معلوم است كه به كساني كه با توسل به كانون قدرت و ثروت و وامدار شدن به آنها مي خواهند به مجلس بروند محل نمي گذارند / هيچ آدم منحرفي در طول تاريخ پيدا نمي كنيد كه از اول گفته باشد من منحرف هستم. هر كسي يك توجيهي بافته است. اشكال به اين شكل پيش مي آيد كه برخي حرف هاي درست را با حرف هاي باطل مخلوط مي كنند و هم خودشان گمراه مي شوند و هم ديگران را گمراه مي كنند / ما احدي از دوستان را متهم به اصولگرا نبودن نمي كنيم. اعتقاد داريم كه هر كس مي گويد من اصولگرايم حرفش درست است. منتها يك مشكل داريم و آن اين است كه صرف ادعاي اصولگرايي باعث اطمينان نمي شود، بايد نگاه به عملكرد كنيم


موضوعاتی از جمله؛ تحلیل تاریخی غزوه خیبر و تطبیق مصداقی آن با شرایط روز، واکنش به اظهارات علایی و افروغ، لزوم مقابله به مثل عاملان شهادت دانشمندان کشورمان و عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب نسبت به مجازات مرتکبان این ترور، واکاوی دلایل درخواست اوباما از ایران برای مذاکره با کشورمان که در نامه به مقام معظم رهبری مطرح کرد، انتقاد از حاشیه‌سازی دوباره در دولت به جای خدمت‌گذاری، تاکید بر بهتر شدن وضع اداره کشور در مقتضیات و زمان کنونی با پیروی از اوامر ولایت، چرایی لزوم جلوگیری از ورود وابستگان و وام‌داران کانون‌های قدرت و ثروت به مجلس و توانایی بالای انقلاب نسبت به تحمل ریزش‌های بزرگ به دلیل رویش‌های بزرگ" از جمله محورهای سخنان عضو موسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی در هفتمین نشست این جبهه در شیراز بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، دكتر كامران باقري لنكراني اگرچه علي رغم اصرارهاي نخبگان، كانديداي انتخابات مجلس نشد، اما هر هفته به يك مسجد در شيراز مي‌رود و نشست‌هاي هفتگي جبهه پايداري انقلاب اسلامی را در اين شهر، فعال‌تر از همه مناطق كشور جلو مي‌برد. متن سخنرانی وي در مسجد امام حسن به همراه پرسش و پاسخ‌ها در ادامه آمده است:

به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه ی مطلب
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  16:30  توسط افسر کوچک  | 

 

 

دكتر لنكراني:روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت براي خودشان منيتي مي بينند / امروز برگرديم به سال 88 ؛ دوباره همان مسير را مي رويم
تاريخ  :  1390/10/25
 بايد دقت كنيم كه نسبت كسي كه مي خواهيم وكيل كنيم با رهبري چگونه است / فرمودند كساني كه كانديدا مي شوند، اگر ولخرجي و پرخرجي مي كند، حتي از غير بيت المال چون از شبه بيت المال كه خيلي جرمش سنگين است / حضور منافقين ، ترديدها و ابهام هايي ايجاد مي كند و باعث مي شود كه تزلزلي در صفوف پيش بيايد / شهيد احمدي روشن چه جرمي داشت؟ اينها مي آيند كه شهيد كنند تا ترديد درست كرده وحشت ايجاد كنند، يك عده اي دانشگاهي و غير دانشگاهي بترسند كه نكند ما كه داريم از انقلاب دفاع مي كنيم، جان مان به خطر بيفتد / روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت فقيه براي خودشان منيتي مي بينند / امروز برگرديم به سال 88 و همان صحنه ها پيش بيايد، با اينكه ما اين وقايع سال 90 را هم ديده ايم، تلخي سال 90 را هم داشتيم، ترديد نداريم كه دو مرتبه همان مسير سال 88 را مي رويم. دوباره هم برگرديم به اوائل امسال در اين موضعي كه در برابر حلقه انحرافي گرفتيم، خط اصلي براي مان ولايت است و ما هيچ چيزي را با ولايت عوض نمي كنيم / مصداق بصيرت، عمل به موقع در فتنه هاست، نه وقتي آب از آسياب افتاد، بگويند ما هستيم


به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه ی مطلب
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  16:20  توسط افسر کوچک  | 

نمي شود ولي فقيه لبيك بخواهند و برخي بگويند بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود /
 
 كانديداها بايد پاسدار اعتماد مردم باشند
تاريخ  :  1390/10/01
 حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.


دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي، با بيان اينكه فتنه و انحراف در حاكميت ولايت نبايد بتواند رشد داشته باشد، تاكيد كردند: اصلاً سكوت در برابر فتنه معنا ندارد ساكتين فتنه اگر امروز هم بيايند فردا هم مثل ديروز عمل مي كنند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني جبهه پايداري ؛ حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.

حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه عدالت، عقلانيت و معنويت بر محور ولايت راه مقابله با انحرافات است، اظهار داشت: گاهي به ديگران مي گوييم منحرف در حالي كه از خودمان غافل هستيم چرا كه اگر كارمان را درست و دقيق انجام ندهيم و به عقلانيت، معنويت و عدالت، توجه نكنيم منحرف خواهيم شد.

ايشان با اشاره به نقش حضرت زينب(س) در روشنگري بعد از حادثه كربلا، افزود: حضرت زينب(س) حتي يك اشتباه كوچك هم در مقابله با دشمن نكرد، ايشان همانند مادرشان حضرت زهرا (س) قاطعانه عمل مي كردند.

حجت السلام والمسملين آقاتهراني با بيان اينكه ما بايد بر ولايتمداري خود پايدار بمانيم و ولايت را درك كرده و پاي آن بايستيم، ضمن تاكيد بر آنكه نقل به مضمون مي كنند ، به حوادث سال 1342 اشاره كرده و افزودند: حضرت آيت الله مصباح مي فرمودند وقتي امام را تبعيد كردند، همه مانده بودند چكار كنيم، طلبه ها مانده بودند، خانم ها كارد آشپزخانه به دست گرفته و در صحنه حاضر شدند و گفتند مردها بروند خانه، ما مي رويم و امام را آزاد مي كنيم.

دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي با بيان اينكه فتنه و انحراف در حاكميت ولايت نبايد جاي رشد داشته باشد، افزود: اصلاً سكوت در برابر فتنه معنا ندارد ساكتين فتنه اگر امروز هم بيايند فردا هم مثل ديروز عمل مي كنند؛ ما بايد ولايت را طراز قرار دهيم حتي اگر رئيس جمهور، رئيس مجلس، رئيس قوه قضاييه و يا نماينده مجلس باشيم.

ايشان به ولايتمداري حضرت امام سجاد (ع) اشاره كرده و تصريح كردند: وقتي حضرت زينب(سلام الله عليها) خطبه مي خواند، امام سجاد(ع) مي فرمود عمه جان ادامه نده ؛ لذا ما شور خالي نمي خواهيم ، شور ما بايد همراه با شعور و ولايتمداري باشد.

حجت الاسلام و المسلمين آقاتهراني خاطرنشان ساخت: برخي ها مي گويند ولي فقيه درست مي گويند اما، تنها اين ولايتمداري نيست، اينكه ولي فقيه را دوست داشته باشيم اما همراهي نكنيم، نمي شود ولايتمداري. مردم كوفه امام حسين(ع) را دوست داشتند اما با او همراهي نكردند، اگر ما هم ولي فقيه را دوست داشته باشيم ولي؛ اما و اگر بياوريم مثل مردم كوفه هستيم.

دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.

ايشان همچنين تصريح كردند: عمل بر محور ولايت لازمه كار همه ماست و خدا مي داند اگر بدانيم نظر حضرت آقا چيز ديگري است همانگونه عمل مي كنيم، من قسم جلاله نمي خورم ؛ اما به والله قسم اگر بدانيم نظر حضرت آقا چيز ديگري است، همانگونه عمل خواهيم كرد.

حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني ضمن تاكيد بر اينكه ولي زمان ولي فقيه است، با بيان اينكه ما به هيچ عنوان اهل بي ادبي و اهانت به هيچ كسي نيستيم، تأكيد كردند: ما به همه احترام مي گذاريم اما اين را هم مي گويم كه هيچ كسي جز حضرت آقا واجب الاطاعه نيست چرا كه اين دستور امام زمان(عج) است كه در زمان غيبت ولي فقيه زمام امور را به دست مي گيرد.

دبيرجبهه پايداري انقلاب اسلامي با بيان اينكه جبهه پايداري برپايه گفتمان امام و رهبري حركت كرده و از اين مسير كوتاه نخواهد آمد، گفت: برخي كه ولايتي ها به آنها رأي مي دهند، پاي اسلام نمي ايستند و مي گويند نمي شود و نمي توانيم خوب ما مي گوييم كساني كه به شما رأي دادند، ولايي بودند و از شما مي خواهند كه پاي ولايت بايستيد.

حجت الاسلام والمسلمين آقا تهراني، با بيان اينكه مردم به نمايندگان اعتماد مي كنند و به آنها رأي مي دهند، افزود: كساني كه از مردم رأي مي گيرند بايد بدانند كه مورد اعتماد مردم قرار گرفته اند و بايد پاسدار اين اعتماد باشند.

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  16:15  توسط افسر کوچک  | 

مفهوم وحدت از منظر علامه مصباح يزدي
تاريخ  :  1390/09/19
 از آن جايي كه ايشان مطلبي را از علامه مصباح نقل كرده اند كه در جايي ثبت نشده است بلكه به عكس مطالبي كه از قول حضرت علامه مصباح يزدي در سايت خودشان و در نشريه پرتوي سخن آمده است با مطلب نقل شده توسط حضرت آيت الله مهدوي كني كاملا تعارض دارد...


 

به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه ی مطلب
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  15:42  توسط افسر کوچک  | 

علامه مصباح يزدي: ليدرهمه ما رهبر معظم انقلاب است/

 

 اطاعت ازرهبري، مبارزه با فتنه و خط انحرافي مورد تاكيد ماست.

تاريخ  :  1390/10/03

منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي

 بنده هيچ وقت نگفتم كه با جبهه پايداري كاري ندارم؛ چيزي كه گفتم اين بود كه من ليدر اينها نيستم بلكه ليدر همه ما رهبر معظم انقلاب است / مسئله اين است كه حالا كه پشيمان شد و توبه كرد توبه اش هم قبول شد، معنايش اين است كه ما او را مثل آن كسي كه بصيرت داشت و فتنه را شناخت و فرياد زد و به كمك رهبري آمد، حساب كنيم و آن اعتمادي كه به او داشتيم، به اين فرد هم داشته باشيم، يا نه؟ پس نمي توانيم همان جايگاه قبل را به او بدهيم تا مطمئن شويم كه واقعا همه چيزش تغيير كرده تا هر وقت تشخيص داديم و واقعا ثابت شد كه تصميم دارد جبران كند/اول اطاعت مطلقه از رهبري، دوم مبارزه با فتنه جويان، سوم مبارزه با خط انحرافي كه در كنار دولت تشكيل شده؛ اين موارد، مورد تاكيد ماست، شايد مقام معظم رهبري براي دوره دوم رياست آقاي احمدي نژاد وقتي متوجه شدند كه مي تواند اين فرد (مشايي) يك منشأ خطري شود، خواستند جلوي آن را بگيرند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ؛ حضرت آیت الله مصباح یزدی این هفته در مصاحبه ای مشروح با هفته نامه 9دی درباره مسائل جاری روز، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه متحد ،فتنه، نقش خواص و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ...بیاناتی داشته اند که در همین راستا؛ متن کامل آن باستحضار خوانندگان می رسد:

خیلی متشکریم که حضرتعالی لطف کردید و اختیار هفته نامه 9 دی قرار دادید تا در خصوص موضوعات مهم روز و از جمله در خصوص روز با ارزش 9 دی که به سالگردش نزدیک هستیم با شما به سخن بنشینیم و از رهنمودهای حضرتعالی بهره ببریم. البته ما سال گذشته هم این توفیق را داشتیم که در سالگرد 9 دی خدمت شما باشیم و برای هفته نامه 9 دی این یک افتخار و ارزش است که یکی از چند رسانه ای است که چنین فرصتی را پیدا می کند تا در خدمت یکی از یاران بابصیرت و شجاع مقام معظم رهبری باشد. امیدواریم که ما لایق این توجه شما باشیم و بتوانیم تا آن روزی که این هفته نامه منتشر می شود، رسالت های 9دی را که خیلی مورد توجه مقام معظم رهبری هم هست، پیگیری و خط درستی را دنبال کنیم و البته نیاز به توجه و تذکر بزرگانی مثل حضرتعالی هم داریم که به آن دل هم بسته ایم.

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین؛ انشاءالله که در این مسیر موفق باشید. البته برداشت ها و قضاوت های دیگران درباره اشخاصی مطرح هست که شاید قضاوت آدم از خودش همیشه با قضاوت های دیگران وفق نداشته باشد؛ این عناوین اعم از حوزوی و غیر حوزوی و بسیاری از امور دیگری که گفته می شود، هیچکدام از اینها بنده لایقش نیستم. بنده خودم را یک طلبه ساده ای می دانم که از سال های دور دغدغه دینی و فرهنگی دارد، همین.بنده بیشتر از این چیزی ندارم.

*به هر حال ما از شما متشکریم. اگر اجازه دهید ما اولین سئوال را از اینجا شروع کنیم که خیلی ها آیت الله مصباح را با وجهه علمی و شأن علمی شان می شناختند. هر چند ما که کتاب زندگانی حضرتعالی را در دفتر جریان شناسی چاپ کرده ایم، اطلاع داریم که این شخصیت هم قبل و هم بعد از انقلاب در بزنگاه های مختلف به ویژه در حوزه فرهنگ، حضور داشتید و مؤثر بوده. اما دوره اصلاحات یک ویژگی خاصی داشت؛ که شما خیلی صریح تر وارد میدان شدید و با حضور در شهرها برخی از انحرافات موجود شخصیت های آن روز را تبیین کردید؛ من می خواهم درباره همین مورد سئوال کنم که واقعا چه شد و چه ضرورتی آن روز حس شد؟

همانطور که گفتم بنده خودم را لایق این عناوین نمی دانم. ما یک طلبه ای بودیم درس می خواندیم و در سال 31، 32 هم به قم آمدیم. یکی از نعمت های بزرگی که خدا نصیبمان کرد، حضور در درس حضرت امام، آشنایی با افکار و منش و شخصیت ایشان و البته در کنارش هم آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی و بعضی از بزرگان دیگر بود.

از همان وقت یاد گرفتیم که باید نسبت به مسائلی که به نحوی ارتباطی با دین دارد و ممکن است لطمه ای به دین بزند حساس باشیم. حالا شاید با توجه به یک سری عوامل فرهنگی، تربیتی، فرهنگی، خانوادگی زمینه اش فراهم شده بود؛ خود طلبگی هم که به عنوان خدمتگذاری مقدس حضرت ولی عصر ارواحنافداه هست، 

یک چنین مسئولیتی را ایجاب می کند که انسان نسبت به خطرهایی که متوجه دین می شود، حساس باشد. این بود که ما هر وقت احساس می کردیم که در بین مسائل اجتماعی سیاسی فرهنگی کشور چیزی در معرض این هست که خطری را متوجه دین کند، حساسیت خاصی پیدا می کردیم؛ تحلیل روانشناختی این را الان درست نمی توانم بگویم که چه عواملی موجب شده بنده این طور بشوم ولی این یک واقعیتی است. 

بالاخره طولی نکشید که در سال 40 به بعد، خود حضرت امام وارد میدان سیاست شد. زمان مرحوم آیت الله بروجردی شاید ایشان صلاح نمی دانستند یا شرایط طور دیگری بود که خود ایشان مستقلا و مستقیما وارد عرصه سیاست نمی شدند اما بعد از رحلت حضرت آیت الله بروجردی، حضرت امام وارد عرصه سیاست شدند و محوریت پیدا کردند. یکی از نتایج حرکت ایشان این بود که یک عده از فضلای جوان به فکر این افتادند که برای حمایت از دین و اسلام، باید فعالیت جمعی کرد، با کارهای فردی و نوشتن یک مقاله و یک سخنرانی، این مشکل حل نمی شود، مخصوصا با اوامری که امام می فرمودند. این بود که بالاخره یک عده ای تصمیم گرفتند یک جمعیتی از فضلای آن روز را تشکیل دهند. از شانس خوب ما و خواست خدا یا از سوء انتخاب آقایان، به هر حال ما هم جزء این جمعیت انتخاب شدیم و یک گروه 11 نفری تشکیل شد که چند تن از آنها مرحوم شدند.

به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه ی مطلب
+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  15:40  توسط افسر کوچک  | 

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین

چه چیزی را محکوم می‏کنید و در برابر چه موضع گرفته‏اید؟ کدام تخریب؟ کدام توهین؟ چرا صریح و روشن سخن نمی‏گویید؟ چه شده که یک جزوه دانشجویی که صرفا در یک وبلاگ شخصی به صورت پی‏دی‏اف منتشر شده این قدر شما را نگران کرده؟ چرا از ارائه پاسخ منطقی به آن این همه واهمه دارید؟ کدام چاپ در تیراژ میلیونی؟! کدام هزینه هنگفت میلیاردی؟!! مطابق کدام سند و مدرک این چنین دیگران را بی‏مهابا متهم می‏کنید؟

رهبر گرانقدر انقلاب 19 دی‏ماه تصریح داشتند انتخابات آتی می‏بایست رقابتی باشد و این در حالی بود که برخی با تکیه بر استدلالاتی بی‏اساس تمام تلاش خود را برای خارج کردن جریان سوم تیر از صحنه انتخابات به کار بسته بودند. مقام معظم رهبری در بیانات خود همچنین نسبت به پرهیز از تخریب، خصومت و اتهام‏زنی تذکر دادند و رقابتی سالم را خواستار شدند.

در طی ماههای اخیر تخریب‏های زیادی علیه جبهه پایداری صورت پذیرفت و موجی از شبهات و ابهامات برای مواجهه با این جبهه ایجاد شد. متاسفانه برخی اعضای رسمی جبهه متحد نیز در این زمینه نقشی ویژه و جدی داشتند که در صورت لزوم اسناد آن در قالب فایل‏های صوتی و مکتوب منتشر خواهد شد. حجم شبهات و تخریب‏ها که حتی چهره‏هایی موجّه و انقلابی چون حجج الاسلام مرتضی آقاتهرانی و روح الله حسینیان را نیز بی‏نصیب نگذاشته بود، موجب شد جزوه‏ای 80 صفحه‏ای صرفا جهت پاسخ‏گویی به این سیل ناجوانمردی‏ها تنظیم شود. فایل این جزوه با عنوان "استقامت در منطقه ممنوعه" از طریق یک وبلاگ شخصی یعنی وبلاگ میثم تمار با آدرسwww.mehrabeandishe.blogfa.com منتشر شد و در فضای اینترنتی مورد استقبال دانشجویان و فعالان دلسوز اصولگرا قرار گرفت.

در واکنش به ادله منطقی این جزوه و استدلال‏های مطرح شده، رسانه‏های نزدیک به شهردار تهران در اقدامی هماهنگ کوشیدند تا با برچسب "تخریبی" زدن به جزوه، از ارائه پاسخ منطقی به مفاد آن که در واقع پاسخی به شبهات آنها بود، فرار کنند. متاسفانه جبهه متحد نیز تحت تاثیر دروغ‏پردازی‏های این سایت‏ها طی اطلاعیه‏ای به انتشار جزوه واکنش نشان داد و برخی مطالب کذب و خلاف واقع را درخصوص آن مجددا تکرار کرد بی آنکه توضیح دهد کجای جزوه مشکل داشته است. در خصوص این همه جنجال‏سازی توضیحات ذیل ارائه می‏شود:

1- برخلاف آنچه به دروغ تصریح شده است جزوه مورد اشاره به صورت اینترنتی منتشر شده و خبری از انتشار مکتوب و صرف سرمایه‏های هنگفت در میان نیست. اگر مقصود از هزینه هنگفت ایمیل کردن جزوه است و ایمیل کردن از نظر آقایان این قدر هزینه دارد، ما آمادگی داریم جزوات جبهه متحد را برایشان ایمیل کنیم! کسانی که مدعی چاپ گسترده هستند یک برگ از جزوه تکثیر شده را نشان دهند و از وبلاگ میثم تمار جایزه بگیرند! واکنشی در این سطح نشان از عمق استدلالی و تاثیرگذاری این جزوه دارد که نگرانی و موضع‏گیری‏هایی فوری را با فاصله 2، 3 روز از انتشار آن موجب شده است.

2- متن جزوه، خود گواه احترامی است که نگارنده آن برای بزرگوارانی چون آیت الله مهدوی‏کنی قائل است. این بزرگواران همچون حضرت آیت الله مصباح یزدی، آیت الله یزدی و آیت الله خوشوقت سرمایه‏های انقلاب و مورد احترام همه بوده و هستند. بدیهی است اختلاف سلایق سیاسی که اجتناب‏ناپذیر است، نمی‏تواند دایره این احترام و ارادت را محدود کند. بانیان انتشار جزوه در آستانه انتخابات خبرگان جزو کسانی بودند که مواضع آیت الله مهدوی‏کنی طی سال‏های اصلاحات و فتنه 88 را طی مطلبی تفصیلی از باب تجلیل از ایشان جمع‏آوری و منتشر کردند. طرح این عنوان که جزوه "استقامت در منطقه ممنوعه" برای تخریب آیت الله مهدوی منتشر شده از اساس بلاوجه بوده و برای بهره‏برداری سیاسی و نگران کردن ایشان و دوستداران ایشان صورت پذیرفته است.

۳- بزرگوارانی که سالم بودن فضای انتخاباتی و فارغ از تخریب و خصومت بودن آن را دنبال می‏کنند، بد نیست نگاهی به رسانه‏های منتسب به شهردار تهران داشته باشند تا معنی تخریب را دریابند. این رسانه‏ها رسما از جبهه پایداری که مورد تایید حضرت آیت الله مصباح یزدی و مورد توجه خیلی عظیمی از مردم متدین است، با عناوین "کودتاگر"، "اخباری‏مآب"، "دروغگو"، "خودخواه"، "کاسب‏کار"، "تمامیت‏خواه"، "خشن"، "خطرناک"، "انحصارطلب" و... یاد کرده‏اند، آنان را صراحتا خارج از دایره اصولگرایی دانسته‏اند و خطر آنها را نیز بیشتر از اسرائیل قلمداد نموده‏اند!!! این همه واقعا باعث شرم و تاسف است. سوالی که وجود دارد این است که به راستی چرا دلسوزان فضای سالم انتخاباتی که این چنین در مقابل یک جزوه وبلاگی به جوش و خروش می‏آیند و اطلاعیه رسمی می‏دهند، در برابر این سیل تخریب‏ها و توهین‏ها سکوت کرده‏اند؟! اگر آقایان از این تخریب‏ها بی‏اطلاعند، آماده‏ایم یک جزوه 80 صفحه‏ای مستند از همین تخریب‏ها منتشر کنیم.

۴- توسعه تخریب‏ها و شایعات که در واکنش به جزوه وبلاگی "استقامت در منطقه ممنوعه" نیز تکرار شد اقدامی مشکوک به نظر می‏رسد که پیش از همه می‏بایست بزرگان اصولگرایی نگران آن باشند. به نظر می‏رسد جریاناتی که حضورشان در رأس وحدت از مدتها قبل نگرانی‏هایی را به دنبال داشت و نیز برخی اصولگرایان سینه چاک آنها که التزامی به مراعات اخلاق سیاسی ندارند، آتش بیار معرکه شده‏اند و تلاش می‏کنند وجهه آیت الله مهدوی‏کنی و جبهه متحد اصولگرایی را برای تطهیر خود هزینه کنند. آنان مسیری را پی گرفته‏اند که عملا به تخریب هر دو جبهه خواهد انجامید.

5- جبهه دانشجویی معتقد است مطالب مندرج در جزوه کاملا مستند، منطقی و قابل مباحثه است. همچنین از نقد کامل و علمی این جزوه قویاً و شدیداً استقبال می‏کند. اگر کسانی معتقدند جزوه تخریبی و مطالب آن خلاف واقع است، بگویند کجایش تخریبی است و کجایش خلاف واقع. این بیان قرآن کریم است: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین.

"جبهه دانشجویی حامی پایداری" به نوبه خود همه را دعوت به مراعات تقوای سیاسی می‏کند. از نگاه جبهه دانشجویی، جبهه پایداری مظلوم است و این واکنش‏ها جریان دانشجویی را در راه خود مصمم‏تر خواهد کرد. سیلی از فضاسازی‏ها و تخریب‏ها از سوی اضلاع متعدد جبهه متحد و رسانه‏های متعدد آنها صورت می‏پذیرد؛ اعضای جبهه پایداری مطابق امر رهبری در مقابل این سطح از تخریب و توهین‏های صریح لب فروبسته‏اند و جبهه متحد در برابر جزوه‏ای که در یک وبلاگ منتشر شده، اطلاعیه صادر می‏کند و فضاسازی‏ها کلید می‏زند. عجبا از این همه سعه صدر! همه شأنیت جبهه متحد همین بود؟!

امروز همه باید مصالح انقلاب را ببینیم نه اینکه مصالح حزبی و گروهی را مقدم کنیم. "جبهه دانشجویی حامی پایداری" مستقلا به تنظیم و انتشار این جزوه اقدام کرده است و مواضع جبهه پایداری از سوی آن بزرگواران یا از طریق سایت آنها اعلام می‏شود. مسئولیت این جزوه تماما متوجه جبهه دانشجویی است؛ یعنی همان ظرفیتی که جبهه متحد از آن بی‏بهره است.

مردم و نخبگان این جزوه را خواهند خواند و در خواهند یافت حق با چه کسی است. مردم و نخبگان خوب می‏فهمند؛ به جای فضاسازی بگذاریم خودشان قضاوت کنند. برخی شجاعت اینکه یک برگ از جزوه را منتشر کنند و به آن پاسخ دهند را هم نداشتند. این یک تاکتیک سوخته در جنگ روانی است که به جای بیان واضح موضع مقابل به آن بدون منطق بتازیم و با انگ زدن‏های خلاف عرف و اخلاق اثبات خود را نتیجه بگیریم. مردم و نخبگان خودشان می‏فهمند و نیازی به قیّم ندارند.

والسلام
جبهه دانشجویی حامی پایداری
mehrabeandishe@gmail.com


 

+ نوشته شده درتاریخ  90/11/01درساعت  15:24  توسط افسر کوچک  | 

 

"واکنش‌قاسمی به ‌بی‎اخلاقی روزنامه‌ ایران"

روزنامه ایران با انتشار گزینشی و تقطیع شده مصاحبه سال گذشته رجانیوز با سعید قاسمی نشان داد که در راستای هدف ویژه خود در حمایت از حلقه انحرافی شکل گرفته در دولت، نه تنها رفتار حرفه‌ای روزنامه نگاری که ‌اخلاق رسانه‌ای را نیز زیر پا می‌گذارد.

به گزارش رجانیوز، روزنامه ایران که این روزها از حد رسانه مکتوب دولت به بولتن جریان انحرافی تنزل کرده است، پس از انتشار بخش‌هایی از سخنرانی سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس و از فعالان سرشناس فرهنگی در همایش نهم دی ماه اهواز، قسمت‌هایی از مصاحبه سال گذشته و قبل از ماجرای خانه نشینی رییس جمهور با رجانیوز را که در آن نسبت به عبور حزب الله از احمدی نژاد هشدار داده و تصریح شده بود که رییس جمهور به دنبال جذب قشرهای خاکستری است، منتشر کرد.

سعید قاسمی با گلایه از این رفتار غیر اخلاقی روزنامه ایران، به رجانیوز گفت: یکی از خبرنگاران روزنامه ایران تماس گرفت و گفت که می‌خواهم مصاحبه سال گذشته شما را با رجا منتشر کنم که من پاسخ دادم برادر عزیز این  گفت‌وگو برای یک‌سال پیش است و به اقتضای آن دوره بیان شده است، اما بنده در طول يك هفته‌ي گذشته پنج سخنراني داشته‌ام كه مي‌تواني از محتواي آن‌ها استفاده كني.

وی با بیان اینکه این روزنامه با بی اخلاقی بخش‌هایی از آن مصاحبه را به صورت گزينشي منتشر کرد، ادامه داد: در مصاحبه با رجانیوز من تاکید داشتم که احمدي‌نژاد قطعاً تا زماني كه علمدار پرچم ولايت هست، احمدي‌نژاد است و اگر به هر قیمتی بخواهد قشر خاکستری را جمع کند، درست نیست.

قاسمی اظهار داشت: جالب است که من ظرف یک هفته گذشته پنج سخنرانی داشتم اما آنها تنها بخش‌هایی از سخنرانی اهواز را منتشر کردند، مثلا در مشهد گفتم که آدم‌های بزرگ خطاهای بزرگ دارند، احمدی‌نژاد اگر مرتکب خطاهای اخیر نمی‌شد، به لحاظ خدمت‌گذاری و پیگری و حرکت در راستای آرمان‌های انقلاب، اسطوره می‌شد اما حتي در همين حد نيز تاب نقد را ندارند و مطالب را تحريف و تقطيع مي‎كنند.

افزایش رفتار غیر حرفه‌ای و اخلاقی روزنامه ایران در سوء استفاده از نخبگان و خواص برای حمایت از جریان نفوذی دولت که در قالب انتشار مصاحبه‌های ساختی و چاپ گزینشی سخنان آنها بروز مي‎يابد، حاکی از آن است كه دست‌اندرکاران این روزنامه که سابقه ایستادن در مقابل قانون را نیز به کارنامه خود اضافه کرده‌اند، با بحران کمبود مطلب در حمایت از این جریان خاص مواجه شده و از همین رو در انجام ماموریت ویژه خود برای تمجید از حاشیه‌سازان دولت ناکام مانده‌اند.

+ نوشته شده درتاریخ  90/10/04درساعت  3:16  توسط افسر کوچک  | 

 
می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی،
 پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان.
 مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...
به رشته ی انسانی علاقه داشتم.
پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم.
 خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم.
 پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم.
مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی.
 همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!...گفتم: چرا؟... گفت:مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد.
 زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟!...
بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی.
پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... می خواستم بمیرم.
بر سر قبرم بحث شد.
پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
مُردم.
برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!... 
از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند.
 اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... 

خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند...
حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش
نیست: مردم چه می گویند...؟!
و مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستند...
+ نوشته شده درتاریخ  90/08/07درساعت  2:43  توسط افسر کوچک  | 

سومين ديدار مخفيانه رفيق فائزه هاشمي با مشايي در نيويورك!!

كامليا انتخابي‌فرد كه تحت پوشش روزنامه‌نگاري به‌عنوان مخبر و پادوي سيستم جاسوسي امريكا فعاليت مي‌كند، براي سومين بار با اسفنديار رحيم مشايي در جريان سفرهاي رئيس‌جمهور به نيويورك مقر سازمان ملل متحد با وي ديدار كرد. (عكس مربوط به كتاب خاطرات كامليا انتخابي‌فرد است كه چهار سال پيش منتشر شد)

به گزارش رجانيوز، رحيم مشايي علي‌رغم همراهي با رئيس‌جمهور در سفر به امريكا در هيچ‌يك از تصاوير منتشر شده از ديدارهاي رسمي ديده نشد و اين سؤال ايجاد شد كه وي در مدت اقامت يك هفته‌اي در امريكا چه مي‌كرده است؟

با اين حال، يك شاهد عيني به خبرنگار ما گفت كه در يكي از روزهاي حضور هيئت ايراني در نيويورك كامليا انتخابي‌فرد از دوستان نزديك فائزه هاشمي رفسنجاني در نشريه توقيف شده زن كه اكنون تحت پوشش فعاليت روزنامه‌نگاري در نيويورك به‌سر مي‌برد، براي ديدار با مشايي به محل اقامت وي آمد.

اين شاهد عيني با يادآوري پوشش و وضعيت زننده ظاهري انتخابي‌فرد افزود كه در اين ديدار كه به‌طور محرمانه به‌مدت بيش از دو ساعت ادامه داشت، يكي از معاونان مشايي نيز حضور داشت.

انتخابي‌فرد اصرار ويژه‌اي داشته كه اين ملاقات فاش نشود. در عين حال، حجت‌الاسلام حميد رسايي كه جزو نمايندگان همراه رئيس‌جمهور در سفر سال 88 بود، چهار ماه پيش در ضمن طرح سؤال‌هايي از مشايي نوشت: «مشایی توضیح دهد که در ملاقات دو ساعته و خصوصی وی با کاملیا انتخابی فر – خبرنگار فاسد فراری و همکار فائزه هاشمی و رفیق سید محمد خاتمی - در نیویورک چه گذشت؟»

انتخابي‌فرد در جريان سفر امسال رئيس‌جمهور نيز در نشست خبري احمدي‌نژاد به‌عنوان خبرنگار يك روزنامه مصري از وي سؤال پرسيد.

ارتباطات مشكوك جريان نفوذي در دولت يكي از مواردي است كه در طي ماه‌هاي اخير برخي از بازداشت شدگان جزئيات تكان دهنده‌اي را در مورد آن بيان كرده و تحت عناوين امنيتي اين بخش از اتهام‌هاي آن‌ها در حال بررسي است.

این در حالی است که منابع رجانیوز در نیویورک می گویند معاون سیاسی مشایی در جمع تعدادی از ایرانیان مقیم نیویورک گفته است که از کاملیا انتخابی فرد به عنوان «منبع اطلاعاتی» خود در نیویورک استفاده می کند.

کاملیا انتخابی فرد کیست؟

نام کاملیا انتخابی فرد در دوره رشد قارچ گونه روزنامه های دوم خردادی بدون سابقه خاصی در روزنامه نگاری به یکباره و با همکاری او با روزنامه های همشهری (با مدیریت محمد عطریانفر) و آفتابگردان و بخصوص روزنامه «زن» فائزه هاشمی مطرح شد.

به گفته روزنامه نگران دوم خردادی، روابط بسیار صمیمانه کاملیا انتخابی فرد با فائزه هاشمی در روزنامه زن، او را کاملا از تحریریه منفک کرده بود و کاملیا  همپای ثابت فائزه در کوهنوردی، والیبال و اسب سواری بود.

انتخابی فرد در دوران ریاست جمهوری خاتمی نیز با رییس دفتر وی محمد علی ابطحی، ارتباط داشت . ارتباطات ابطحی با کاملیا به گونه ای بود که وی حتی پس از خارج شدن از کشور و کسب افتخار گزارشگری رسانه های آمریکایی دسته دوم و سوم ، از عنایات خاصه برخوردار بود به گونه ای که در جریان سفرهای خاتمی به خارج کشور، با حمایت و توجه ویژه ابطحی، دسترسی وی به هیات ایرانی به نحوی بود که  به راحتی می توانست با اعضای هیات مصاحبه بگیرد و به هتل های محل رفت و آمد هیات رفت و آمد کند.

نکته مشکوک درباره انتخابی فرد سفرهای خارجی پرتعداد او به بهانه تهیه گزارش بود. به ادعای خودش، همه هزینه سفرهای خارجی اش برای تهیه گزارش و مصاحبه را شخصا پرداخت می کرد و تنها تشنه رسانه های داخلی برای انعکاس مطالبش بود! حتی گاهی به انتشار مطالبش در بعضی روزنامه های سطحی هم رضایت داشت. در همین راستا وی در سال 86، خاطرات خود را با عنوان «كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابي» به زبان انگليسي و ترجمه عربي در 10 قسمت در روزنامه کویتی «القبس» منتشر کرد و مدعی مطالب جنجال برانگیز از جمله رابطه با یک فوتبالیست ایرانی مقیم آلمان شد.

وی در مدتی که در روزنامه زن بود سعی در برقراری رابطه میان فائزه هاشمی و فرح پهلوی را داشت و به گفته خود پیام‌هایی را میان این دو رد و بدل کرده است. وی همچنین برای مصاحبه با ابوالحسن بنی صدر، سلمان رشدی و فرح پهلوی از طرف روزنامه زن تلاشهایی به عمل آورد.

انتخابی فرد در خاطرات خود به ارتباطش با هوشنگ امیراحمدی دلال معروف رابطه ایران و آمریکا که شایعاتی درباره ارتباط وی و مشایی وجود دارد، اشاره می کند: « در آوریل 1999 در اولین سفرم به امریکا با دکتر هوشنگ امیر احمدی برای مجله زن مصاحبه گرفتم. وی در مصاحبه خود بسیار به تایید هاشمی رفسنجانی پرداخت تا جایی که گفت زمام امور به هیچ وجه در دست رئیس جمهور وقت خاتمی نیست و تمام سلطه در دست هاشمی رفسنجانی است. »

وی همچنین می نویسد كه پس از توقیف روزنامه زن در دوران 2خردادیها در سفري که  از طرف فائزه هاشمی به آمريكا داشته به همراه شهلا شركت مدير مسؤول ماهنامه «زنان»، محمد عطريانفر از روزنامه «همشهري» و مژگان جلالي از روزنامه «ايران‌نيوز»، در مهماني ويژه‌اي در منزل «جرج سوروس» ميلياردر يهودي آمريكايي و رئيس بنياد جامعه باز شرکت کرده : «هنگامي كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وي،‌ براي‌مان در فنجان‌هاي چيني بديع، چاي آورد من به ساير خانم‌هاي همراهم «شهلا شركت» و «مژگان جلالي» نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدند و به دليلي كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگي بطرز عجيبي زديم زير خنده بگونه‌اي كه تا وقتي در منزل سوروس بوديم نمي‌توانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و طوري شد كه من مجبور شدم به دستشويي بروم و نفس عميقي بكشم تا بتوان خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوي خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد. در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و سوروس نيز گفت «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و حتي پاسخ پرسش‌هاي سوروس را بدهيم اما وي در پايان هنگام بدرقه ما نسخه‌اي از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم.»

وي در ادامه خاطرات خود مدعي شده، در بازجويي‌هاي خود در ايران اعتراف كرده است كه تاكنون با 67 مرد رابطه داشته، اما اين اظهارات تحت فشار بوده است!

همچنين چندي پيش، نيك آهنگ كوثر، كاريكاتوريست نشريات اصلاح طلب كه چند ساليست در كانادا اقامت دارد، مدعي شده بود کاملیا انتخابی فرد، با استفاده از جاذبه هاي جنسي تبديل به دامي شده بود كه بسياري از روزنامه نگاران اصلاح طلب پس از ارتباط نا مشروع با وي، مجبور به پذيرش شرايط خاصي مي شدند.

وی در آذرماه 89 و پس از دومین دیدارش با احمدی نژاد و مشایی در نیویورک در یادداشتی در وبلاگ خود با اهانت به مردم مسلمان ایران نوشت: « اگر آزادی به معنای آنچه که مردم آرزوی آن را دارند در ایران وجود داشت و ایجاد حزب سیاسی و فعالیت آنها در کشور قانونی بود، آیا همچنان مردم به کاندیداتوری آقای احمدی نژاد و موسوی و کروبی و محسن رضایی بسنده می کردند؟ سی و یک سال است که حکومت در ایران در دست عده قلیلی است ... در کشور ما سیستم به این منوال است که تا آنجا که به نظر می رسد مردم آزاد هستند که تجارت کرده و پولهای هنگفت از راه قاچاق ارز گرفته تا خرید و فروش و ساخت و ساز و رشوه دادن و رشوه گرفتن بدست آورند و در پشت درهای بسته خانه اشان بنوشند و برقصند و سفر کنند و مادام که به سیاست و حکومت داری کاری نداشته باشند، کسی نیز مزاحمت چندانی برای آنها فراهم نخواهد کرد. و مردم ما نیز در طول تاریخ به نیکی آموخته اند که زمان مناسب برای اظهار نظر و قدبرافراشتن چه زمانی است و بی گدار به آب نمی زنند... شاید ایران را با روسیه بیشتر بتوان مقایسه کرد که انتخابات وجود دارد و طبقه مرفه و ثروتمندی نیز در روسیه به وجود آمده که ثروتهایشان نیز از راهی شبیه به دیگر نو کیسه گان بدست آمده که از قاچاق و رشوه خواری گرفته تا دست داشتن در تجارت های غیر قانونی و پول شویی می تواند باشد و حکومت هم کاری به این طبقه مرفه ندارد. اما در همان روسیه روزنامه نگاران منتقد با ضرب گلوله و چاقو از پای در می آیند و مخالفان سیاسی سر از زندانهای سیبری در می آورند»

وی همچنین در زمستان 89 در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مقاله ای با عنوان «حکومت‌داری شاه بهتر بود یا آیت الله ها؟» در روزنامه هافینگتن پست که در وبلاگ خود نیز آنرا قرار داده می نویسد: «آخرین انقلاب بزرگ قرن بیست نیز شباهتهای بسیاری با دیگر انقلاب های به وقوع پیوسته و پیش کسوت در جهان داشت با این تفاوت عمده که قدرت از سلطنتی دیکتاتوری به مذهبی آیت اللهی و گونه ای دیگر از دیکتاتوری انتقال یافت... دهه اول انقلاب تاریکترین دوران تاریخ معاصر ایران بود. اعدامها و نابود کردن مخالفان سیاسی و فعالان همه باعث شد تا نخبگان در سراسر ایران خاموش گردند. آزادی بیان به یک رویا تبدیل شد. امروز اوضاع به بدی دهه اول انقلاب نیست اما با این تفاوت که امروز رژیم ایران از زندانی و شکنجه کردن دوستان و وابستگان قدیمی خود ابائی ندارد و اینبار نوبت خودی ها شده است که منزوی شوند... زمانی انقلاب در سال 1357 به وقوع پیوست که اقتصاد ایران در حال شکوفایی بود و از نظر سیاسی و نظامی دارای قدرت و اعتبار در خاورمیانه و احترام در میان سایر کشورهای جهان بود. بسیاری از جوانانی که در ایران بعد از انقلاب متولد و رشد کرده اند تنها بوسیله مطالبی که از حکومت سلطنتی خوانده و یا شنیده اند به دوران قبل از انقلاب علاقه و توجه نشان می دهند... بسیاری از ایرانی های عصبانی و سرخورده ای که به خیابانها آمدند و اعتراض کردند از سیستم و حکومت و افراد وابسته به آن در مجموع ناراضی بودند. مردم ایران تغییرات اساسی را آرزو داشتند تا قدرت بی بدیل ولی فقیه را ضعیف کنند. وضعیت آسیب پذیر بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک فرصت استثنایی برای تظاهر کنندگان و ناراضیان ایجاد کرد تا در خیابانها خواستار تغییرات اساسی و رفراندم شوند. ولی فقیه ایران آیت الله علی خامنه ای به درستی ادعا کرد که حضور انبوه مردم در خیابانها ” برای اعتراض به صندوقهای رای نبوده است.” وی گفت:” می خواستند تا حکومت را سرنگون کنند.” وی درست می گفت »

+ نوشته شده درتاریخ  90/07/10درساعت  1:37  توسط افسر کوچک  | 

 
رئیس معزول بانک صادرات:

خاوری به کانادا فرار کرد/افراد مرتبط را معرفي مي كنم

پس از آنکه جهرمی از مدیریت عامل بانک صادرات برکنار شد، با انتشار بیانیه‌ای به تشریح چرائی عدم استعفای خود پس از کشف اختلاس بزرگ پرداخت و انگشت اتهام را به سمت خاوری مدیرعامل مستعفی بانک ملی نشانه گرفت.
 

 به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، سید محمد جهرمی پس از برکناری از سمت مدیر عاملی بانک صادرات، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: حق این بود که بنده پس از کشف این فساد بزرگ در شبکه بانکی که منشأ آن از سال 1388- قبل از حضور بنده در بانک صادرات ایران- با تبانی یک رئیس شعبه و مالک یک کارخانه شروع شده بود، از مردم عزیز عذرخواهی می­نمودم و استعفا می­دادم؛ اما دلایل زیر سبب انجام نشدن آن شد.
 
باید بگویم علی­رغم پیگیری­های انجام­شده توسط اینجانب و تماس با وزارت اطلاعات و قوه قضائیه برای دستگیری متهمان اصلی، کسانی­که پشتیبان اصلی این فساد بودند، موضوع را به نحوی در رسانه­ها مطرح کردندکه گویی تمام اتهام­ها و تقصیرها متوجه بانک صادرات ایران و مدیر عامل آن بوده است.
 
این افراد در صدد بودند با فرافکنی، گناهان خود را پنهان نموده و آدرس غلط به مردم بدهند. ازاین­رو، مجبور شدم مصاحبه نمایم و برخی از ابعاد گستردۀ این فساد را در بخش­های بانکی و مسئولان اجرایی برای مردم بازگو کنم و با پیگیری­های جدی­تری از گذشته، به دنبال عوامل اصلی این فساد در بانک مرکزی و بدنه دولت و شبکه بانکی باشم اما این مصاحبه برای این عوامل گران تمام شد.

امروز هم با کنارگذاشتن بنده باز هم آدرس غلطی را به مردم می­دهند زیرا با فرار آقای خاوری (مدیر عامل بانک ملی) به کانادا برخی از آنان دچار سردرگمی و دست­پاچگی شده­اند. آقای خاوری که با توجه به گستردگی فساد در بانک ملی در این پرونده و پرونده­های دیگر، احتمال دستگیری خود را به خاطر ارتباط با این پرونده­ها و عوامل پشت پرده آن­ها می­داد به کانادا گریخت و اکنون عوامل مرتبط با وی در بانک مرکزی و دولت در صدد رفع و رجوع این فرار، که با کمک و پشتیبانی برخی از آنان انجام گرفته است، هستند و از ترس گسترده­تر شدن ابعاد این موضوع با شخص اصلی پیگیری­کننده و شکایت­کننده اصلی این پرونده برخورد نمودند.

اکنون مسئولانی که اقدام به واگذاری زمین­های بسیار ارزان به آقای مه­آفرید امیرخسروی و گروه امیر منصورآریا کرده­اند و برای دادن مجوز تاسیس بانک به این گروه و واگذاری پروژه­های بزرگ کشور بدون مناقصه به آن­ها پیگیر بوده­اند، باید پاسخگوی مردم و قوه قضائیه باشند.
 
آن­هایی که آقای خاوری مدیر عامل بانک ملی را که از اول، خود و خانواده­اش مقیم کانادا بودند و با داشتن اقامت در کانادا به نظر نمی­رسد هیچ تعهدی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران داشته باشند، انتخاب نمودند، اکنون باید پاسخگوی این فساد مالی توسط این نوع افراد باشند.

بنده از زمانی که با پیگیری عوامل این فساد از شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شدم، به دنبال استعفای خود بودم؛ اما به خاطر حقی که مردم برگردن من داشتند مقاومت کردم تا این پرونده در مسیر اصلی خود قرار گیرد.
 
بحمدالله امروز با پیگیری قوه قضائیه و مسئولین وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور و جدیت مردم در روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده، کار پیگیری در مسیر خود قرار گرفته و در آینده نه­چندان دور عناصر اصلی و پشت پرده این پرونده برای مردم روشن­تر خواهد شد.

بنده نیز با توجه به تعهدی که به مردم دارم، به عنوان یک شهروند پیگیر آن خواهم بود و در آینده نیز ابعاد و افراد مرتبط را اعلام خواهم نمود.
+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  16:27  توسط افسر کوچک  | 

هاشمي رفسنجاني: وزارت اطلاعات و بچه

 حزب‌اللهي‌ها ما را اذيت مي كنند + فايل صوتي

هاشمي رفسنجاني ديروز طي سخناني در قزوين كه منتشر نشد، بيان داشت: «گاهي فشار مي آورند كه فلان آقا مثلاً راديكال هست و بركنارش كنيد، وزارت اطلاعات يك جورايي اذيت مي‌كند، ديگران يه جور ديگر اذيت مي‌كنند، بچه حزب‌الهي‌ها يه جور ديگر اذيت مي‌كنند ...

به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، هاشمی رفسنجانی ديروز پس از بهره‌برداری از چند پروژه دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه گفت: «دانشگاه آزاد طبيعتش اين است كه كار خودش را مي كند؛ در باند نيست، در گروه نيست، در جناح نيست، البته من جناح‌ها را عيب نمي دانم بالاخره در جامعه زنده جناح هست، حزب هست، باند هست، اما دانشگاه آزاد صبقه علمي اش را دارد.»
 
رئيس سابق مجلس خبرگان كه چند روز بعد از شنيده شدن اخباري مبني بر خداحافظي قطعي جاسبي از دانشگاه آزاد سخن مي گفت، ادامه داد: «در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جريان ها است؛ در دانشجو، در كارمندان، در مديران و در اساتيد از اين جريان‌ها حضور دارند، ما هم واقعاً امتيازي قائل نيستيم.»
 
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، دلخوري خود از حزب اللهي ها را اينگونه بر زبان آورد: «گاهي فشار مي آورند كه فلان آقا مثلاً راديكال هست و بركنارش كنيد، وزارت اطلاعات يك جورايي اذيت مي كند، ديگران يه جور ديگر اذيت مي كنند، بچه حزب الهي‌ها يه جور ديگر اذيت مي كنند، اين كار ما نيست همه مديران بدانند ما اين جوري نيستيم.»
 
هاشمي به طور تلويحي حمايت خود از يك جريان خاص در دانشگاه آزاد را مورد اشاره قرار داد و افزود: «بعضي‌ها مي گويند فلان استاد سركلاس اين حرف‌ها را زده است، خوب بگويد، او يك استاد است، نظراتي دارد و سركلاس يا جلسات مي گويد ما بنا نداريم كه مسائل باندي و سياسي بشود و لو اينكه خودمان در يك جريان باشيم به هر حال هركس در يك جريان و تفكري هست ديگر، ولي در دانشگاه آزاد ما مي خواهيم ميدان بازي باشد براي همه.»
 
رفسنجاني در اين مورد توضيح نداد كه چگونه مي توان كرسي هاي استادي را در دانشگاه به افراد با گروه هاي طيفي مختلف سپرد، اما از جلوگيري انتقال مفاهيم انحرافي از سوي اساتيدي كه حامي تفكرات منحط غربي و يا احتمالاً داراي تفكرات ضداسلامي هستند، صحبت كرد.
 
وي در ادامه سخنان خود بيان داشت: «معلم، استاد، «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»، شامل اين جا هم مي شود، وقتي استادي با هر گرایش کار خودش را به درستی انجام می‌دهد از او استقبال بكنيم و باید دستش را ببوسیم، ولی اگر کوتاهی کرد با هر گرایش باید تذکر داده شود.»
 
عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد تصريح كرد: «ما بنا داريم كه دانشگاه آزاد اسلامی جايي باشد براي تعلیم و تربیت و اخلاق كه بنیه علمي کشور را بالا ببرد.»
 
سخنان اخير هاشمي را مي توان برائت جستن از نيروهاي حزب اللهي و حمايت علني از اساتيد سكولار دانست.
 
+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  16:14  توسط افسر کوچک  | 

 
جزئیاتی از ارتباط همکاران BBC با روزنامه نگاران اصلاح‌طلب با
 
 محوريت سياه نمايي در مورد ايران و ملت ايران
 
+مشخصات و عکس
 
خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته 27 شهریور ماه پس از انتشار خبر شناسايي شبکه گسترده ای از عناصر همكار بي بي سي فارسي در تهران 6 نفر از عناصر شبکه مخفي BBC در مكان هاي مختلف دستگير شدند و اقدام قضايي و امنيتي در مورد آنها صورت گرفت.

خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» جزئیات جدیدی از سابقه فعالیت این افراد به دست آورده است.

اسامي اين تعداد از اعضاي شبكه مخفي تامين منافع بي بي سي در تهران بدين شرح است: آقايان: ناصر صفاریان، مجتبی میرطهماسب، هادی آفریده، محسن شهرناز دار و کتایون شهابی.

بر اساس اين گزارش افراد شناسايي شده تامین کننده اطلاعات، فیلم، خبر، و گزارش پنهاني با محوريت سياه نمايي در مورد ايران و ملت ايران از محیط های مختلف برای بی بی سی فارسی بودند.

یک منبع آگاه همچنين روز گذشته به باشگاه خبرنگاران گفت: اعضاي شبکه مخفي بي بي سي فارسي در تهران براي تهيه هر برنامه خود پول هاي چند ده هزار دلاري دريافت و بين اعضاي ديگر توزيع مي کردند.

يك مقام آگاه با اعلام شناسايي تيم همكاران بي بي سي در تهران گفته بود: برای اقدامات ضد ایرانی این شبکه که در پوشش همکاری با بی بی سی عملا نیازمندیهای سرویس  جاسوسی انگلیس را تامین می کرد پول های کلانی به عنوان دستمزد و... به افراد پرداخت شده است و انگیزه ضد ملی و ایرانی سر شبکه ها و همکاران این شبکه نیز مشهود است.

ناصر صفاریان کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی است که سابقه مستندسازی، نویسندگی، منتقد سینما و روزنامه نگار که سابقه همکاری با رسانه ها و نشریات "فیلم، ادینه، سلام، ایران، سینما جهان، مهر، سینمای نو، دنیای تصویر، گزارش فیلم، زنان، نوروز، وقایع اتفاقیه، یاس نو، آفرینش و صدای عدالت" را در کارنامه خود دارد. وی همچنین سازنده فیلم های مستند جام جان، سرد سبز، اوج موج، خانه سیاه، وقت خوب مصائب (احمدرضا احمدی:زندگی و شخصیت)، اتواستاپ (فیلم کوتاه بر اساس داستانی از میلان کوندرا)، آزادی در مه، یک بطری آب، آواز آفتاب (مروری بر ادبیات داستانی معاصر ایران) و تهیه کنندگی امپراتور و ما(آكيرا كوروساوا: يك نگاه)، عاشق، خواب خورشید (عشق در ترانه های ایرانی) و نویسنده کتاب آیه های آه (ناگفته هایی از زندگی فروغ فرخزاد) است که همگی به سیاه نمایی از جامعه ایرانی شهره است.
 



مجتبی میرطهماسب متولد سال 1350 در كرمان و فارغ التحصيل رشته كارشناسی صنايع دستی در سال 1374 از دانشگاه هنر است.
 



شروع فعاليت های سينمايی از سال 1369 با صدابرداري فيلم و مستندسازي فيلم های مستند كوتاه «نشان» از مجموعه كودكان سرزمين ايران 16 م.م در سال 1375، ساخت هشت قسمت از مجموعه مستند «داستان های هند» در سال 1375 و 1376 به نام های «پدرم قلمكار بود»، «مينا»، «آب و آئينه»، «كاشی وان يكاد»، «حسنبدو»، «بوی گل محمدی»، «تپه»، «ماهی مسی» است.

هادی آفریده کارگردان و مستند ساز، عضو هیات انتخاب دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران- خانه سینما  1387 - عضو هیات داوری نخستین جشنواره سراسری فیلم کوتاه زابل – 1389 - عضو هیات داوری نخستین جشنواره فیلم تصویر استاندار – 1389 - عضو انجمن صنفی مستند سازان سینمای ایران در خانه سینما - عضو انجمن صنفی فیلم کوتاه در خانه سینما است.
 


محسن شهرناز دار مستندساز، روزنامه نگار، پژوهشگر موسیقی نواحی و نوزانده سه تار- دبیر ویژه‌نامه موسیقی روزنامه ایران که پیش تر نیز در رابطه با چاپ مقاله ای درباره کتاب "موسیقی زنان ایران" به نویسندگی توکا ملکی، تحت پیرگرد قرار گرفته بود.
 



کتایون شهابی نیز عضو هیئت مدیره انجمن تهیه کنندگان فیلم مستند و مدیر عامل موسسه رسانه بین المللی شهرزاد است.
 

+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  16:9  توسط افسر کوچک  | 

نامه مشایی به 2 وزیر برای عامل اصلی اختلاس 3 هزار میلیاردی

اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در نامه ای به وزرای اقتصاد و راه خواستار تسریع در واگذاری سهام شرکت فولاد خوزستان به گروه امیر منصور آریا عامل اصلی اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی می شود.

در گزارشی مشرق نوشت: در نامه مورخ 7 مهر سال 1389 مشایی خطاب به دو وزیر کابینه چنین آمده است:
جناب آقای حسینی، وزیر محترم امور اقتصاد و دارایی
جناب آقای بهبهانی، وزیر محترم راه و ترابری
سلام علیکم
به پیوست تصویر نامه شماره 10205/ص20 مورخ 2/7/1389 شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه‌آهن در خصوص امادگی خرید 50 و نیم درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان ارسال می‌شود.
حسب موافقت ریاست محترم جمهوری خواهشمند است دستور فرمائید ضمن تسریع اقدام مساعد را به عمل آورند.
 
اسفندیار رحیم مشایی
 

  
بر اساس این نامه سهام شرکت فولاد خوزستان بدون برگزاری تشریفات قانونی مزایده به گروه امیر منصورآریا در قالب شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه راه آهن( تراورس) واگذار می شود.

این گزارش حاكي است كه امير منصور خسروي در جريان واگذاري هاي سازمان خصوصي سازي و در حركتي كاملا مشكوك توانست شركت تراورس كه از مهمترين شركت هاي پيمانكار در عرصه رآه آهن كشور است را خريداري  كند.
سوالي كه مسولان سازمان خصوصي سازي و وزارت اقتصاد بايد به آن پاسخ دهند اين است كه چگونه و با چه توجيهي بزرگترين شركت راه آهن كشور را به اين گروه واگذار كرده اند.

جالب است كه شركت تراورس به صورت ده ساله به امير منصور خسروي و به قيمت 120 ميليارد تومان واگذار شد.
حال كه پرونده گروه آريا در خصوص اختلاس از نظام بانكي بر همگان آشكار شده است مي توان سناريوي ديگر اين گروه براي تسلط بر اقتصاد ملي كشور را به شرح زير توضيح داد:
1-همكاري با سازمان خصوصي سازي و وزارت اقتصاد براي تصاحب شركت هاي بزرگ پيمانكاري كشور
 
2-تباني با كارفرمايان دولتي از قبيل راه آهن و وزرات راه سابق براي تصاحب پروژه هاي ميلياردي با حربه تامين مالي و به صورت ترك تشريفات مناقصه
 
3-همكاري گسترده و تباني با نظام بانكي خصوصا یک بانك دولتی براي تامين مالي پروژه ها به صورت صوري.
 
حال سوال اينجاست كه چگونه يك فرد توانايي دارد از يك طرف با همكاري سازمان خصوصي سازي شركت معظمي چون تراورس را خريد اري كند كه نزديك به هشت هزار نفر كارمند دارد و از طرف ديگر با تباني بتواند به صورت ترك تشريفات مناقصه پروژه هزار و 300 ميليارد توماني را تصاحب كند و یا در قبال اجرای بدون تشریفات مناقصه طبقاتی نمودن جاده رامسر به نور، بیش از 50 درصد سهام شرکت فولاد خوزستان را به دست آورد. در این میان همكاري این بانك دولتی در خصوص گروه امير منصور آريا داراي ابعاد پيچيده ای است كه اميدواريم مسولان مربوطه بتوانند در اين خصوص توضيحات كافي ارايه كنند.
 
ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه اگر گروه آريا در پروژه راه آهن شيراز-بندرعباس تنها 10 درصد سود ببرد رقمي در حدود 130 تا 200 ميليارد تومان خواهد شد و اين در حالي است كه رقم خريداري شده شركت تروارس كمتر از 120 ميليارد تومان بوده است.
 
درادامه خوب است نگاهي به تيترهاي  آخرين نشريه گروه تراورس داشته باشيم:
 
ماهنامه داخلی شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن ویژه مرداد 90 منتشر شد.
در این شماره میخوانیم که:
1-عملیات اجرایی بزرگترین پروژه ریلی کشور آغاز شد
2-سومین دوره گردهمایی مدیران ارشد شرکت توسعه سرمایه گذاری امیر منصور آریا
3-نشست مشترک مدیران گروه امیر منصور آریا
4-عملیات بازسازی خطوط ایستگاه صوفیان بودی خاتمه می یابد
5-پروژه پوشش مسیل منوچهری
6-راه اهن شیراز -بندر عباس را 30ماهه می سازیم ،سالی 250 کیلو متر
7-آماده ایم تمام پروژه های ریلی کشور را به صورت EPCFاجرا کنیم
 
 
 
از سوی دیگر در سوم اردیبهشت سال جاری نیز حسب نامه اسفندیار رحیم مشایی، جلسه ای در وزارت راه برگزار و درباره نحوه اجرایی شدن پروژه رامسر به نور در قبال واگذاری سهام شرکت خوزستان توافقات لازم و البته بدون برگزاری هرگونه تشریفات قانونی مزایده و مناقصه صورت می پذیرد. متن توافقات این جلسه به شرح ذیل است:

 

با عنایت به نامه شماره 239664 مورخ 4/11/1389ریاست محترم دفتر مقام عالی ریاست جمهوری در ارتباط با درخواست شماره 16419/ص20 مورخ 21/10/1389 شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه‌آهن (تراورس) جلسه‌ای در مورخ 3/2/1390 در محل دفتر سرپرست محترم وزارت راه و ترابری در ارتباط با اجرای طبقاتی نمودن مسیر جاده‌ای حد فاصل شهرستان رامسر به شهرستان نور به طول تقریبی 120 کیلومتر تشکیل و مقرر گردید پروژه مذکور توسط شرکت فوق بصورت EPC+F در مدت 27 ماه اجرا، (نحوه تأمین منابع مالی از طریق واگذاری 5/50 درصد سهام شرکت فولاد خوزستان از سوی دولت خواهد بود).

 ضمناً شرکت مذکور متعهد گردید از تاریخ امضاء، این تفاهم نامه نسبت به انجام عملیات مهندسی و طراحی (بخشE  پروژه مذکور اقدام و کلیات این موضوع را ظرف 45 روز جهت تصویب به کارفرما ارائه نماید، ضمناً انجام عملیات واگذاری سهام شرکت مذکور ظرف مدت 45 روز از سوی وزارت راه و ترابری پیگیری خواهد شد و آغاز عملیات اجرایی همزمان با این موضوع از سوی شرکت تراورس صورت می‌پذیرد.

مفاد قرارداد فی‌مابین و شرایط مندرج آن پس از ارائه پیشنهاد پیمانکار (شرکت تراورس) بررسی و تصویب از سوی وزارت راه و ترابری نهایی خواهد شد. (وفق مقررات و قوانین)، ضمناً شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه‌آهن متعهد می‌گردد پروژه را در طول مسیر جاده موجود حداکثر تا تاریخ بهمن ماه 1391 (دهه مبارک فجر) اجرا و تحویل نماید.

ابوالفضل گلزاری
مدیرعامل شرکت مهندسی خط و ابنیه فنی راه‌آهن

صادقی
معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور

رضا پیل پایه
قائم مقام وزارت راه و ترابری

علی نیکزاد
سرپرست وزارت راه و ترابری

*این نامه نشان می دهد که واگذاری پروژه رامسر به نور و همچنین واگذاری سهام شرکت فولاد خوزستان بدون برگزاری تشریفات قانونی مزایده و مناقصه برگزار شده است.

+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  16:5  توسط افسر کوچک  | 

 
محسنی اژه ای در نشست خبری:
 
"عامل اختلاس اخیر در صورت اثبات
 
فساد فی‌الارض اعدام می‌شود"

خبرنامه دانشجویان ایران: نوزدهمین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه در حالی برگزار شد که 85 دقیقه از زمان این نشست به توضیحات ناظر ویژه رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر اختصاص داشت.

مشروح توضیحات سخنگوی قوه قضاییه را در ذیل می‌خوانید.

آگاهان از اختلاس، معاون جرمند/ چرا بانک مرکزی موضوع را اطلاع‌رسانی نکرد؟

سخنگوی قوه قضاییه گفت:‌ اگر کسانی از وقوع جرم در مجموعه خود مطلع باشند و خبر ندهند، به عنوان معاون همین جرم مجازات خواهند شد.

وی اظهار داشت: طبق تبصره ماده 2 قانون اخلال در نظام اقتصادی مصوب سال 69 آمده است اگر کسانی مطلع باشند که موضوع جرم در زیرمجموعه آنها اتفاق افتاده یا در حال اتفاق افتادن است و خبر ندهند به‌عنوان معاون همین جرم مجازات خواهند شد.
 
وی ادامه داد: بانک مرکزی ادعا کرده که از این موضوع اطلاع پیدا کرده بود. سؤال اینجاست که چرا رأساً برای جلوگیری از این اتفاق اقدام نکردند و چرا به دستگاه قضایی موضوع را اطلاع ندادند؟
 
هر یک از عوامل بروز اختلاس بزرگ باید هزینه آن را بپردازند

بر اساس گزارش فارس سخنگوی قوه قضائیه گفت: بایدعلل و عوامل منجر به وقوع جرم را شناسایی کنیم و هر عاملی به سهم خودش هزینه‌ای را پرداخت کند، حتی اگر آن عامل سبب شده باشد اما مجرم نباشد 

وی ادامه داد: این فسادی که رخ داده است یک فساد بزرگ است و به تبع اقتضاء دارد برخورد با آن متناسب با جرم باشد و نمی‌توان آن را با سایر مسایل سنجید.
 
وی افزود: وقوع هر جرمی زشت است اما بدتر از آن برخورد نکردن با آن است، اگر جرمی واقع شود زننده است اما اگر جرم واقع شد اما با آن برخوردی صورت نگرفت و جرم تکرار شد، بسیار بدتر است.
 
سخنگوی قوه قضائیه ادامه داد: باید دید که ما باید چه کنیم تا اگر جرمی  اتفاق افتاد، تکرار نشود که هم فاعل این جرم جرأت تکرار نداشته باشد  و هم افراد دیگر.
 
محسنی‌اژه‌ای گفت: باید موضوع را از همه ابعاد موجود مطالعه کنیم و همچنین زمینه‌های وقوع جرم را بشناسیم و از بین ببریم.
 
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس گفت: باید همه علل و عوامل منجر به وقوع جرم را شناسایی کنیم و هر عاملی به سهم خودش هزینه‌ای را پرداخت کند، حتی اگر آن عامل سبب شده باشد اما مجرم نباشد یعنی اینکه فردی سبب بروز جرم نشده اما در وقوع آن قصوری داشته است. 


هر فردی در پرونده فساد بزرگ دخالت داشته باید هزینه بپردازد

ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: هر فرد باید هزینه قصور و تقصیر خود را در شکل‌گیری اختلاس پرداخت کند و بهترین راه در این راه این است که مجازات متناسب با عوامل وقوع جرم داشته باشیم.

وی خاطر نشان کرد: هر فرد باید هزینه قصور و تقصیر خود را پرداخت کند و بهترین راه در این راه این است که مجازات متناسب با عوامل وقوع جرم داشته باشیم.
 
وی ادامه داد: این موضوع باید سریع، صریح، صحیح، شفاف و قاطع رسیدگی شود و اگر جرمی که الان اتفاق افتاده است را بتوان در موقعیت سریع رسیدگی کرد نتیجه بهتری نسبت به پرونده‌ای دارد که با فاصله زمانی نسبت به وقوع جرم رسیدگی شده است. رسیدگی کردن سریع همراه با اطلاع‌رسانی صحیح در این راه مؤثر است.
 
محسنی اژه‌ای خاطر نشان کرد: این اتفاقی که رخ داده در بزرگ بودن جرم آن تا الان به میزانی که قضات رسیدگی کرده‌اند کسی تردید ندارد اما باید دید ماهیت آن چیست.
 
وی ادامه داد: باید دید که این موضوع اختلاس، اخلال در نظام اقتصادی، ارتشاء، سوء استفاده از موقعیت، درآمد غیر حق، کلاهبرداری یا همه این موارد است و خیلی مهم است که در این پرونده نوع و عنوان اتهام را از همه لحاظ بیان کند.
 
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: اگر چنانچه این پرونده عنوانش اخلال در نظام اقتصادی باشد صلاحیت آن با دادگاه انقلاب خواهد بود و چنانچه کلاهبرداری و اختلاس باشد دادگاه جزایی عمومی به آن رسیدگی خواهد کرد.  در مرحله تجدید نظر هم اگر اخلال در نظام اقتصادی باشد مرجع آن دیوان عالی کشور است و در صورت کلاهبرداری و اختلاس دادگاه تجدید نظر استان.
 
محسنی‌اژه‌ای ادامه داد: در زمینه مجازات هم اگر اخلال در نظام اقتصادی باشد مجازات قابل تخفیف و تعلیق نیست و انفصال دائم هم همراه دارد ولی اگر اختلاس باشد و قبل از صدور کیفرخواست اصل مال رد شود قاضی نمی‌تواند مجازات حبس بدهد و اگر هم داده باشد مجازات باید تعلیق شود و می‌تواند تمام مجازات نقدی را هم تخفیف بدهد.
 
ناظر دستگاه قضایی در پرونده بزرگ خاطر نشان کرد: اگر اختلاس، کلاهبرداری و مواردی دیگر اتفاق بیفتد و به طور شبکه‌ای و باندی اداره شود موضوع کاملا فرق می‌کند و مجازات آن تا مفسد فی‌الارض و حبس از  15 سال تا ابد خواهد بود.
 
محسنی‌اژه‌ای گفت: باید مستند و بر اساس چیزی که اتفاق افتاده اقدام شود هر چند ممکن است جرم ابتدا یک عنوان داشته باشد ولی در حین رسیدگی به پرونده عنوان آن تغییر کند.
 
سخنگوی قوه قضائیه با بیان اینکه در حال حاضر موضوع اختلاس مطرح شده و بر سر زبان‌ها افتاده است، گفت: ممکن است یک عمل چند عنوان مجرمانه را با خود همراه داشته باشد و به همین دلیل چند مجازات برای آن در نظر گرفته شود اما اگر از نظر مادی یک فعل و از نظر معنوی چند فعل باشد قاضی می‌تواند اشد مجازات را در نظر بگیرد.
 
 
کارمندان و سازمانهای مرتبط با اختلاس هم مجازات می‌شوند

سخنگوی قوه قضائیه گفت:‌ بر اساس ماده 5 این قانون، هر یک از کارمندان، وجوه، مطالبات، حواله‌ها، سهام، اسناد، اوراق یا سایر اموال متعلق به مؤسسات را که بر اساس وظیفه در اختیار دارند به نفع خود یا دیگری برداشت کند مختلس و به ترتیب فوق مجازات خواهد شد.

محسنی‌اژه‌ای در ادامه سخنان خود در خصوص اختلاس بزرگ با بیان اینکه اگر این اتفاق را اختلاس در نظر بگیریم باید دید قانون درباره اختلاس چه می‌گوید، اظهار داشت: قانون مجازات مرتکبان اختلاس ارتشاء و کلاهبرداری مصوب 15 آذر 67 مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید ماده اول مربوط به کلاهبرداری و ماده دوم مربوط به تحویل مال غیرقانونی است که دو سال حبس، رد مال و جریمه نقدی معادل دو برابر مال تحصیل شده، مجازات دارد.
 
وی با بیان اینکه ماده 3 این قانون درباره ارتشاء است و در این پرونده هم تا حدودی دخیل است،گفت: ماده 4 قانون به موضوع اختلاس و کلاهبرداری می‌پردازد و در این باره است که کسانی که با تشکیل یا رهبری شبکه چند نفری به امر اختلاس و کلاهبرداری مشغول هستند علاوه بر ضبط کلیه اموال منقول و غیر منقول که از طریق این راه به دست آورده‌اند به نفع دولت و استرداد اموال به جزای نقدی معادل مجموع اموال به دست آورده، رد مال، انفصال از خدمت و حبس از 15 سال تا ابد محکوم خواهند شد.
 
محسنی‌اژه‌ای ادامه داد: در صورتی که این جرم مصداق مفسد فی‌الارض باشد مجازات آن هم، مجازات فساد فی‌الارض خواهد بود.
 
وی افزود: بر اساس ماده 5 این قانون هر یک از کارمندان، کارکنان ادارات، سازمان‌ها، شوراها، شهرداری‌ها، شرکت‌های دولتی، وابسته به دولت، نهادهای انقلابی، دیوان محاسبات اداری، تمام مجموعه‌های قوای سه‌گانه، نیروهای مسلح و مأموران رسمی و غیر رسمی در این ارگان‌ها وجوه، مطالبات، حواله‌ها، سهام، اسناد، اوراق یا سایر اموال متعلق به مؤسسات را که بر اساس وظیفه در اختیار دارند به نفع خود یا دیگری برداشت کند مختلس و به ترتیب فوق مجازات خواهد شد.
 
محسنی‌اژه‌ای در توضیح اختلاس صورت گرفته گفت: گفته شده که یک شرکت به نام توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا که تعدادی زیادی شرکت زیرمجموعه داشته با استفاده از ال‌ سی داخلی مبالغ گزافی را گرفته و در غیر آنچه که باید هزینه می‌کرد، هزینه کرده است. 
 
سخنگوی قوه قضاییه با بیان اینکه در هر ال‌سی 4 رکن وجود دارد، گفت: خریدار، فروشنده، بانک گشایش‌کننده، بانک کارگزار، ارکان هر ال‌سی را تشکیل می‌دهند.
 
وی ادامه داد: خریدار وقتی می‌خواهد جنسی را بخرد و پول نقد ندارد با یک بانک گشایش اعتبار صحبت می‌کند و با ارائه قرارداد و پیش فاکتورها تقاضای خود را مطرح می‌کند. بانک گشایش کننده در این پرونده بانک صادرات است که موظف است تقاضا را بررسی و اعتبارسنجی کند که آیا این فرد متقاضی اعتبار این مبلغ را دارد یا خیر.
 
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ خاطر نشان کرد: در داخل هر بانک قسمتی تحت عنوان اعتبارسنجی وجود دارد و موضوع را رسیدگی می‌کند و موظف است که این مراتب را در بانک ثبت کند.
 
محسنی‌اژه‌ای گفت: معمول است که از خود متقاضی یک پیش پرداخت دریافت می‌شود که به عنوان مثال در این پرونده که برای ال‌سی ابتدایی صد میلیارد تومان بوده است باید حدود 10 میلیارد تومان را می‌گرفته است و برای بقیه مبلغ اسناد و وثیقه‌های لازم اخذ می‌شد.
 
سخنگوی دستگاه قضایی ادامه داد: وقتی این کارها انجام شد باید اصالت و صحت افراد را بررسی کنند تا مبادا قراردادها و اسناد ارائه شده صوری نباشد و همچنین باید بررسی کنند که خریدار و فروشنده یک مجموع واحد نباشند.
 
محسنی‌اژه‌ای ادامه داد: وقتی همه این اقدامات انجام شد، بانک سند اعتباری را امضا و به بانک کارگزار که در این پرونده بانک ملی است می‌فرستد. بانک ملی هم باید اصالت را محرز کند و این کار از طریق تماس با بانک گشایش‌کننده انجام می‌شود. وقتی همه این کارها انجام شد بانک کارگزار به فروشنده ابلاغ می‌کند که آیا حجم و قیمت قرارداد ارائه شده صحت دارد یا خیر.
 

عامل اختلاس اخیر در صورت اثبات فساد فی‌الارض اعدام می‌شود

ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: هر یک از اعمال مذکور چنانچه ‌به‌قصد ضربه زدن به نظام یا مقابله با نظام یا اینکه با علم مؤثر‌بودن اقدام در مقابله با نظام صورت گیرد، اگر در حد فساد فی‌الارض باشد به اعدام و در غیر این صورت به 5 تا 20 سال حبس محکوم خواهد شد.
 
وی افزود: در قانون اخلال در نظام اقتصادی مصوب 19 آذر 69 اخلال در نظام اقتصادی تعریف نشده اما در ماده یک این قانون مصادیق آن مشخص شده است که ما را به معنای آن نزدیک می‌کند.
 
وی افزود: ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای زیر جرم است و مرتکب مجازات خواهد شد.
 
الف ـ اخلال در نظام پولی و ارزی از طریق قاچاق ارز یا جعل اسکانس و سکه
 
ب ـ اخلال در نظام پولی از طریق گرانفروشی و احتکار و پیش‌خرید محصولات کشاورزی به منظور ایجاد انحصار و کمبود محصول در بازار.
 
ج ـ اخلال در نظام تولید
 
د ـ هر گونه اقدامی به منظور خارج کردن آثار میراث فرهنگی به وصول وجوه کلان به صورت قبول پول اشخاص حقیقی و حقوقی به عنوان مضاربه
 
و ـ اقدام باندی برای اخلال در نظام صادراتی کشور
 
محسنی‌اژه‌ای در توضیح این ماده و مجازات در نظر گرفته شده برای این افراد گفت: هر یک از اعمال مذکور چنانچه به قصد ضربه زدن به نظام یا مقابله با نظام یا اینکه با علم مؤثر‌بودن اقدام در مقابله با نظام صورت گیرد، اگر در حد فساد فی‌الارض باشد به اعدام و در غیر این صورت به 5 تا 20 سال حبس محکوم خواهد شد.
 
دادگاه می‌تواند علاوه بر حبس و جریمه مالی متهم را به تحمل 20 تا 74 ضربه شلاق هم محکوم کند.
 
وی ادامه داد: در تبصره ماده 2 این قانون آمده است اگر کسانی مطلع باشند که جرمی در زیر مجموعه آنها اتفاق افتاده یا در حال اتفاق افتادن است و موضوع را خبر ندهند به عنوان معاون همین جرم مجازات خواهند شد.
 
سخنگوی دستگاه قضایی ادامه داد: طی روزهای گذشته بانک مرکزی اعلام کرد ما از موضوع اطلاع پیدا کرده‌بودیم، حال این سؤال مطرح است که چرا بانک مرکزی رسماً برای جلوگیری از این اقدام کاری نکرد و چرا موضوع را به دستگاه قضایی اطلاع نداد؟
 
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: تبصره 4 ماده 2 این قانون محرومیت از خدمات دولتی و انفصال مادام‌العمر را برای متهمان در نظر گرفته است. همچنین تبصره 5 این قانون می‌گوید هیچ یک از مجازات‌های مقرر قابل تعلیق نبوده و اعدام، جریمه‌های مالی و انفصال از خدمت از سوی دادگاه و قاضی قابل تخفیف نیست.
 
 
حداقل 10 مورد تخلف در پرونده فساد مالی اخیر وجود دارد

سخنگوی قوه قضائیه گفت: بررسی‌های اولیه حاکی از آن است حداقل 10 مورد تخلف در پرونده فساد مالی اخیر از سوی متهمان رخ داده است.

غلامحسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه گفت: LC به عنوان یک سند اعتباری در سال 77 در دولت هشتم به تصویب رسید اما سرانجام پس از بررسی‌های انجام شده در سال 80 به بانک‌ها ابلاغ شد و از همان زمان گشایش اسناد داخلی آغاز شد.
 
وی افزود: البته گشایش اسناد اعتباری در مناطق آزاد شرایط خاص خودش را دارد که یکی از این شرایط این است که شعب بانکی موجود در این مناطق اجازه استفاده از منابع سایر شعب بانکی را نداشته و نمی‌توانند جذب منابع کنند.
 
محسنی‌اژه‌ای در توضیح اینکه در پرونده فساد مالی اخیر چه اتفاقی افتاده است، گفت: گروه توسعه سرمایه‌گذاری امیرمنصور آریا که تعداد کثیری شرکت به عنوان زیرمجموعه خود دارد از سال 86 اقدام به گشایش اسناد اعتباری می‌کند.
 
وی ادامه داد: البته این حرکت سال‌های 86 و 87 بسیار اندک بود اما سرانجام از نیمه اول سال 88 به بعد گشایش اعتبارات افزوده شده و مسئولان این شرکت پی می‌برند که این اعتبارات لقمه لذیذی برایشان است.
 
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به این مطلب که بیش از 10 مورد تخلف و شگرد برای گشایش اعتبارات و تنزیل آن از سوی مسئولان این شرکت به کار گرفته شده است گفت: برای مثال تمام LCها به صورت ذی‌نفع واحد گشایش یافته است.
 
وی ادامه داد: در برخی از موارد دیگر اصلا چیزی خرید و فروش نشده است یعنی قرارداد بین دو شرکت زیر مجموعه شرکت مادر صورت گرفته و این در حالی است که به عنوان تخلف سوم باید به عدم اعتبار‌سنجی بانک‌های عامل گشایش اسناد اشاره کرد.
 
ناظر ویژه ریاست قوه قضائیه در رسیدگی به پرونده مالی اخیر با اشاره به این مطلب که یکی دیگر از تخلفات این است که اسناد و مدارک از سوی بانک‌ گشایش‌دهنده اعتبارات مورد بررسی قرار نگرفته و ثبت نشده است گفت: این نکته قابل رویت است که متأسفانه برخی از تخلفات براساس روابط ناصحیح مدیران بانکی رخ داده است.
 
وی افزود: باید از مدیران بانک‌هایی که در این پرونده نقص داشته‌اند اما خود را بی‌گناه معرفی می‌کنند، پرسیده شود که حرف شما صحیح که برخی از بانک‌ها اسناد مربوط به گشایش اعتبارات را ثبت نکرده‌اند اما آیا شما نباید از خود می‌پرسیدید که چگونه یک شعبه درجه سه در جزیره کیش این میزان سقف تنزیل اعتبارات LC به حسابش واریز شده است؟آیا برای شما جای سؤال نبود. وی گفت: سؤال دیگری که باید از مسئولان بانک‌ها پرسید این است که چرا بیش از آنکه اسناد حمل بار اموال فروخته شده را که یکی از شرایط پرداخت پول اعتبارات است اخذ نکردید و پیش از اخذ این مدارک اقدام به پرداخت مطالبات خریدار و فروشنده کردید؟
 
محسنی‌اژه‌ای با اشاره به این مطلب که در بخشی از این پرونده تخلف مالی بزرگ متهمان پس از چند بار پولشویی رفته‌اند و سهام بانک آریا را خریداری کرده‌اند گفت: متأسفانه این متهمان در پرونده خود اخذ 400 میلیارد تومان تسهیلات بدون ارائه وجه‌الضمان را دارند.
 
وی گفت: از مدیران بانک صادرات نیز باید این سؤال را پرسید که چرا برای شما جای سؤال نبود که چگونه یک شعبه درجه سه این میزان توانسته LC تنزیل کند و پول به حساب این بانک واریز شود.
 
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به این مطلب که در تاریخ 18 دی‌ماه سال 89 کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی نامه‌ایی به مدیرعامل بانک ملی می‌نویسد گفت: در آن نامه اشاره می‌شود که شرکت امیرمنصور آریا با تعدادی شرکت زیرمجموعه مقداری بدهی بانکی از جمله ارزی و ریالی دارد که در آن نامه به این نکته اشاره می‌شود که بانک‌ها در دادن تسهیلات به این شرکت مراقب باشند.
 
محسنی‌اژه‌ای با اشاره به اینکه عده‌ایی معتقدند که کشف چنین پرونده بزرگ مالی از سوی آنها کشف شده است گفت: اگر قرار است به واسطه کشف این پرونده به کسی امتیازی داده شود؛ باشد همه امتیازات مال کسانی که این پرونده را کشف کرده‌اند اما به این نکته توجه داشته باشید که اصلا کشفی در این پرونده رخ نداده است بلکه بانکی سر رسید دریافت پولش رسیده اما از آنجا که مطالباتش وصول نشده آمده است و شکایتی کرده است.
 
وی افزود: ثانیا هر کدام از دستگاه‌های ذیربط به محض آنکه از موضوع پرونده مطلع می‌شدند بر حسب وظیفه باید موضوع را اطلاع می‌دادند و گر نه مجازات آنها هم در شأن معاونت در وقوع جرم بود.
 
 
دادگستری خوزستان ورود مناسبی به پرونده فساد مالی داشت

سخنگوی قوه قضاییه گفت:‌ دادگستری استان خوزستان به محض مشخص شدن ابعاد پرونده ورود بسیار خوبی به آن داشت.

غلامحسین محسنی اژه‌ای گفت: خوشبختانه دادگستری خوزستان و دادستان شهر اهواز اقدامات لازم از جمله شناسایی متهمین و بررسی‌های لازم برای تعیین نوع جرم را به سرعت آغاز کردند.
 
وی افزود: همزمان تعدادی از متهمان را دستگیر کرده و سرانجام برخی از معاونین در پرونده را نیز احضار کرده و برای تعدادی از آنها قرار مناسب صادر شد.
 
ناظر ویژه رئیس قوه قضاییه در رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی تصریح کرد: از 22 تن از متهمان و کسانی که در این پرونده باید از آنها تحقیق می‌شد، تحقیقات لازم انجام شد و اکنون تعدادی از آنها در بازداشت به سر می‌برند و تعدادی دیگر با قرار وثیقه مناسب آزاد شده‌اند و این در حالی است که متهم اصلی امیرمنصور آریا نیز در بازداشت به‌سر می‌برد.
 
وی افزود:‌ در میان بازداشت‌شدگان مدیر شعبه بانک ملی و بانک صادرات جزیره کیش نیز به چشم می‌خورد و این در حالی است که برخی دیگر از معاونین این بانک‌ها نیز که در وقوع این پرونده دخیل بودند بازداشت شده‌اند.
 
دادستان کل کشور افزود: از آنجا که شرکت‌ها و کارخانجات زیادی زیرمجموعه شرکت توسعه سرمایه‌گذاری امیرمنصور آریا بودند، هماهنگی‌های لازم انجام شد تا به گونه‌ای اموال ضبط شود که 17 هزار کارگر این کارخانجات بی‌کار نشده و برایشان مشکلی رخ ندهد.
 
وی افزود: دادستان خوزستان همچنین در نامه‌ای از بانک مرکزی خواسته تا اموال متهمان شناسایی و بلوکه شود و همچنین اقدامات تأمینی توسط شورای تأمین استان انجام شود.
 
محسنی اژه‌ای گفت: اموال متهمان براساس آنکه خودشان اظهار داشته‌اند به اندازه‌ای است که می‌تواند تکافی میزان تخلف آنها در پرونده باشد اما این اظهارنظر شخصی از سوی آنها باید توسط کارشناسان رسمی دادگستری بررسی شود.
 
سخنگوی قوه قضاییه تأکید کرد: همچنین ریاست قوه قضاییه از دیوان عالی کشور خواست تا با توجه به ابعاد وسیع این پرونده و متهمان به تهران احاله شود تا در تهران سایر رسیدگی‌ها انجام شود که خوشبختانه ظرف 24 ساعت آینده پرونده‌ها به تهران احاله تا رسیدگی شود.

*حاشيه‌نگاري خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران از نشست خبري سخنگوي قوه‌ي قضاييه    

نوزدهمين نشست خبري سخنگوي دستگاه قضايي كه به نوعي مي‌توان گفت به اطلاع‌رساني در مورد تشريح جزييات پرونده فساد مالي اخير اختصاص داشت با حاشيه‌هايي همراه بود.

برخي از حاشيه‌هاي قابل ذكر اين نشست به اين شرح است:

- تمامي جايگاه‌هاي خبرنگاران قبل از شروع جلسه تكميل شده بود و زمزمه‌هاي خبرنگاران حاكي از اين بود كه اغلب سوالات پيرامون پرونده فساد مالي اخير و بازداشت افراد مرتبط با شبكه بي‌بي‌سي است.

- نمايندگان رسانه‌هاي حاضر در اين نشست با يكديگر گفت‌وگو مي‌كردند كه آيا عنوان اتهامي فساد مالي اخير اختلاس است يا نه؟ زيرا از سوي مسئولان و مقامات اظهارات متفاوتي در اين زمينه نقل شده بود.

- حدود 30 نفر از نمايندگان رسانه‌هاي گروهي اسامي خود را براي طرح سوال در ليست تهيه براي طرح سوال يادداشت كرده بودند.

- نوزدهمين جلسه سخنگويي دستگاه قضايي مثل هميشه راس ساعت 14:30 با ورود حجت‌الاسلام محسني اژه‌اي آغاز شد.

- محسني اژه‌اي پيش از شروع اظهاراتش از اصحاب رسانه درخواست كرد كه مطالب را آن‌گونه كه بيان مي‌شود اطلاع‌رساني كنند.

- سخنگوي دستگاه قضايي همچنين پيش از آغاز سخنانش با بزرگ توصيف كردن پرونده مالي اخير تاكيد كرد كه قطعا برخورد با اين پرونده بايد متناسب باشد و همان‌گونه كه وقوع جرم بد است، بدتر از آن عدم برخورد با آن است.

- ناظر رسيدگي به پرونده فساد مالي اخير با تاكيد بر توجه به ماهيت جرم گفت بايد مشخص شود كه كدام يك از عناوين اتهامي اختلاس، اخلال در نظام اقتصادي كشور، سوء استفاده از موقعيت، كلاهبرداري و ... و يا همه آن‌ها صورت گرفته است، زيرا مجازات هر يك از اين عناوين اتهامي متفاوت است.

- حدود 45 دقيقه نشست خبري سخنگوي دستگاه قضايي به بيان توضيحات اوليه در خصوص عناوين اتهامي متناسب با پرونده فساد مالي اخير اختصاص يافت كه در اين ميان محسني‌اژه‌اي از كتاب قانون نيز بهره مي‌گرفت.

- محسني اژه‌اي قبل از ورود به جزييات پرونده از خبرنگاران حاضر در جلسه سوال كرد اكنون عنوان اتهامي كه در جامعه براي اين پرونده مطرح مي‌شود چيست كه خبرنگاران از عنوان اختلاس ياد كردند.

- به دليل طولاني شدن توضيحات سخنگوي دستگاه قضايي و واكنش برخي خبرنگاران مبني بر اينكه فرصتي براي طرح سوالات آن‌ها باقي نخواهد ماند، محسني اژه‌اي گفت كه اين توضيحات الزامي است و ممكن است پاسخ بسياري از سوالات شما باشد.

- يكي از حواشي اين نشست خبري حضور رييس كل دادگستري استان خوزستان در جلسه بود كه در يكي از صندلي‌هاي سالن نشسته بود.

- سخنگوي دستگاه قضايي با بيان اينكه از اواسط مرداد ماه سال جاري اين موضوع به دادگستري خوزستان ارجاع شد و اقدامات لازم از جمله شناسايي و تعقيب متهمان صورت گرفت، گفت كه از 22 نفر به عنوان متهم تحقيق به عمل آمده و براي آن‌ها قرار صادر شده است كه البته برخي با قرار آزاد شده‌اند.

-‌ محسني اژه‌اي از جمله افراد بازداشتي را رييس شعبه بانك صادرات اهواز، مدير شعبه بانك ملي كيش و شخص «مه‌آفريد اميرخسروي» عنوان كرد.

- در طول مدت برگزاري جلسات سخنگوي دستگاه قضايي، اين نشست‌ها راس ساعت 16 به اتمام مي‌رسيد ولي تا ساعت 16 عصر محسني اژه‌اي به بيان توضيحات در مورد پرونده فساد مالي اخير پرداخت و فرصتي نيم ساعته براي طرح سوالات خبرنگاران اختصاص يافت.

- جلسه سخنگوي دستگاه قضايي فقط با طرح سوال 10 خبرنگار به اتمام رسيد در حالي كه حدود 20 خبرنگار و نماينده رسانه‌هاي خبري، موفق به طرح سوال نشدند.

- آخرين سوال نشست خبري را يكي از خبرنگاران روزنامه‌ها مطرح كرد و وي با هيجان فراوان به تعدادي از بانك‌هاي دخيل در اين پرونده اشاره كرد و گفت كه در نهايت در اين رابطه به بانك مركزي خواهيم رسيد، آيا افرادي از اين نهاد بازداشت شده‌اند؟ كه محسني اژه‌اي در جواب با لبخند گفت كه اين خبرنگار از يك طرف افشاگري كرد و از سوي ديگر صداي خود را تمرين كرد!.

+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  15:58  توسط افسر کوچک  | 

 
نامه یاران بقایی برای واردات رژلب!!!
 
خبرنامه دانشجویان ایران:تاسیس «بانک شرق» توسط برخی از این مدیران زندانی، از دیگر نکاتی بود که می توان آنرا از عجایب فعالیتهای مالی و اقتصادی در مناطق آزا دانست؛ موضوعی که با برخورد قاطع نهادهای نظارتی همراه شد.

به گزارش قاصد در همین حال خبر می رسد، شوراي هماهنگي مناطق آزاد تجاري – صنعتي و ويژه اقتصادي با ارسال نامه ای به گمرک، با تشریح  کالاهاي ساخته شده در این مناطق خواستار صدور مجوز ورود برخی از محصولات این مناطق به داخل کشور با تسهیلات ویژه شده است.

از جمله این محصولات که در کنار اقلام بی اهمیتی مانند چراغ فلورسنت، مطرح شده « رژ لب جامد و مايع» است که توسط شرکت "م.آ" در کیش تولید می شود.

مشخص نیست آیا هیچ محصول باارزش تری برای مردم ایران در این مناطق تولید نمی شود که باید مجوز ورود چنین تولیداتی را صادر کرد؟ این در حالی است که پیش از این هم کارشناسان معتقد بودند مناطق آزاد چند سالی است از اهداف واقعی خود دور و به منطقه ای برای واردات محصولات لوکس و مصرفی خارجی تبدیل شده است که با تولیدات معرفی شده از سوی شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاري – صنعتي و ويژه اقتصادي این نظر عملا تایید می شود.

+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  15:55  توسط افسر کوچک  | 

 
فرزندان 3 نماینده در اختلاس میلیاردی!!!
 
خبرنامه دانشجویان ایران:نصرالله كوهي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، گفت: همانطور كه يكي از ويژگي هاي اصولگرايي پيرو ولايت فقيه بودن است و اين شاخصه يعني آنكه نمايندگان به دنبال قدرت طلبي از راه غير حلال نروند، متاسفانه شنيده شده كه فرزندان سه تن از نمايندگان جديد مجلس در اختلاس سه هزار ميلياردي نقش داشته اند.

وي گفت: گويا از اين سه نفر يك نفر دستگير شده است.
+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  15:54  توسط افسر کوچک  | 

رونمایی از ویترین انتخاباتی علی لاریجانی
همه یاران لاریجانی!

خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته علی لاریجانی، رئیس مجلس هشتم، در جلسه ای که آن تحت عنوان "جلسه‎ی تبلیغاتی" تعبیر شده است با 150 نفر از نمایندگان اصول‌گرای مجلس (بخوانید گلچین شدگان از اصول‌گرایان) در جلسه ای بدون حضور رسانه‌ها دیدار کردند و پیرامون انتخابات آتی، عملکرد مجلس تا انتخابات و بازخوانی مواضع مجلس در دور هشتم در ساختمان مشروطه مجلس به بحث و گفت‌وگو نشستند. 

 از جمله دعوت شدگان به این جلسه می‌توان به اعضای جامعه روحانیت مبارز، جبهه پیروان خط امام و رهبری و همچنین نمایندگان مستقل اشاره کرد. علت دعوت نشدن دیگر اصول‌گرایان را نیز می‌توان از کنایه رجایی که از وی به عنوان رئیس نشست طیف مرکزی فراکسیون اصول‌گرایان مجلس یاد می‌شود متوجه شد: " تمامی اصول‌گرایانی که به وحدت اصول‌گرایان در انتخابات آتی و نقش روحانیت تاکید داشتند به این جلسه دعوت شده بودند! "


قاضی پور، نماینده مردم ارومیه، در حالی این جلسه را وحدت بخش در جبهه اصول گرایی می‌داند که جای اعضای جبهه پایداری و فراکسیون انقلاب اسلامی که جزء اصول‌گرایان منتقد لاریجانی هستند در این جلسه خالی بود، از این رو می‌توان گفت نام‌گذاری "جلسه تبلیغاتی" بر روی این نشست که قانونی بودن آن شبهه ناک است، درخور بوده است.

یکی از مهم‌ترین مسائل مطرح شده در این جلسه اعتقاد به گستردگی چتر اصولگرایی و ضرورت پرهیز از ایجاد انشقاق در اصول‌گرایان بوده است، در حالی که گلچین کردن 150 نماینده اصول گرا و نمایش قدرت لاریجانی به خودی خود وحدت شکن و در مقام رئیس مجلس کاری غیر اخلاقی بوده است.

یکی دیگر از موارد مطرح شده در این جلسه تقدیر و تشکر از آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی و تاکید بر لزوم پایبندی همه اصول‌گرایان به ساز و کار کمیته 8+7  بوده است. در این راستا باید اشاره کنیم به کنایه رجایی مبنی بر وحدت شکن بودن جبهه پایداری و عدم دعوت از نمایندگان آن‌ها و وقتی این نکته را در کنار تقدیر از آیت الله مصباح در جلسه مذکور قرار می‌دهیم علامت سؤال بزرگی در ذهنمان ایجاد می‌شود که حکایت از رسیدن به تناقض (بخوانید رفتار دوگانه برگزارکنندگان این جلسه) دارد.

علی لاریجانی، محمدرضا باهنر، غلامرضا مصباحی مقدم، حیدری دستنایی، نقوی حسینی، اسدالله بادامچیان، لاله افتخاری، علی مطهری، حسن ملک محمدی، علی عباسپور تهرانی فرد، علی بنایی، حمید رضا کاتوزیان، کاظم جلالی از جمله افرادی هستند که در این جلسه به بیان دیدگاه های خود درباره مسائل سیاسی و انتخاباتی و وحدت اصول‌گرایان پرداخته‌اند.

رسایی، سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی، معتقد است این جلسه برای کاهش فشار افکار عمومی و اعتراضات نسبت به حضور لاریجانی در کمیته 8+7 بوده است ولی با برگزاری این جلسه نه تنها از بار این فشارها کاسته نشد بلکه با توجه به سؤالات مبهم ایجاد شده این فشارها مضاعف شد. اقدام لاریجانی برای جمع کردن نمایندگان مجلس در حالی که صورت گرفت که تعداد اندکی از آن‌ها عملکرد قابل قبولی دارند و برخی از آن‌ها فاقد پایگاه اجتماعی هستند یا جایگاه خود را در کنار اصلاح‌طلبان تعریف می‌کنند.

همه یاران لاریجانی!

لاریجانی با برگزاری این جلسه نشان داد، وی نه تنها فاقد پایگاه اجتماعی نیست بلکه دوستانی دارد که اسامی‌شان همواره یدک کش حواشی و موضع گیری‌های شاذ بوده است: 

علی مطهری، از آنجایی شروع می‌شود که نام او با توصیه رئیس جمهور در لیست نمایندگان حامی دولت اسلامی و رایحه خوش خدمت قرار گرفت. طولی نمی‌کشد که نمک می‌خورد و نمکدان می‌کشند و در ردیف اول منتقدان دولت قرار می‌گیرد و کار که بالا می‌گیرد کم نمی‌گذارد و اصول‌گرایان را افرادی "کور" و "بی‌بصیرت" می‌خواند! البته اشاره به حضور و مصاحبه‌اش در روزنامه های اصلاح طلب علیه اصول‌گرایان و دولتیان خالی از لطف نیست.


وی به این حد راضی نمی‌شود و مردمی را که در روز 14 خرداد به همراهی حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی با سران فتنه اعتراض کردند، لشگریان عمر سعد می‌نامد!  و وقتی نوبت تعیین تکلیف در شورای داوری فراکسیون اصول‌گرایان می‌شود برای شورای داوری خط و نشان می‌کشد و اصول‌گرایان را به "انحراف"، "تملق" و "چاپلوسی" متهم می‌کند. استفاده از الفاظ رکیکی چون "پفیوز" و "بتمرگ سر جات" در صحن علنی مجلس هم از دیگر شاهکارهای این آقاست!

محمد رضا باهنر، وی پس از فتنه 88 درخواست محاكمه و مجازات سران فتنه از جمله موسوي و كروبي را به ديدگاه و نظر يك اقليت 4 ، 5 نفره! در فراكسيون اصول‌گرایان مجلس نسبت داد در حالی که وی جز امضا کنندگان بیانیه ای بود که 223 تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي عليه موسوي و كروبي صادر كرده و در آن خواستار «اشد مجازات» براي آن‌ها شده بودند؛ وی تکلیف خود را با فتنه گران مشخص نمی‌کند و در نطقی دیگر می‌گوید: "این‌ها فشار می‌آوردند كه موسوي و كروبي اعدام شوند و همين موجب شد آيت الله آملي لاريجاني مجبور شود در مصاحبه اي بيان كند كه من به دنبال دستگيري سران فتنه هستم، اما مقامات عالي رتبه نظام به دنبال اين نيستند. بايد بگويم، اين يك مرض است!" و تا به امروز نیز تکلیف خود را با فتنه گران مشخص نکرده است.



حميدرضا كاتوزيان، خود را همچنان اصولگرا دانسته و با لحني كه شبيه سخنگوي خودخوانده جريان اصولگرايي است، به جبهه پايداري انقلاب اسلامي حمله می‌کند: «بخشی از طرفداران دولت و جریانی که اخیراً مطرود اعلام شده به صورت لایه‌هایی پنهان و با نام‌های جدید به صورت جریانی نوظهور مشغول فعالیت و تحمیل خود به تصمیم گیرندگان اصولگرا هستند!»

البته کاتوزیان كه در ماجراي کشته سازی سعيده پور آقایی به همراه مقيسه از نزديكان موسوي و كروبي پيگيري‌هايي كرده بود، توضیحی نداده است که فرق او با جریان انحرافی در دولت چیست؟ چرا هر دوی آن‌ها در برابر فتنه 88 سکوت کردند و علیه سران فتنه موضع گیری نکردند؟ و اساساً کاتوزیان و دیگر ساکنین فتنه بر مبنای کدام معیار، اصولگرا هستند که این روزها نگران تحمیل! به تصمیم گیرندگان اصولگرا هستند؟!

علی عباسپور تهرانی فرد، فردی که عملکردش پس از انتخابات و فتنه 88 نشان داد بهترین لقب برای وی "مرد سکوت" است، سرانجام 63 روز پس از 22 خرداد 88 و در برهه ای که اوج حملات ضد انقلاب به اصل نظام و ولایت فقیه صورت می‌گرفت، روزه سکوت خود را شکست! (خسته نباشید) اما وی بلافاصله ترجیح داد پیکان حملات خود را متوجه دولت و جریان فرعی مشایی کند.

این آقا هم نه تا کنون  مواضع خلاف نظام از خاتمی دیده است نه کروبی و موسوی را فتنه گر می‌داند تازه با فتنه‌گرها هم زبان می‌شود و می‌گوید "نباید فضای دانشگاه را امنیتی کرد" و بر خلاف مطهری که فقط دشنام و بدگویی بلد است وی فقط خوبی‌ها را می‌گوید مثلاً می‌گوید: "طیف گسترده ای از اصلاح طلبان متخصص، عاقل و دلسوزند"!

به گفته محمدجواد لاریجانی، برادر علی لاریجانی؛ وی جزء آن دسته از افرادی بود که تا قبل از روشن سازی مقام معظم رهبری فتنه 88 را دعوای احمدی‌نژاد-موسوی می‌دید؛ به‌طوری که تا قبل از 9 دی دفاع نیروهای اصولگرا از ولایت فقیه و انقلاب را به "مشت‌زنی سیاسی" تعبیر کرد و بعد از 9 دی مانند دیگر خواص مردود سعی کرد با مواضع دو پهلو به مردم بپیوندد؛ لذا این رفتار دوگانه در آستانه انتخابات دور نهم مجلس از لاریجانی دور از انتظار نیست!

 

+ نوشته شده درتاریخ  90/07/06درساعت  15:52  توسط افسر کوچک  |