|
|
|
|
|
آقای قالیباف! چرا وانتهای شهرداری برای 7+8 تبلیغ میکنند؟
![]() ![]() ![]() بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در نامهای به محمدباقر قالیباف، خواستار پاسخگویی شهرداری تهران در مورد استفاده تبلیغاتی برای گروه 7+8 از اموال بیتالمال این نهاد عمومی شد. به گزارش رجانیوز، متن کامل این نامه به شرح زیر است: "این نماینده به درد مردم نمیخورد... کسی که بیاید از پول بیتالمال مصرف کند، برای اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اینها را باید مردم مراقب باشند." «مقام معظم رهبری 19/10/90 » جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف در هفته های اخیر شاهد وقوع دو مورد در شهر تهران بودیم که خدمتتان عرض میكنیم: 1- کمتر کسی وجود دارد كه این روزها از معابر سطح شهر تهران عبور کند و نماد و عبارت و جملات در باب کلید واژه "وحدت" را مشاهده نکند، در ابتدا سعی کردیم این مدل از تبلیغات را به حساب ایامالله دههی فجر و هفته ی وحدت بگذاریم. بازهم سوال اینجاست چرا در سالهای قبل این گونه وسیع، ذهنها با این واژهها پر نمیشد. بی شک همگان میدانند بعضی از کلید واژهها چون اتحاد، ساکتین فتنه، اعتدال، عدالت و... در حال و هوای انتخابات آن نقش و عملکرد همیشگی خود را ندارد و بیشتر نمادی هستند برای شناسایی احزاب و گفتمانهای آنها. نکته اینجاست اگر دوستانمان در شهرداری آنقدر از فضای سیاسی کشور دور هستند که سهواً اینچنین خطایی را مرتکب شدهاند، ما دانشجویان حاضریم در مقاطع زمانی انتخاباتهای بعدی همچون انتخاب ریاست جمهوری یازدهم، به کمک شهرداری تهران بیاییم، تا دچار این چنین اشتباهاتی نشود. 2- مورد دومی که به عرضتان میرسانیم که موجب شد بحث سهوی بودن این خطا به کل به کنار گذاشته شود و می توان گفت علت اصلی مجاب شدن ما به نگارش این نامه به جنابعالی نیز همین است، این بود که با کمال تأسف و به گواهی اسناد تصویری که به دست ما رسیده است، در روز بیست و دوم بهمن ماه، وانتهایی با آرم شهرداری و به همراه مأمورین شهرداری اقدام به پخش تابلوهایی با موضوع بیست و دوم بهمن و به انضمام نماد جبههی از جبهه های شرکت کننده در انتخابات مجلس نهم کردهاند که این مصداق بارز دست اندازی به بیتالمال و استفاده از آن برای منابع پوچ حزبی و سیاسی است، جریان دانشجویی در مقابل چنین اقداماتی سکوت نخواهد کرد. بسیج دانشجویی منتظر دریافت توضیحات شفاف شهرداری تهران پیرامون موضوعات ذکر شده می ماند. در انتها آرزو میکنیم همهی سیاسیون با درس عبرت گرفتن از انتخاباتهای گذشته به این درک برسند که تبلیغات و هزینه های گزاف که چشم ها را تسخیر می کند، جایی در دل های مردم ایران ندارد. والسلام علی من التبع الهدی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف |
||
|
|
|
|
|
تاييد محکومیت جوانفکر به 6 ماه حبس
سخنگوی دستگاه در مورد پرونده علی اکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: در یکی از پرونده ها حکم صادر و قطعی شده است که بر اساس آن وی به 6 ماه حبس محکوم شده است. به گزارش مهر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای عصر دوشنبه در بیست و ششمین نشست خبری خود در پاسخ به اینکه برخی از سایتهای وابسته به فتنه 88 خبری را مبنی بر راهپیمایی روز 25 بهمن را منتشر کرده اند گفت: هر فرد و گروهی بخواهد امنیت و آسایش مردم را برهم بزند قانون جلوی آنها می گیرد. مردم هم دیگر فریب نمی خورند.
وی افزود: دادستانهای کشور و دادستان تهران حواسشان جمع است و پیش بینیهای لازم را انجام می دهند. دادستان تهران هم اقداماتی را انجام داده است.
دادستان کل کشور در مورد پرونده علی اکبر جوانفکر مدیرمسئول روزنامه ایران گفت: حکم قطعی صادر و وی به 6 ماه حبس محکوم شده است.
حجت الاسلام محسنی اژه ای در مورد اینکه برخی از نمایندگان فعلی مجلس به دلیل دست داشتن در اختلاس اخیر رد صلاحیت شدند گفت: تشخیص صلاحیت بر عهده هیئتهای تشخیص است. حتی برخی از افراد ممکن است رد صلاحیت شوند ولی ارتباطی با محکومیت و پرونده داشتن آنها در دستگاه قضا ندارد. اینکه هر شخصی پرونده دارد باید رد صلاحیت شود صحیح نیست و باید دلیل رد صلاحیت را از شورای نگهبان سوال کرد.
سخنگوی دستگاه قضا در مورد ارسال گزارش کمیسیون اصل 90 به قوه قضائیه گفت: هنوز این گزارش ارسال نشده است.
وی همچنین در مورد پرونده خاوری گفت: هنوز اتفاق جدیدی نیفتاده است و اینترپل هنوز گزارشی نداده است.
محسنی اژه ای در مورد اصلاحات قانون مجازات اسلامی و حذف حکم سنگسار در این قانون گفت: این قانون اصل 85 است و تنها سه سال به صورت آزمایشی اجرا می شود. وقتی هم تصویب و ابلاغ شد باید به آن عمل کنیم.
محسنی اژه ای در خصوص اخلالگران در عرصه انتخابات گفت: امسال ستادهای ویژه ای در استانها و شهرستانها ایجاد شد که با هماهنگی وزارت کشور و شورای نگهبان در جهت جلوگیری از تخلفات انتخاباتی اقدام کنند. درحوزه آموزش و اطلاع رسانی هم اقدامات خوبی انجام شده است.
وی افزود: عده ای که قصد اخلال در روند انتخابات را داشتند شناسایی شدند ولی اینکه قصد قبلی داشتند باید بررسی شود. |
||
|
|
|
|
|
ابلاغ حکم دانشجو از سوی رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در صورت امتناع هاشمی
در جلسه شورای انقلاب فرهنگی تبصرهای به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد که براساس آن اگر حکم رئیس جدید دانشگاه آزاد تا هفته آینده از سوی هاشمیرفسنجانی رئیس امضا و ابلاغ نشود، این حکم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ میشود. یک منبع آگاه در گفتوگو با فارس، جزئیات جلسه روز سهشنبه 24 بهمنماه شورای عالی انقلاب فرهنگی راکه به ریاست محمود احمدینژاد برگزار شد، تشریح کرد.
وی افزود: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تبصرهای به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد، که براساس آن اگر حکم فرهاد دانشجو رئیس جدید دانشگاه آزاد تا هفته آینده از سوی آیتالله هاشمیرفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد امضا و ابلاغ نشود، این حکم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ خواهد شد.
این منبع آگاه خاطرنشان کرد: در این جلسه پیشنهاد تشکیل مجدد جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد و اعلام برنامه از سوی کاندیداهای ریاست این دانشگاه از سوی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب نشد و اعضای این شورا بر مصوبه قبلی خود مبنی بر ریاست قانونی فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد تأکید کردند.
وی تصریح کرد: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد که حضور رئیس جدید دانشگاه آزاد برای ارائه برنامههای خود در جلسه هیئت امنای این دانشگاه مغایرتی با دو مصوبهای که به تصویب رسیده، ندارد. |
||
|
|
|
|
|
كچوئيان:اساسنامه دانشگاه آزاد در جلسه فردای شورای انقلاب فرهنگی اصلاح میشود
![]() عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از افزودن تبصره به اساسنامه دانشگاه آزاد به منظور صدور حکم ریاست دانشگاه در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد و گفت: هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرده است. حسین کچوئیان در گفتگو با مهر با تشریح جزئیات جلسه مذاکره روز گذشته با هاشمی افزود: آیت الله هاشمی رفسنجانی به شدت از موضع انکار و مخالفت صحبت و اعلام کرده که باید بار دیگر در جلسه هیأت امنا کاندیداها حاضر شوند و همه از جمله فرهاد دانشجو برنامه های خود را ارائه دهند تا پس از رای گیری، حکم ریاست فرهاد دانشجو امضا شود.
وی گفت: جلسه دیروز با رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی به بن بست خورد و فردا هم با رای گیری اعضای شورا، به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی تبصره ای اضافه می شود تا شورا حکم فرهاد دانشجو را امضا کند.
کچوئیان افزود: در جلسه دو هفته گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار بود به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی تبصره ای اضافه شود اما دکتر احمدی نژاد تاکید کرد که این اقدام مناسبی نیست و باید حرمت هاشمی رفسنجانی را نگه داشت و با وی مذاکره کرد.
وی با تأکید بر اینکه در طول این مدت شورای عالی انقلاب فرهنگی که یک نهاد قانونگذار به شمار می آید، معطل یک نفر شده است، گفت: از رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد تعجب می کنم که با آن شأنیت و موقعیت، در رفتارشان لجبازی دیده می شود و اعلام می کند که باید همانطور که وی می گوید روند امضای حکم ریاست فرهاد دانشجو پیش رود.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه از همان جلسه پیشین شورا با مذاکره با هاشمی رفسنجانی مخالف بودم، اظهار داشت: چه معنا دارد قانونی که تصویب شده در آن چانه زنی صورت گیرد البته جلسه مذاکره با وی این حسن را داشت که مشخص شد رویه های غیرقانونی از کجا ناشی می شود.
کچوئیان تاکید کرد: در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنده و برخی از اعضای شورا خواهان اجرای قانون خواهیم شد لذا در اساسنامه اصلاحات لازم صورت می گیرد.
وی گفت: اینکه اعلام شده در جلسه دیروز تفاهم مشترک صورت گرفت، اصلاً چنین چیزی وجود نداشت زیرا با مواضع رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد جلسه به بن بست رسید و قرار هم نیست جلسه دیگری بر اساس آنچه که در صورت جلسه روز گذشته اعلام شده، برگزار شود.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: حجت الاسلام محمدیان - یکی از اعضای هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی- برای جلوگیری از بن بستی که پیش روی اعضای هیأت امنا قرار داده شده بود، به آیت الله هاشمی رفسنجانی پیشنهاد و اعلام کرد در جلسه 30 آذرماه تنها رای گیری برای انتخاب رئیس هیأت امنا برگزار و در جلسه بعدی تنها رئیس دانشگاه آزاد انتخاب شود.
کچوئیان تاکید کرد که با این پیشنهاد، رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی قول داد که در جلسه 21 دی ماه تنها و تنها رئیس دانشگاه آزاد مشخص شود. اما در جلسه بعدی هیأت امنا باز هم هاشمی رفسنجانی خلف وعده کرد و حتی سید حسن خمینی سه بار به وی تاکید کرد که در این جلسه خلف وعده می شود اگر رئیس دانشگاه آزاد معلوم نشود |
||
|
|
|
|
|
دانشجو: هاشمی حاضر به امضاي حکم من نیست!
براساس شنیده ها هاشمی رفسنجانی حاضر به امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد نیست. فرهاد دانشجو رئیس پیشنهادی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: گویا شایعه مانع ایجاد کردن هاشمی رفسنجانی در امضا حكم من هم اکنون به واقعیت تبدیل شده است. وی افزود: تیمی به شورای انقلاب فرهنگی فرستاده شد و گویا دکتر احمدی و مخبر دزفولی این ابلاغیه را امضا کردند اما هاشمی رفسنجانی امضا نکرده است و قرار است که دوباره تیمی برای راضی کردن آیت ا..هاشمی رفسنجانی برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد فرستاده شود. ** کاندیدای هاشمی رفسنجانی دکتر میرزاده است وی در خصوص تشکیل جلسه برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد گفت: نهایتا تا قبل از روز سه شنبه جلسه ای مبنی بر امضای حکم ریاست دانشگاه آزاد تشکیل می شود اما با توجه به تاخیر ات صورت گرفته قرار بر این شده که این جلسه بعداز سه شنبه تشکیل و به نتیجه نهایی برسد. وی خاطر نشان کرد: کاندیدای آیت الله هاشمی رفسنجانی دکتر میرزاده است که به همه خبرگزاری ها در این خصوص اطلاع رسانی صورت گرفته است.
اما.... "رییس جدید دانشگاه آزاد اسلامی" |
||
|
|
|
|
|
تاریخ انقلاب، آنطور که هاشمی، روحانی و جزایری دوست دارند
![]() طنز- محمد رضا شهبازي: خاندان معظم هاشمی به مستند صراط اعتراض کرده اند. همچنین شهرام جزایری و حسن روحانی نیز به این برنامه معترض شده اند که لازم است تاکید کنیم این اعتراضات در نامه های جداگانه بوده که اگرچه موجب اسراف کاغذ است اما نشان میدهد که تلاقی این اعتراضها کاملا اتفاقی بوده است. ما ضمن اینکه شما را با عملیات پیدا کردن پرتقال فروش تنها میگذاریم، یک طرح پیشنهادی را هم به مسئولین صدا و سیما تقدیم میکنیم تا از این پس اینجوری مستند بسازند و تاریخ انقلاب را روایت کنند تا به کسی برنخورد: 1 یک خاندان بود که حدود 30 سال پیش تصمیم گرفت انقلاب کند و پدر پهلوی را در بیاورد اما از آنجا که خیلی مردمدار بود تصمیم گرفت مردم را هم در این کار بازی دهد تا آنها هم بعدها بتوانند در این ایام شادی کنند، سرود بخوانند، شیرینی بخورند و کلی به خودشان ببالند! همچنین این خاندان از آنجا که میدانست پول چرک کف دست است، در نظافت مردم و بهداشت عمومی جامعه کوشید و حتی چرخهایی را از خارج وارد کرد که چرخ های توسعه نام داشت و مردم با رفتن زیر آن کلاً تر و تمیز می شدند! بعدها یکی از پسران این خانواده که او هم به تمیزی خیلی اهمیت می داد، تصمیم گرفت مشکل را از ریشه حل کند و بهجای تمیز کردن مردم، پول را تمیز کند تا هی کف دست مردم چرک نشود. او اینکار را در جایی که قرار بود سوخت را به صورت بهینه ای بسازد، انجام داد و به "پولشویی" مشغول شد. اما واسه اینکه ریا نشود، اصلا راضی نبود که این خدمات رسانه ای شود، بهخاطر همین، دوستانش گفتند: «چه دوره زمونه ای شده، برای اینکه اجر خدمات این بنده خدا را از بین ببرند، برداشتند سر یکی را کردند تو کاسهي توالت فرنگی تا مجبور شود از طرف این پسر خانواده ریا کند.» همین پسر خانواده چندی بعد وقتی خیالش از بهداشت عمومی راحت شد، به فکر سطح علمی مردم افتاده و برای سرکشی به شعبه های دانشگاه آزاد رفت خارج و حتی تق و لق بودن مدیریت این دانشگاه هم موجب نشده است تا او ذره ای در انجام وظیغه اش خلل وارد شود و کارش را ول کند و برگردد؛ هی سرکشی میکند، هی سرکشی میکند، الان دو سال است که دارد هی سرکشی میکند لامصب! 2 اتفاقا یکی از کسانی که با این خاندان ارتباط داشت و هنوز هم در دم و دستگاه آنها دارد به صورت استراتژیکی تحقیق میکند، کسی است که یک زمانی مسئول امور هسته ای بود. از قضا این بنده خدا هم خیلی به فکر مردم بود و هر وقت میوه میخورد به این فکر میکرد که خدایا، تا کی باید هسته این میوه ها بره زیر دندون مردم و اونها رو اذیت کنه؟ همین هم موجب شد تا او همیشه دنبال راه حلی باشد تا مردم رو از این وضع نجات بدهد. تازه او خبر نداشت بعضی مردم حتی هسته میوه هایی مثل موز و خیار رو هم میخورند وگرنه خیلی بیشتر ناراحت میشد. همین هم موجب شد كه این مرد دلسوز به فکر از بین بردن هسته ها یبفتد و برای شروع به سراغ صنعت هسته ای برود. او به این فکر میکرد که وای به روزی که برق هم هسته داشته باشه و بره زیر دندون مردم! بنابراین صنعت هسته ای تعلیق شد. او این کار را کرد تا با تعلیق شدن برنامه های هسته ای بتونه از پشت بره سراغ برق و درست زمانی که اون تعلیقه، هسته اش رو در بیاره؛ آخه میدونید که برق اگر تعلیق نباشه، آدم رو میگیره و نمیشه هسته اش رو درآورد. خلاصه اینکه این بنده خدا هم برای خدمت به مردم هر کاری کرد. حتی برای اینکه آیندگان رو هم از خطر هسته ها نجات بده، حاضر شد با سران استکبار بشینه سر یه میز و خودش رو جلوی اونها کوچیک کنه و بر خلاف روحیه قاطعی که داشت، هی بگه "چشم، چشم". حتی یکی از زیر دستهاش نفوذ كرد تو تشکیلات اونها اما از اونجا که خیلی نفوذ كرده بود، نتونست برش گردونه. از همین جا بود که مردم فهمیدن این افراد چقدر نفوذشون زیاده! 3 یکی دیگه از افرادی که متأسفانه مظلوم واقع شده و کلی درباره اش تاریخ رو تحریف کردند یه بستنی فروش خرده پاست. البته این خرده پا که میگم یعنی اینکه الان خرده پا شده وگرنه تو دوره زمونه خودش کلی برو بیا داشته ها. مثلا این بنده خدا با چرخ دستی بستنی فروشیاش می رفته تو مجلس و به شیخی که رییس مجلس بوده 300 میلیون تومان بستنی میداده؛ اون بنده خدا هم بستنی ها رو بر میداشته و بین مستمندان پخش میکرده. این شیخ آنقدر مشغول بستنی گرفتن و پخش کردن بوده که اصلا حواسش نمیشه که "دول الخلیج العربیة" یعنی چی و جلوی کلی آدم سوتی میده. اما اینجا قرار بود تاریخ اون بستنی فروش رو بگیم ولی چه کار کنیم که تاریخ اون شیخ خوشمزه تره! خلاصه بستنی فروش تاریخ ما بعد از مدتی کار و کاسبیاش کساد میشه و چرخش رو به جرم توزیع بستنی آلوده توقیف میکنند. روزگار بلایی به سر این بنده خدا میاره و کارش به جایی میرسه که تو زندان بهش میگن آفتابه دزد! آخه چند سال بعد خبر میرسه که یه یارو با «خاور» بستنی آلوده توزیع میکرده، یه چرخ ناقابل که چیزی نیست! |
||
|
|
|
|
|
گفتوگو با دكتر بتول نامجو؛
انتقاد از نمايش نامناسب روابط محرم و نامحرم و تبرج مجريهاي زن در صداوسيما/
بعد 30سال حداقل در هر استان بايد يك بيمارستانبانوان باشد
دکتر بتول نامجو فرزند شهید حسین نامجو و خواهر سردار شهید ماشاءالله (مسعود) نامجو است. او که از اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، دکترای حرفه ای پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان دارد و دوره های مختلف آموزشی و نخصصی را پشت سر گذاشته است. دکتر نامجو که از اعضای بسیج جامعه پزشکی کشور است، سابقه عضویت در دوره دوم شورای اسلامی شهر کرمان را نيز دارد. وي هماکنون دبیر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان و خانواده کشور است. در ادامه گفتگوی خبرنگار رجانيوز با دکتر نامجو را می خوانید.
بحث را از سوابق اجرایی شما شروع کنیم. سوابق كاري من از سال 78 شروع ميشود. فارغالتحصيل رشته علوم پزشكي دانشگاه كرمان در سال 77 هستم و فعاليتم را از سال 78 شروع كردم. ابتدا در دانشگاه علوم پزشكي در سمتهاي پزشک مسئول در سه درمانگاه مشغول به كار شدم و سه سال بعد مسئول ستاد شهرستان كرمان و سپس مسئول ستاد استان كرمان در قسمت سلامت و بهداشت خانواده شدم و بعد با توجه به شرايط كارياي كه پيش آمد به وزارت بهداشت منتقل شدم. در وزارت بهداشت هم به عنوان كارشناس امور جمعيت در مركز توسعه شبكه مشغول به كار شدم و بعد از آن هم با توجه به مسئوليتهاي فرهنگي و سياسياي كه در آن زمان داشتم و درخواستي كه رئيس شوراي فرهنگ اجتماعي زنان از من داشتند، به عنوان دبير شورا در آنجا مشغول به كار شدم. از سال 90 در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان كه در واقع زيرمجموعه شورايعالي انقلاب فرهنگي است، هستم. چه شد كه تصميم گرفتيد وارد عرصه انتخابات شويد؟ در دوره دوم شوراهاي شهر و روستا در كرمان به عنوان عضو شورا انتخاب شدم، دقيقاً مثل همين حالا بود كه انگيزهاي براي اين كار نداشتم و اصلاً نميدانستم كه يك پزشك در شوراي شهر چه خدمتي ميتواند بكند، ولي وقتي وارد شدم، متوجه شدم که هر شغل و سمتي كه داشته باشیم، میتوانیم در حوزههای مختلف از جمله مسایل بهداشتي، شهري، فرهنگي و اجتماعي فعالیت کنیم. در آن زمان هم كه در دوره دوم شوراي شهر بودم، در بحث مسائل بهداشتي و آموزش بهداشت و مسائل فرهنگی، فعاليتهاي زيادي شد، ولي به هر حال در دوره سوم در جريان يكسري تغييرات سياسي كه به وجود آمد، از ليست جدا شدم و رأي نياوردم و اين در نتيجه تغيير و تحولاتي بود كه در يكسري از جريانهاي اصولگرا پيش آمد و تا حالا هم ادامه دارد. حقيقت اين است كه آن موقع تمايل داشتم فعاليت در شوراي شهر را ادامه بدهم ولی ممکن نشد. در حال حاضر هم که وارد این عرصه شده ام فقط و فقط انجام تکلیفی است که بر دوشم گذاشتهاند و برايم مهم نيست كه رأي بياورم يا نياورم. شما در کرمان فعالیتهای فرهنگی هم داشتید؟ یکی از بزرگترين هيئتهای مذهبی و فرهنگی در كرمان به نام "شهداي بيتاللهالحرام" است که همسرم پايهگذار آن بودند و بيشتر فعاليتهاي فرهنگي دارد، ولي در جاهايي كه ضرورت ايجاب كند، مواضع سياسي هم دارد و پاي كار هستند. این هیئت در ابتدا از چند دانش آموز بسیجی تشکیل شد و الان جمعیت آن گاهی تا حدود 12000 نفر هم میرسد كه برنامههاي بسيار پربار معنوي در جهت رشد معنوی جوانان و مراسمهای مختلف، سخنرانیهای متعدد و...برگزار میکند. در مورد پوشش بانوان در سطح جامعه و دانشگاهها نکات گوناگوني مطرح است، از جمله بحث کاهش پایبندی به حجاب اسلامی در جامعه، به نظر شما آيا سطح و كيفيت حجاب در جامعه ما كاهش داشته يا افزايش؟ یکی از موضوعاتی که در شوراي زنان بهطور جدی مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بحث عفاف وحجاب بود کهمعاونت محترم نيروي انتظامي تشريف آوردند و بحث حجاب را از ديدگاه خودشان اينطور مطرح كردند و گفتند طبق آماري كه به آنها داده شده، كلاً وضع حجاب بهتر شده، اما نظر شخصي من اين نيست، چون در سطح دانشگاهها، بيمارستان، خيابانها و كوچهها را كه ميبينم، به نظرم اگر بدتر نشده باشد، بهتر هم نشده است. به نظر من اولاً اين يك بحث ملي است و بايد همه مشاركت داشته باشند. ثانياً يك بحث فرهنگي است و بايد زمينهسازي شود. الان در كل دنيا هر آموزشي كه ميخواهند بدهند و هر نوع فرهنگسازياي را از مهد كودكها شروع ميكنند. اين نكته بسيار مهمي است. متأسفانه ما مهدكودكها را فراموش كردهايم. بسياري از مهدكودكها در ترويج آموزش رقص و زبان با موسيقيهاي خاص كار ميكنند و هيچ نظارتي روي اين قضيه نيست و يا حتي دربعضی از مدارس دولتي - تا آنجا كه من مشاهده كردهام- هيچ تأكيد و حساسيتي روي بحث عفاف و حجاب نيست و هيچ آموزشي داده نميشود و لذا در زمينه فرهنگسازي و آموزش آن باید بیش از اين كار بشود. نباید قبل از مهدكودك، روي پدر و مادرها كار شود؟ من فكر ميكنم بحث آموزش در مهدكودكها هم خيلي مهم است. ببينيد در مورد هواي پاك و تغذيه سالم چقدر تبليغات وسيعي ميشود و چقدر آموزش داده ميشود و اين بچه همه اين آموزشها را به خانه ميآورد. اگر در مهدكودكها و در مدارس، در بحث رعايت احكام ديني و مذهبي، بچهها توجيه شوند و اصل مسئله با زبان شیرین و کودکانه براي آنها تفهیم شود، مسلماً تأثيرگذار خواهد بود. چون در مدارس فرهنگسازيهاي لازم و آموزشهاي لازم داده نميشود و بستر مناسب براي آموزش احکام و مسایل دینی برخورد صحیح محرم و نامحرم فراهم نميشود و وقتي وارد دانشگاه ميشوند، اين تداخل صورت ميگيرد و بچهها دچار يكسري بحرانهاي روحي- رواني ميشوند و متأسفانه حتي اصل دين را هم زير سئوال ميبرند.مشكلي است كه بايد به شكل جدي به آن توجه كرد. نكاتي كه مطرح كرديد، بحث فرهنگي در زمينه حجاب و عفاف بود، اما بدحجابي و بيحجابي به هر حال يك جرم است و طبق قانون با يك فرد بيحجاب به عنوان مجرم برخورد ميشود. برخورد با بيحجابي بايد چگونه باشد. برخوردهاي محكم و شديد با اين پديده را چگونه تحليل ميكنيد؟ در مورد حجاب، بحث دين و مذهب و حكم الهي كه در قرآن هم آمده، امري جداست و در اينجا نميخواهم بحث آن را مطرح كنم، اما ما اعتقاد داريم كه در هر كشوري بايد قانون رعايت شود. در كشورهاي ديگر قانون دارند، كه كسي نبايد حجاب داشته باشد و رعايت هم ميكنند. در كشورهاي ما چه كساني كه مذهبي هستند و چه آنهايي كه نيستند، ادعا ميكنند كه قانون بايد رعايت شود. پس چرا افرادی که قوانین مربوط به عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند، در مواقع اعمال قانون اعتراض ميكنند؟ اين نكتهاي است كه بايد از آنها سئوال كرد. اتفاقاً اين عده از جمله كساني هستند كه ميگويند در كشور ما قانون رعايت نميشود و از اين بابت شكايت دارند و خودشان مدعي رعايت قانون هستند. نكته دوم اين است كه از پيامبراكرم صلی الله و علیه و آله نقل شده است كه اگر در جامعهاي امر به معروف و نهي از منكر ضعيف شود، مشکلاتی در آن جامعه پدید می آید که نمیتوان حل کرد. من فكر ميكنم وقتي مسئله بدحجابي شروع شد، همه ما انتظار داشتيم كه جاي ديگري مثلاً نيروي انتظامي با آن برخورد كند. خود مردم حقيقتاً مشاركت خوبي نداشتند. مغازهدار، استاد، معلم همه و همه در راستای درست این فریضه مهم حرکت نکردیم. عملكرد صدا و سيما درباره رواج فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی چگونه ارزیابی میکنید، آيا به بحث حجاب و عفاف نزديك شده و توانسته نقش خود را در مقابل تهاجم فرهنگي ایفا کند؟ اتفاقاً يكي از موضوعاتي است كه در شوراي زنان در باره آن خيلي بحث ميشود، انتقاد بر برخی از برنامههای صدا وسیما و نقد بعضی از فیلم هاست. مجريان زني كه با تبرج و خودنمایی و یا صحبتهایی که به صورت خیلی راحت و بعضا شوخی با كارشناسان مرد صورت میگیرد و یا نشان دادن راحت روابط دختر و پسر در فيلمها و... اينها مسائلي هستند كه متأسفانه مشاهده ميشود. البته باید منصفانه قضاوت کرد چرا که این سازمان در جهت تولید برنامههای مذهبی و فرهنگی نیز اقدامات خوبی كرده است که باید تقویت شوند و در جهت رفع نواقص موجود تلاش شود. در این زمینه یكي از انتقادهايي كه مقام معظم رهبری در سفر به قم در جمع طلاب داشتند، اين بود كه آنها از برنامههاي فرهنگي فاصله گرفتهاند و در برنامههاي فرهنگي دولت، وزارت ارشاد و سازمانهاي ديگر مشارکت ندارند و فاصله گرفتن قشر مذهبي و حوزههاي علميه از اين برنامهها موجب شد كه شكاف عميقي بين اين دو حوزه ايجاد شود و آنها كار خودشان را به نحو ديگري بكنند و شرايط بهگونهاي شد كه قشر مذهبي ميترسيد وارد اين عرصهها بشود. تا آنجا که اطلاع دارم پس از فرمایشات مقام معظم رهبری صدا و سيما در بحث مسائل مذهبي و كارگرداني و كارهاي هنري كه بايد با ظرافتهاي خاص انجام بشوند، ظاهراً تعاملاتي را با حوزه برقرار کرده است. به نظر شما شاخصههاي يك نماينده آرمانگرا چيست؟ صحنه انتخابات، يك ميدان انجام تكليف است. هم مردم بايد با ديد تكليف به اين قضيه نگاه كنند، هم كسي كه كانديداي نمايندگي ميشود، بايد با ديد تكليفي به اين ميدان نگاه كند. پيروزي و شكست به هيچ وجه نبايد برايش مهم باشد، چون بحث رضايت خدا و اداي تكليف در بين است. يك نماينده خوب بايد بلندگوي حقطلبي مردم در راستاي ولايتفقيه باشد. اين اولين اصل است. دوم اينكه منافع شخصي و مادي و منافع ديگري را كه اگر هست به هيچ عنوان نبايد در رأس كارهاي خود قرار بدهد. بايد رضايت خدا و انشاء الله خدمت به خلق خدا را ـبه دور از هر گونه تزوير و اينكه بخواهد كاري را بكند كه مردم به واسطه آن كار، او را بشناسندـ مد نظر قرار بدهد. فقط در جهت رضاي خدا و اداي تكليف و اطاعت از امر وليفقيه قدم بردارد. در بحث آرمانگرايي نمايندگان، فتنه و ابتلائاتي كه دامنگير ميشود، چه نقشي در شناخت آنها دارد؟ خصوصاً در فتنهاي كه در سال 88 ايجاد شد. فكر ميكنم شعور سياسي مردم آنقدر بالا رفته كه ميتوانند اهل فتنه را از ديگران تشخيص بدهند. اما افرادي كه مرموزانه به اين افراد نزديك ميشوند، در مورد اينها مسئله حساستر ميشود. انشاء الله خداوند كمك كند و جبهه پايداري هم بتواند در شناساندن اين افراد به مردم كمك و اهداف خود را دنبال كند و ديگر اينكه از نحوه تبليغات و وعدههايي كه ميدهند و از نحوه عملکرد خود در این صحنه حساس که همان تقوای سیاسی است كه يك سياستمدار بايد داشته باشد، ميشود تشخيص داد، چون در صحنه سياست سخني كه حضرت امام آنقدر روي آن تأكيد داشتند كه سياست نبايد از ديانت جدا شود، يعني در صحنه سياست هم بايد تقوا داشت. اگر شما رأي آورديد و به مجلس رفتيد، برنامهي مشخصتان چيست؟ اول هر آنچه را كه در مسير امر ولايتفقيه باشد و دوم که انشاء الله سعي میكنيم طرحها و لوایحی را که بر زمین مانده ودر راستای تقویت نظام جمهوری اسلامی هستند، احیا و حمايت کنیم و هر كاري كه از دستمان برميآيد که در مسیر امر ولایت فقیه باشد، انجام دهيم. بحث آرمانگرايي و شاخصههاي آرمانگرايي يك نماينده و خواستههاي آقا چه جايگاهي دارد؟ جايگاهش در قلب ماست و هر چه كه ايشان امر بفرمايند، مطمئناً اطاعت خواهيم كرد، همانطور كه تا به حال در هر زمينهاي كه امر فرمودهاند، اگر كاري نتوانستهايم بكنيم، بيتفاوت هم نبودهايم. اولين و آخرين كار ما اطاعت از امر وليفقيه است، چون هر چه داريم از ايشان داريم. حضور بانوان را در عرصههای حاکمیتی مثل وزارت و مجلس را چگونه ارزیابی میکنید؟ از آنجایی که براساس اندیشههای مترقی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، زنان میتوانند و در موقعیتهایی باید از باب تکلیف در حوزههای اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی نقش ایفا كنند، بههمین جهت هم وظیفه حکومت است تا به بهترین صورت و نوع امکان این حضور فراهم شود تا هرچه بهتر و مناسبتر در عین این نقش آفرینی امنیت اخلاقی در اجتماعی این قشر از اجتماع نیز فراهم شود. با توجه به حوزه تخصصیتان چه کمبودهایی را در عرصه پزشکی خصوصاً برای زنان مشاهده میکنید؟ ببینید، امروزه ارائه خدمات درمانی و بهداشتی ویژه زنان ضرورت غیر قابل انکاری دارد. یکی از شاخصهای مهم پیشرفت و توسعه جامعه در نیروی انسانی آن جامعه نهفته است و شاخصهی سلامت در نیروی انسانی از نظر جسمی و روانی مهمترین ویژگی در میدان داری این شاخصه در روند پیشرفت و توسعه. ارتباط تعمیم و بروز این سلامت هم با سلامت مادران انکار ناپذیر است. به یک معنا، نیروی انسانی سالم و باطراوت پروش پیدا میکند. به همین جهت است که ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب به دختران جامعه و پروش ایشان و رسیدگی تمام نیازمندیهای مادران در دوران حاملگی و حتی پیش و بعد از آن و دوران شیردهی کودکان نقش اساسی و مهم را در سلامت نیروی انسانی جامعه و جلوگیری از هزینههای گزاف درمانی را فراهم خواهم کرد. به همین جهت اقداماتی از جمله، پالایش و در نتیجه پیدایش نیازمندیهای بهداشتی دختران و زنان جامعه؛ برنامهریزی مناسب برای رفع این نیازمندیها با رعایت تمام جوانب شرعی؛ آموزش مناسب و برنامههای تبلیغی در ترویج و تعمیم آن و تأسیس و ایجاد مراکز بهداشتی اختصاصی میتواند در وصول به این هدف مورد توجه مسئولین باشد. با این توضیح مجلس شورای اسلامی به عنوان قانونگذار در حوزههای مختلف و همچنین اعمال نظارت براساس وظیفه نظارتی خود، نقش اساسی و مؤثر در این ماجرا خواهد داشت. این امر آنقدر مهم است که کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به عنوان یک کمیسیون تخصصی، جایگاهی است تا با نظر کارشناسان مبرز و دردآشنای این حوزه به تدوین و تنظیم قوانین و بررسی عملکردها در این رابطه بپردازد تا زمینه آن را در قوه اجرایی کشور پدید آورد. از جمله موارد مورد نیاز بانوان بیمارستانهای مخصوص زنان است. رعایت حریم و حرمت ارتباط بین زنان و مردان، وجود پزشکان زن متعدد و زیاد در رشتههای گوناگون در سطح کشور با دارا بودن تخصصهای بسیار مفید و سطح بالا و کادر زن پیراپزشک، حجب و حیا زن ایرانی در مراجعه به پزشکان مرد و یا اقدام درمانی در بیمارستانهایی که مردان رفت و آمد دارند و کنار آمدن ایشان با بیماری و وجود دیگر امکانات مورد نیاز به علاوه نظر مثبت کارشناسان و متخصصین این حوزه ایجاب میكند که بعد از گذشت سی و چند سال از انقلاب اسلامی، بیمارستانهای مخصوص در کشور ایجاد و حداقل در مرکز هر استان یک بیمارستان با این مختصات وجود داشته باشد. این موضوع امروز در دستور کار مراکز مرتبط با حوزه زنان است. همراهی مجلس از این رو قابل توجه است تا هرگونه گیر و منع قانونی در باب ایجاد این بیمارستانها را مترفع کرد و به علاوه با نگاه جدی در برنامههای بودجه سالانه و پنج ساله امکان تحقق آن را به خوبی فراهم كنند. امروز مسئله سلامت برای زنان حائز اهمیت است و باید توان و استعدادهای قانونی در تحقق آن به میدان آید. اینگونه اقدامات در حوزه سلامت مربوط به زنان میتواند به ترویج عفاف و حجاب هم کمک شایان و مؤثری كند. به معنای دیگر علاوه بر اینکه بیمارستانهای مخصوص زنان میتواند در حوزهی سلامت تأثیرات قابل توجهی برای قشر زنان جامعه داشته باشد و در رعایت حرمتها و حریمهای بین زن و مرد و شکسته نشدن مرزهای محرم و ناحرم هم تأثیر دارد که همین ترویج عفاف و حجاب است. |
||
|
|
|
|
|
متن كامل سخنان آيت الله مصباح در ديدار اول با اعضاي جبهه پايداري؛
احتمال طراحي دشمن براي نفوذ عناصرش به مجلس با لباس اصولگرايي/
با خدا عهد ببنديم كه فقط براي انتخاب اصلح تلاش كنيم
رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در طي كمتر از يك ماه، دو بار درخواست ديدار شواري مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي را كه تحت نظارت و هدايت ايشان فعاليت ميكند، پذيرفت.
به گزارش رجانيوز، آيت الله مصباح در دومين ديدار با اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري كه در ششم بهمن ماه برگزار شد، طي سخناني اخلاقي بار ديگر خلوص و جهت الهي در كارها را مورد تأكيد قرار داد.
اين فقيه و فيلسوف نام آشنا در اين سخنان همچنين ضمن تقسيم جريانهاي سياسي فعال در انقلاب اسلامي به سه دسته و تبيين نگرش آنها، وظيفهي سربازان جبههي حق را در برهه فعلي يادآور شد.
رجانيوز متن كامل سخنان آيت الله مصباح يزدي در ديدار دوم را در اينجا منتشر كرد.
رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در ديدار اول خود با اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري كه در چهارم ديماه برگزار شد طي سخناني با يادآوري استقامت و پايداري رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالمگير شدن دين مبين اسلام در عصر كنوني، تأكيد كرد: "چنانچه هر كاري در مسير الهي و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آينده نيز اثراتي خواهد داشت كه شايد حتي بانيان آن حركت نيز نتوانند تصور آن را بكنند."
آيت الله مصباح با بيان خاطراتي شنيدني از روش و منش اخلاقي حضرت امام تصريح كرد: امام اهل مريد بازي به هيچ معنا نبود، وقتي شاگردانش از او سؤال درسي ميپرسيدند، ميايستاد، جوابشان را ميداد و بعد ميگفت بفرماييد، حاضر نبود وقتي در خيابان راه ميرود کسي همراهش راه برود، شائبه اينکه فکر رياستي باشد، کسي را دور خودش جمع کند و قدرتي به هم بزند، در وجود اين مرد نبود.
عضو مجلس خبرگان رهبري يكي از نشانههاي تواضع امام را برگزار نكردن مجلس فاتحه براي آيت الله بروجردي عنوان كرد و افزود: امام حاضر نشد رساله بنويسد، چند نفر از شاگردانش رساله توضيحالمسائل را با فتاواي ايشان در حاشيه عروه تطبيق دادند، مرحوم آقاي پسنديده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول براي اين كار نداد و بعد هم حاضر نميشد که رسالهاش را مجاني به کسي بدهد، ميگفت هر كس ميخواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.
وي با بيان اينكه شيوه زندگي امام يادآور زندگاني پيامبر اكرم و اميرالمومنين عليهم السلام در صدر اسلام است، گفت: روز دوازدهم محرم وقتي ايشان در مدرسه فيضيه صحبت کرد آدم به ياد روزي ميافتاد که اميرالمؤمنين سلام الله عليه با پارچه پشمينهاي روي دوش و کفشي از ليف خرما بر پا و شمشيري در دستش ايستاده بود روي سنگي و سخنراني ميکرد؛ يعني امام از آن مکتب درس گرفته بود.
آيت الله مصباح در ادامه با اشاره به فضاي سياسي كشور تصريح كرد: ما چند نفر طلبه و غير طلبه براي مسألهاي نگران بعضي مسائل سياسي کشورمان هستيم. تا همين حد هم کار مقدسي است؛ شايد اگر کمي عينک آدم ريزبين باشد، بتواند بگويد اين نگراني واجب شرعي و واجب متعين است.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم اظهار داشت: آدم بايد خيلي پست باشد که شرف انساني، روح شکرگزاري از نعمتهاي خدا، آبروي اهلبيت عليهم السلام، قدرداني از خونهاي شهدا که در طول تاريخ از صحراي کربلا تا کربلاهاي ايران ريخته شده، همه اينها را بدهد در مقابل اينکه چهار روز روي صندلي رياست بنشيند، يا چند تا صفر جلوي حساب بانكياش اضافه بشود.
اين استاد برجسته حوزه در ادامه به موضوع وحدت و استدلالهايي كه براي آن ميشود اشاره كرد و گفت: آيا اين احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام براي اينکه افراد خودشان را به مجلس بفرستند، كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند؟ ما که همه را نميشناسيم، کساني هستند که ممكن است با قيافهاي حق بهجانب تظاهر به اصولگرايي کنند، از مقام معظم رهبري هم تعريف کنند و احيانا هم از حاميان واقعي خود بد بگويند، آيا درست است كه ما بهعنوان حفظ وحدت و براي اينکه ليست ما رأي بيشتري بياورد يا تعداد رأي دهندگان بيشتر شود، چنين كساني را بپذيريم؟ اگر چنين شد ما برندهايم يا آنها؟
آيت الله مصباح ادامه داد: نبايد بگذاريم كساني که احتمال ميدهيم نفوذي دشمنان هستند رأي بياورند، والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشيم و اجازه دهيم چند نفر هم از آنها بيايند، عملا بخشي از قدرت مجلس را در دست ميگيرند؛ بالاخره يك دشمن هم زياد است.
وي با بيان اينكه در اين شرايط بايد بفهميم خدا چه كاري را دوست دارد و آن را عمل کنيم، نه آنچه دلمان ميخواهد و منافعمان اقتضا ميکند، يا بخواهيم روي حرفي که زدهايم پافشاري كنيم؛ اينها همه حرفهاي شيطاني است، گفت: بايد واقعا به دنبال اين باشيم كه کسي که اصلح است به مجلس برود، يعني كسي كه بهتر براي اسلام و نظام خدمت ميکند از هر طايفه و تحت هر عنواني كه ميخواهد باشد.
متن كامل سخنان آيت الله مصباح يزدي در ادامه آمده است:
استادي كه با ديگران هم فرق داشت
يادم هست که در همين شهر قم بنده درس منظومه مرحوم آقاي فکور ميرفتم. مسجد کوچکي بود رو به روي مسجد فاطميه که امکانات چنداني نداشت. زيلوي پارهاي هم بود که فقط يک تکه از مسجد را ميپوشاند و بايد روي زمين مينشستيم. از شدت سرما ميلرزيديم. وضع حوزه اين طور بود. هفتهاي يک مرتبه غذاي پختني ميخورديم. غذاي پختني هم يک كاسه آبگوشت بود که چند دانه نخود و يک سيب زميني و شايد گاهي تکه دنبهاي هم در آن پيدا ميشد. با چنين شرايطي طلبهاي پيشرفت کرد و کمکم استاد شد، استادي كه با ديگران هم فرق داشت. به تدريج، طلبههاي جوان به او علاقهمند شدند. در مسجد محمديه درس ميخواند، آن جايي که از سر و صداي ماشين نميشد صدا را درست شنيد، ميکروفون هم نبود. اين آدم، با اين وضع، در چنين شرايطي، موقعيتش در جامعه به جايي رسيد که وقتي اسمش برده ميشد، رئيسجمهور آمريکا ميلرزيد. اين موقعيت نه از راه پول پيدا شد، نه به وسيله زور و نه از راه قدرتهاي ديگري که کمابيش با آن آشنا هستيم و نمونههاي آن را در دنيا شاهد هستيم. حتي بهعنوان يک گروه مذهبي يا عرفاني که گروهي مريد داشته باشد، هم نبود.
حاضر نبود در خيابان کسي همراهش راه برود/رسالهاش را مجاني به کسي نميداد
امام اصلا اهل مريد بازي به هيچ معنا نبود. وقتي شاگردانش از او سؤال درسي ميپرسيدند، ميايستاد، جوابشان را ميداد و بعد ميگفت بفرماييد. حاضر نبود وقتي در خيابان راه ميرود کسي همراهش راه برود. شائبه اينکه فکر رياستي باشد، کسي را دور خودش جمع کند و قدرتي به هم بزند، در وجود اين مرد نبود. سادهترين کاري که يک استاد حوزه ميتواند بکند و همه از او توقع دارند، اين است که اگر مرجعي از دنيا رفت، بهعنوان اينکه استادش بوده مجلس فاتحهاي براي او بگيرد. مرحوم آيتالله بروجردي كه از دنيا رفتند، چهل روز همه حوزهها تعطيل مطلق بود، شبانه روز، صبح و ظهر و عصر و شب مجلس فاتحه بود، هر چه به حضرت امام اصرار کردند كه آقا شما هم يک مجلس ختم بگير؛ حاضر نشد! تا اينکه بعد از چهل روز شاگردانش گفتند آقا ما فردا به نام شما مجلس فاتحه ميگيريم، چه بخواهيد چه نخواهيد! بعد از همه اينها، از او رساله عمليه خواستند، گفت حاشيهاي بر عروه دارم به آن مراجعه كنيد؛ حاضر نشد رساله بنويسد و بدهد چاپ کنند. چند نفر از شاگردانش رساله توضيحالمسائل را با فتاواي ايشان در حاشيه عروه تطبيق دادند، مرحوم آقاي پسنديده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول براي اين كار نداد و بعد هم حاضر نميشد که رسالهاش را مجاني به کسي بدهد. ميگفت هر كس ميخواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.
اين شيوه زندگي ما را به ياد زندگي پيغمبر اکرم صلي الله و عليه و اله و اميرالمؤمنين عليهالسلام در صدر اسلام ميانداخت. روز دوازدهم محرم وقتي ايشان در مدرسه فيضيه صحبت کرد آدم به ياد روزي ميافتاد که اميرالمؤمنين سلام الله عليه با پارچه پشمينهاي روي دوش و کفشي از ليف خرما بر پا و شمشيري در دستش ايستاده بود روي سنگي و سخنراني ميکرد؛ يعني امام از آن مکتب درس گرفته بود؛ الگوي زندگياش زندگي علي عليهالسلام بود؛ قدم به قدم زندگي امام الگو گرفته از اميرالمؤمنين(ع) است؛ حتي از مبارزه آن حضرت با خوارج و... امام آدم محافظه کاري که فقط به تسبيح و ذکر و ورد و اين حرفها اکتفا بکند، نبود؛ عبادتهايش، گريههاي نيمه شبش، پيشانياش بر سجده بود؛ با شمشير بيانش هم ميگفت آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند، شاه بايد برود و... البته ما با امام خيلي تفاوت داريم؛ اما به هر حال بايد شباهتي با ايشان داشته باشيم... بايد سعي کنيم زندگي ما رنگي از زندگي امام داشته باشد. بنده که خيلي کوچکتر از اين حرفها هستم، بزرگترهاي من هم اميد ندارند که بتوانند مثل زندگي امام را داشته باشند. كساني که خيال ميکنند ميتوانند مثل امام زندگي کنند، براي اين است که امام را نميشناختند. کسي که بهتر از همه امام را شناخت مقام معظم رهبري بود. بارها صريح ميگفت من مريد امام بودم.
نگراني براي بعضي مسائل سياسي واجب متعين است
ما چند نفر طلبه و غير طلبه براي مسألهاي نگران بعضي مسائل سياسي کشورمان هستيم. تا همين حد هم کار مقدسي است؛ شايد اگر کمي عينک آدم ريزبين باشد، بتواند بگويد اين نگراني واجب شرعي و واجب متعين است. اگر شما تأثير بعضي كارها را در روند امور کشور و بعد هم در معادلات جهاني و همچنين در آينده جهان حساب کنيد، کار خيلي عظيمي است. مثل همان چهار تا عربي که همراه پيامبر بودند، نمازي ميخواندند، روزهاي ميگرفتند و حداكثر در کنار پيامبر ميجنگيدند؛ اما همين کارهاي ساده آنها نتيجه را به اينجا رساند که سه ميليارد جمعيت عالم تحت تأثير همان حرکتها، همان حرفها و همان صحبتهاي ساده و همان لباسهاي پشمينه قرار گرفتند؛ همان اعراب ساده اسلام را به اينجا رساندند، انسانها را هدايت کردند. جلوي فسادها را گرفتند، تا ميرسد به زمان سيدالشهدا عليه السلام و ساير ائمه اطهار صلواتالله عليهماجمعين.
ما افتخار اين را داريم که خداي متعال نعمت تشيع، نعمت معرفت اهلبيت، نعمت وجود امام و پيروي از امام را به ما داد؛ بايد قدر اين نعمتها را بدانيم و اهميت وظيفهاي که بر دوشمان است را بشناسيم. در نتيجه همه تلاشهايي که صد و بيست و چهار هزار پيغمبر و ائمه طاهرين کردند، به دست مبارک حضرت امام و به برکت خونهاي شهدا کار به اينجا رسيد که پرچم اسلام بهعنوان يک کشور اسلامي و شيعي در دنيا بلند است و عالم روي آن حساب ميکند. امروز وقتي اسم آمريکا برده ميشود در مقابلش ايران مطرح ميشود، ايراني که زماني رئيسش نوکر دست چندم وزير خارجه آمريکا بود. اما امروز اين عزت را خدا داده است. در مقابل اين نعمت ما چه وظيفهاي داريم؟ خيلي کوتاه نظري است که كسي در اين شرايط به فکر خودش يا فکر بستگانش باشد؛ آدم بايد خيلي پست باشد که شرف انساني، روح شکرگزاري از نعمتهاي خدا، آبروي اهلبيت، قدرداني از خونهاي شهدا که در طول تاريخ از صحراي کربلا تا کربلاهاي ايران ريخته شده، همه اينها را بدهد در مقابل اينکه چهار روز روي صندلي رياست بنشيند، يا چند تا صفر جلوي حساب بانكياش اضافه بشود.
آدميزاد هميشه بر سر دو راهي و لغزشگاه قرار دارد، هيچ کس هم مصون نيست هر چه اولياي خدا مقامشان بالاتر بود ترسشان از سقوط بيشتر از ديگران بوده است. اين طور نيست که آدم وقتي مقامات معنويش بالاتر رفت خيالش راحت شود و خيال کند كه ديگر مصونيت پبدا ميکند. در سيره پيغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات الله عليهماجمعين با مقام عصمتي که داشتند، وضعيت چگونه است؟ همسر پيغمبر ميگويد نيمهي شب پيغمبر آرام از بستر برخاست و مشغول عبادت شد، سر بر سجده گذاشت و شروع به گريستن کرد؛ ديدم در سجده ميگويد "الهي لا تکلني الي نفسي"؛ خدايا من را به خودم وامگذار! ميترسيد که خدا يک لحظه او را وابگذارد. جايي که پيغمبر صلي الله و عليه و آله اين طور باشد تکليف من و شما چيست؟ فرد سادهاي که نميتواند نقشي در زندگي اجتماعي داشته باشد نگراني از اين مسائل ندارد؛ اما ما نميتوانيم انکار کنيم که هر کدام از ما قادريم سهمي در فعاليتهاي اجتماعي داشته باشيم؛ توان ما در اين جريان صفر نيست؛ پس براي ما اين مسأله مطرح است که نيروي خود را چگونه صرف کنيم تا در مقابل اين همه نعمتي که خدا به ما داده بهعنوان شکر جزئي از اين نعمتها تلقي بشود و روز حساب اولا در پيشگاه اولياي دين، پيغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات الله عليهماجمعين سرافکنده نباشيم، ثانيا در مقابل شهدايي که در طول تاريخ، به خصوص در دوران انقلاب و دفاع مقدس به شهادت رسيدهاند شرمگين و خجالتزده نباشيم. چه کنيم؟
اگر اين کار را نکنند يعني به دست خودشان قبر خود را کندهاند
من صحبت بعضي از سياستمداران را عرض ميکنم؛ حاصل صحبتهايي که من در اين زمينهها شنيدهام در چند جمله خلاصه ميشود: نکته اول اينکه آمريکا و کشورهاي غربي و همه دشمنان خارجي اسلام مارهاي زخمخوردهاي هستند که براي جلوگيري از استقرار و ثبات نظام ما هر چه بتوانند تلاش ميكنند تا بين ما ايجاد اختلاف، شکاف و تشنج بکنند. نکته دوم اين است که گروهکهاي داخلي که دلبستگي به اين نظام، اسلاميت نظام و ارزشهاي اسلامي، به خصوص ولايتفقيه ندارند، تصميم دارند هر چه بتوانند نيروهايشان را متراکم کنند؛ زمان انتخابات هم فرصت خوبي است که جاي پايي باز کنند. دشمنان داخلي اگر اين کار را نکنند يعني به دست خودشان قبر خود را کندهاند؛ تنها كاري که ميتواند موجب ادامه حيات اينها بشود، همين است که با هم ائتلاف کنند و پشت پرده کاري کنند که نامي از آنها در صحنه سياسي کشور باقي بماند.
از اين دو مقدمه نتيجه گرفته ميشود که ما، هم از جانب دشمنان خارجي در معرض تهديد هستيم و هم از طرف گروهکها و دشمنان داخلي. در نتيجه بزرگترين وظيفه ما اين است که در مقابل همه اينها به وحدتي برسيم كه بتوانيم برنده انتخابات بشويم. اگر بين خود ما اختلاف بيافتد حتما شکست ميخوريم. بنابراين واجبترين کاري که بر عهده ماست، اين است که اختلافات را کنار بگذاريم. اين مقدمه و نتيجه آن خيلي منطقي به نظر ميرسد و گمان نميکنم کسي در اين مقدمات ترديد کند؛ اما نتيجه عملي که از آن گرفته ميشود چيست؟ چه وحدتي، چگونه و با چه کساني اين مقصد را تأمين ميكند؟ يكي از آقايان که من با او صحبت ميکردم، ميگفت ما بايد کاري كنيم که اولا حضور مردم در انتخابات حداکثري باشد، کساني به بهانههاي مختلف انتخابات را تحريم نکنند، کاري نکنيم که شرکت در انتخابات کم شود و درصد كمي از مردم شرکت کنند. بنابراين بايد در پذيرش افراد و کساني که نامزد انتخابات ميشوند کمي انعطاف وجود دااشته باشد و نهايتا هم سعي کرد که اصولگرايان ليست واحدي بدهند.
براي اصلاح طلبان فرقي نميكند يک ليست يا دو ليست بدهيم/ آنها کار خودشان را ميکنند
من بهعنوان طلبهاي كه درس و بحثي داريم و اگر مسألهاي با دين و اسلام ارتباط پيدا کند، ميگوييم اين مسأله با اسلام ميسازد يا نميسازد، در جواب اين آقا گفتم شما تصور ميکنيد ما ميتوانيم کاري کنيم که مخالفان اصولگرايي در انتخابات شرکت نکنند؟ مثلا اگر ما ليست واحدي بدهيم آنها در انتخابات شرکت نميکنند؟ بر فرض که اين تصور صحيح باشد و بتوانيم اين کار را بکنيم، اما آيا اين صحيح است که ما انتخابات را آن چنان يک جانبه برگزار کنيم که در مجلس هيچ کسي از مخالفين اصولگرايان حضور نداشته باشد و همه يک دست باشند؟ اصلا اين کار نه شدني است و نه صحيح است؛ اصلاحطلبان در هر حال در انتخابات شركت ميكنند و ليست خودشان را ميدهند، طرفدارانشان هم به آنها رأي خواهند داد، چه ما يك ليست سي نفري يا دو ليست بدهيم، يا نه. رفتار ما تأثيري در رأي دادن آنها نخواهد گذاشت. آنها تصميم دارند در انتخابات شرکت کنند و چند نفري هم برنده خواهند داشت؛ اين واقعيتي است كه هنوز هم كساني طرفدار آنها هستند؛ صريحا هم حمايت ميكنند. اشخاص نسبتا موجهي هم دارند که مردم از آنها چندان بدي نديدهاند و اگر اصلاح طلبان آنها را معرفي کنند رأي ميآورند. پس ما يک ليست يا دو ليست بدهيم براي آنها فرقي نميکند؛ آنها کار خودشان را ميکنند.
آيا احتمال اينكه دشمنان براي فرستادن افرادشان به مجلس كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند، نيست؟
اما آيا اين احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام براي اينکه افراد خودشان را به مجلس بفرستند كساني را در لباس اصولگرايي مطرح کنند؟ ما که همه را نميشناسيم، کساني هستند که ممكن است با قيافهاي حق بهجانب تظاهر به اصولگرايي کنند، از مقام معظم رهبري هم تعريف کنند و احيانا هم از حاميان واقعي خود بد بگويند. آيا درست است كه ما بهعنوان حفظ وحدت و براي اينکه ليست ما رأي بيشتري بياورد يا تعداد رأي دهندگان بيشتر شود، چنين كساني را بپذيريم؟ اگر چنين شد ما برندهايم يا آنها؟ آنها از موقعيت اصولگرايان و زحماتي که کشيدهاند، اخلاصي که داشتند و آبرويي که در طول اين 30 سال کسب کردند، بهرهبرداري كنند، براي اينکه افراد خودشان را وارد مجلس کنند، حالا ما برندهايم يا آنها؟ ما نميتوانيم کاري بکنيم که آنها در انتخابات شرکت نکنند يا نامزدهايشان را معرفي نکنند يا طرفدارانشان به آنها رأي ندهند؛ اين کار از ما بر نميآيد. کاري که ميتوانيم انجام دهيم اين است که نگذاريم كساني که احتمال ميدهيم نفوذي دشمنان هستند رأي بياورند. والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشيم و اجازه دهيم چند نفر هم از آنها بيايند، عملا بخشي از قدرت مجلس را در دست ميگيرند؛ بالاخره يك دشمن هم زياد است.
ما اگر در مقابل خدا و اولياي خدا و شهدايمان وظيفهاي داشته باشيم اين است که نگذاريم افراد فاسد وارد مجلس شوند. طبعا از يک طرف بايد افراد صالحي را معرفي کنيم که براي مردم قابل قبول باشد، هم خود ما اطمينان داشته باشيم، هم مردم آنها را بشناسند و به آنها رأي بدهند و از سوي ديگر بايد مواظب باشيم دشمنان نظام و كساني که يقين يا ظن داريم که دلشان با آنهاست، نفوذ نکنند. اما آيا ما بايد به دنبال اين باشيم که اصلا هيچ کانديدايي از آنها تأييد نشود؟ اين در اختيار شوراي نگهبان است ومباني و قواعدي براي اين كار وجود دارد. شايد کساني باشند که واقعا مشکل آن چناني ندارند، شوراي نگهبان نميتواند چنين كساني را رد کند؛ بسياري از اين افراد آدمهاي خاکستري هستند، در گذشته هم خيانت بزرگي از آنها ديده نشده، شوراي نگهبان نميتواند اين افراد را رد کند، چون دليلي براي اين كار ندارد. بنا براين ممكن است دشمن از دو کانال وارد شود، هم از آراي طرفداران فتنه استفاده کند و هم از اين نيروهاي تقلبي که بهعنوان اصولگرا معرفي کردهاند، در صورتي که واقعا اين طوري نبودهاند و ما به آنها مجال دادهايم.
تمام تلاشمان اين باشد که افراد اصلح را شناسايي کنيم و به مردم معرفي کنيم و هر چه ميتوانيم از ورود نفوذيها جلوگيري کنيم
در اين شرايط ما بايد بفهميم خدا چه كاري را دوست دارد و آن را عمل کنيم، نه آنچه دلمان ميخواهد، نه آنچه منافعمان اقتضا ميکند، يا بخواهيم روي حرفي که زدهايم پافشاري كنيم؛ اينها همه حرفهاي شيطاني است. بايد واقعا به دنبال اين باشيم كه کسي که اصلح است به مجلس برود، يعني كسي كه بهتر براي اسلام و نظام خدمت ميکند از هر طايفه و تحت هر عنواني كه ميخواهد باشد؛ با خدا عهد و پيمان ببنديم که در اين راه تلاش کنيم، نخواسته باشيم منافع و پرستيژ خودمان را حفظ کنيم؛ تمام تلاشمان اين باشد که افراد اصلح را شناسايي کنيم و به مردم معرفي کنيم و هر چه ميتوانيم از ورود نفوذيها جلوگيري کنيم.
اما اگر در بند اين باشيد که هفت و هشت بشود، يا نه و ده باشد، سرانجام زماني ميرسد كه سر بزنگاه نتوانيد کسي را معرفي کنيد، اين چه فايده دارد؟ بايد تلاش کرد و بهترين نامزدها را شناسايي کرد، كساني را كه بيننا و بين االله حجت داشته باشيم و در پيشگاه خدا و امام زمان(عج) بتوانيم اثبات کنيم که به نظر ما اصلح بودهاند. اما اگر ته دلمان بدانيم که شخص ديگري اصلح است، از هر طيف و گروهي كه باشد و غير از او را به مردم معرفي کنيم، در برابر خدا هيچ جوابي نداريم. پس اول بايد افراد اصلح را بشناسيم و بعد نيروهايمان را متمرکز کنيم که اين افراد به مردم شناسانده شوند و از سوي ديگر سعي کنيم که منحرفين وارد مجلس نشوند. |
||
|
|
|
|
|
"10 دلیل براي اينکه جبهه پایداری باید لیست مستقل بدهد"
با نزدیک شدن زمان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی که در روز 12 اسفند برگزار می شود، تکاپوی جریان ها و گروه های سیاسی برای تعیین نحوه حضور و یا عدم حضورشان در انتخابات به صورت جدی تری دنبال می شود. در این میان، جریان فتنه که سال گذشته با راهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک بن بست استراتژیک گرفتار شده بود، با منزوی شدن ایندو، دوباره عنان کار را در اختیار محمد خاتمی قرار داد و او با مشورت موسوی خويینیها، استراتژی کاهش مشارکت در انتخابات به مثابه کاهش مشروعیت نظام را در دستور کار قرار داد. این استراتژی موجب شد تا اعضای جریان تجدیدنظر طلب به صورت یکپارچه در روزهای ثبت نام در خانه بنشینند و ثبت نام نکنند. از سوی دیگر، در جریان اصولگرا پس از آن که جبهه پایداری انقلاب اسلامی و گروه 7+8 شکل گرفت، یک جدال گفتمانی برای تعیین صلاحیتها و نحوه حضور، وحدت، کثرت و خالص سازی رخ داد که همچنان ادامه دارد. در این نوشتار قصد نداریم که به بررسی این مجادله بپردازیم و داعیه اصلی این یادداشت، اثبات این گزاره است که جبهه پایداری انقلاب اسلامی به عنوان یکی از جریان های اصولگرا و انقلابی باید در انتخابات پیش رو، حضوری فراگیر داشته و لیست انتخاباتی ارائه دهد. در بیان دلایل این گزاره می توان گفت: 1- اتفاقهاي سال جاری و نحوه شکل گیری زمینه حضور اصولگرایان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نشان داد که جریان های مختلف اصولگرایان قطعا با هم متفاوت بوده و دارای پیشینه، عقاید و عملکرد متفاوت هستند. افرادي مانند آقايان علی مطهری و عباسپور با دکتر آقاتهرانی و حجت الاسلام روح الله حسینیان متفاوت هستند. دیدگاه آنها نسبت به کلیدی ترین مفاهیم متفاوت و متضاد بوده و نمایش آن در چند سال گذشته بهویژه پس از فتنه 88 این مسئله را در پیش چشم رأی دهندگان باورپذیر و عینی کرده است. حضور این افراد در یک لیست به نوعی گمراه کردن رأی دهندگان و خلاف شرط صداقت و انصاف است. این تفاوت ها، تفاوت سلیقه نیست مثلا تفاوت عقیده در مورد انتخاب اصلح یا انتخاب صالح مقبول و کنار گذاشتن اصلح یک تفاوت بنیادی است که تبعات سیاسی و اجتماعی گسترده ای در پی دارد. 2- حضور نداشتن چهره های جریان فتنه و کمبود نیروی انسانی جریان نفوذی در دولت و رد صلاحیت صحیح برخی ثبت نام کنندگان موجب شد تا امید دشمن برای غیررقابتی شدن انتخابات در شهر تهران پررنگ شود اما حضور یک لیست قوی از جبهه پایداری در کنار فهرست گروه موسوم به 7+8 به اضافه حضور تک چهره هایی که رأی قابل توجهی دارند، می تواند این استراتژی را نیز نقش بر آب کند. 3- حضور جبهه پایداری می تواند نمایشگر یک رقابت اخلاقی و درون چارچوب نظام باشد، بدون ترس از ساختارشکنی عده ای که امروز فتنه گر نامیده شوند. در 25 سال گذشته و در هر دور از انتخبات، این نگرانی وجود داشت که عده ای که التزامی به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه ندارند، با روش های تبلیغاتی غیر اسلامی بتوانند به مراکز حساس تصمیمگیری بروند و اخلالی در کار جمهوری اسلامی به وجود آورند، آنگونه که در مجلس ششم و دولت اصلاحات رفتار شد. همچنین رعایت بایسته های اخلاقی در رقابت های انتخاباتی آن گونه که در شأن آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی است، میتواند الگوی سالمی از رقابت را در جمهوری اسلامی پدید آورد. 4- حرکت مردمی بدون جنجال و هیاهو به سوی خالص سازی، رمز بقای جریان های سیاسی است. جبهه پایداری در ماه های پس از اعلام موجودیتش توانسته با پافشاری بر اصول و به جان خریدن هزاران فحش و ناسزا، گفتمان اصولگرایی ناب را بر مبنای ولایت مطلقه فقیه به جلو ببرد و تأثیرات این پافشاری جبهه پایداری حتی در نحوه رفتار و گفتمان رقبا نیز آشکار شده است، آنجا که برخی افراد که فتنه 88 را کدورت و یا دعوای شخصی می دانستند، به صف اول مبارزه با فتنه آمده اند و یا انتخاب اعضای ستاد انتخاباتی 7+8 خود به خوبی نمایشگر تأثیرات حرکت گفتمانی جبهه پایداری است. به هر حال، استقامت بر اصول آن هم در عرصه پر هیجان انتخابات می تواند تکمیل کننده حرکت به سمت خالص سازی حداکثری جریان اصولگرایی باشد. 5- آنچه در ایران 1388 گذشت، اگرچه يك بیماری سیاسی و امنیتی بود که با حضور مردم در 9 دی درمان یافت اما زخمها و تجربیات این دوران هنوز تازه است. حضور جبهه پایداری در انتخابات می تواند مانع از فرموشی خیانت خائنان و سکوت ساکتان شود. کارنامه خوانی جریان های درگیر در فتنه 88 و بازخوانی مواضع افراد در این گیرودار، می تواند انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی را جدا از رقابت های سیاسی، به یوم الحساب برخی جریان ها تبدیل کند. 6- یکی از دلایل اعلام موجودیت جبهه پایداری، عملکرد نامناسب دکتر احمدی نژاد در حمایت و میانداری جریان نفوذی است که در ماجرای تأسف برانگیز خانه نشینی بروز یافت. اکنون نیز چشم خیل عظیم علاقه مندان آقاي احمدی نژاد که از سویی از عملکرد او و رئیس دفترش سرخورده شده و از سوی دیگر ارتباطي با کسانی ندارند که سالهای گذشته را با لجن پراکنی و عقده گشایی علیه دولت مورد حمایت رهبری سپری کرده اند، به جبهه پایداری دوخته شده تا این خلأ را پر کند. آنها در دوران اصلاحات مشتی کفن پوش و قابلمه به دست خوانده شدند، کاندیداهای ریاست جمهوی اصولگرايان در سال 84 هم مدل تبلیغات بلری و مشعوف شدن از جایزه نوبل شیرین عبادی را به آنها ترجیح دادند و اکنون نیز جرین نفوذی در دولت دهم می گوید مگر شما چند نفرید؟! اکنون چشم امت حزب الله به جبهه پایداری دوخته شده است! 7- یکی از مهمترین رسالت های جبهه پایداری جایگزینی تخصص به جای سهمیه بندی های معمول گروه های سیاسی است. بهعنوان مثال در مجلس گذشته علی رغم مسائل متعدد سیاست خارجی، تعداد نمایندگانی که سابقه حضور در دستگاه دیپلماسی و اشراف بر پيچيدگيهاي اين حوزه را داشتند، به عدد 3 نمی رسید و همین مسئله، موجب ضعف مفرط کارشناسی در مجلس و اظهارات شتابزده و مبتدیانه متعدد نمایندگان در حوزه سياست خارجی میشد. در حوزه اقتصاد نیز این مسئله مصداق داشت. در اين ميان، جبهه پایداری باید با ارائه فهرستی از متخصصین توانمند مانند دکتر مرتضی آقا تهرانی، دکتر محمد سلیمانی، دکتر مسعود میرکاظمی، دکتر محمد هادی زاهدی وفا، دکتر زهره طبیب زاده، مهندس سید مهدی هاشمی، دکتر ناصر سقای بی ریا و... تخصص محوری آرمانخواهانه را به مجلس نهم هدیه بدهد. 8- یکی از مقدمات و الزامات وحدت آن است که طرفهای درگیر، بنایشان بر تفاهم و وحدت باشد اما متأسفانه با رصد موضع گیری برخی از چهرهها و گروه های سیاسی، این مساله هم اکنون در میان اصولگرایان دیده نمی شود. این افراد و گروه ها که نفس حضورشان در جمع اصولگرایان با توجه به سابقهشان در فتنه 88 ناموجه مینماید، با سد کردن ملزومات وحدت مانند انتخاب هیئت داوری مورد اجماع، نگذاشتند تا وحدت حداکثری سیاسی شکل بگیرد. از سوی دیگر، موج تخریب ها و بی انصافی هاي برخي از چهرههای این گروهها علیه جبهه پایداری که حتی پیش از اعلام موجودیت این جبهه آغاز شده بود و حتی این شائبه را ایجاد می کرد آنها جبهه پایداری را نه ظرفیتی از ظرفیت های اصولگرایان بلکه به عنوان گروهی می شناسند که جایشان را تنگ کرده است و به اين ترتيب، با شعار وحدت حداکثری، جمعي از خالص ترین و بهترین نیروهای کیفی جریان اصولگرا را دفع حداکثری کردند. حضور مستقلانه جبهه پایداری می تواند حباب توهمی این گروه ها را بترکاند و محملی جذاب برای نشان دادن حقایق عریان این افراد و گروه ها باشد. 9- یکی دیگر از بایدهای ارائه لیست جبهه پایداری انقلاب اسلامی، نمایش خالصانه ارزشهای مشترک ولایتمداران است. کسانی که نگاهشان به ولایت فقیه است، هرگز دچار قبیله گرایی سیاسی نمی شوند، حتی اگر کسی با سلیقه های آنها اختلاف داشت، اما در نگاهش به اطاعت از ولایت فقیه حرف و حدیثی نبود، مانند دکتر حدادعادل در صدر فهرست جبهه پایداری انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت. فهرست جبهه پایداری نشان خواهد داد که امثال سردار ایثارگر محمد کوثری در صدر توجهات قرار خواهند داشت. 10- همه دلایل پیشگفته به کنار، اگر اعضای جبهه پایداری با احساس تکلیف و معامله با آن کسی که تجارت با او شیرینترین تجارت است، به صحنه انتخابات وارد شوند، حتماً پیروز هستند. چه آنکه به پیروزی ظاهری برسند و چه آنکه در ظاهر ناکام بمانند. با انتخاب گزینههای اصلح، فردای انتخابات پیروزی و شکست ظاهری علی السویه است چرا که تکلیفی انجام شده و باری در جهت منافع انقلاب به مقصد رسیده است. "اگر در مسير امر و ارادهي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد" (آيتالله مصباح يزدي در ديدار 6/11/90 با اعضاي جبهه پايداري) |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
"حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد"
"صحبت ولی امر مسلمین جهان با فرزند چهار ساله ی شهید احمدی روشن"
"تفقد ولی امر مسلمین از فرزند شهید رضایی نژاد" |
||
|
|
|
|
![]() حجت الاسلام روانبخش: در زمان پيامبر(ص) عده اي با اسم پيامبر؛ مقابل علي(ع) ايستادند ؛ امروز هم برخي با اسم امام (ره) مقابل ولايت مي ايستند
تاريخ : 1390/11/03
عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي با اشاره به اين كه ؛ امام(ره) در مورد كساني كه در زمان حيات خود از آنها تعريف كرده يا حكمي به آن ها داده بود، فرمود كه" آن ها را با ولي فقيه زمان بسنجيد" ؛ تصريح كرد: دشمنان منتظر بودند كه امام (ره) سرش را بر زمين بگذارد تا فتنه ها برپا كنند، اما به فضل الهي از سر سفره امام (ره) ، مردي همانند خود امام(ره) برخواست.
|
||
|
|
|
|
|
اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. ![]() سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده. مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه! این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه. امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم. بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.
تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم. آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه! بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود. فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم. اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!
|
||
|
|
|
|
|
دكتر باقري لنكراني : شباهت كارمنافقان درماجراي خيبر با مرعوب كردن امروز ملت/
آقا فرمودند خود را وامدار كانون قدرت و ثروت نكنيد؛
هركس وامدارانه به مجلس برود تصميمات وامدارانه هم مي گيرد
تاريخ : 1390/11/01
منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي
يك عده اي در بين امت حزب الله هستند كه در تلاش هستند دل هاي مومنين را خالي كنند. مدام مي گويند چطور مي خواهد شود، واي تحريم شده است، اتفاقات عجيب و غريبي دارد مي افتد، بازار ديگر قابل كنترل نيست، ارز بالا رفته، گراني بي داد مي كند. نه اينكه اينها نيست، اما دليل نمي شود كه ما از اعتمادمان و از باورهايمان دست بردايم / هر دو نفري كه اين هفته يك صحبت هاي خلاف موازيني كرده اند، هر دو از كساني بوند كه در جريان فتنه ابتدا همراهي كردند و بعد هم ديدند كه مسير، مسيري است كه موافق خط مردم نيست، سكوت كردند / امروز هم اگر قرار است ما صحنه خيبري بيافرينيم كه به فضل خدا خواهيم آفريد، بايد متاسي به اميرالمومنين عليه السلام باشيم از خودمان و براي خودمان حيثيتي قائل نباشيم و هرچه داريم را فداي باورها و اعتقادات مان و فداي اين حبل متصل به ولايت الهيمان كنيم / يادت نرود كه آن خيبري كه مولاي مان در 1400 سال پيش براي شما رقم زد، ان شاء الله باز هم رقم مي زنيم، بايد همان طور علوي و حيدري عمل كنيم. هم در شجاعت و هم در اطاعت علوي و حيدري عمل كنيم / رهبر معظم انقلاب امسال را، سال جهاد اقتصادي اعلام كردند ،رهبري عزيز مي ديدند كه دشمن دارد صحنه اقتصاد را به صحنه فشار آوردن به كشور تبديل مي كند، توقع از مجلس و دولت محترم اين بوده كه آماده شرايط شوند. اين فضا مي تواند خيلي بهتر از اين مديريت شود / آقا به نمايندگان كه فرمودند كه خودتان را وام دار كانون هاي قدرت و ثروت نكنيد. چرا اين هشدار را مي دهند؟ چون كسي كه وام دارانه به مجلس مي رود، تصميماتش را هم وامدارانه مي گيرد / مردمي كه در فتنه سال 88، فتنه اي كه 20 سال دشمن براي آن برنامه ريزي كرده بود، سربلند بيرون آمدند، معلوم است كه مقاله 19 دي 90 را زير پا مي گذارند، معلوم است كه به هر كسي كه حاشيه و انحرافي بخواهد درست كند، محل نمي گذارند. معلوم است كه به كساني كه با توسل به كانون قدرت و ثروت و وامدار شدن به آنها مي خواهند به مجلس بروند محل نمي گذارند / هيچ آدم منحرفي در طول تاريخ پيدا نمي كنيد كه از اول گفته باشد من منحرف هستم. هر كسي يك توجيهي بافته است. اشكال به اين شكل پيش مي آيد كه برخي حرف هاي درست را با حرف هاي باطل مخلوط مي كنند و هم خودشان گمراه مي شوند و هم ديگران را گمراه مي كنند / ما احدي از دوستان را متهم به اصولگرا نبودن نمي كنيم. اعتقاد داريم كه هر كس مي گويد من اصولگرايم حرفش درست است. منتها يك مشكل داريم و آن اين است كه صرف ادعاي اصولگرايي باعث اطمينان نمي شود، بايد نگاه به عملكرد كنيم
به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه ی مطلب |
||
|
|
|
|
|
دكتر لنكراني:روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت براي خودشان منيتي مي بينند / امروز برگرديم به سال 88 ؛ دوباره همان مسير را مي رويم
تاريخ : 1390/10/25
بايد دقت كنيم كه نسبت كسي كه مي خواهيم وكيل كنيم با رهبري چگونه است / فرمودند كساني كه كانديدا مي شوند، اگر ولخرجي و پرخرجي مي كند، حتي از غير بيت المال چون از شبه بيت المال كه خيلي جرمش سنگين است / حضور منافقين ، ترديدها و ابهام هايي ايجاد مي كند و باعث مي شود كه تزلزلي در صفوف پيش بيايد / شهيد احمدي روشن چه جرمي داشت؟ اينها مي آيند كه شهيد كنند تا ترديد درست كرده وحشت ايجاد كنند، يك عده اي دانشگاهي و غير دانشگاهي بترسند كه نكند ما كه داريم از انقلاب دفاع مي كنيم، جان مان به خطر بيفتد / روسياهي براي كساني است كه جداي از ولايت فقيه براي خودشان منيتي مي بينند / امروز برگرديم به سال 88 و همان صحنه ها پيش بيايد، با اينكه ما اين وقايع سال 90 را هم ديده ايم، تلخي سال 90 را هم داشتيم، ترديد نداريم كه دو مرتبه همان مسير سال 88 را مي رويم. دوباره هم برگرديم به اوائل امسال در اين موضعي كه در برابر حلقه انحرافي گرفتيم، خط اصلي براي مان ولايت است و ما هيچ چيزي را با ولايت عوض نمي كنيم / مصداق بصيرت، عمل به موقع در فتنه هاست، نه وقتي آب از آسياب افتاد، بگويند ما هستيم
به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه ی مطلب |
||
|
|
|
|
|
نمي شود ولي فقيه لبيك بخواهند و برخي بگويند بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود /
كانديداها بايد پاسدار اعتماد مردم باشند
تاريخ : 1390/10/01
منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي
حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني دبير جبهه پايداري در همايش بانوان استان تهران اين جبهه طي بياناتي با بيان اينكه حضرت زهرا (س) به موقع و در زمان لازم ولايتمداري مي كردند، افزود: نمي شود ولي فقيه كمك بخواهند ما بگويم بهتر است صبر بكنيم، ببينيم آخرش چه مي شود.
|
||
|
|
|
|
|
مفهوم وحدت از منظر علامه مصباح يزدي
تاريخ : 1390/09/19
منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي
از آن جايي كه ايشان مطلبي را از علامه مصباح نقل كرده اند كه در جايي ثبت نشده است بلكه به عكس مطالبي كه از قول حضرت علامه مصباح يزدي در سايت خودشان و در نشريه پرتوي سخن آمده است با مطلب نقل شده توسط حضرت آيت الله مهدوي كني كاملا تعارض دارد...
به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه ی مطلب |
||
|
|
|
|
|
علامه مصباح يزدي: ليدرهمه ما رهبر معظم انقلاب است/
اطاعت ازرهبري، مبارزه با فتنه و خط انحرافي مورد تاكيد ماست. تاريخ : 1390/10/03 منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي بنده هيچ وقت نگفتم كه با جبهه پايداري كاري ندارم؛ چيزي كه گفتم اين بود كه من ليدر اينها نيستم بلكه ليدر همه ما رهبر معظم انقلاب است / مسئله اين است كه حالا كه پشيمان شد و توبه كرد توبه اش هم قبول شد، معنايش اين است كه ما او را مثل آن كسي كه بصيرت داشت و فتنه را شناخت و فرياد زد و به كمك رهبري آمد، حساب كنيم و آن اعتمادي كه به او داشتيم، به اين فرد هم داشته باشيم، يا نه؟ پس نمي توانيم همان جايگاه قبل را به او بدهيم تا مطمئن شويم كه واقعا همه چيزش تغيير كرده تا هر وقت تشخيص داديم و واقعا ثابت شد كه تصميم دارد جبران كند/اول اطاعت مطلقه از رهبري، دوم مبارزه با فتنه جويان، سوم مبارزه با خط انحرافي كه در كنار دولت تشكيل شده؛ اين موارد، مورد تاكيد ماست، شايد مقام معظم رهبري براي دوره دوم رياست آقاي احمدي نژاد وقتي متوجه شدند كه مي تواند اين فرد (مشايي) يك منشأ خطري شود، خواستند جلوي آن را بگيرند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ؛ حضرت آیت الله مصباح یزدی این هفته در مصاحبه ای مشروح با هفته نامه 9دی درباره مسائل جاری روز، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه متحد ،فتنه، نقش خواص و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ...بیاناتی داشته اند که در همین راستا؛ متن کامل آن باستحضار خوانندگان می رسد: خیلی متشکریم که حضرتعالی لطف کردید و اختیار هفته نامه 9 دی قرار دادید تا در خصوص موضوعات مهم روز و از جمله در خصوص روز با ارزش 9 دی که به سالگردش نزدیک هستیم با شما به سخن بنشینیم و از رهنمودهای حضرتعالی بهره ببریم. البته ما سال گذشته هم این توفیق را داشتیم که در سالگرد 9 دی خدمت شما باشیم و برای هفته نامه 9 دی این یک افتخار و ارزش است که یکی از چند رسانه ای است که چنین فرصتی را پیدا می کند تا در خدمت یکی از یاران بابصیرت و شجاع مقام معظم رهبری باشد. امیدواریم که ما لایق این توجه شما باشیم و بتوانیم تا آن روزی که این هفته نامه منتشر می شود، رسالت های 9دی را که خیلی مورد توجه مقام معظم رهبری هم هست، پیگیری و خط درستی را دنبال کنیم و البته نیاز به توجه و تذکر بزرگانی مثل حضرتعالی هم داریم که به آن دل هم بسته ایم. بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین؛ انشاءالله که در این مسیر موفق باشید. البته برداشت ها و قضاوت های دیگران درباره اشخاصی مطرح هست که شاید قضاوت آدم از خودش همیشه با قضاوت های دیگران وفق نداشته باشد؛ این عناوین اعم از حوزوی و غیر حوزوی و بسیاری از امور دیگری که گفته می شود، هیچکدام از اینها بنده لایقش نیستم. بنده خودم را یک طلبه ساده ای می دانم که از سال های دور دغدغه دینی و فرهنگی دارد، همین.بنده بیشتر از این چیزی ندارم. *به هر حال ما از شما متشکریم. اگر اجازه دهید ما اولین سئوال را از اینجا شروع کنیم که خیلی ها آیت الله مصباح را با وجهه علمی و شأن علمی شان می شناختند. هر چند ما که کتاب زندگانی حضرتعالی را در دفتر جریان شناسی چاپ کرده ایم، اطلاع داریم که این شخصیت هم قبل و هم بعد از انقلاب در بزنگاه های مختلف به ویژه در حوزه فرهنگ، حضور داشتید و مؤثر بوده. اما دوره اصلاحات یک ویژگی خاصی داشت؛ که شما خیلی صریح تر وارد میدان شدید و با حضور در شهرها برخی از انحرافات موجود شخصیت های آن روز را تبیین کردید؛ من می خواهم درباره همین مورد سئوال کنم که واقعا چه شد و چه ضرورتی آن روز حس شد؟ همانطور که گفتم بنده خودم را لایق این عناوین نمی دانم. ما یک طلبه ای بودیم درس می خواندیم و در سال 31، 32 هم به قم آمدیم. یکی از نعمت های بزرگی که خدا نصیبمان کرد، حضور در درس حضرت امام، آشنایی با افکار و منش و شخصیت ایشان و البته در کنارش هم آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی و بعضی از بزرگان دیگر بود. از همان وقت یاد گرفتیم که باید نسبت به مسائلی که به نحوی ارتباطی با دین دارد و ممکن است لطمه ای به دین بزند حساس باشیم. حالا شاید با توجه به یک سری عوامل فرهنگی، تربیتی، فرهنگی، خانوادگی زمینه اش فراهم شده بود؛ خود طلبگی هم که به عنوان خدمتگذاری مقدس حضرت ولی عصر ارواحنافداه هست، یک چنین مسئولیتی را ایجاب می کند که انسان نسبت به خطرهایی که متوجه دین می شود، حساس باشد. این بود که ما هر وقت احساس می کردیم که در بین مسائل اجتماعی سیاسی فرهنگی کشور چیزی در معرض این هست که خطری را متوجه دین کند، حساسیت خاصی پیدا می کردیم؛ تحلیل روانشناختی این را الان درست نمی توانم بگویم که چه عواملی موجب شده بنده این طور بشوم ولی این یک واقعیتی است. بالاخره طولی نکشید که در سال 40 به بعد، خود حضرت امام وارد میدان سیاست شد. زمان مرحوم آیت الله بروجردی شاید ایشان صلاح نمی دانستند یا شرایط طور دیگری بود که خود ایشان مستقلا و مستقیما وارد عرصه سیاست نمی شدند اما بعد از رحلت حضرت آیت الله بروجردی، حضرت امام وارد عرصه سیاست شدند و محوریت پیدا کردند. یکی از نتایج حرکت ایشان این بود که یک عده از فضلای جوان به فکر این افتادند که برای حمایت از دین و اسلام، باید فعالیت جمعی کرد، با کارهای فردی و نوشتن یک مقاله و یک سخنرانی، این مشکل حل نمی شود، مخصوصا با اوامری که امام می فرمودند. این بود که بالاخره یک عده ای تصمیم گرفتند یک جمعیتی از فضلای آن روز را تشکیل دهند. از شانس خوب ما و خواست خدا یا از سوء انتخاب آقایان، به هر حال ما هم جزء این جمعیت انتخاب شدیم و یک گروه 11 نفری تشکیل شد که چند تن از آنها مرحوم شدند. به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه ی مطلب |
||
|
|
|
|
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین چه چیزی را محکوم میکنید و در برابر چه موضع گرفتهاید؟ کدام تخریب؟ کدام توهین؟ چرا صریح و روشن سخن نمیگویید؟ چه شده که یک جزوه دانشجویی که صرفا در یک وبلاگ شخصی به صورت پیدیاف منتشر شده این قدر شما را نگران کرده؟ چرا از ارائه پاسخ منطقی به آن این همه واهمه دارید؟ کدام چاپ در تیراژ میلیونی؟! کدام هزینه هنگفت میلیاردی؟!! مطابق کدام سند و مدرک این چنین دیگران را بیمهابا متهم میکنید؟ رهبر گرانقدر انقلاب 19 دیماه تصریح داشتند انتخابات آتی میبایست رقابتی باشد و این در حالی بود که برخی با تکیه بر استدلالاتی بیاساس تمام تلاش خود را برای خارج کردن جریان سوم تیر از صحنه انتخابات به کار بسته بودند. مقام معظم رهبری در بیانات خود همچنین نسبت به پرهیز از تخریب، خصومت و اتهامزنی تذکر دادند و رقابتی سالم را خواستار شدند. در طی ماههای اخیر تخریبهای زیادی علیه جبهه پایداری صورت پذیرفت و موجی از شبهات و ابهامات برای مواجهه با این جبهه ایجاد شد. متاسفانه برخی اعضای رسمی جبهه متحد نیز در این زمینه نقشی ویژه و جدی داشتند که در صورت لزوم اسناد آن در قالب فایلهای صوتی و مکتوب منتشر خواهد شد. حجم شبهات و تخریبها که حتی چهرههایی موجّه و انقلابی چون حجج الاسلام مرتضی آقاتهرانی و روح الله حسینیان را نیز بینصیب نگذاشته بود، موجب شد جزوهای 80 صفحهای صرفا جهت پاسخگویی به این سیل ناجوانمردیها تنظیم شود. فایل این جزوه با عنوان "استقامت در منطقه ممنوعه" از طریق یک وبلاگ شخصی یعنی وبلاگ میثم تمار با آدرسwww.mehrabeandishe.blogfa.com منتشر شد و در فضای اینترنتی مورد استقبال دانشجویان و فعالان دلسوز اصولگرا قرار گرفت. در واکنش به ادله منطقی این جزوه و استدلالهای مطرح شده، رسانههای نزدیک به شهردار تهران در اقدامی هماهنگ کوشیدند تا با برچسب "تخریبی" زدن به جزوه، از ارائه پاسخ منطقی به مفاد آن که در واقع پاسخی به شبهات آنها بود، فرار کنند. متاسفانه جبهه متحد نیز تحت تاثیر دروغپردازیهای این سایتها طی اطلاعیهای به انتشار جزوه واکنش نشان داد و برخی مطالب کذب و خلاف واقع را درخصوص آن مجددا تکرار کرد بی آنکه توضیح دهد کجای جزوه مشکل داشته است. در خصوص این همه جنجالسازی توضیحات ذیل ارائه میشود: 1- برخلاف آنچه به دروغ تصریح شده است جزوه مورد اشاره به صورت اینترنتی منتشر شده و خبری از انتشار مکتوب و صرف سرمایههای هنگفت در میان نیست. اگر مقصود از هزینه هنگفت ایمیل کردن جزوه است و ایمیل کردن از نظر آقایان این قدر هزینه دارد، ما آمادگی داریم جزوات جبهه متحد را برایشان ایمیل کنیم! کسانی که مدعی چاپ گسترده هستند یک برگ از جزوه تکثیر شده را نشان دهند و از وبلاگ میثم تمار جایزه بگیرند! واکنشی در این سطح نشان از عمق استدلالی و تاثیرگذاری این جزوه دارد که نگرانی و موضعگیریهایی فوری را با فاصله 2، 3 روز از انتشار آن موجب شده است. 2- متن جزوه، خود گواه احترامی است که نگارنده آن برای بزرگوارانی چون آیت الله مهدویکنی قائل است. این بزرگواران همچون حضرت آیت الله مصباح یزدی، آیت الله یزدی و آیت الله خوشوقت سرمایههای انقلاب و مورد احترام همه بوده و هستند. بدیهی است اختلاف سلایق سیاسی که اجتنابناپذیر است، نمیتواند دایره این احترام و ارادت را محدود کند. بانیان انتشار جزوه در آستانه انتخابات خبرگان جزو کسانی بودند که مواضع آیت الله مهدویکنی طی سالهای اصلاحات و فتنه 88 را طی مطلبی تفصیلی از باب تجلیل از ایشان جمعآوری و منتشر کردند. طرح این عنوان که جزوه "استقامت در منطقه ممنوعه" برای تخریب آیت الله مهدوی منتشر شده از اساس بلاوجه بوده و برای بهرهبرداری سیاسی و نگران کردن ایشان و دوستداران ایشان صورت پذیرفته است. ۳- بزرگوارانی که سالم بودن فضای انتخاباتی و فارغ از تخریب و خصومت بودن آن را دنبال میکنند، بد نیست نگاهی به رسانههای منتسب به شهردار تهران داشته باشند تا معنی تخریب را دریابند. این رسانهها رسما از جبهه پایداری که مورد تایید حضرت آیت الله مصباح یزدی و مورد توجه خیلی عظیمی از مردم متدین است، با عناوین "کودتاگر"، "اخباریمآب"، "دروغگو"، "خودخواه"، "کاسبکار"، "تمامیتخواه"، "خشن"، "خطرناک"، "انحصارطلب" و... یاد کردهاند، آنان را صراحتا خارج از دایره اصولگرایی دانستهاند و خطر آنها را نیز بیشتر از اسرائیل قلمداد نمودهاند!!! این همه واقعا باعث شرم و تاسف است. سوالی که وجود دارد این است که به راستی چرا دلسوزان فضای سالم انتخاباتی که این چنین در مقابل یک جزوه وبلاگی به جوش و خروش میآیند و اطلاعیه رسمی میدهند، در برابر این سیل تخریبها و توهینها سکوت کردهاند؟! اگر آقایان از این تخریبها بیاطلاعند، آمادهایم یک جزوه 80 صفحهای مستند از همین تخریبها منتشر کنیم. ۴- توسعه تخریبها و شایعات که در واکنش به جزوه وبلاگی "استقامت در منطقه ممنوعه" نیز تکرار شد اقدامی مشکوک به نظر میرسد که پیش از همه میبایست بزرگان اصولگرایی نگران آن باشند. به نظر میرسد جریاناتی که حضورشان در رأس وحدت از مدتها قبل نگرانیهایی را به دنبال داشت و نیز برخی اصولگرایان سینه چاک آنها که التزامی به مراعات اخلاق سیاسی ندارند، آتش بیار معرکه شدهاند و تلاش میکنند وجهه آیت الله مهدویکنی و جبهه متحد اصولگرایی را برای تطهیر خود هزینه کنند. آنان مسیری را پی گرفتهاند که عملا به تخریب هر دو جبهه خواهد انجامید. 5- جبهه دانشجویی معتقد است مطالب مندرج در جزوه کاملا مستند، منطقی و قابل مباحثه است. همچنین از نقد کامل و علمی این جزوه قویاً و شدیداً استقبال میکند. اگر کسانی معتقدند جزوه تخریبی و مطالب آن خلاف واقع است، بگویند کجایش تخریبی است و کجایش خلاف واقع. این بیان قرآن کریم است: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین. "جبهه دانشجویی حامی پایداری" به نوبه خود همه را دعوت به مراعات تقوای سیاسی میکند. از نگاه جبهه دانشجویی، جبهه پایداری مظلوم است و این واکنشها جریان دانشجویی را در راه خود مصممتر خواهد کرد. سیلی از فضاسازیها و تخریبها از سوی اضلاع متعدد جبهه متحد و رسانههای متعدد آنها صورت میپذیرد؛ اعضای جبهه پایداری مطابق امر رهبری در مقابل این سطح از تخریب و توهینهای صریح لب فروبستهاند و جبهه متحد در برابر جزوهای که در یک وبلاگ منتشر شده، اطلاعیه صادر میکند و فضاسازیها کلید میزند. عجبا از این همه سعه صدر! همه شأنیت جبهه متحد همین بود؟! امروز همه باید مصالح انقلاب را ببینیم نه اینکه مصالح حزبی و گروهی را مقدم کنیم. "جبهه دانشجویی حامی پایداری" مستقلا به تنظیم و انتشار این جزوه اقدام کرده است و مواضع جبهه پایداری از سوی آن بزرگواران یا از طریق سایت آنها اعلام میشود. مسئولیت این جزوه تماما متوجه جبهه دانشجویی است؛ یعنی همان ظرفیتی که جبهه متحد از آن بیبهره است. مردم و نخبگان این جزوه را خواهند خواند و در خواهند یافت حق با چه کسی است. مردم و نخبگان خوب میفهمند؛ به جای فضاسازی بگذاریم خودشان قضاوت کنند. برخی شجاعت اینکه یک برگ از جزوه را منتشر کنند و به آن پاسخ دهند را هم نداشتند. این یک تاکتیک سوخته در جنگ روانی است که به جای بیان واضح موضع مقابل به آن بدون منطق بتازیم و با انگ زدنهای خلاف عرف و اخلاق اثبات خود را نتیجه بگیریم. مردم و نخبگان خودشان میفهمند و نیازی به قیّم ندارند. والسلام
|
||
|
|
|
|
![]() "واکنشقاسمی به بیاخلاقی روزنامه ایران" روزنامه ایران با انتشار گزینشی و تقطیع شده مصاحبه سال گذشته رجانیوز با سعید قاسمی نشان داد که در راستای هدف ویژه خود در حمایت از حلقه انحرافی شکل گرفته در دولت، نه تنها رفتار حرفهای روزنامه نگاری که اخلاق رسانهای را نیز زیر پا میگذارد. به گزارش رجانیوز، روزنامه ایران که این روزها از حد رسانه مکتوب دولت به بولتن جریان انحرافی تنزل کرده است، پس از انتشار بخشهایی از سخنرانی سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس و از فعالان سرشناس فرهنگی در همایش نهم دی ماه اهواز، قسمتهایی از مصاحبه سال گذشته و قبل از ماجرای خانه نشینی رییس جمهور با رجانیوز را که در آن نسبت به عبور حزب الله از احمدی نژاد هشدار داده و تصریح شده بود که رییس جمهور به دنبال جذب قشرهای خاکستری است، منتشر کرد. سعید قاسمی با گلایه از این رفتار غیر اخلاقی روزنامه ایران، به رجانیوز گفت: یکی از خبرنگاران روزنامه ایران تماس گرفت و گفت که میخواهم مصاحبه سال گذشته شما را با رجا منتشر کنم که من پاسخ دادم برادر عزیز این گفتوگو برای یکسال پیش است و به اقتضای آن دوره بیان شده است، اما بنده در طول يك هفتهي گذشته پنج سخنراني داشتهام كه ميتواني از محتواي آنها استفاده كني. وی با بیان اینکه این روزنامه با بی اخلاقی بخشهایی از آن مصاحبه را به صورت گزينشي منتشر کرد، ادامه داد: در مصاحبه با رجانیوز من تاکید داشتم که احمدينژاد قطعاً تا زماني كه علمدار پرچم ولايت هست، احمدينژاد است و اگر به هر قیمتی بخواهد قشر خاکستری را جمع کند، درست نیست. قاسمی اظهار داشت: جالب است که من ظرف یک هفته گذشته پنج سخنرانی داشتم اما آنها تنها بخشهایی از سخنرانی اهواز را منتشر کردند، مثلا در مشهد گفتم که آدمهای بزرگ خطاهای بزرگ دارند، احمدینژاد اگر مرتکب خطاهای اخیر نمیشد، به لحاظ خدمتگذاری و پیگری و حرکت در راستای آرمانهای انقلاب، اسطوره میشد اما حتي در همين حد نيز تاب نقد را ندارند و مطالب را تحريف و تقطيع ميكنند. افزایش رفتار غیر حرفهای و اخلاقی روزنامه ایران در سوء استفاده از نخبگان و خواص برای حمایت از جریان نفوذی دولت که در قالب انتشار مصاحبههای ساختی و چاپ گزینشی سخنان آنها بروز مييابد، حاکی از آن است كه دستاندرکاران این روزنامه که سابقه ایستادن در مقابل قانون را نیز به کارنامه خود اضافه کردهاند، با بحران کمبود مطلب در حمایت از این جریان خاص مواجه شده و از همین رو در انجام ماموریت ویژه خود برای تمجید از حاشیهسازان دولت ناکام ماندهاند. |
||
|
|
|
|
|
می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی،
پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...
به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟!...
می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!...گفتم: چرا؟... گفت:مردم چه می گویند؟!...
می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟!...
بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد.
پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
مُردم. برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!...
از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...
خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند... حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش
نیست: مردم چه می گویند...؟!
و مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستند...
|
||
|
|
|
|
|
سومين ديدار مخفيانه رفيق فائزه هاشمي با مشايي در نيويورك!!
كامليا انتخابيفرد كه تحت پوشش روزنامهنگاري بهعنوان مخبر و پادوي سيستم جاسوسي امريكا فعاليت ميكند، براي سومين بار با اسفنديار رحيم مشايي در جريان سفرهاي رئيسجمهور به نيويورك مقر سازمان ملل متحد با وي ديدار كرد. (عكس مربوط به كتاب خاطرات كامليا انتخابيفرد است كه چهار سال پيش منتشر شد) به گزارش رجانيوز، رحيم مشايي عليرغم همراهي با رئيسجمهور در سفر به امريكا در هيچيك از تصاوير منتشر شده از ديدارهاي رسمي ديده نشد و اين سؤال ايجاد شد كه وي در مدت اقامت يك هفتهاي در امريكا چه ميكرده است؟ با اين حال، يك شاهد عيني به خبرنگار ما گفت كه در يكي از روزهاي حضور هيئت ايراني در نيويورك كامليا انتخابيفرد از دوستان نزديك فائزه هاشمي رفسنجاني در نشريه توقيف شده زن كه اكنون تحت پوشش فعاليت روزنامهنگاري در نيويورك بهسر ميبرد، براي ديدار با مشايي به محل اقامت وي آمد. اين شاهد عيني با يادآوري پوشش و وضعيت زننده ظاهري انتخابيفرد افزود كه در اين ديدار كه بهطور محرمانه بهمدت بيش از دو ساعت ادامه داشت، يكي از معاونان مشايي نيز حضور داشت. انتخابيفرد اصرار ويژهاي داشته كه اين ملاقات فاش نشود. در عين حال، حجتالاسلام حميد رسايي كه جزو نمايندگان همراه رئيسجمهور در سفر سال 88 بود، چهار ماه پيش در ضمن طرح سؤالهايي از مشايي نوشت: «مشایی توضیح دهد که در ملاقات دو ساعته و خصوصی وی با کاملیا انتخابی فر – خبرنگار فاسد فراری و همکار فائزه هاشمی و رفیق سید محمد خاتمی - در نیویورک چه گذشت؟» انتخابيفرد در جريان سفر امسال رئيسجمهور نيز در نشست خبري احمدينژاد بهعنوان خبرنگار يك روزنامه مصري از وي سؤال پرسيد. ارتباطات مشكوك جريان نفوذي در دولت يكي از مواردي است كه در طي ماههاي اخير برخي از بازداشت شدگان جزئيات تكان دهندهاي را در مورد آن بيان كرده و تحت عناوين امنيتي اين بخش از اتهامهاي آنها در حال بررسي است. این در حالی است که منابع رجانیوز در نیویورک می گویند معاون سیاسی مشایی در جمع تعدادی از ایرانیان مقیم نیویورک گفته است که از کاملیا انتخابی فرد به عنوان «منبع اطلاعاتی» خود در نیویورک استفاده می کند. کاملیا انتخابی فرد کیست؟ نام کاملیا انتخابی فرد در دوره رشد قارچ گونه روزنامه های دوم خردادی بدون سابقه خاصی در روزنامه نگاری به یکباره و با همکاری او با روزنامه های همشهری (با مدیریت محمد عطریانفر) و آفتابگردان و بخصوص روزنامه «زن» فائزه هاشمی مطرح شد. به گفته روزنامه نگران دوم خردادی، روابط بسیار صمیمانه کاملیا انتخابی فرد با فائزه هاشمی در روزنامه زن، او را کاملا از تحریریه منفک کرده بود و کاملیا همپای ثابت فائزه در کوهنوردی، والیبال و اسب سواری بود. انتخابی فرد در دوران ریاست جمهوری خاتمی نیز با رییس دفتر وی محمد علی ابطحی، ارتباط داشت . ارتباطات ابطحی با کاملیا به گونه ای بود که وی حتی پس از خارج شدن از کشور و کسب افتخار گزارشگری رسانه های آمریکایی دسته دوم و سوم ، از عنایات خاصه برخوردار بود به گونه ای که در جریان سفرهای خاتمی به خارج کشور، با حمایت و توجه ویژه ابطحی، دسترسی وی به هیات ایرانی به نحوی بود که به راحتی می توانست با اعضای هیات مصاحبه بگیرد و به هتل های محل رفت و آمد هیات رفت و آمد کند. نکته مشکوک درباره انتخابی فرد سفرهای خارجی پرتعداد او به بهانه تهیه گزارش بود. به ادعای خودش، همه هزینه سفرهای خارجی اش برای تهیه گزارش و مصاحبه را شخصا پرداخت می کرد و تنها تشنه رسانه های داخلی برای انعکاس مطالبش بود! حتی گاهی به انتشار مطالبش در بعضی روزنامه های سطحی هم رضایت داشت. در همین راستا وی در سال 86، خاطرات خود را با عنوان «كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابي» به زبان انگليسي و ترجمه عربي در 10 قسمت در روزنامه کویتی «القبس» منتشر کرد و مدعی مطالب جنجال برانگیز از جمله رابطه با یک فوتبالیست ایرانی مقیم آلمان شد. وی در مدتی که در روزنامه زن بود سعی در برقراری رابطه میان فائزه هاشمی و فرح پهلوی را داشت و به گفته خود پیامهایی را میان این دو رد و بدل کرده است. وی همچنین برای مصاحبه با ابوالحسن بنی صدر، سلمان رشدی و فرح پهلوی از طرف روزنامه زن تلاشهایی به عمل آورد. انتخابی فرد در خاطرات خود به ارتباطش با هوشنگ امیراحمدی دلال معروف رابطه ایران و آمریکا که شایعاتی درباره ارتباط وی و مشایی وجود دارد، اشاره می کند: « در آوریل 1999 در اولین سفرم به امریکا با دکتر هوشنگ امیر احمدی برای مجله زن مصاحبه گرفتم. وی در مصاحبه خود بسیار به تایید هاشمی رفسنجانی پرداخت تا جایی که گفت زمام امور به هیچ وجه در دست رئیس جمهور وقت خاتمی نیست و تمام سلطه در دست هاشمی رفسنجانی است. » وی همچنین می نویسد كه پس از توقیف روزنامه زن در دوران 2خردادیها در سفري که از طرف فائزه هاشمی به آمريكا داشته به همراه شهلا شركت مدير مسؤول ماهنامه «زنان»، محمد عطريانفر از روزنامه «همشهري» و مژگان جلالي از روزنامه «ايراننيوز»، در مهماني ويژهاي در منزل «جرج سوروس» ميلياردر يهودي آمريكايي و رئيس بنياد جامعه باز شرکت کرده : «هنگامي كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وي، برايمان در فنجانهاي چيني بديع، چاي آورد من به ساير خانمهاي همراهم «شهلا شركت» و «مژگان جلالي» نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدند و به دليلي كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگي بطرز عجيبي زديم زير خنده بگونهاي كه تا وقتي در منزل سوروس بوديم نميتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و طوري شد كه من مجبور شدم به دستشويي بروم و نفس عميقي بكشم تا بتوان خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوي خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد. در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و سوروس نيز گفت «لابد خانمها چيز با اهميتي ديدهاند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و حتي پاسخ پرسشهاي سوروس را بدهيم اما وي در پايان هنگام بدرقه ما نسخهاي از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم.» وي در ادامه خاطرات خود مدعي شده، در بازجوييهاي خود در ايران اعتراف كرده است كه تاكنون با 67 مرد رابطه داشته، اما اين اظهارات تحت فشار بوده است! همچنين چندي پيش، نيك آهنگ كوثر، كاريكاتوريست نشريات اصلاح طلب كه چند ساليست در كانادا اقامت دارد، مدعي شده بود کاملیا انتخابی فرد، با استفاده از جاذبه هاي جنسي تبديل به دامي شده بود كه بسياري از روزنامه نگاران اصلاح طلب پس از ارتباط نا مشروع با وي، مجبور به پذيرش شرايط خاصي مي شدند. وی در آذرماه 89 و پس از دومین دیدارش با احمدی نژاد و مشایی در نیویورک در یادداشتی در وبلاگ خود با اهانت به مردم مسلمان ایران نوشت: « اگر آزادی به معنای آنچه که مردم آرزوی آن را دارند در ایران وجود داشت و ایجاد حزب سیاسی و فعالیت آنها در کشور قانونی بود، آیا همچنان مردم به کاندیداتوری آقای احمدی نژاد و موسوی و کروبی و محسن رضایی بسنده می کردند؟ سی و یک سال است که حکومت در ایران در دست عده قلیلی است ... در کشور ما سیستم به این منوال است که تا آنجا که به نظر می رسد مردم آزاد هستند که تجارت کرده و پولهای هنگفت از راه قاچاق ارز گرفته تا خرید و فروش و ساخت و ساز و رشوه دادن و رشوه گرفتن بدست آورند و در پشت درهای بسته خانه اشان بنوشند و برقصند و سفر کنند و مادام که به سیاست و حکومت داری کاری نداشته باشند، کسی نیز مزاحمت چندانی برای آنها فراهم نخواهد کرد. و مردم ما نیز در طول تاریخ به نیکی آموخته اند که زمان مناسب برای اظهار نظر و قدبرافراشتن چه زمانی است و بی گدار به آب نمی زنند... شاید ایران را با روسیه بیشتر بتوان مقایسه کرد که انتخابات وجود دارد و طبقه مرفه و ثروتمندی نیز در روسیه به وجود آمده که ثروتهایشان نیز از راهی شبیه به دیگر نو کیسه گان بدست آمده که از قاچاق و رشوه خواری گرفته تا دست داشتن در تجارت های غیر قانونی و پول شویی می تواند باشد و حکومت هم کاری به این طبقه مرفه ندارد. اما در همان روسیه روزنامه نگاران منتقد با ضرب گلوله و چاقو از پای در می آیند و مخالفان سیاسی سر از زندانهای سیبری در می آورند» وی همچنین در زمستان 89 در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مقاله ای با عنوان «حکومتداری شاه بهتر بود یا آیت الله ها؟» در روزنامه هافینگتن پست که در وبلاگ خود نیز آنرا قرار داده می نویسد: «آخرین انقلاب بزرگ قرن بیست نیز شباهتهای بسیاری با دیگر انقلاب های به وقوع پیوسته و پیش کسوت در جهان داشت با این تفاوت عمده که قدرت از سلطنتی دیکتاتوری به مذهبی آیت اللهی و گونه ای دیگر از دیکتاتوری انتقال یافت... دهه اول انقلاب تاریکترین دوران تاریخ معاصر ایران بود. اعدامها و نابود کردن مخالفان سیاسی و فعالان همه باعث شد تا نخبگان در سراسر ایران خاموش گردند. آزادی بیان به یک رویا تبدیل شد. امروز اوضاع به بدی دهه اول انقلاب نیست اما با این تفاوت که امروز رژیم ایران از زندانی و شکنجه کردن دوستان و وابستگان قدیمی خود ابائی ندارد و اینبار نوبت خودی ها شده است که منزوی شوند... زمانی انقلاب در سال 1357 به وقوع پیوست که اقتصاد ایران در حال شکوفایی بود و از نظر سیاسی و نظامی دارای قدرت و اعتبار در خاورمیانه و احترام در میان سایر کشورهای جهان بود. بسیاری از جوانانی که در ایران بعد از انقلاب متولد و رشد کرده اند تنها بوسیله مطالبی که از حکومت سلطنتی خوانده و یا شنیده اند به دوران قبل از انقلاب علاقه و توجه نشان می دهند... بسیاری از ایرانی های عصبانی و سرخورده ای که به خیابانها آمدند و اعتراض کردند از سیستم و حکومت و افراد وابسته به آن در مجموع ناراضی بودند. مردم ایران تغییرات اساسی را آرزو داشتند تا قدرت بی بدیل ولی فقیه را ضعیف کنند. وضعیت آسیب پذیر بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک فرصت استثنایی برای تظاهر کنندگان و ناراضیان ایجاد کرد تا در خیابانها خواستار تغییرات اساسی و رفراندم شوند. ولی فقیه ایران آیت الله علی خامنه ای به درستی ادعا کرد که حضور انبوه مردم در خیابانها ” برای اعتراض به صندوقهای رای نبوده است.” وی گفت:” می خواستند تا حکومت را سرنگون کنند.” وی درست می گفت » |
||
|
|
|
|
![]() رئیس معزول بانک صادرات:
خاوری به کانادا فرار کرد/افراد مرتبط را معرفي مي كنمپس از آنکه جهرمی از مدیریت عامل بانک صادرات برکنار شد، با انتشار بیانیهای به تشریح چرائی عدم استعفای خود پس از کشف اختلاس بزرگ پرداخت و انگشت اتهام را به سمت خاوری مدیرعامل مستعفی بانک ملی نشانه گرفت.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، سید محمد جهرمی پس از برکناری از سمت مدیر عاملی بانک صادرات، با انتشار بیانیهای اعلام کرد: حق این بود که بنده پس از کشف این فساد بزرگ در شبکه بانکی که منشأ آن از سال 1388- قبل از حضور بنده در بانک صادرات ایران- با تبانی یک رئیس شعبه و مالک یک کارخانه شروع شده بود، از مردم عزیز عذرخواهی مینمودم و استعفا میدادم؛ اما دلایل زیر سبب انجام نشدن آن شد.
باید بگویم علیرغم پیگیریهای انجامشده توسط اینجانب و تماس با وزارت اطلاعات و قوه قضائیه برای دستگیری متهمان اصلی، کسانیکه پشتیبان اصلی این فساد بودند، موضوع را به نحوی در رسانهها مطرح کردندکه گویی تمام اتهامها و تقصیرها متوجه بانک صادرات ایران و مدیر عامل آن بوده است.
این افراد در صدد بودند با فرافکنی، گناهان خود را پنهان نموده و آدرس غلط به مردم بدهند. ازاینرو، مجبور شدم مصاحبه نمایم و برخی از ابعاد گستردۀ این فساد را در بخشهای بانکی و مسئولان اجرایی برای مردم بازگو کنم و با پیگیریهای جدیتری از گذشته، به دنبال عوامل اصلی این فساد در بانک مرکزی و بدنه دولت و شبکه بانکی باشم اما این مصاحبه برای این عوامل گران تمام شد.
امروز هم با کنارگذاشتن بنده باز هم آدرس غلطی را به مردم میدهند زیرا با فرار آقای خاوری (مدیر عامل بانک ملی) به کانادا برخی از آنان دچار سردرگمی و دستپاچگی شدهاند. آقای خاوری که با توجه به گستردگی فساد در بانک ملی در این پرونده و پروندههای دیگر، احتمال دستگیری خود را به خاطر ارتباط با این پروندهها و عوامل پشت پرده آنها میداد به کانادا گریخت و اکنون عوامل مرتبط با وی در بانک مرکزی و دولت در صدد رفع و رجوع این فرار، که با کمک و پشتیبانی برخی از آنان انجام گرفته است، هستند و از ترس گستردهتر شدن ابعاد این موضوع با شخص اصلی پیگیریکننده و شکایتکننده اصلی این پرونده برخورد نمودند. اکنون مسئولانی که اقدام به واگذاری زمینهای بسیار ارزان به آقای مهآفرید امیرخسروی و گروه امیر منصورآریا کردهاند و برای دادن مجوز تاسیس بانک به این گروه و واگذاری پروژههای بزرگ کشور بدون مناقصه به آنها پیگیر بودهاند، باید پاسخگوی مردم و قوه قضائیه باشند. آنهایی که آقای خاوری مدیر عامل بانک ملی را که از اول، خود و خانوادهاش مقیم کانادا بودند و با داشتن اقامت در کانادا به نظر نمیرسد هیچ تعهدی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران داشته باشند، انتخاب نمودند، اکنون باید پاسخگوی این فساد مالی توسط این نوع افراد باشند.
بنده از زمانی که با پیگیری عوامل این فساد از شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شدم، به دنبال استعفای خود بودم؛ اما به خاطر حقی که مردم برگردن من داشتند مقاومت کردم تا این پرونده در مسیر اصلی خود قرار گیرد. بحمدالله امروز با پیگیری قوه قضائیه و مسئولین وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور و جدیت مردم در روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده، کار پیگیری در مسیر خود قرار گرفته و در آینده نهچندان دور عناصر اصلی و پشت پرده این پرونده برای مردم روشنتر خواهد شد.
بنده نیز با توجه به تعهدی که به مردم دارم، به عنوان یک شهروند پیگیر آن خواهم بود و در آینده نیز ابعاد و افراد مرتبط را اعلام خواهم نمود. |
||
|
|
|
|
هاشمي رفسنجاني: وزارت اطلاعات و بچهحزباللهيها ما را اذيت مي كنند + فايل صوتي
هاشمي رفسنجاني ديروز طي سخناني در قزوين كه منتشر نشد، بيان داشت: «گاهي فشار مي آورند كه فلان آقا مثلاً راديكال هست و بركنارش كنيد، وزارت اطلاعات يك جورايي اذيت ميكند، ديگران يه جور ديگر اذيت ميكنند، بچه حزبالهيها يه جور ديگر اذيت ميكنند ...
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، هاشمی رفسنجانی ديروز پس از بهرهبرداری از چند پروژه دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه گفت: «دانشگاه آزاد طبيعتش اين است كه كار خودش را مي كند؛ در باند نيست، در گروه نيست، در جناح نيست، البته من جناحها را عيب نمي دانم بالاخره در جامعه زنده جناح هست، حزب هست، باند هست، اما دانشگاه آزاد صبقه علمي اش را دارد.»
رئيس سابق مجلس خبرگان كه چند روز بعد از شنيده شدن اخباري مبني بر خداحافظي قطعي جاسبي از دانشگاه آزاد سخن مي گفت، ادامه داد: «در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جريان ها است؛ در دانشجو، در كارمندان، در مديران و در اساتيد از اين جريانها حضور دارند، ما هم واقعاً امتيازي قائل نيستيم.»
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، دلخوري خود از حزب اللهي ها را اينگونه بر زبان آورد: «گاهي فشار مي آورند كه فلان آقا مثلاً راديكال هست و بركنارش كنيد، وزارت اطلاعات يك جورايي اذيت مي كند، ديگران يه جور ديگر اذيت مي كنند، بچه حزب الهيها يه جور ديگر اذيت مي كنند، اين كار ما نيست همه مديران بدانند ما اين جوري نيستيم.»
هاشمي به طور تلويحي حمايت خود از يك جريان خاص در دانشگاه آزاد را مورد اشاره قرار داد و افزود: «بعضيها مي گويند فلان استاد سركلاس اين حرفها را زده است، خوب بگويد، او يك استاد است، نظراتي دارد و سركلاس يا جلسات مي گويد ما بنا نداريم كه مسائل باندي و سياسي بشود و لو اينكه خودمان در يك جريان باشيم به هر حال هركس در يك جريان و تفكري هست ديگر، ولي در دانشگاه آزاد ما مي خواهيم ميدان بازي باشد براي همه.»
رفسنجاني در اين مورد توضيح نداد كه چگونه مي توان كرسي هاي استادي را در دانشگاه به افراد با گروه هاي طيفي مختلف سپرد، اما از جلوگيري انتقال مفاهيم انحرافي از سوي اساتيدي كه حامي تفكرات منحط غربي و يا احتمالاً داراي تفكرات ضداسلامي هستند، صحبت كرد.
وي در ادامه سخنان خود بيان داشت: «معلم، استاد، «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»، شامل اين جا هم مي شود، وقتي استادي با هر گرایش کار خودش را به درستی انجام میدهد از او استقبال بكنيم و باید دستش را ببوسیم، ولی اگر کوتاهی کرد با هر گرایش باید تذکر داده شود.»
عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد تصريح كرد: «ما بنا داريم كه دانشگاه آزاد اسلامی جايي باشد براي تعلیم و تربیت و اخلاق كه بنیه علمي کشور را بالا ببرد.»
سخنان اخير هاشمي را مي توان برائت جستن از نيروهاي حزب اللهي و حمايت علني از اساتيد سكولار دانست.
|
||
|
|
|
|
|
جزئیاتی از ارتباط همکاران BBC با روزنامه نگاران اصلاحطلب با
محوريت سياه نمايي در مورد ايران و ملت ايران
+مشخصات و عکس
خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته 27 شهریور ماه پس از انتشار خبر شناسايي شبکه گسترده ای از عناصر همكار بي بي سي فارسي در تهران 6 نفر از عناصر شبکه مخفي BBC در مكان هاي مختلف دستگير شدند و اقدام قضايي و امنيتي در مورد آنها صورت گرفت.
خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» جزئیات جدیدی از سابقه فعالیت این افراد به دست آورده است. اسامي اين تعداد از اعضاي شبكه مخفي تامين منافع بي بي سي در تهران بدين شرح است: آقايان: ناصر صفاریان، مجتبی میرطهماسب، هادی آفریده، محسن شهرناز دار و کتایون شهابی. بر اساس اين گزارش افراد شناسايي شده تامین کننده اطلاعات، فیلم، خبر، و گزارش پنهاني با محوريت سياه نمايي در مورد ايران و ملت ايران از محیط های مختلف برای بی بی سی فارسی بودند. یک منبع آگاه همچنين روز گذشته به باشگاه خبرنگاران گفت: اعضاي شبکه مخفي بي بي سي فارسي در تهران براي تهيه هر برنامه خود پول هاي چند ده هزار دلاري دريافت و بين اعضاي ديگر توزيع مي کردند. يك مقام آگاه با اعلام شناسايي تيم همكاران بي بي سي در تهران گفته بود: برای اقدامات ضد ایرانی این شبکه که در پوشش همکاری با بی بی سی عملا نیازمندیهای سرویس جاسوسی انگلیس را تامین می کرد پول های کلانی به عنوان دستمزد و... به افراد پرداخت شده است و انگیزه ضد ملی و ایرانی سر شبکه ها و همکاران این شبکه نیز مشهود است. ناصر صفاریان کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی است که سابقه مستندسازی، نویسندگی، منتقد سینما و روزنامه نگار که سابقه همکاری با رسانه ها و نشریات "فیلم، ادینه، سلام، ایران، سینما جهان، مهر، سینمای نو، دنیای تصویر، گزارش فیلم، زنان، نوروز، وقایع اتفاقیه، یاس نو، آفرینش و صدای عدالت" را در کارنامه خود دارد. وی همچنین سازنده فیلم های مستند جام جان، سرد سبز، اوج موج، خانه سیاه، وقت خوب مصائب (احمدرضا احمدی:زندگی و شخصیت)، اتواستاپ (فیلم کوتاه بر اساس داستانی از میلان کوندرا)، آزادی در مه، یک بطری آب، آواز آفتاب (مروری بر ادبیات داستانی معاصر ایران) و تهیه کنندگی امپراتور و ما(آكيرا كوروساوا: يك نگاه)، عاشق، خواب خورشید (عشق در ترانه های ایرانی) و نویسنده کتاب آیه های آه (ناگفته هایی از زندگی فروغ فرخزاد) است که همگی به سیاه نمایی از جامعه ایرانی شهره است.
مجتبی میرطهماسب متولد سال 1350 در كرمان و فارغ التحصيل رشته كارشناسی صنايع دستی در سال 1374 از دانشگاه هنر است.
شروع فعاليت های سينمايی از سال 1369 با صدابرداري فيلم و مستندسازي فيلم های مستند كوتاه «نشان» از مجموعه كودكان سرزمين ايران 16 م.م در سال 1375، ساخت هشت قسمت از مجموعه مستند «داستان های هند» در سال 1375 و 1376 به نام های «پدرم قلمكار بود»، «مينا»، «آب و آئينه»، «كاشی وان يكاد»، «حسنبدو»، «بوی گل محمدی»، «تپه»، «ماهی مسی» است. هادی آفریده کارگردان و مستند ساز، عضو هیات انتخاب دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران- خانه سینما 1387 - عضو هیات داوری نخستین جشنواره سراسری فیلم کوتاه زابل – 1389 - عضو هیات داوری نخستین جشنواره فیلم تصویر استاندار – 1389 - عضو انجمن صنفی مستند سازان سینمای ایران در خانه سینما - عضو انجمن صنفی فیلم کوتاه در خانه سینما است.
محسن شهرناز دار مستندساز، روزنامه نگار، پژوهشگر موسیقی نواحی و نوزانده سه تار- دبیر ویژهنامه موسیقی روزنامه ایران که پیش تر نیز در رابطه با چاپ مقاله ای درباره کتاب "موسیقی زنان ایران" به نویسندگی توکا ملکی، تحت پیرگرد قرار گرفته بود.
کتایون شهابی نیز عضو هیئت مدیره انجمن تهیه کنندگان فیلم مستند و مدیر عامل موسسه رسانه بین المللی شهرزاد است.
|
||
|
|
|
|
|
نامه مشایی به 2 وزیر برای عامل اصلی اختلاس 3 هزار میلیاردی
اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در نامه ای به وزرای اقتصاد و راه خواستار تسریع در واگذاری سهام شرکت فولاد خوزستان به گروه امیر منصور آریا عامل اصلی اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی می شود. در گزارشی مشرق نوشت: در نامه مورخ 7 مهر سال 1389 مشایی خطاب به دو وزیر کابینه چنین آمده است:
این گزارش حاكي است كه امير منصور خسروي در جريان واگذاري هاي سازمان خصوصي سازي و در حركتي كاملا مشكوك توانست شركت تراورس كه از مهمترين شركت هاي پيمانكار در عرصه رآه آهن كشور است را خريداري كند. جالب است كه شركت تراورس به صورت ده ساله به امير منصور خسروي و به قيمت 120 ميليارد تومان واگذار شد.
با عنایت به نامه شماره 239664 مورخ 4/11/1389ریاست محترم دفتر مقام عالی ریاست جمهوری در ارتباط با درخواست شماره 16419/ص20 مورخ 21/10/1389 شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راهآهن (تراورس) جلسهای در مورخ 3/2/1390 در محل دفتر سرپرست محترم وزارت راه و ترابری در ارتباط با اجرای طبقاتی نمودن مسیر جادهای حد فاصل شهرستان رامسر به شهرستان نور به طول تقریبی 120 کیلومتر تشکیل و مقرر گردید پروژه مذکور توسط شرکت فوق بصورت EPC+F در مدت 27 ماه اجرا، (نحوه تأمین منابع مالی از طریق واگذاری 5/50 درصد سهام شرکت فولاد خوزستان از سوی دولت خواهد بود). |
||
|
|
|
|
![]() محسنی اژه ای در نشست خبری:
"عامل اختلاس اخیر در صورت اثبات
فساد فیالارض اعدام میشود"
خبرنامه دانشجویان ایران: نوزدهمین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه در حالی برگزار شد که 85 دقیقه از زمان این نشست به توضیحات ناظر ویژه رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر اختصاص داشت. |
||
|
|
|
|
|
نامه یاران بقایی برای واردات رژلب!!!
خبرنامه دانشجویان ایران:تاسیس «بانک شرق» توسط برخی از این مدیران زندانی، از دیگر نکاتی بود که می توان آنرا از عجایب فعالیتهای مالی و اقتصادی در مناطق آزا دانست؛ موضوعی که با برخورد قاطع نهادهای نظارتی همراه شد.
به گزارش قاصد در همین حال خبر می رسد، شوراي هماهنگي مناطق آزاد تجاري – صنعتي و ويژه اقتصادي با ارسال نامه ای به گمرک، با تشریح کالاهاي ساخته شده در این مناطق خواستار صدور مجوز ورود برخی از محصولات این مناطق به داخل کشور با تسهیلات ویژه شده است. از جمله این محصولات که در کنار اقلام بی اهمیتی مانند چراغ فلورسنت، مطرح شده « رژ لب جامد و مايع» است که توسط شرکت "م.آ" در کیش تولید می شود. مشخص نیست آیا هیچ محصول باارزش تری برای مردم ایران در این مناطق تولید نمی شود که باید مجوز ورود چنین تولیداتی را صادر کرد؟ این در حالی است که پیش از این هم کارشناسان معتقد بودند مناطق آزاد چند سالی است از اهداف واقعی خود دور و به منطقه ای برای واردات محصولات لوکس و مصرفی خارجی تبدیل شده است که با تولیدات معرفی شده از سوی شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاري – صنعتي و ويژه اقتصادي این نظر عملا تایید می شود. |
||
|
|
|
|
|
فرزندان 3 نماینده در اختلاس میلیاردی!!!
خبرنامه دانشجویان ایران:نصرالله كوهي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، گفت: همانطور كه يكي از ويژگي هاي اصولگرايي پيرو ولايت فقيه بودن است و اين شاخصه يعني آنكه نمايندگان به دنبال قدرت طلبي از راه غير حلال نروند، متاسفانه شنيده شده كه فرزندان سه تن از نمايندگان جديد مجلس در اختلاس سه هزار ميلياردي نقش داشته اند. وي گفت: گويا از اين سه نفر يك نفر دستگير شده است. |
||